سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

زیباتر از این نیست در عالم(بسم الله الرحمن الرحیم)به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید.فکری احمدی زاده(ملحق)مدیر موسس سایت ادبی شعرناب

جمعه ۲۴ بهمن

رستگاری

شعری از

محمدرضا آزادبخت

از دفتر بانوی ازلی نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۱۵:۵۱ شماره ثبت ۱۴۳۵۵۷
  بازدید : ۸۶۴   |    نظرات : ۹۸

رنگ شــعــر
رنگ زمینه

بانوی ازلی تقدیم می کند 
 
شبیه گاوی که 
معبدی را روی شاخ هایش به اوج می رساند
وبه جهالت گوساله ها 
پنداردرختان را
آویزه ی  گوش نیاکانش می کند
ــــــ
شبیه گاوی که چشم هایش
بهانه ی  راهبی بود
که ایمانش را در دریا رها می کرد
تانامانوس تر از افکاری
آهسته در ویرانه ها 
دیوانه ای را به معبد  بکشاند
ــــــــــــــــــ
جسورانه به  پروانه ها حسادت می ورزم
وبه جوهر خشکیده در تپش دقیقه ها
قهقهه سر می دهم
ـــــــــــــ
نیم دقیقه مانده به عروج موج
بی جنبه جستجوی جزرها
سرزنش جنگلی خواهد بود
که مدام آغازرستگاری پلنگی را
به کام دریا می کشاند
ـــ ـــــــــــــــ
موجی جوان به جویبارها می خندند
ونیز به شاخ گاوها
وقتی حزن ،حضور بی حرمت دارد
گاهی چشمه همگام موجی جوان
هرلحظه از جای خود می جنبد
هرلحظه آغاز تاریخی را
به رودخانه بر می گرداند
ای آویزان شده از گوش نیاکان
شبیه کدام گاو
سرزنش رستگاری پلنگ ها خواهی شد
          محــــــــــمــــــــــــــدرضــــــــــــا آزادبــــــــــــخــــــــــــــــــتـــــــــ
 
 
۱۰
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
طاهره حسین زاده (کوهواره)
حدود ۱ ماه پیش

سلام و عرض ادب خدمت نابیان ارجمند
و تبریک اعیاد حضور مدیر عزیز سایت شعرناب
و جمیع شاعران گرانقدر خندانک


درود استاد سپیدسرا خندانک


شعر سپید یا بهتر بگویم فراسپیدِ تامّل‌مدار و درنگ‌سویی است؛
باعنوان دلپسند [ رستگاری ] و به نوعی فابل‌گویی هوشمندانه‌ای است
در حیطه‌ی ادبیات فُرمالیستی خندانک


فابل ( Fable ) یا ( Fabula ) به معنی قصّه و داستان و حکایات اغلب کوتاهی است که اکثر کاراکترها و شخصیت های این نوع داستان‌ها از میان حیوانات و اشیاء یعنی موجوداتِ غیرِانسانی ، انتخاب می‌گردند و در واقع  از صنعت ادبی ِ تشخیص یا همان جاندارنمایی و استعاره‌ی مَکنیه ، برای خلقِ یک داستان نمادین و حکایتی فولکلوریک آموزنده و گاهی در شیوه‌ی طنزی کنایه آمیز و تعریضی پارادوکسیکال و نکته‌پرداز و جزییات‌نگر برای بیان معضلات اجتماعی و اپیدمی‌های پیرامونی، استفاده می شود. 

منشاءِ آن، کلمه‌ی لاتینِ فرانسوی ِ Fabula ( فابولا ) است. فابل خود در اصل  نوعی تمثیل نمودی است و از زمان باستان تاکنون در ادبیات ملل مختلف به شکل های مختلف کاربرد داشته است ولی کلمه‌ی فوق و نام فابل واژه ای فرانسوی است که به قول خانم سیماداد - صاحب کتاب فرهنگ اصطلاحات ادبی - اولین بار در فرانسه به معنای ( اضافه تمثیلی ) بکار رفته است.

در اصطلاح ادبیاتِ غرب، فابل به آن دسته از روایات کوتاه ، مفرّح و منظومی اطـلاق می شود که بر وزن هشت هجائی سروده شده باشند و متشکل از سیصد الی چهارصد سطر باشند.

مـوضـوع فـابـل‌نگاری‌ها معمولاً برگرفته از زندگیِ مردم طبقه‌ی متوسط جامعه و باورهای ایشان و گاه برگرفته از خرافات آن‌هاست است ( مثل گاوپرستی هندوها ) .

از نمونه های فابیلو یا فابلیو درادبیات انگلیسی« حکایت آسیابان »و«حکایت کدخدا » در حکایتهای کانتربری چاسر ، قابل ذکر است.

تمثیل بیان کناییِ حکایت و روایتی است که هرچند معنای ظاهری دارد؛ اما مرادِگوینده، معنای کلیِ وسعت‌اندیشِ دیگری است.

تمثیل گاه کوتاه است و در یک بیت یا مصراع بیان می‌شود. اما داستان‌هایی هستند که کمی طولانی تر‌ند و به صورت تمثیل به کار رفته‌اند؛ مثل برخی داستان‌های مثنوی مولوی .

همچنین در ادبیات جهانی، فابل به آن دسته از قصه‌ها و افسانه‌های کوتاه منثور یا منظوم مراعات النظیر‌گرایشی گفته می‌شود که از زبان عواملِ طبیعت‌محوری‌ مثلِ درخت و گل و بلبل و دشت و صحرا و دریا و موج و رودخانه و سنگ و صخره و آسمان و ابر و ... نیز حیوانات و جمادات و گیاهان، بیان شده باشد. این روایات، تخیّلی هستند و به بیان مطالب اخلاقی و اندرزی و ذکر معضلات اجتماعی به شکلی غیر مستقیم و گاه بازبان طنزی تلخ و رئال‌سوی می‌پردازند. در واقع شخصیت‌های این داستان ها حیواناتی با سرشت‌های انسانی‌اند. مانند [ شازده کوچولو و روباه ] که در این داستانِ زیبا ، روباه برخلاف تصوّرات ایرانی که روباه را نماد زیرکی و فریب و تزویر می دانند؛ نقشی خردوَرز و هدهدگونه و راهنمامَدار و آگاه را دارد.

منشأ بسیاری از فابل‌های اروپایی را باید در مشرق‌زمین به ویژه هندوستان جست‌وجو کرد. البته در یونان نیز فابل‌های زیادی وجود داشته که اغلب آنها از ایزوپ است. (ایزوپ شخصی افسانه‌ای ـ شاید مثلِ همان لقمان یا مثلاً بهلول یا مُلانصرالدین باشد. مردی گوژپشت و زمخت‌رو‌ی و ظاهروَخیم اما در عین حال بسیار دانا و فَهیم و دل‌آگاه و باتجربه و مردم‌دار بوده باشد).

لافونتِن ، شاعر فرانسوی، در فابل‌نویسی شهرتی عالَم‌گیر دارد.

