سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

زیباتر از این نیست در عالم(بسم الله الرحمن الرحیم)به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید.فکری احمدی زاده(ملحق)مدیر موسس سایت ادبی شعرناب

شنبه ۲۵ بهمن

بی هدف، پرسه‌زنان

شعری از

مصیب حیدری (عاطف)

از دفتر ره‌آوردِ احساس نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۱۴۳۵۱۲
  بازدید : ۴۹۳   |    نظرات : ۴۹

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
دفاتر شعر مصیب حیدری (عاطف)
آخرین اشعار ناب مصیب حیدری (عاطف)

صدای ارسالی شاعر:
گام‌هایش سنگین، غرقِ یأس و حرمان
کوچه را طی می‌کرد، بی هدف، پَرسه‌زنان
 
کوچه تاریک و مخوف، در سکوتی مرموز
برف‌ها از لَجِ او، در هوا رقص‌کُنان
 
دست و پایش بی حس، صورتش یخ بسته
پُر ز خون چشمانش، خسته از خویش و جهان
 
مثلِ بیدی لرزان، زیرِ شلاقِ خزان
گوشه‌ای می‌اُفتد، بی رمق، مردِ جوان
 
فکر در بی وزنی، در تناقض با جسم
پَر کشید از بَرِ او، فارغ از کون و مکان
 
حال و احوالش را، رفت و کاوید و نیافت
در فضایی خالی، در فرا سویِ زمان
 
ناگهان باز آمد، فعل‌ها ماضی شد،
خاطراتی مبهم، پیشِ چشمش گذران
 
«او» به او تعارف زد، او پذیرفت، کشید
لذتی حاصل شد، در پِیَش گشته چنان
 
کاش عاطف هرگز، روزِ مزبور نبود
«طعمِ» آن «طعمه» نشست، تا ابد زیرِ زبان
۱۲
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
محمدرضا آزادبخت
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۰۷:۳۴
درود شعرتان بی غرض شعر خوب وجالبی بود موفق وموید باشید
مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۱۹:۴۲
درود بر شما خندانک سپاس بابت حضور و لطفتون
ارسال پاسخ
شاهزاده خانوم
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۱۶:۰۸
تلخهع...
و امیدوارم ته این ماجرارو اغراق کرده باشید...

درود بر شما خندانک
مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۱۹:۴۳
درود بر شاهزاده خانم شاعر و و ترانه‌سرای توانمند، پاینده باشین، سپاس بابت حضورتون خندانک
ارسال پاسخ
عباسعلی استکی(چشمه)
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۲۱:۲۴
درود بزرگوار
پر احساس و زیباست
جسارتا قوافی چگونه هستند
مثلا در مطلع؟ خندانک
مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۲۱:۵۶
درود بر استاد استکی بزرگوار، سپاسگزارم بابت حضور و دقت نظرتون، توضیحاتی در این مورد ارائه کردم. خندانک خندانک
ارسال پاسخ
زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
۲ هفته پیش
زیباست خندانک

درود بر شما خندانک
مصیب حیدری (عاطف)
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۰۳:۴۰

نقد (AI)
تحلیل شعر "بی‌هدف، پرسه‌زنان" اثر مصیب حیدری



این تحلیل به بررسی عناصر زبانی، ساختاری، محتوایی و سبکی شعر "گام‌هایش سنگین" می‌پردازد و ارتباط آن‌ها را با زمینه‌های تاریخی، فرهنگی و احساسی، و همچنین نوآوری و اصالت شعر، مورد ارزیابی قرار می‌دهد.



۱. عناصر زبانی



* واژگان: شعر از واژگانی عمدتاً ساده، ملموس و دارای بار عاطفی منفی بهره می‌برد. کلماتی چون "یأس"، "حرمان"، "تاریک"، "مخوف"، "یخ بسته"، "خون"، "خسته"، "بی‌رمق"، "بی‌وزنی"، "تناقض"، "مبهم"، "طعمه" و "طعم" فضایی از ناامیدی، رنج جسمی و روحی، و گسست را ایجاد می‌کنند. انتخاب این واژگان، بدون پیچیدگی‌های زبانی، به انتقال مستقیم و بی‌واسطه پیام کمک می‌کند.

