|
(متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد) |
|
سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید |
|
||||||||||||
|
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است. |
|||||||||||||
سلام و عرض ادب خدمت نابیان ارجمند
و تبریک اعیاد حضور مدیر عزیز سایت شعرناب
و جمیع شاعران گرانقدر
درود استاد سپیدسرا
شعر سپید یا بهتر بگویم فراسپیدِ تامّلمدار و درنگسویی است؛
باعنوان دلپسند [ رستگاری ] و به نوعی فابلگویی هوشمندانهای است
در حیطهی ادبیات فُرمالیستی
فابل ( Fable ) یا ( Fabula ) به معنی قصّه و داستان و حکایات اغلب کوتاهی است که اکثر کاراکترها و شخصیت های این نوع داستانها از میان حیوانات و اشیاء یعنی موجوداتِ غیرِانسانی ، انتخاب میگردند و در واقع از صنعت ادبی ِ تشخیص یا همان جاندارنمایی و استعارهی مَکنیه ، برای خلقِ یک داستان نمادین و حکایتی فولکلوریک آموزنده و گاهی در شیوهی طنزی کنایه آمیز و تعریضی پارادوکسیکال و نکتهپرداز و جزییاتنگر برای بیان معضلات اجتماعی و اپیدمیهای پیرامونی، استفاده می شود.
منشاءِ آن، کلمهی لاتینِ فرانسوی ِ Fabula ( فابولا ) است. فابل خود در اصل نوعی تمثیل نمودی است و از زمان باستان تاکنون در ادبیات ملل مختلف به شکل های مختلف کاربرد داشته است ولی کلمهی فوق و نام فابل واژه ای فرانسوی است که به قول خانم سیماداد - صاحب کتاب فرهنگ اصطلاحات ادبی - اولین بار در فرانسه به معنای ( اضافه تمثیلی ) بکار رفته است.
در اصطلاح ادبیاتِ غرب، فابل به آن دسته از روایات کوتاه ، مفرّح و منظومی اطـلاق می شود که بر وزن هشت هجائی سروده شده باشند و متشکل از سیصد الی چهارصد سطر باشند.
مـوضـوع فـابـلنگاریها معمولاً برگرفته از زندگیِ مردم طبقهی متوسط جامعه و باورهای ایشان و گاه برگرفته از خرافات آنهاست است ( مثل گاوپرستی هندوها ) .
از نمونه های فابیلو یا فابلیو درادبیات انگلیسی« حکایت آسیابان »و«حکایت کدخدا » در حکایتهای کانتربری چاسر ، قابل ذکر است.
تمثیل بیان کناییِ حکایت و روایتی است که هرچند معنای ظاهری دارد؛ اما مرادِگوینده، معنای کلیِ وسعتاندیشِ دیگری است.
تمثیل گاه کوتاه است و در یک بیت یا مصراع بیان میشود. اما داستانهایی هستند که کمی طولانی ترند و به صورت تمثیل به کار رفتهاند؛ مثل برخی داستانهای مثنوی مولوی .
همچنین در ادبیات جهانی، فابل به آن دسته از قصهها و افسانههای کوتاه منثور یا منظوم مراعات النظیرگرایشی گفته میشود که از زبان عواملِ طبیعتمحوری مثلِ درخت و گل و بلبل و دشت و صحرا و دریا و موج و رودخانه و سنگ و صخره و آسمان و ابر و ... نیز حیوانات و جمادات و گیاهان، بیان شده باشد. این روایات، تخیّلی هستند و به بیان مطالب اخلاقی و اندرزی و ذکر معضلات اجتماعی به شکلی غیر مستقیم و گاه بازبان طنزی تلخ و رئالسوی میپردازند. در واقع شخصیتهای این داستان ها حیواناتی با سرشتهای انسانیاند. مانند [ شازده کوچولو و روباه ] که در این داستانِ زیبا ، روباه برخلاف تصوّرات ایرانی که روباه را نماد زیرکی و فریب و تزویر می دانند؛ نقشی خردوَرز و هدهدگونه و راهنمامَدار و آگاه را دارد.
منشأ بسیاری از فابلهای اروپایی را باید در مشرقزمین به ویژه هندوستان جستوجو کرد. البته در یونان نیز فابلهای زیادی وجود داشته که اغلب آنها از ایزوپ است. (ایزوپ شخصی افسانهای ـ شاید مثلِ همان لقمان یا مثلاً بهلول یا مُلانصرالدین باشد. مردی گوژپشت و زمختروی و ظاهروَخیم اما در عین حال بسیار دانا و فَهیم و دلآگاه و باتجربه و مردمدار بوده باشد).
لافونتِن ، شاعر فرانسوی، در فابلنویسی شهرتی عالَمگیر دارد.
فابلهای او مجموعهای از ۲۴۱ فابل ِ منظوم و در قالب شعرهای آزاد است. در فابلهای لافونتن تأثیرپذیری و الهام از کلیله و دمنه ایرانی آشکار و واضح است.
مثلاًحکایت «روباه و زاغ » در کتاب فارسی به نام سرایندهاش حبیب یغمایی ، معرفی شدهاست ؛ اما این شعر ایشان در واقع ترجمه مانندی منظوم از شعر شاعر فرانسوی قرن هفدهم یعنی ژان دو لافونتن است که کتاب درسی به نام شاعر اصلی آن هیچ اشارهای نشدهاست.