فابل‌های او مجموعه‌ای از ۲۴۱ فابل ِ منظوم و در قالب شعرهای آزاد است. در فابل‌های لافونتن تأثیرپذیری و الهام از کلیله و دمنه ایرانی آشکار و واضح است.

مثلاًحکایت «روباه و زاغ » در کتاب فارسی به نام سراینده‌اش حبیب یغمایی ، معرفی شده‌است ؛ اما این شعر ایشان در واقع ترجمه‌ مانندی منظوم از شعر شاعر فرانسوی قرن هفدهم یعنی ژان دو لافونتن است که کتاب درسی به نام شاعر اصلی آن هیچ اشاره‌ای نشده‌است.

ایرج میرزا و  رشید یاسمی  و امیری از اولین کسانی بودند که برخی از حکایت‌ها یا فابل‌های لافونتن را به نظم فارسی ترجمه کردند.

نمونه‌هایی از این ترجمه‌ها در کتاب تاریخ ترجمهٔ ادبی از فرانسه به فارسی ارائه شده‌است.

در ادبیات انگلیسی داستان معروف [ قلعه حیوانات ] (animal farms)از فابل‌های مشهور است که نویسنده ای به نام جورج اورول آن اثر زیبا را پدید آورده است ؛ و شامل طنزهای سیاسی است که بر کمونیسم و هرنوع افراطی گری‌ها می‌تازد.


فابل در ادبیات فارسی نیز سابقه‌ای دیرینه دارد ؛ کتاب کلیله و دمنه که به وسیله‌ی بُرزویه‌‌ی طبیب از هندوستان به ایران زمین آورده شده است ؛ به زبان دری پهلوی ترجمه شده است . بعداً یک بار دیگر شخصی به نام نصرالله مُنشی آن را در قرن ششم ه. ق از عربی به فارسی برگردانده است . این کتاب یکی از مجموعه فابل‌های بسیار ارزشمند است که دو قهرمان اصلی آن به نام کلیله و دمنه دو تا شُغال‌اند. 

در منطق‌الطیر عطار نیشابوری نیز تمثیل، به ویژه فابلِ پرندگان ، نقش اساسی را ایفا می نماید.

در مثنوی مولوی ، قصّه و تمثیل در بیان مفاهیم اخلاقی و عرفانی به کار رفته‌اند؛ هر چند نسبت فابل در مثنوی،  نسبت به سایر تمثیل‌ها کمتر است.


اشعار فراسپید استاد آزادبخت ارجمند نیز چنین هستند در تمثیلِ کاراکترهای حیوانی، خواننده به قرینه‌ی معنوی از ظاهرِ عبارات متوجّه ِ رویکردِ معناستیزِ اصالت‌نهادِ آن می‌شود. نقل تمثیلات حیوانی و تعبیرات کنایی در اقناع مخاطب  و تفهیم مطلب به او ـ به ویژه مخاطبِ عام ـ از آن‌جهت نزد خطیبان اهمیت دارد که به آسانی نمی‌توان در هر مورد که اثبات مُدعایی، لازم آمد؛ قصّه‌هایی مبتنی بر واقعیات را ساخت.

اما در ابداع،  تمثیل حیوانات آسان‌تر از احاطه بر واقعیات است و چون تخیّل در آن دخالتِ‌ بی‌چون‌و چرای مستقیمی دارد؛ مفاهیم گسترده‌تری را می‌توان در آن گنجاند و به مخاطبین یاداور شد و آموخت.

در این فابل‌نگاری، قهرمانان حکایت‌ها، متشکّل از جانورانند که هر کدام بیانگر ویژگی‌هایِ تیپ و ابژه و عناصر یا طبقه‌ای خاص از جامعه هستند.

مثلاً در کلیله و دمنه، شیر تصویرگر حاکمان است.

در منطق‌الطیر عطّار نیشابوری ، هُدهُد نمادِ رهبری حکیم و پیرِ فرزانه ی هدایت‌‌گرِ دیگرپرندگان و سیمرغ سمبلی از حقیقت خدا یاعقلِ کل، و بلبل تمثیل مردمانِ عاشق‌پیشه‌خوش‌گذران، طوطی‌تمثیلی زاهدان اهل ظاهر که پابستِ حرفِ بی عمل و دنیای گذرانند و طاووس هم نماد کسانی است که تکالیف را بصورت قراردادی،فقط برای رسیدن به اجر و بهشت انجام می‌دهند !

این نوع نگاشتِ منحصربفرد با اپیزودهای روایی انتخابی و آرکی‌تایپ‌های اسلایدروش ، چنان که در نوشتار استاد آزادبخت هم هویداست؛ در ادبیات تطبیقی و جهان‌شمول ، روایاتی اغلب منظوم و گاه متونِ منثوری را بیانگر است که همانگونه که اشاره شد؛ نه تنها از زبان حیوانات بلکه حتی گاهی اشیاء و مقولات و مفهوم هایی با کاراکترهایی ذهنی در جنبه‌های کاملاً  سمبلیکِ نمایشیِ تعلیمی و تصویرپرداز دارند؛ ساخته می‌شود. که درین دلگویه هم، شاعر ارجمند چنین نقشی را در معناگریزیِ فیلمنامه‌مانند شعر ایفا می نماید . برایم یادآور برخی داستان‌های (( مرزبان نامه)) بود که می توان صراحتاً گفت که بهترین کارکرد و انعکاسی از فابیلونگاری در ادبیات ایران محسوب‌ هستند .

گاوِ شاخ‌دار و گوساله و پلنگ و ماه نیز در این شعر می تواند هم از نمادهای اسطوره ای و افسانه ای ( اساطیر هند و یونانی) و هم از تلمیحات سمبلیک قرآنی مثلِ ( گوساله سامری) در واقعه‌ی حضرت موسی(ع) نقشی ارزنده و چشم‌اندازی‌ مُطایبه‌‌‌نگر را در تلقّیِ ظریف‌اندیش و تخیّلات شاعر ارجمند به شکلی آگاهی‌بخش در بازتابی انتقادی ، بابیانی غیرمستقیم و تعریضی هنرپرور، جلوه‌گر و بهره‌‌مند بوده باشد خندانک



از بابت تلخیص و تندنویسی و اغلاط احتمالی املایی هم العفوو
سلامت و دلشاد بمانید و سرافراز خندانک خندانک خندانک

محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد بانو کوهواره مطالب ارزشمند ومفید،بر صفحه ام نوشتید بسیار ارزشمند ومفید بود استادانه نوشتید ممنونم خیلی خرسندم در محضرتان آموختم
ارسال پاسخ
زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
درود استادبانوی مهرپرور