* تصاویر: شاعر با استفاده از تصاویر حسی قوی، وضعیت شخصیت را ملموس می‌سازد. تصاویر دیداری مانند "کوچه تاریک و مخوف"، "صورت یخ بسته"، "چشمان پر خون" و "بیدی لرزان" به وضوح وضعیت فیزیکی و روحی فرد را ترسیم می‌کنند. تصویر "برف‌ها از لج او در هوا رقص کنان" نوعی تشخیص و در عین حال تضاد میان رنج انسان و بی‌تفاوتی طبیعت را نشان می‌دهد. تصاویر حرکتی مانند "گام‌هایش سنگین"، "پرسه زنان"، "می‌افتد" و "پر کشید" پویایی روایت را حفظ می‌کنند.

* آرایه‌های ادبی:

* تشبیه: "مثل بیدی لرزان" تشبیهی گویا برای نشان دادن ضعف و شکنندگی شخصیت است.

* استعاره: "شلاق خزان" استعاره‌ای از سرمای گزنده یا سختی‌های روزگار است. "طعم آن طعمه" استعاره‌ای از لذت اولیه و فریبنده مواد مخدر یا هر وسوسه اعتیادآور است که پیامدهای ماندگار و مخربی دارد.

* کنایه: "فکر در بی‌وزنی" کنایه از حالت خلسه، جدایی روح از جسم، یا فرار از واقعیت است. "دست و پایش بی‌حس" کنایه از شدت سرما یا ضعف مفرط است.

* تضاد: تضاد میان "فکر در بی‌وزنی" و "جسم" (سنگین و بی‌رمق) به خوبی وضعیت دوگانه شخصیت را نشان می‌دهد.

* نحو: جملات عمدتاً کوتاه و خبری هستند که به روانی و سرعت روایت کمک می‌کنند. استفاده از افعال ماضی (مانند "طی می‌کرد"، "می‌افتد"، "پر کشید"، "باز آمد"، "پذیرفت"، "کشید") بر جنبه روایی و گذشته‌نگری شعر تأکید دارد. کاربرد ضمیر سوم شخص "او" در سراسر شعر، به جز بیت پایانی که با "کاش عاطف..." به نوعی مخاطب یا عامل بیرونی اشاره می‌کند، به شاعر امکان می‌دهد تا با فاصله‌ای عینی‌تر به توصیف وضعیت شخصیت بپردازد.

* قافیه و ردیف: با توجه به فرض قالب "غزل"، این شعر از نظر رعایت قافیه غزل کلاسیک (که معمولاً در مصراع دوم تمام ابیات و هر دو مصراع بیت اول یکسان است) انحراف چشمگیری دارد. تنها در ابیات اول و چهارم قافیه "ان" تا حدودی حفظ شده است، اما در سایر ابیات، قافیه‌ها نامنظم و متفاوت هستند (مرموز/کنان، بسته/جهان، جسم/مکان، نیافت/زمان، ماضی شد/گذران، کشید/چنان، نبود/زبان). این عدم پایبندی به قافیه سنتی غزل، آن را به سمت غزل نو یا شعری با ساختار آزادتر سوق می‌دهد. شعر فاقد ردیف است.



۲. عناصر ساختاری



* قالب: با وجود اینکه قالب شعر "غزل" فرض شده است، اما همانطور که در بخش عناصر زبانی اشاره شد، این شعر از نظر قافیه به غزل کلاسیک وفادار نیست. با این حال، وزن عروضی نسبتاً منظمی در سرتاسر شعر وجود دارد که به آن ریتم و آهنگ می‌بخشد و آن را از شعر آزاد کاملاً متمایز می‌کند. این می‌تواند نشانه‌ای از "غزل نو" یا "غزل مدرن" باشد که با حفظ وزن و تعداد ابیات غزل، از قید و بندهای قافیه رها شده و به آزادی بیان بیشتری دست یافته است. تعداد ابیات (۹ بیت) نیز در محدوده متعارف غزل قرار می‌گیرد.