ایرج میرزا و رشید یاسمی و امیری از اولین کسانی بودند که برخی از حکایتها یا فابلهای لافونتن را به نظم فارسی ترجمه کردند.
نمونههایی از این ترجمهها در کتاب تاریخ ترجمهٔ ادبی از فرانسه به فارسی ارائه شدهاست.
در ادبیات انگلیسی داستان معروف [ قلعه حیوانات ] (animal farms)از فابلهای مشهور است که نویسنده ای به نام جورج اورول آن اثر زیبا را پدید آورده است ؛ و شامل طنزهای سیاسی است که بر کمونیسم و هرنوع افراطی گریها میتازد.
فابل در ادبیات فارسی نیز سابقهای دیرینه دارد ؛ کتاب کلیله و دمنه که به وسیلهی بُرزویهی طبیب از هندوستان به ایران زمین آورده شده است ؛ به زبان دری پهلوی ترجمه شده است . بعداً یک بار دیگر شخصی به نام نصرالله مُنشی آن را در قرن ششم ه. ق از عربی به فارسی برگردانده است . این کتاب یکی از مجموعه فابلهای بسیار ارزشمند است که دو قهرمان اصلی آن به نام کلیله و دمنه دو تا شُغالاند.
در منطقالطیر عطار نیشابوری نیز تمثیل، به ویژه فابلِ پرندگان ، نقش اساسی را ایفا می نماید.
در مثنوی مولوی ، قصّه و تمثیل در بیان مفاهیم اخلاقی و عرفانی به کار رفتهاند؛ هر چند نسبت فابل در مثنوی، نسبت به سایر تمثیلها کمتر است.
اشعار فراسپید استاد آزادبخت ارجمند نیز چنین هستند در تمثیلِ کاراکترهای حیوانی، خواننده به قرینهی معنوی از ظاهرِ عبارات متوجّه ِ رویکردِ معناستیزِ اصالتنهادِ آن میشود. نقل تمثیلات حیوانی و تعبیرات کنایی در اقناع مخاطب و تفهیم مطلب به او ـ به ویژه مخاطبِ عام ـ از آنجهت نزد خطیبان اهمیت دارد که به آسانی نمیتوان در هر مورد که اثبات مُدعایی، لازم آمد؛ قصّههایی مبتنی بر واقعیات را ساخت.
اما در ابداع، تمثیل حیوانات آسانتر از احاطه بر واقعیات است و چون تخیّل در آن دخالتِ بیچونو چرای مستقیمی دارد؛ مفاهیم گستردهتری را میتوان در آن گنجاند و به مخاطبین یاداور شد و آموخت.
در این فابلنگاری، قهرمانان حکایتها، متشکّل از جانورانند که هر کدام بیانگر ویژگیهایِ تیپ و ابژه و عناصر یا طبقهای خاص از جامعه هستند.
مثلاً در کلیله و دمنه، شیر تصویرگر حاکمان است.
در منطقالطیر عطّار نیشابوری ، هُدهُد نمادِ رهبری حکیم و پیرِ فرزانه ی هدایتگرِ دیگرپرندگان و سیمرغ سمبلی از حقیقت خدا یاعقلِ کل، و بلبل تمثیل مردمانِ عاشقپیشهخوشگذران، طوطیتمثیلی زاهدان اهل ظاهر که پابستِ حرفِ بی عمل و دنیای گذرانند و طاووس هم نماد کسانی است که تکالیف را بصورت قراردادی،فقط برای رسیدن به اجر و بهشت انجام میدهند !
این نوع نگاشتِ منحصربفرد با اپیزودهای روایی انتخابی و آرکیتایپهای اسلایدروش ، چنان که در نوشتار استاد آزادبخت هم هویداست؛ در ادبیات تطبیقی و جهانشمول ، روایاتی اغلب منظوم و گاه متونِ منثوری را بیانگر است که همانگونه که اشاره شد؛ نه تنها از زبان حیوانات بلکه حتی گاهی اشیاء و مقولات و مفهوم هایی با کاراکترهایی ذهنی در جنبههای کاملاً سمبلیکِ نمایشیِ تعلیمی و تصویرپرداز دارند؛ ساخته میشود. که درین دلگویه هم، شاعر ارجمند چنین نقشی را در معناگریزیِ فیلمنامهمانند شعر ایفا می نماید . برایم یادآور برخی داستانهای (( مرزبان نامه)) بود که می توان صراحتاً گفت که بهترین کارکرد و انعکاسی از فابیلونگاری در ادبیات ایران محسوب هستند .
گاوِ شاخدار و گوساله و پلنگ و ماه نیز در این شعر می تواند هم از نمادهای اسطوره ای و افسانه ای ( اساطیر هند و یونانی) و هم از تلمیحات سمبلیک قرآنی مثلِ ( گوساله سامری) در واقعهی حضرت موسی(ع) نقشی ارزنده و چشماندازی مُطایبهنگر را در تلقّیِ ظریفاندیش و تخیّلات شاعر ارجمند به شکلی آگاهیبخش در بازتابی انتقادی ، بابیانی غیرمستقیم و تعریضی هنرپرور، جلوهگر و بهرهمند بوده باشد
از بابت تلخیص و تندنویسی و اغلاط احتمالی املایی هم العفوو
سلامت و دلشاد بمانید و سرافراز