بسیار عالی و جامع خندانک
ارسال پاسخ
بهروز چارقدچی (مجنون)
بهروز چارقدچی (مجنون)
حدود ۱ ماه پیش
سرکار خانم حسین زاده
درود بر شما
همواره کوشیده آید سطح دانش ادبی سایت معظم شعر ناب را ارتقا بخشید. به نوبت خود کمال تشکر را دارم. همچنین سپاس از استاد آزادبخت که با سرودن اشعاری وزین مسبب این آموزش شدند
آرزوی سلامتی برای هر دو بزرگوار
ارسال پاسخ
آوا     صیاد
آوا صیاد
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد دکتر بانو حسین زاده عزیز خواهر گلم از قلم ناب تان وبار دیگر در محضرشریفتان فرا گرفتیم
ارسال پاسخ
نرگس زند (آرامش)
نرگس زند (آرامش)
حدود ۱ ماه پیش
🌺🌺🌺♥️🌺🌺🌺
ارسال پاسخ
مسعود مدهوش( یامور)
مسعود مدهوش( یامور)
حدود ۱ ماه پیش
👏🖐️✌️👆🎉💞✍️☘️🌿🌟🕊️🍀🌱☄️☄️🖐️🌸🌳🌼🌹🌲🎉🌞💯🎊🔥💝❤️‍🔥🫂🤲💐🌺🌷🪷🌸💮🏵️🍄🍁🍂🌺🪷
خوش امدید
☔🌨️🌈🏖️🏝️🌧️🌙🍧🍨🍦🍬🎂🧁🍸🥃🫗🍵☕🫖🍻🍺🥂🥂🥂🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷
ارسال پاسخ
جواد مهدی پور
جواد مهدی پور
پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴ ۱۹:۵۳
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
طاهره حسین زاده (کوهواره)
طاهره حسین زاده (کوهواره)
پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴ ۲۲:۴۱


سپاس بیکران
از لطف ذرّه‌پرور و کوچک‌نواز یکایک شما استادان ارجمند خندانک

خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استادان شعر ناب شمارا دعوت می کند به نقد وتحلیل شعر رستگاری
امید که مرا به جشن رستگاری این شعر ببرید
زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
درود فرهیخته‌ی ارجمند
جناب آزادبخت عزیز

اندیشه و قلمتان پتانسیل پرباری دارد و سرشار است از رمز و راز خندانک خندانک
ارسال پاسخ
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد بانو حکیمی ممنونم
آوا     صیاد
آوا صیاد
حدود ۱ ماه پیش
خندانک
نرگس زند (آرامش)
نرگس زند (آرامش)
حدود ۱ ماه پیش
🌺🌺🌺♥️🌺🌺🌺
مسعود مدهوش( یامور)
مسعود مدهوش( یامور)
حدود ۱ ماه پیش
👏🖐️✌️👆🎉💞✍️☘️🌿🌟🕊️🍀🌱☄️☄️🖐️🌸🌳🌼🌹🌲🎉🌞💯🎊🔥💝❤️‍🔥🫂🤲💐🌺🌷🪷🌸💮🏵️🍄🍁🍂🌺🪷
خوش امدید
☔🌨️🌈🏖️🏝️🌧️🌙🍧🍨🍦🍬🎂🧁🍸🥃🫗🍵☕🫖🍻🍺🥂🥂🥂🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد بانو حکیمی ممنونم از گل آرایی درصفحه
مسعود مدهوش( یامور)
مسعود مدهوش( یامور)
حدود ۱ ماه پیش
👏🖐️✌️👆🎉💞✍️☘️🌿🌟🕊️🍀🌱☄️☄️🖐️🌸🌳🌼🌹🌲🎉🌞💯🎊🔥💝❤️‍🔥🫂🤲💐🌺🌷🪷🌸💮🏵️🍄🍁🍂🌺🪷
خوش امدید
☔🌨️🌈🏖️🏝️🌧️🌙🍧🍨🍦🍬🎂🧁🍸🥃🫗🍵☕🫖🍻🍺🥂🥂🥂🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷
ارسال پاسخ
عباسعلی استکی(چشمه)
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد عزیز
فلسفی زیبایی است
در حال حاضر تایلند و کامبوج حدود صد سال استکه
بر سر یک معبد واقع در کوهستانی نزدیک مرز مشترک
در حال نبرد هستند
عجب گاوی این قصه را بنا نهاد
و چه گوساله هایی برایش جان میدهند
و درختان تماشا میکنند خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد استکی ممنونم
ارسال پاسخ
آوا     صیاد
آوا صیاد
حدود ۱ ماه پیش
خندانک
ارسال پاسخ
آوا     صیاد
آوا صیاد
حدود ۱ ماه پیش
خندانک
ارسال پاسخ
نرگس زند (آرامش)
نرگس زند (آرامش)
حدود ۱ ماه پیش
🌺🌺🌺♥️🌺🌺🌺
ارسال پاسخ
مسعود مدهوش( یامور)
مسعود مدهوش( یامور)
حدود ۱ ماه پیش
👏🖐️✌️👆🎉💞✍️☘️🌿🌟🕊️🍀🌱☄️☄️🖐️🌸🌳🌼🌹🌲🎉🌞💯🎊🔥💝❤️‍🔥🫂🤲💐🌺🌷🪷🌸💮🏵️🍄🍁🍂🌺🪷
خوش امدید
☔🌨️🌈🏖️🏝️🌧️🌙🍧🍨🍦🍬🎂🧁🍸🥃🫗🍵☕🫖🍻🍺🥂🥂🥂🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷
ارسال پاسخ
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود بانو صیاد استاد گرامی ممنونم از گل آرایی درصفحه
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استادمدهوش گرامی ممنونم از گل آرایی در صفحه
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد بانو زند ممنونم از گل ارایی درصفحه
لیلا گماری ( مأنوس شده با قلم)
۲ هفته پیش
با نام و یاد خدا و درود و خدا قوت به تمام اساتید و ناب نشینانِ گرانقدر
و نیز شاعرِ سپیدسرا جناب آزادبخت ارجمند، از همین پنجره فرا رسیدن اعیاد شعبانیه را به یکایک شما ناب نویسانِ ناب اندیش تبریک و شاد باش عرض می نمایم

درودتان باد استاد
شاگردوارانه میگویم

چه کردید با این چرخش قلم که خدا خود بهتر میداند چه ها که پشت هر واژه پنهان نکرده اید و من ترسم از اطناب کلام است که بخواهم بل اندکی از رمز و رموز این سپید را جار بزنم که البته این جار زدن گمان نکنم که گوش خراش باشد چرا که انعکاس هایی از دل قرآن را هویدا میکند و شک ندارم که طالب حقیقت همیشه با شور و اشتیاق دنبالگر کاوش ها خواهد بود و چه خوش خواهد بود اگر بداند چه شیرینی قرار است بچشد که آخر قصه بند بند مغزش را به روشنی های کلام الله باز کند، الله خود میداند که امشب حال قشنگی از اکتشافات این نوشتار رمزآلود وجودم را در برگرفته که چنین دوباره ذوق نوشتن وجودم را لبریز از وسوسه ی چینش لغات به شکلی زیباتر از همیشه کرده تا حقانیتِ حقِ حقیقی را به جذاب ترین شکل ممکن نمایان سازم تا بل اندکی شاکر یزدانِ پاک باشم که امشب این چنین با این آیاتی و تذکراتش وجودم را مصفا کرده و چنین حال قشنگی را به کام دلم چشاند که دوست دارم با دوستان عزیز و روشن ضمیرانِ همیشه جویای حقیقتهای حقیقی به اشتراک بگذارم