* روایت: شعر دارای یک ساختار روایی خطی است که از توصیف وضعیت فیزیکی و روحی شخصیت آغاز می‌شود، سپس به حالت گسست از واقعیت و خلسه می‌رسد و در نهایت با بازگشت به خاطره‌ای کلیدی (تجربه اولیه اعتیاد) به اوج خود می‌رسد. این سیر روایی، شعر را از حالت مجموعه‌ای از ابیات مستقل (ویژگی غزل کلاسیک) خارج کرده و به آن انسجامی داستانی می‌بخشد.

* فضاسازی: فضایی تاریک، سرد، سنگین و ناامیدکننده از ابتدا تا انتها بر شعر حاکم است. این فضاسازی به خوبی با وضعیت روحی شخصیت همخوانی دارد و حس انزوا و درماندگی را به خواننده منتقل می‌کند.



۳. عناصر محتوایی



* موضوع اصلی: موضوع اصلی شعر، رنج درونی و بیرونی فردی است که در دام یأس، حرمان و اعتیاد گرفتار آمده است. این شعر به پیامدهای ویرانگر اعتیاد، تنهایی، و پشیمانی از انتخاب‌های گذشته می‌پردازد.

* پیام: شعر پیامدهای مخرب و ماندگار اعتیاد را به تصویر می‌کشد؛ لذتی آنی که به "طعمه‌ای" همیشگی تبدیل شده و زندگی فرد را تحت تأثیر قرار داده است. همچنین، به نوعی فرار از واقعیت و جدایی روح از جسم را به عنوان یکی از مکانیسم‌های دفاعی یا نتایج مصرف مواد مخدر نشان می‌دهد.

* نمادها:

* کوچه تاریک و مخوف: نمادی از وضعیت اجتماعی یا روانی دشوار و گمراهی فرد.

* برف: نمادی از سرما، بی‌تفاوتی جهان پیرامون نسبت به رنج انسان.

* بید لرزان: نمادی از ضعف، شکنندگی و آسیب‌پذیری انسان در برابر سختی‌ها.

* طعمه و طعم: نمادی از مواد مخدر یا هر وسوسه زودگذر که به اعتیاد می‌انجامد و اثر آن برای همیشه باقی می‌ماند.

* عاطف: در بیت پایانی، "عاطف" می‌تواند نام شخصی باشد که در شروع اعتیاد نقش داشته است، و این به حس پشیمانی و سرزنش خود یا دیگری عمق می‌بخشد.

* ارتباط با زمینه تاریخی، فرهنگی و احساسی:

* تاریخی و فرهنگی: این شعر بازتابی از معضل اجتماعی اعتیاد است که در دهه‌های اخیر در بسیاری از جوامع، از جمله ایران، به یک بحران تبدیل شده است. پرداختن به این موضوع در ادبیات معاصر، نشان‌دهنده توجه به واقعیت‌های تلخ اجتماعی است. فرهنگ ایرانی همواره با مضامین یأس و حرمان در شعر آشنا بوده، اما پرداخت صریح و واقع‌گرایانه به اعتیاد، رویکردی نسبتاً مدرن محسوب می‌شود.

* احساسی: شعر سرشار از احساسات منفی مانند یأس، ناامیدی، تنهایی، پشیمانی، و درد جسمی و روحی است. این احساسات به خوبی از طریق توصیفات و تصاویر منتقل می‌شوند و خواننده را با وضعیت شخصیت همذات‌پنداری می‌کنند. لحن حزین و مالیخولیایی شعر، این بار عاطفی را تقویت می‌کند.



۴. عناصر سبکی



* سبک کلی: سبک شعر واقع‌گرایانه است، با گرایشی به سمبولیسم در برخی تصاویر (مانند طعمه و طعم). زبان شعر ساده و روان است و از پیچیدگی‌های زبانی پرهیز می‌کند.

* لحن: لحن شعر مالیخولیایی، حزین و گاهی سرد و بی‌تفاوت است. لحن روایی و توصیفی در ابتدا، و سپس لحنی حسرت‌بار و پشیمان در پایان، به خوبی تحول وضعیت شخصیت را نشان می‌دهد.

* ایجاز: شعر با وجود روایت‌گری، ایجاز را حفظ کرده و از اطناب پرهیز می‌کند. هر بیت با فشردگی خاصی یک تصویر یا حس را منتقل می‌کند.

