آتشی انداخته شد برجان ودل در نیستان
کز درون آکنده شد نجوای دل بر تیغستان
دل که درکوی ولاخندان چون رقصان برفت
گوئیابردرشاه ولاالماس چون تابان برفت
از درون کعبه میآید سروش ایزدی با فرشته نجواکنان
بشنوید کاین گریه کودک شود برکعبه چون لبیک زنان
چون که ایزد از قضا بشکافت دیوار کعبه را
مادری با اجلال وشوکت برون آورد نوزاد خفته را
ناگهان ازدل دیوار کعبه هاتفی دادش ندا
بشنوید آوای لبیک علی از کعبه بارشدتا نینوا
نینوای اول اما رسید برگوش وجان از حلقوم احمد تا امکان وجود
نغمه های جاودانی برگوش جان آید همی ازناسوت تا لاهوت وجود
نینوای دوم اما فاطمه پهلو شکسته شد غمش
تربت پاکش بماند نامعلوم از نامحرمان سنگدلش
نینوای سوم آنگه برسرش زخمی زند ملجم مراد
کاوهمی درمحراب خون غرقه شود برامر مراد
نینوای چارم امااز سم زن عفریته خوی
سینه پور علی آن مجتبی شد ژولیده روی
نینوای پنجمین در کربلا خون حسین طاها برفت
سرجدابرنیزه شد پیکرجدا زیرسم اسبان برفت
چون ندای هل من ناصر از حلقوم خون بردل صحرا گذشت
گوئیا عالم همه چون رستخیز اندرغمش چون پیمانه گذشت
نینوای ششمین ازفریاد عباس درفرات دستش تهی از آب بماند
مشک درسوز بیابان گریه کرد و عباس بی دستان وبی یاوربماند
نینوای هفتم آنگه که شد سجاد داود قرآن چون زبور
درغم بابای مظلومش توانش گشت مانند تنور
نینوای هشتم از باقر آمد علمی پدید آمد اندرکون ومکان
تا ثریا پرکشید جانش به بغض آل مروان پلید تا لامکان
نینوای نهم اما جعفر صادق که صادق آل احمد است
شد بفرمان دوانیق مسموم تا که قبرش در جوار احمد است
نینوای دهم اما غربت موسای کاظم تربتش شد زوارگاه
آنکه نیمی زعمرش درسجن بگذشت تا که خاکش نهادندآرامگاه
نینوای یازده اما مشهد ایران پذیرای پیکر مسموم شد با صد نگاه
گوئیا مأمون ندانست کاین پیکرشود روزی زیارتگاه محبان اله
نینوای دوازده درسوگ جواد شیعه اندوهناک شد ازظلمت عباسیان
غرق درماتم عظما بشد ناسوتیان تا ساحت صور اسرافیل درلاهوتیان
نینوای سیزده باردیگر سرنوشت مسموم بر آل علی بنوشته شد
سینه هادی زسم مهلکی با بغض عباسی بهم آمیخته شد
نینوای چهارده تقدیر شد بر امام عسگری دربغداد وسامرا
کاو همی درزنجیرعسگر رحلت گزید دردل صد ماجرا
نینوای پانزده در غیبت کبری برفت آن مهدی صاحب عزا
یک به یک با زور شمشیر وسم رحلت گزیدند اندر این بام وسرا
اینک اما بگذشته از آن سالها بس مراجرا درسینه های شیعیان
گوئیا در همین لحظه رسد بانگ هل من ناصر از نینوا تا افلاکیان
هرروزما وهرسرزمین شد نینواا درماتم آل رسول قربانگاه
گوئیا از مغرب زند خورشید مهدی تا پرتو افکند در میعاد گاه
عدل وداد او به دنیا گسترش یابد به ناسوت ولاهوت وجود
انتقام اوسخت گیرد بر ملحدان از قوم قرعون تا عاد وثمود
یک به یک طومار استکبار بپیچد در سرزمین اشقیا
خونخواه آل طاها می شوداز ازل تاابد درنینوا
آن زمان نیز می رسد کز بوی یاس پیدا کنیم خاک بتول
می شود آنگه میسر رستخیز آل طاها از ثریا تارسول
باردیگر رجعت کند بوتراب از نجف تا کربلابا ذوالفقار
پیچد آنگه طومار ظالمان همره مهدی وحسین با کردگار
گوئیا اینک نزدیک شد رستخیز جهان با رجعت پیغمبران
همرهانش آل طاها می شود از محمد با رجعت یاریگران1
1- منظور از یازیگران رجعت شهدا می باشد
درود بر شما جناب امینی عزیز
بسیار ارزشمند قلم زدید