آنچه پیشتر اساتید گرانقدر از جمله استاد دکتربانو کوهواره ی عزیزم از برداشت این شعر آشکار کرده اند مشخصا به افکار گاوپرستان اشاره شده منتها اینجا حس میکنم بیشتر به گوساله ی سامری و زمان حضرت موسی کلیم الله اشاره دارد چرا که تنها با یادآوری داستانهای آن زمان میشود طناب معنایی بین سطرهای این سپید پیدا کرد

سطر اول:

شبیه گاوی که 

معبدی را روی شاخ هایش به اوج می رساند

دقیقا به جهالت قوم بنی اسرائیل اشاره کرده که در زمان عدم حضور حضرت موسی گوساله ی سامری را خدای خود برگزیده و شاید با تقدیم و آویزان کردن طلا و جواهراتشان به شاخ های آن گاو میخواستند مراتب بندگی خویش بجای آورند

فلذا باید به آن زمان برگشت که حضرت موسی(ع) از کوه طور برگشت و چنین صحنه ای قوم خود دید و برادرش هارون را بخاطر کوتاهی بازخواست کرده و سپس علت این کار را از سامری جویا شد که چرا چنین افکار مردم را منحرف کرده و سامری در پاسخ چنین گفت :
«قال فما خطبک یاسمری* قال بصرت بما لم یبصروا به فقبضت قبضة من أثر الرسول فنبذتها و کذالک سولت لی نفسی؛ (طه ۹۵_۹۶)
من چيزى را ديدم كه ديگران نديده بودند، و مشتى از خاك پاى جبرئيل برگرفتم، و آن را [در خمير مايه گوساله‌] انداختم، و بدين‌سان بود كه نفسم بدى را به من آراسته جلوه داد گفت به چيزى كه [ديگران] به آن پى نبردند پى بردم و به قدر مشتى از رد پاى فرستاده [خدا جبرئيل] برداشتم و آن را در پيكر [گوساله] انداختم و نفس من برايم چنين فريبكارى كرد

در اینکه منظور سامری از این سخن چه بوده چند تفسیر وجود دارد :

۱) نخست اینکه: مقصودش آن است که به هنگام آمدن لشکر فرعون به کنار دریای نیل، من جبرئیل را بر مرکبی دیدم که برای تشویق آن لشکر به ورود در جاده های خشک شده دریا در پیشاپیش آنها حرکت می کرد، قسمتی از خاک زیر پای او یا مرکبش را بر گرفتم، و برای امروز ذخیره کردم، و آن را در درون گوساله طلایی افکندم و این سر و صدا از برکت آن است! طبق این تفسیر سامری می گوید: من راه تدلیس و حیله بازی را بهتر بلد بودم و به مراحلی آشنایی داشتم که مردم آشنایی نداشتند.

۲) تفسیر دیگر اینکه: من در آغاز به قسمتی از آثار این رسول پروردگار (موسی) مؤمن شدم، و سپس در آن تردید کردم و آن را به دور افکندم، و به سوی آئین بت پرستی گرایش نمودم، و این در نظر من جالبتر و زیباتر بود! من توجه به چیزی داشتم که بنی اسرائیل بدان متوجه نبودند و آن این که موقع نجات بنی اسرائیل از دریای احمر و غرق شدن فرعون و فرعونیان در آن دریا، جبرئیل دخالت داشت. سامری، جبرئیل را شناخت و خاک جای پای او و یا خاک جای پای اسبش را برداشت و آن را به آن صورت درآورد و مردم را به اضلال خویش گرفتار ساخت و این عمل را دشمن ترین دشمن او (نفسش) برای او آراست.

چنان که ملاحظه می شود، داستان در قرآن به طور اجمال و ایجاز نقل شده و حقیقت آن گوساله و چگونگی آن به طور کامل روشن نیست و معلوم نیست منظور از گفتار سامری که گفت: چیزی را دیدم که آن ها ندیدند و مشتی از اثر آن رسول را گرفتم و آن ها را افکندم چیست؟
بیشتر مفسران گفته اند: هنگامی که جبرئیل آمد و سوار بر مادیانی در جلوی لشکریان فرعون ظاهر گردید و وارد دریا شد سامری دید که اسب جبرئیل قدم در هرجا می گذارد، آثار حیات و زندگی در آن نقطه پدیدار می شود، همین سبب شد که سامری مشتی از خاک جای پای اسب یا جای پای خود جبرئیل را بردارد و آن را با خود نگاه دارد تا در جای دیگر از آن استفاده کند. هنگامی که بازگشت موسی از کوه طور به تأخیر افتاد و بنی اسرائیل به دستور هارون، یا به دستور خود سامری جواهرات خود را که از فرعونیان به عاریت گرفته بودند در کوره آتش ریختند، سامری نیز آن مشت خاک را در آتش ریخت و همان سبب شد که جواهرات مزبور به صورت گوساله ای درآید و زنده شود و صدای گوساله درآورد و سامری هم به دنبال این کار آن ها را به گوساله پرستی واداشت و به ایشان گفت: آن خدایی که موسی شما را بدو دعوت می کرد و آن همه آیات را بدو می داد، همین گوساله است و این است خدای شما و خدای موسی که فراموش کرد آن را با خود ببرد و این جا گذاشت. اکنون بیایید تا او را پرستش ‍ کنیم.
بدین ترتیب گفته اند منظورش از این که گفت: من چیزی را دیدم که آن ها ندیدند یعنی من جای پای جبرئیل یا جای پای اسب او را دیدم که مردم آن را ندیدند و منظورش از این جمله نیز که گفت: پس مشتی از اثر آن رسول (و فرستاده) را گرفتم و آن را افکندم همین بود که من مشتی از آن خاک را برداشتم و رد آتش انداختم و جواهرات آب شده در آتش زنده شد و به صورت گوساله زنده ای درآمد که صدا می کرد.
اشکال عمده ای که بر این تفسیر شده، این است که قرآن می گوید پیکر گوساله ای را بیرون آورد که به جسد تعبیر شده است و روشن است که جسد به پیکری اطلاق می شود که روح و حیات در آن نیست، اما مطابق گفتار اینان، گوساله مزبور زنده و دارای گوشت و پوست و جان شد و خلاصه این تفسیر با ظاهر آیه مخالفت دارد.