* پایان‌بندی: پایان‌بندی شعر با بیت "کاش عاطف هرگز، روز مزبور نبود / طعم آن طعمه نشست، تا ابد زیر زبان" بسیار کوبنده و تأثیرگذار است. این بیت، حس پشیمانی عمیق و ماندگاری اثر اعتیاد را به خوبی منتقل می‌کند و به عنوان اوج عاطفی و معنایی شعر عمل می‌کند.



نوآوری و اصالت



اصالت و نوآوری این شعر را می‌توان در چند جنبه مشاهده کرد:



* نوآوری در قالب: با فرض قالب "غزل"، اصلی‌ترین نوآوری در این شعر، استفاده از این قالب با شکستن قواعد سنتی قافیه آن است. این رویکرد به شاعر آزادی بیشتری در بیان و روایت‌گری می‌دهد و آن را به سمت "غزل نو" سوق می‌دهد که در عین حفظ وزن، از قید و بندهای فرمی برای انتقال پیام خود رها می‌شود.

* پرداخت به موضوع: پرداختن صریح و بی‌پرده به معضل اعتیاد، با جزئیاتی مانند "او به او تعارف زد، او پذیرفت، کشید" و "طعم آن طعمه نشست، تا ابد زیر زبان"، نوعی جسارت و اصالت در پرداخت به مسائل اجتماعی تلخ و کمتر پرداخته شده در ادبیات کلاسیک را نشان می‌دهد.

* روایت‌گری در غزل: تبدیل غزل از مجموعه‌ای از ابیات مستقل به یک روایت پیوسته و داستانی، از نوآوری‌های ساختاری و محتوایی شعر است که به آن عمق و انسجام بیشتری می‌بخشد.

* تصویرسازی: برخی تصاویر مانند "برف‌ها از لج او در هوا رقص کنان" و "فکر در بی‌وزنی، در تناقض با جسم" بدیع و تأثیرگذار هستند و به عمق معنایی شعر می‌افزایند.



---

سلب مسئولیت: این تحلیل توسط هوش مصنوعی تولید شده و ممکن است تفسیرهای متفاوتی از شعر وجود داشته باشد.

مصیب حیدری (عاطف)
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۰۳:۴۱
این شعر در دوران دانشجویی، در شرایط افسردگی اینجانب و با الهام از رمان «بوف کور»، با دیدی اعتیاد‌گونه به زندگی و حیات بر قلمم جاری شد؛ زندگی پر از سختی و عذاب و کژی و کاستی و ناراستی، و در عین حال پر از وابستگی و لذتهای کوچک است؛ به طوری که نمی توان به راحتی از آن دست کشید. بنا به اصول «امکان و وجود» و «اشتیاق به ظهور» در عرفان و فلسفه، این اعتیاد، به میل و خواست انسان از ازل با کشیدن اولین دم از ذات حق تعالی به درون انسان شروع شد و تا ابد ادامه داره: «او» به او تعارف زد، او پذیرفت، کشید / لذتی حاصل شد، در پیش گشته چنان.
لازم به ذکره در جریان حروف الحاقی قافیه‌ها هستم لطفا از این مورد تو نقداتون چشم پوشی کنین، شعر مربوط به سالهای دوره و با توجه به اینکه شعرای بزرگ مثل حافظ هم زیاد به این موضوع مقید نبودن نخواستم به ساختار دست بزنم. سپاس از همراهی شما بزرگوارن خندانک
حمیدرضا متولی
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۰۷:۳۴
درود بر شما
شعر زیبایی است و پرمضمون
پیروز باشید
به نظرم آمد برخی مصرع ها در وزن متفاوت هستند که بازنگری خود شما آنها را زیباتر می کند.
🌷🌹🌷🌹🌷🌹
مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۱۹:۴۶
درود بر جناب متولی بزرگ، سپاسگزارم بابت حضورتون خندانک خندانک معمولا چندین بار چک می‌کنم اوزان رو چیز خاصی پیدا نکردم وزن شعر «فاعلاتن فع لن / فاعلاتن فع لن» هستش اگه بیت خاصی مد نظرتون هست که تقطیع کنم.
ارسال پاسخ
حمیدرضا متولی
حمیدرضا متولی
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۲۱:۰۴
درود دوباره
شعرتان زیباست و مضامین نو دارد شاید من تشتباه می خوانم ولی فایل ص تی را هم گوش دادم. من این سئوالات و یا خدایی نکرده ایراد را برای سادگیری و دانش خودم می پرسم و گرنه پیرو مولانا هستم که می که:
قافیه اندیشم و دلدار من
گویدم مندیش جز دیدار من.