* گذشته از این، سامری در آن وقت که جبرئیل پیشاپیش لشکریان فرعون ظاهر شد، در زمره همراهان موسی بود که از آن دریای پهناور خارج شده بود و فاصله زیادی با فرعونیان داشت و او در آن وقت جبرئیل را چگونه مشاهده کرد و توانست از جای پای او یا اسبش مشت خاکی بردارد و سپس آن عمل را انجام دهد*

این بند از تفسیر که بین دو ستاره آمده را شاید بشود به این بندِ شعر ربط داد

نیم دقیقه مانده به عروج ِموج
بی جنبه جستجوی جزرها

بدینسان که در لحظه ای که دیگر موج به بالاترین حد عروج خود رسیده بود و زمان به کام کشیدن لشکریان فرعون رسیده بود همان لحظه سامری متوجه بروز آثار حیات زیر پای مادیانی که حضرت جبرئیل بر آن سوار بوده میشود و همان دم فرصت را غنیمت شمرده و برگشته و مشتی از آن خاک جای پای مادیان حضرت جبرئیل را برداشته و با خود برده که بعدها از آن استفاده کند


. به همین دلیل برخی از مفسران چون ابومسلم اصفهانی و فخر رازی قسمت دوم را این گونه معنا کرده اند که سامری به موسی گفت: «من پیش از این، مقداری از آیین تو را گرفته و پذیرفته بودم، ولی چون تو به کوه طور رفتی، دریافتم که آیین تو باطل است و همان آیین گوساله پرستی حق است، ازاین رو آیین تو را بیفکندم و به پیروی از خواهش دل این کار را کردم.»
طبق این معنا، گرچه بعضی از اشکالات برطرف می شود، اما اشکالات دیگری بر آن وارد است که از مجموع اشکالات تفسیر نخست کمتر نیست، زیرا گذشته از این که اشکال عمده ای که ذکر کردیم برطرف نمی شود، این معنایی که اینان کرده اند با قسمت سوم نیز سازگار نیست، چون از این جمله که موسی فرمود: «و معبودت را که پیوسته به خدمتش کمر بسته بودی (و پرستش می کردی) بنگر که ما آن را بسوزانیم و در دریا پراکنده اش سازیم.» (طه/ 97) برمی آید که سامری هیچ گاه به موسی ایمان نیاورد و پیوسته گوساله پرست بود،

در حالی که لازمه تفسیری که این ها کرده اند، آن است که وی به طور موقت ایمان آورده باشد و دیگر آن که از تعبیر موسی که طرف خطاب اوست به لفظ رسول بعید به نظر می رسد و "ممکن است بگویند داستان از این قرار بوده که سامری هنگامی که در مصر بود، گوساله می پرستید و چون از قوم بنی اسرائیل بود یا از روی کهانت و علم ستاره شناسی می دانست که بنی اسرائیل نجات می بابند و فرعونیان غرق می شوند، خود را در زمره اسرائیلیان درآورد و هنگام خروج بنی اسرائیل از مصر همراه آنان خارج شد و در راه یا پیش از خروج از مصر مجسمه گوساله ای را دید که شاید جواهر نشان هم بوده و دور از چشم اسرائیلیان آن را خریداری کرده و با خود برداشت و چون آمدنه موسی از کوه طور به تأخیر افتاد، تصمیم گرفت که نفاق خود را آشکار سازد و آن چه در ظاهر از موسی تعلیم گرفته بود، به یک سو افکند و بنی اسرائیل را نیز گمراه سازد."
از این رو نزد ایشان آمد و اظهار کرد که موسی وعده کرد پس از گذشتن سی شب به نزد شما بازگردد و اکنون که وعده او تمام شد، دیگر نخواهد آمد. بیایید همگی خدای او را که فراموش کرده بود همراه ببرد پرستش کنیم و چون بنی اسرائیل را آماده این کار دید، جواهرات و طلاهایی را که همراه داشتند و شاید چنان که گفته اند از قبطیان به عاریت گرفته بودند، هنه را با نیرنگ از ایشان گرفت و به آن ها چنین وانمود کرد که آن ها را در آتش ریخته است، ولی در حقیقت برای خود برداشت و به جای آن، همان مجسمه گوساله ای را که با خود آورده بود برای ایشان آورد و آن را طوری در زمین قرار داد که چون باد در درون آن می رفت، صدایی از آن خارج می شد و این عمل را یا از روی شغل زرگری که داشت یاد گرفته بود، یا از روی سحر و کهانت. در نتیجه به پرستش آن کمر بستند و هر چه هارون خواست جلوی آن ها را بگیرد، تنوانست و سرانجام بیشترشان فریت سامری را خوردند.

پس از این قسمتِ تفسیر که بین این دو علامت (" " ) آمده میشود به این بند از شعر اشاره کرد که گفته:

شبیه گاوی که چشم هایش

بهانه ی  راهبی بود

که به گاو جواهر نشانی که سامری خریداری کرده و( احتمالا چشمان آن گاو از جنس جواهر بوده) اشاره دارد

و حال داستان کیفر سامری

حضرت موسی (ع) تصمیم داشت سامری را بکشد، اما جبرئیل به او وحی کرد که او را نکش؛ زیرا دارای سخاوت است! موسی به احترام این صفت سامری را نکشت؛ ولی او را مطرود خویش ساخت. پاسخ و عذر سامری در برابر سؤال موسی (ع) به هیچ وجه قابل قبول نبود، لذا موسی فرمان محکومیت او را در این دادگاه صادر کرد و سه دستور در باره او و گوساله اش داد: «قال فاذهب فإن لک فی الحیوة أن تقول لا مساس و إن لک موعدا لن تخلفه وانظر إلی إلـهک الذی ظلت علیه عاکفا لنحرقنه ثم لننسفنه فی الیم نسفا؛

نخست اینکه به او گفت: باید از میان مردم دور شوی با کسی تماس نگیری، و بهره تو در باقیمانده عمرت این است که هر کس به تو نزدیک می شود خواهی گفت: با من تماس نگیر.» (طه/ 97) و به این ترتیب با یک فرمان قاطع سامری را از جامعه طرد کرد و او را به انزوای مطلق کشانید.

مجازات دوم سامری این بود که موسی (ع) کیفر او را در قیامت به او گوشزد کرد و «در جمله "و إن لک موعدا لن تخلفه"» گفت :
"تو وعده گاهی در پیش داری، وعده عذاب دردناک الهی، که هرگز از آن تخلف نخواهد شد".

سومین برنامه این بود که موسی به سامری گفت: «و انظر إلی إلهک الذی ظلت علیه عاکفا لنحرقنه ثم لننسفنه فی الیم نسفا» به این معبودت که پیوسته او را عبادت می کردی نگاه کن و ببین ما آن را می سوزانیم و سپس ذرات آن را به دریا می پاشیم (تا برای همیشه محو و نابود گردد). علامه طباطبایی می فرماید در مجمع البیان می گوید: «وقتی گفته می شود فلانی گندم را نسف کرد، معنایش این است که آن را با منسف بالا انداخت تا پوستهایش بپرد، (خلاصه همان کاری را که با غربال انجام می دهند، و گندم را به طرف بالا پرتاب می کنند تا کاه و سبوسش بپرد). و معنای جمله "و انظر إلی إلهک الذی ظلت علیه عاکفا" این است که دائما برای آن اله خود عبادت می کردی و ملازم آن بودی، و این جمله دلالت دارد بر اینکه سامری گوساله را برای آن ساخت تا او را معبود خود بگیرد و عبادتش کند. و معنای اینکه فرمود "لنحرقنه ثم لننسفنه فی الیم نسفا" این است که سوگند که ما آن را می سوزانیم و او را در دریا می ریزیم.»
بعضی ها به این سخن که فرمود آن را می سوزانیم استدلال کرده اند بر اینکه گوساله مزبور حیوانی دارای گوشت و خون بوده، چون که اگر طلا بود سوزاندن آن معنا نداشت و این خود مؤید تفسیری است که گفتیم بیشتر مفسرین کرده اند که با ریختن آن خاک، گوساله مزبور حیوانی جاندار شده، ولیکن حق مطلب این است که این قدر دلالت دارد که طلای خالص نبوده و اما اینکه خون و گوشت داشته باشد، نه.