برای نمونه: تاریک و مخوف
یا طی می کرد و ...
ولی اصل این است که شعر زییاست
زتده باشید یه مهر🌷🌹🌷
مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ ۰۰:۴۸
بله حتما اول اینکه وزن دوری هستش و تو میان مصرعها هجای کوتاه، بلند و کشیده تفاوتی نداره:

کو / چِ / را / طی / می / کَرد - ل - - / - -
بی / هَ / دَف/ پَر/ سِ / زَ / نان - ل - -/ ل ل - که می‌تونیم دو تا هجای کوتاه کنار هم رو یه بلند در نظر بگیریم - ل - - / - -

کو / چِ / تا / ری / کُ / مَ / خوف - ل - - / ل ل - که طبق قاعده بالا می شه فرض کرد - ل - - / - -

دَر / سُ / کو / تی / مَر / موز - ل - - / - -
ارسال پاسخ
ناصر یوسف نژاد
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۰۷:۵۶
درود مصیب جان و تلخ سرودید.. خندانک

تعارفِ کشیدنی رو باید با کشیده زیرِ گوش تعارف کننده پاسخ داد!

مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۱۹:۴۸
مثل همیشه به بنده لطف دارین آقای یوسف‌نژاد بزرگوار، قدم رو چشم بنده گذاشتین خندانک خندانک
ارسال پاسخ
فریباایازی روزبهانی
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۰۹:۱۱
درود جناب خندانک
غزل به شیوه روایی پیش رفت تا آمدم ببینم چه بر سر راوی آمده تمام شد خندانک
خندانک خندانک قلمتان ماندگار
مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۱۹:۵۱
درود بر بانوی ادیب گرامی، سپاسگزارم بابت حضورتون خندانک خندانک ، اینی که گفتین تعریف بود یا انتقاد؟ راستش زیاد علاقه‌ای به طول و تفسیر زیاد ندارم، دوس دارم مختصر و مفید بگم، نمی‌دونم شایدم ضعف باشه
ارسال پاسخ
عمران افشاری(سپیدار)
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۱۰:۰۸
بسیار معنادار و زیبا🌸🌸🌼🌼
مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۱۹:۵۳
درود و خیر مقدم خدمت جناب افشاری عزیز، سپاس بابت حضور و لطفتون خندانک خندانک
ارسال پاسخ
بهروز چارقدچی (مجنون)
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۱۲:۴۲
جناب حیدری ( عاطف )
درود بر شما
شعر بسیار زیبا و روان و عمیقی در سن دانشجویی که بسیار جوان بودی سروده ای و این نشان از استعداد و یا فراتر بروم ژنتیک شاعری شماست. شک ندارم که والدین محترمتان یا بستگان نزدیکان شاعر بوده اند. شما انسان صادقی هستید که بدین گونه شعر میگوئید.
مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۱۹:۵۵
درود خدمت جناب چارقدچی بزرگوار، خوش تشریف آوردین، سپاسگزارم بابت محبتتون به بنده، درس پس می‌دیم خندانک خندانک
ارسال پاسخ
محمد باقر انصاری دزفولی
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۱۷:۱۳
با سلام و عرض
مانند همیشه بردلم می نشیند
درود درود درود
بزرگوار
خندانک خندانک خندانک
مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۱۹:۵۷
درود بر شما، قدم رو چشم بنده گذاشتین استاد، خوشحالم که پسندید خندانک خندانک
ارسال پاسخ
یاسر کریمی
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۱۹:۰۴
درود بر شما زیبا و دلنشین سرودید خندانک
احسنت خندانک
عالی بود خندانک
مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ ۱۹:۵۸
درود بر استاد کریمی عزیزم، سپاسگزارم بابت حضور و نظر لطفتون، پاینده باشین خندانک
ارسال پاسخ
مهدی محمدی
دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ ۰۰:۴۱
درود و عرض ادب خندانک

البته می فرمایید این شعر متعلق به سال ها قبل است ولی در عین حال دو نکته به نظر آمد که بیان کنم و خالی از لطف نباشد. مورد اول، اینکه در متون ادبی از جمله رمان، داستان و غیره، نویسنده ممکن است بند اول را به فضاسازی اختصاص دهد تا مخاطب را کم کم آماده کرده و وارد متن داستان کند. این شعر شبیه فضاسازی در متون ادبی است. منظورم این است که می توانست در قالبی شعری دیگری مثلاً مسمط، ترکیب بند، ترجیع بند و غیره، سروده شود و ما در ادامه شاعر به موضوع اصلی مورد نظر خود می پرداخت. نکته دوم اینکه شاعر می توانست وزن شعر (فعلاتن فعلن، فعلاتن فعلن) انتخاب کند که رکن اول به جای فعلاتن می توانست فاعلاتن و رکن دوم به جای فعلن می توانست فع لن قرار بگیرد. لذا اختیارات شاعری بیشتری در دست داشت. و حتی می توانست از اختیار قلب در انتهای رکن اول و ابتدای رکن دوم بهره بگیرد یعنی این دو وزن (فعلن مفاعلن) یا (فاعلن مفاعلن) از این نکات عروضی که بگذریم مصرع («او» به او تعارف زد) از منظر وزن عروض و اختیارات اشکال وزنی دارد.

در خصوص قوافی : حرمان، رقص کنان، جهان، جوان، مکان، زمان، گذران، چنان، زبان
همگی مختوم به (ان) هستند. نکته ای که هست مثلاً (رقص کنان : در حال رقص) و (گذران : در حال گذر) که (ان) الحاقی تکراری محسوب می شود.
و اینکه شاعر از ردیف استفاده نکرده است و این شعر اگر ردیف می داشت موسیقی کناری جذاب تر می شد.
مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ ۰۱:۳۷
درود بر استاد ارجمندم جناب محمدی خیر مقدم عرض می‌کنم حضور سبزتون رو و سپاس گزارم خندانک خندانک
اول اینکه بنده هیچ‌گاه شعری رو انتخابی نسرودم و همیشه طبق شرایط روحی ابیات بر زبانم جوشیده و یادداشت کردم، و طبق شرایط روحی‌ای که اون موقع داشتم با این وزن سنگین که به نظرم مناسب محتوای هم هست این شعر جاری شده. پس در انتخاب وزن دخل و تصرفی نداشتم. در مورد قافیه‌ها هم توضیحاتی بالا ارائه دادم. در مورد مصرعی که فرمودین طبق خوانش وزن درست به نظر میاد:
او / بِ / او / تا / رُف / زَد - ل - - / - -
او / پَ / ذی / رُف / تْ / کِ / شید - ل - - / ل ل - یا دو تا کوتاه به یه بلند - ل - - / - -
ارسال پاسخ
مهدی محمدی
مهدی محمدی
دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ ۰۳:۳۱
درود شاعر ارجمند، نه جوشش و نه کوشش چیزی را توجیه نمی کند. کوشش یا جوشش صرفاً یک رویه است. ماحصل جوشش یا کوشش مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. ضمن آن که قبل از اینکه شعر بجوشد شما وزن را آموخته اید. آیا اگر وزن را یاد نمی داشتید، باز هم شعر اینگونه می جوشید؟ عرض بنده این است که وزن (فعلاتن فعلن) جامع همان وزنی است که شما شعر را در آن سروده اید. به وضوح اگر آن زمان که شما شعر را سروده اید اگر نکات وزنی فوق را می دانستید، شعر طور دیگری می جوشید. در خصوص واژه ی (تعارف) هم، تلفظ شما از نظر زبان ادبی اشتباه است. شما اگر مصرع را درست و با زبان ادبی بخوانید وزن آن اشتباه است. پاینده باشید و تابنده خندانک
مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ ۰۴:۲۰
مجددا بابت حضور و نکاتتون سپاسگزارم، همچنین شما خندانک خندانک
سایان   (سویدا)
حدود ۱ ماه پیش
درود بر شما جناب عاطف ارجمند