# بعضی از مفسرین هم احتمال داده اند که جمله" لنحرقنه" از باب حرق الحدید باشد و حرق الحدید به این معنا است که آهن را با سوهان براده کنند و در آیه شریفه به این معنا است که ما گوساله را با سوهان براده می کنیم و سپس براده آن را در دریا می پاشیم. و این احتمال مناسب تر است.#

و حالا این قسمت از شعر که گفته

شبیه گاوی که چشم هایش
بهانه ی راهبی بود
که ایمانش را در دریاها رها کرد

را خیلی زیبا و سلیس میشود به این قسمت از تفسیر که بین دو علامت مربع(#) آمده مربوط ساخت و احساس میکنم رمز اصلی شعر هم همین ریختن بُراده های گوساله به دریا که برابر ایمان راهبی بود که در دریا رها شده

و در ادامه ی شعر که گفته:

موجی جوان به جویبار ها می خندد
و نیز به شاخ گاوها
وقتی حزن حضور بی حرمت دارد
گاهی چشمه همگام موجی جوان
هر لحظه از جای خود می جنبد
هر لحظه آغاز تاریخی را
به رودخانه بر می گرداند

حال راحتتر متوجه خنده ی موج جوان میشویم آنگاه که بُراده های گوساله ی سامری و شاخ هایش را با خود بالا و پایین می بَرد

و نیز راحتتر میشود درک کرد که مُراد از گفتن:
هر لحظه آغاز تاریخی را
به رودخانه بر می گرداند

چه بوده، و علتش تکرارِ دوباره ی داستان بلعیدنِ فرعونیان در آبِ نیل در پِیِ رها شدنِ بُراده های گوساله ی سامری در آب رودخانه می باشد

با سپاس از شاعر ژرف اندیش که این شعر پُر از درس بود و تعمق و بسیار تکان دهنده

و با پوزش از اطنابِ کلام به قسمت دیگری نیز از شعر اشاره کنم که رموز شعر را به حداقل برسانم،
آنجا که شاعر گفته:

آهسته در ویرانه ها
دیوانه ای را به معبد بکشاند

هم چنان که قرآن کریم از کفار حکایت کرده که به رسول خدا (ص) گفتند: «یا أیها الذی نزل علیه الذکر إنک لمجنون؛ ای کسی که ذکر بر او نازل شده! تو دیوانه ای.» (حجر/ 6)

پس منظور از دیوانه همان رسول و فرستاده ی خدا بوده

شاید این نوشتار طولانی که بخش اعظم آن را هم با جستجو در گوگل در اینجا نقل قول کرده ام نقد را طویل تر از همیشه کرده ولیکن باید حق مطلب ادا میشد تا نشان داد که شاعر چقدر هوشمندانه قلم زده و هر رمزی که از آن گشودم پر بود از درس های قرآنی که انظار دهنده بود برای شرایط کنونی که شاید برخی چون سامری حتی با علم به حقایق ، حقایق را انکار کرده و راه ناصواب را پیش میگیرند

به امید رستگاری تمام آگاه دلان
شاد باشید و تندرست
🌷
عباسعلی استکی(چشمه)
چون جهان بر شاخ گاو استاده راست * گاو بر ماهي و ماهي در هواست * پس جهان بر چيست؟ * بر هيچ است و بس * هيچ هيچ است اين جهان * هيچ است بس * فکر کن در صنعت آن پادشاه * کاين همه بر هيچ ميدارد نگاه
#عطار
ارسال پاسخ
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴ ۱۸:۳۰
درود استاد بانو گماری باور نمی کردم اینقدر روی شعر من تمرکز داشته باشی خیلی عالی وفصیح بیان نمودی،خیلی لذت بردم
تمام قد می ایستم وبرای شکوه هنرتان سرتعظیم فرود می اورم
اعترافی داشته باشم شما بخوبی از تحلیل شعر برآمدی
خیلی عالی وزیبا نوشتید،سپاس سپاس
ارسال پاسخ
لیلا گماری ( مأنوس شده با قلم)
درودتان باد استاد آزادبخت گرانقدر

اشعار شما از نوعِ خاصی هستن که خواسته و ناخواسته خلق شده اند برای اینکه ذهن خواننده رو به چالش بکشند و از طرفی اگر کسی آشنا به این قلم باشد یقین میدارد که پشت هر واژه دنیایی از حرف پنهان است که هوشمندانه در لفافه ای از چینش سپیدگونه مخفی کرده اید و این هم یک موهبت است برای من که گاهی می توانم سری به سایت بزنم و با دیدن چنین آثاری خود را میان دنیای واژگان گم کنم و با کنکاش هایی لذت بخش ذهن خود را به چالش کشیده و از تمامیِ مسائل و روزمرگی فارغ نمایم و از این بابت از شما و قلم دغدغه مندتان سپاسگزارم که هستید و همیشه در جریان نوشتن حضوری پررنگ دارید که صد البته این جوهرِ نوشتن از کثرت معلومات شما چنین جویباری از سپیدهای چالش برانگیز روان ساخته
امیدوارم همیشه سبز باشید و سبز بنویسید
با سپاسمندی خندانک
سایان   (سویدا)
حدود ۱ ماه پیش
درودها استاد آزادبخت ارجمند

مثل همیشه زیبا و وزین سرودید خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود بانو سایان ممنونم
ارسال پاسخ
زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
خندانک
ارسال پاسخ
آوا     صیاد
آوا صیاد
حدود ۱ ماه پیش
خندانک
ارسال پاسخ
آوا     صیاد
آوا صیاد
حدود ۱ ماه پیش
خندانک
ارسال پاسخ
نرگس زند (آرامش)
نرگس زند (آرامش)
حدود ۱ ماه پیش
🌺🌺🌺♥️🌺🌺🌺
ارسال پاسخ
مسعود مدهوش( یامور)
مسعود مدهوش( یامور)
حدود ۱ ماه پیش
👏🖐️✌️👆🎉💞✍️☘️🌿🌟🕊️🍀🌱☄️☄️🖐️🌸🌳🌼🌹🌲🎉🌞💯🎊🔥💝❤️‍🔥🫂🤲💐🌺🌷🪷🌸💮🏵️🍄🍁🍂🌺🪷
خوش امدید
☔🌨️🌈🏖️🏝️🌧️🌙🍧🍨🍦🍬🎂🧁🍸🥃🫗🍵☕🫖🍻🍺🥂🥂🥂🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷
ارسال پاسخ
جواد مهدی پور
حدود ۱ ماه پیش
درود بر شما استاد گرامی جناب آزادبخت خندانک

ناب سرودید خندانک خندانک

بهره بردم از اشعار نابتان

زنده باشید به مهر

خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد مهدی پور ممنونم
ارسال پاسخ
زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
خندانک
ارسال پاسخ
آوا     صیاد
آوا صیاد
حدود ۱ ماه پیش
خندانک
ارسال پاسخ
مسعود مدهوش( یامور)
مسعود مدهوش( یامور)
حدود ۱ ماه پیش
👏🖐️✌️👆🎉💞✍️☘️🌿🌟🕊️🍀🌱☄️☄️🖐️🌸🌳🌼🌹🌲🎉🌞💯🎊🔥💝❤️‍🔥🫂🤲💐🌺🌷🪷🌸💮🏵️🍄🍁🍂🌺🪷
خوش امدید
☔🌨️🌈🏖️🏝️🌧️🌙🍧🍨🍦🍬🎂🧁🍸🥃🫗🍵☕🫖🍻🍺🥂🥂🥂🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷
ارسال پاسخ
محمودرضا رافعی (رافع)
حدود ۱ ماه پیش
در سپید اندیشمندانه ی شما « رستگاری » نهفته است . توانایی یادگیری از اشتباهات نشانه هوش است. تمایل به پذیرش جهل نشانه خردمندی است خندانک
درودها استاد محمدرضا آزادبخت گرامی ، دفتر بانوی ازلی پر تیراژه باد خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد رافعی عزیز ممنون از نظرارزشمندتان
به صفحه ام خوش امدی
ارسال پاسخ
زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
خندانک
ارسال پاسخ
آوا     صیاد
آوا صیاد
حدود ۱ ماه پیش
خندانک
ارسال پاسخ
نرگس زند (آرامش)
نرگس زند (آرامش)
حدود ۱ ماه پیش
🌺🌺🌺♥️🌺🌺🌺
ارسال پاسخ
مسعود مدهوش( یامور)
مسعود مدهوش( یامور)
حدود ۱ ماه پیش
👏🖐️✌️👆🎉💞✍️☘️🌿🌟🕊️🍀🌱☄️☄️🖐️🌸🌳🌼🌹🌲🎉🌞💯🎊🔥💝❤️‍🔥🫂🤲💐🌺🌷🪷🌸💮🏵️🍄🍁🍂🌺🪷
خوش امدید
☔🌨️🌈🏖️🏝️🌧️🌙🍧🍨🍦🍬🎂🧁🍸🥃🫗🍵☕🫖🍻🍺🥂🥂🥂🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷
ارسال پاسخ
بهروز چارقدچی (مجنون)
حدود ۱ ماه پیش
استاد محمد رضا آرادبخت
درود بر شما
مثل همیشه زیبا و ناب سرودید
بسیار بهره بردم
برقرار باشید
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود جناب چارقد چی ممنونم
ارسال پاسخ
زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
خندانک
ارسال پاسخ
آوا     صیاد
آوا صیاد
حدود ۱ ماه پیش
خندانک
ارسال پاسخ
نرگس زند (آرامش)
نرگس زند (آرامش)
حدود ۱ ماه پیش
🌺🌺🌺♥️🌺🌺🌺
ارسال پاسخ
مسعود مدهوش( یامور)
مسعود مدهوش( یامور)
حدود ۱ ماه پیش
👏🖐️✌️👆🎉💞✍️☘️🌿🌟🕊️🍀🌱☄️☄️🖐️🌸🌳🌼🌹🌲🎉🌞💯🎊🔥💝❤️‍🔥🫂🤲💐🌺🌷🪷🌸💮🏵️🍄🍁🍂🌺🪷
خوش امدید
☔🌨️🌈🏖️🏝️🌧️🌙🍧🍨🍦🍬🎂🧁🍸🥃🫗🍵☕🫖🍻🍺🥂🥂🥂🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷
ارسال پاسخ
حمیدرضا متولی
حدود ۱ ماه پیش
جناب آزاد بخت گرامی درود بر شما
شعر بسیار سنگین‌و مضامینی قوی دارد
تندرست باشید
🌹🌷🌹🌷
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود جناب متولی ممنونم
ارسال پاسخ
زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
خندانک
ارسال پاسخ
آوا     صیاد
آوا صیاد
حدود ۱ ماه پیش
خندانک
ارسال پاسخ
نرگس زند (آرامش)
نرگس زند (آرامش)
حدود ۱ ماه پیش
🌺🌺🌺♥️🌺🌺🌺
ارسال پاسخ
مسعود مدهوش( یامور)
مسعود مدهوش( یامور)
حدود ۱ ماه پیش
👏🖐️✌️👆🎉💞✍️☘️🌿🌟🕊️🍀🌱☄️☄️🖐️🌸🌳🌼🌹🌲🎉🌞💯🎊🔥💝❤️‍🔥🫂🤲💐🌺🌷🪷🌸💮🏵️🍄🍁🍂🌺🪷
خوش امدید
☔🌨️🌈🏖️🏝️🌧️🌙🍧🍨🍦🍬🎂🧁🍸🥃🫗🍵☕🫖🍻🍺🥂🥂🥂🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷
ارسال پاسخ
محمد باقر انصاری دزفولی
حدود ۱ ماه پیش
باسلام استاد عزیز
پرمعنی
زیباسرودی بود
لذت بردم
درودشاعربزرگوار
خندانک خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد دزفولی ممنونم
ارسال پاسخ
زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
خندانک
ارسال پاسخ
آوا     صیاد
آوا صیاد
حدود ۱ ماه پیش
خندانک
ارسال پاسخ
نرگس زند (آرامش)
نرگس زند (آرامش)
حدود ۱ ماه پیش
🌺🌺🌺♥️🌺🌺🌺
ارسال پاسخ
مسعود مدهوش( یامور)
مسعود مدهوش( یامور)
حدود ۱ ماه پیش
👏🖐️✌️👆🎉💞✍️☘️🌿🌟🕊️🍀🌱☄️☄️🖐️🌸🌳🌼🌹🌲🎉🌞💯🎊🔥💝❤️‍🔥🫂🤲💐🌺🌷🪷🌸💮🏵️🍄🍁🍂🌺🪷
خوش امدید
☔🌨️🌈🏖️🏝️🌧️🌙🍧🍨🍦🍬🎂🧁🍸🥃🫗🍵☕🫖🍻🍺🥂🥂🥂🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷
ارسال پاسخ
علی نظری سرمازه
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد
زیبا و سنگین رنگین
خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد نظری ممنونم
ارسال پاسخ
زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
خندانک
ارسال پاسخ
آوا     صیاد
آوا صیاد
حدود ۱ ماه پیش
خندانک
ارسال پاسخ
نرگس زند (آرامش)
نرگس زند (آرامش)
حدود ۱ ماه پیش
🌺🌺🌺♥️🌺🌺🌺
ارسال پاسخ
مسعود مدهوش( یامور)
مسعود مدهوش( یامور)
حدود ۱ ماه پیش
👏🖐️✌️👆🎉💞✍️☘️🌿🌟🕊️🍀🌱☄️☄️🖐️🌸🌳🌼🌹🌲🎉🌞💯🎊🔥💝❤️‍🔥🫂🤲💐🌺🌷🪷🌸💮🏵️🍄🍁🍂🌺🪷
خوش امدید
☔🌨️🌈🏖️🏝️🌧️🌙🍧🍨🍦🍬🎂🧁🍸🥃🫗🍵☕🫖🍻🍺🥂🥂🥂🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷
عمران افشاری(سپیدار)
حدود ۱ ماه پیش
موجی جوان به جویبارها می خندد
همین جمله و بند سرشار از صنایع ادبی است
موج مانند انسانی(جانداری) است که جوان است
وجود مشبه و یکی از لوازم مشبه به یعنی جوان
پس وجود استعاره مکنیه(تشخیص) در این بند
خندیدن موج : استعاره مکنیه(تشخیص)
جویبار و موج: مراعات نظیر(تناسب)
و این فقط این بند از شعرتان بود که سرشار از صنایع ادبی بود
و در کل شعرتان سرشار از استعاره های رنگین و صنایع ادبی مختلف است
هر چند بنده معنا و مفهوم را خیلی خوب نتوانستم درک کنم
ولی صنایع ادبی آن آشکار و هویدا و زیباست
موفق باشید جناب آزاد بخت عزیز
🌸🌸🌼🌼
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درودجناب افشاری ممنونم
منتظر باقی تحلیل از دوستان هستم
ارسال پاسخ
زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
خندانک
ارسال پاسخ
آوا     صیاد
آوا صیاد
حدود ۱ ماه پیش
خندانک
ارسال پاسخ
نرگس زند (آرامش)
نرگس زند (آرامش)
حدود ۱ ماه پیش
🌺🌺🌺♥️🌺🌺🌺
ارسال پاسخ
مسعود مدهوش( یامور)
مسعود مدهوش( یامور)
حدود ۱ ماه پیش
👏🖐️✌️👆🎉💞✍️☘️🌿🌟🕊️🍀🌱☄️☄️🖐️🌸🌳🌼🌹🌲🎉🌞💯🎊🔥💝❤️‍🔥🫂🤲💐🌺🌷🪷🌸💮🏵️🍄🍁🍂🌺🪷
خوش امدید
☔🌨️🌈🏖️🏝️🌧️🌙🍧🍨🍦🍬🎂🧁🍸🥃🫗🍵☕🫖🍻🍺🥂🥂🥂🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷
مهدی محمدی
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد آزادبخت، بنا به درخواست حضرت عالی از بنده، قصد نداشتم به صفحه یتان بیایم، روی پنجره نقد کلید کردم به اینجا رهنمون شدم. ناخواسته از دست در می رود عذرخواهم
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد محمدی به صفحه ام خوش آمدی بنده باهیچکس غرض دشمنی ندارم تااسمتان دیدم خوشحال شدم
پیش خود گفتم استاد محمدی،بانقد عالی درمحضرشان می آموزم ممنونم
ارسال پاسخ
آوا     صیاد
آوا صیاد
حدود ۱ ماه پیش
خندانک
ارسال پاسخ
نرگس زند (آرامش)
نرگس زند (آرامش)
حدود ۱ ماه پیش
🌺🌺🌺♥️🌺🌺🌺
ارسال پاسخ
مسعود مدهوش( یامور)
مسعود مدهوش( یامور)
حدود ۱ ماه پیش
👏🖐️✌️👆🎉💞✍️☘️🌿🌟🕊️🍀🌱☄️☄️🖐️🌸🌳🌼🌹🌲🎉🌞💯🎊🔥💝❤️‍🔥🫂🤲💐🌺🌷🪷🌸💮🏵️🍄🍁🍂🌺🪷
خوش امدید
☔🌨️🌈🏖️🏝️🌧️🌙🍧🍨🍦🍬🎂🧁🍸🥃🫗🍵☕🫖🍻🍺🥂🥂🥂🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷
آوا     صیاد
آوا صیاد
حدود ۱ ماه پیش
خندانک
نرگس زند (آرامش)
حدود ۱ ماه پیش
درود ها بر استاد ارجمند خندانک
بسیار هم عالی خندانک خندانک
موفق وسلامت باشید خندانک
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد بانو زند ممنونم
ارسال پاسخ
آوا     صیاد
آوا صیاد
حدود ۱ ماه پیش
خندانک
ارسال پاسخ
مسعود مدهوش( یامور)
حدود ۱ ماه پیش
عرض ادب و ارادت خدمت استاد ازاد بخت 🌹🍁🍁🙏🌺🎉🌸🌸