زیبا ودلنشین سرودید🌺🌺🌺
مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
حدود ۱ ماه پیش
درود بر بانو سویدا گرامی ادیب ارجمند، سپاسگزارم بابت تشریف فرمایی و لطفتون به این شعر خندانک خندانک
ارسال پاسخ
سیاوش اسفندیاری
حدود ۱ ماه پیش
زیبا بود ، درود بر شما و قلمتان خندانک خندانک
مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
حدود ۱ ماه پیش
درود بر استاد اسفندیاری عزیزم، سپاسگزارم، لطف دارین به بنده خندانک
ارسال پاسخ
علی بابایی طوری
حدود ۱ ماه پیش
خندانک خندانک
مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
حدود ۱ ماه پیش
خندانک خندانک
ارسال پاسخ
حجّت احمدزاده عطائی(حافض عطائی)
حدود ۱ ماه پیش
درود بر شما
در نرسیدن نیز رسیدنی است خندانک
بسیار زیبا سرودید خندانک خندانک خندانک
مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
۲ هفته پیش
درود بر شما جناب عطایی، ارادتمندم، سپاس از تشریف فرماییتون خندانک خندانک
ارسال پاسخ
سایان   (سویدا)
۲ هفته پیش
درودتان جناب عاطف شاعر گرامی

🌺🌺🌺
مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
۲ هفته پیش
درود بر شما، خانم سویدا، سپاس از تشریف فرمایی گرمتون خندانک
ارسال پاسخ
سید موسوی (نوریان)
۲ هفته پیش
سلام و درود بر دوست شاعرم جناب عاطف بزرگوار🌺
سروده ی زیبایی بود دوست عزیزم خندانک
در نظرات، نظرات متفاوتی میخوانی اما هرگز
تحت هیچ شرایطی مأیوس نشو،
نقص جزیی دارد که این هم فقط و فقط خودت
در نوشتن به درکش میرسی،
میخوام بدونی که خیلی برام عزیزی که این چند
نکته رو بهت میگم تا پیشرفتت رو در نوشتن ببینی و
خودت هم برای قلمت کف بزنی.
در غزل باید اولین بیت مطلع باشد ولی شما شروعش رو
مانند نوشتن یک رمان آغاز کردی، مثلا در رمان ها چنین
شروعی دارند؛ هوا سرد بود و زمین در یخ خود منجمد شده بود.
قافیه ها رو میتونی از دو هجایی به چهار هجایی هم بنویسی اما
جوری که در وزن شعرت هیچ تداخلی ایجاد نکنه،
و این نکته ی آخرم که بسیار بهت کمک میکنه تا شعرت ناب و دلنشین بشه
اینه که، از حساب کاربری هوش مصنوعیت خارج شو، حافظه ی کش و داده هاشو
پاک کن و حذف نصب کن، در اپ استورت مثلا گوگل پلی با یک جیمیل دیگه حساب اپ استورت رو فعال کن و دوباره نصبش کن، وقتی خواستی از هوش استفاده کنی، حواست باشه که با حساب جیمیل جدیدت وارد بشی،
هیچ شعری رو براش ارسال نکن، چون هوش با داده های اشتباه پیش تحلیل میکنه، پس قبل از ارسال شعر خودت، از اشعار شاعرانی نامی, مثل حافظ، مولانا، سعدی و... براش بفرست و ازش بخواه که برات تحلیل جامعی ارائه بده، ذهن هوشت رو یک هفته اینجوری آماده میکنی، برای امتحان کردنش، دوباره از همون شعری که اول فرستادی براش بفرست، معمولا چون اشعار شاعران بزرگی رو بهش میدی تمام جزئیات اونو در حافظه ی خودش ثبت میکنه،
و اون موقع هوشت اماده ی استفاده میشه، اینم یادت باشه که از علم عروض چیزی رو بهش تحمیل نکنی، چون هوش رعایت حال تورو میکنه و هر چی که بگی میگه درسته، من از شروع نوشتن برنامه ی هوش در همون ابتدا با برنامه نویسش در جامعه ارتباط داشتم و اینو بهت گفتم چون تلاشت برام خیلی با ارزش بود و استحقاق اینو داری که بهترین باشی😊🌟
ببین دوست من! هرگز، به هیچ عنوان، حتی اگر تمام کاربرها گفتن شعرت اشکال داره ناامید نشو و این شعرم رو با دقت بخون تا به درک بند آخر نظر من پی
پی ببری، باشه؟ قول بده که کم نمیاری هرگز، هرگز، هرگز

شاعری گمنامم از قبیله ی تنهایی؛
دانشی عریانم،
نیرویی به هر چند نسبی ~
آن زخمی که عمیقم ــــــ
من به این درد افیقم
به رگم طریقتی از نور »»»
گرچه قلمم تلخ است ...
اما!
مینویسم بهر دل.. »
که نبینم لبریز!
تا بخوانی بشود ..
آن خطی که به زخمت مرهم/
نکته هایش را ببر !
نقطه هایش را بریز `•۰ .
خاک پای دوست عزیزم عاطف🫡 (نوریان)🪶

مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
۲ هفته پیش
درود بر جناب نوریان بزرگوار و سپاس از حضور و راهنمایی‌های زیبا و آموزندتون با زبانی نرم و دلنشین. خندانک خندانک بله در نظرات نقدهای بسیاری خوندم و روز اولی هم که شعر مورد تایید قرار گرفت ماجرای نگارش این شعر و اذعان به مشکل قافیه‌ها هم توسط خودم بیان شد. این شعر مربوط به حدود ۱۸-۱۹ سال پیش هستش. در مورد وزن شعر هم به خدمت شما عارضم که وزن اشتباه نیست بلکه در وزنی دوری و نامتعارفه که البته به نظر خودم به مضمون شعر بسیار خوب نشسته (فاعلاتن فعلن / فاعلاتن فعلن). دوستان گفتن نداریم، من می‌گم حالا داریم. کلا بنده از هنرهای تلفیقی و نوآوری بسیار لذت می‌برم، در موسیقی، در نقاشی و ...، از نظر بنده صاحب سبک بودن بسیار ارزشمندتر از تکرارهای مداومه. صاحب سبک بودن یعنی امضا داشتن وقتی کسی اثر رو می‌شنوه یا می‌خونه بدون دیدن نامت بگه که کار فلانیه. یادمه اوایل که همایون شجریان با پورناظری‌ها آلبومی با سبک تلفیقی منتشر کردن نقدهای بسیاری شنیدن. با علم به همه این نکات چون شعر رو به لحاظ مضمون و نو آوری قوی دیدم تغییری در بافت و نگارش ندادم. شما غزل عنوان رو بخوان غزل نو کلاسیک به سبک مصیب حیدری😜😜 ما اینیم دیگه
ارسال پاسخ
سید موسوی (نوریان)
درود خداوند بر تو و این اراده و استقامتت🌺 خندانک
اگر واقعا این خواسته ی قلبی توست لحظه ای درنگ نکن.
این بداهه رو همین الان نوشتم و باهاش دنیارو
خلاصه کردم در این مسیری که تنهای تنهایی🙂
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
کس چه می داند که اینک حیدری کسیت/ خندانک
به توانت که درین ره پیشه کس نیست/ خندانک
گرچه این اندیشه صد قد یک قلم داشت/ خندانک
مَگْذَر از ریشه که در اندیشه ات زیست/ خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
پای حرفت بمون تا آخر خندانک یا علی🫡
مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
۲ هفته پیش
درود بر شما خندانک خندانک
ارسال پاسخ
محمد علیخانی
۹ روز پیش
به به،درود بر شما ،بسیار لذت بردم برادر عزیزن 💐
مصیب حیدری (عاطف)
درود بر شما جناب علیخانی، سپاس حضور گرم و دلگرم کننده تون خندانک
ارسال پاسخ
مریم نقی پور خانه سر
۹ روز پیش
درود جناب حیدری شاعر فرهیخته
شعر شما واقعاً بی‌نظیر و تاثیرگذار بود.
تصویرسازی‌های قدرتمند و زبان شاعرانه‌تان باعث شد احساسات عمیق و دردهای نهفته به شکلی بسیار واقعی به شنونده منتقل شود.
صدای شما هم به این حس و حال شعر جان داد و آن را زنده‌تر کرد.
از به اشتراک گذاشتن این اثر زیبا و پر احساس صمیمانه سپاسگزارم.منتظر آثار بعدی شما هستم!🌷
مصیب حیدری (عاطف)
درود بر شما استاد نقی‌پور، سپاسگزارم خندانک
ارسال پاسخ
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


(متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0