معنای عشق و عاشقی را هر که فهمید
گرساکن و گر ترساست از ماست

با انکه دریا سخت میخروشید
این رد پاهایی که تا دریاست از ماست

👏🍀🔥🙏🌿🪴🌲🌲🖐️

تقدیمی حقیر خدمت شما🤞🤞

شعر زیبای شما را خواندم و استفاده بردم،افرینها،دستمریزاد،سلامت و سربلند بمانید،قلمتان پایا،اثارتان مانا🌸🌸
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد مدهوش ممنونم
ارسال پاسخ
آوا     صیاد
آوا صیاد
حدود ۱ ماه پیش
خندانک
ارسال پاسخ
مسعود مدهوش( یامور)
حدود ۱ ماه پیش
👏🖐️✌️👆🎉💞✍️☘️🌿🌟🕊️🍀🌱☄️☄️🖐️🌸🌳🌼🌹🌲🎉🌞💯🎊🔥💝❤️‍🔥🫂🤲💐🌺🌷🪷🌸💮🏵️🍄🍁🍂🌺🪷
خوش امدید
☔🌨️🌈🏖️🏝️🌧️🌙🍧🍨🍦🍬🎂🧁🍸🥃🫗🍵☕🫖🍻🍺🥂🥂🥂🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد مدهوش ممنونم از شعر زیبایتان
ارسال پاسخ
آوا     صیاد
آوا صیاد
حدود ۱ ماه پیش
خندانک
ارسال پاسخ
فرامرز عبداله پور
حدود ۱ ماه پیش
زیبا و دلنشین سروده اید
رقص قلمتان ابدی
⚘⚘⚘
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود جناب عبداله پور ممنونم
ارسال پاسخ
آوا     صیاد
آوا صیاد
حدود ۱ ماه پیش
خندانک
معصومه خدابنده
حدود ۱ ماه پیش
سلام و احترام جناب آزاد بخت شاعر سپید سرای گرانقدر
درود بر شما 🌷
محمدرضا آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
حدود ۱ ماه پیش
درود بانو خدابنده ممنونم
ارسال پاسخ
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


(متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0