سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

زیباتر از این نیست در عالم(بسم الله الرحمن الرحیم)به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید.فکری احمدی زاده(ملحق)مدیر موسس سایت ادبی شعرناب

شنبه ۲۵ بهمن

شمع چراغان

شعری از

مهدی محمدی

از دفتر مشقِ عشق نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ جمعه ۵ دی ۱۴۰۴ ۰۱:۴۲ شماره ثبت ۱۴۳۲۹۵
  بازدید : ۵۷۰   |    نظرات : ۶۳

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
دفاتر شعر مهدی محمدی

تو دخترِ بارانی و میلِ خیابان می کنی
دائم گذرگاه دلم را نور باران می کنی
 
جا مانده بر لب های من، یک شمعِ خاموش و لطیف
از ذوقِ آن روزی که تو یک بوسه مهمان می کنی
 
گل های سرخِ روسری ات، چشم من را باز کرد
در دولتِ پاییزی ام، طرحِ بهاران می کنی
 
برچیدی از بازارِ طنازی دغل بازی و با
چین چینِ چادُر مشکی ات، دعوای خاقان می کنی 
 
دیگر چه فرقی می کند، اینجا جهنم یا بهشت
وقتی غضب داری بهشتم را گدازان می کنی
 
خورشید گاهی در نگاهِ خسته ات، خواهد غروب
در شرقِ ابرویت مرا، بندِ خراسان می کنی
 
نازت خریدارم ولی، این تن نباشد قابلت
گر پاکبازی این بُود هر عید، قربان می کنی
 
غمگینی و خاکستری از درد می پوشد مرا
با گریه بر روی غبارم ختم قران می کنی
 
شعر سیه روی مرا، در خلوتت می بوسی و
از پاکبازی این چنین من را پشیمان می کنی
 
با عشق بر می گردم از صحرای حشر و تا ابد
در منزلِ مهرت مرا شمعِ چراغان می کنی
۸
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
مهرداد عزیزیان
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۰۸:۲۸
درود جناب محمدی گرامی
شعرتان زیبا بود و مطلع گیرایی داشت👏🌺🌺

وارد بحث الف و نون الحاقی نمیشوم چون میدانم که میدانید و تعمدی در کارتان بوده و صرفا جهت آشنایی دوستانی که شاید اطلاع ندارند عرض میکنم که وقتی قوافی غزل ختم به الف و نون هستند از نظر قانونی بیش از ۱بار مجاز به استفاده از الف و نون الحاقی نیستیم
انواع الف و نون در زبان فارسی
۱ . نشانه جمع، درختان ، مردان
۲ . جزوی از کلمه است، خیابان، باران، ایمان ،داستان
۳ . مجموعه‌ساز، ناوگان، مژگان، پلکان
۴ . صفت فاعلی، خندان، گریان، نالان
۵ . نشانه زمان، نوبهاران، پاییزان، صبحگاهان
۶ . نشانه مکان و فراوانی، کوهساران، جویباران
۷ . نشانه نسَبی، بابکان، کاویان، جانان
۸ . پسوند شباهت، کوهان، ماهان
۹ . نشانه مصدری، حنابندان،
و شاید الف و نونهای دیگر که بنده اطلاع ندارم
در شعر دوست ارجمندمان چراغان، گدازان و بهاران دارای الف و نون الحاقی هستند



\"\"\"\" یک سوال باب همفکری با شما دارم و البته تمامی عزیزان\"\"\"\"
\" من را\"
در شعرتان از \" من را\" استفاده کرده‌اید که منتقدان بر نمیتابند
در این مصرع
از پاکبازی این چنین من را پشیمان می کنی

منتها بنده تاکنون جواب سوالم را نگرفته‌ام
تو را، او را، ما را، شما را و ..... مجاز است و استفاده میشود
چرا \" من را \" از دید منتقدان مجاز نیست ؟؟
البته در شعر گذشته ما نیز مشاهده نمیشود و صرفا زمانی که مجال وزنی هست \" مرا\" در اشعار استفاده شده
یعنی دوستان توجه کنند که به عنوان مثال در غزلیات عالیجنابان حافظ و سعدی
شما نمیتوانید \" من را\" پیدا کنید
یا نوشته‌اند \" ما را\" یا آن زمان که وزن اجازه داده نوشته‌اند \" مرا\"
منتها هیچگاه نگفته‌اند من را
دوست و استاد ارجمندی زمانی فرمودند من را خوش لحن و آهنگ نبوده پس شاعران بجای آن \" ما را\" استفاده کرده‌اند
ولی آیا همین دلیلیست که شاعران را از استفاده \" من را\" بر حذر داشته است؟
خوشحال میشوم دوستان و استادان و شاعر گرامی صفحه اطلاعاتشان را با ما شریک شوند🙏🌺
.
مصیب حیدری (عاطف)
مصیب حیدری (عاطف)
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۱۱:۳۹
درود بر شاعر سخنور صفحه، و تشکر بابت شعر زیباشون خندانک خندانک

درود بر شما استاد منتقد، اول اینکه در این شعر حضرت حافظ از چند الف و نون الحاقی استفاده کرده؟


نفسِ بادِ صبا مُشک‌فشان خواهد شد
عالَمِ پیر دگرباره جوان خواهد شد

ارغوان جامِ عقیقی به سمن خواهد داد
چشمِ نرگس به شقایق نگران خواهد شد

این تَطاول که کشید از غمِ هجران بلبل
تا سراپردهٔ گل نعره‌زنان خواهد شد

گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر
مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد

ای دل ار عشرتِ امروز به فردا فکنی
مایهٔ نقدِ بقا را که ضَمان خواهد شد؟

ماه شعبان مَنِه از دست قدح، کاین خورشید
از نظر تا شبِ عیدِ رمضان خواهد شد

گل عزیز است غنیمت شِمُریدَش صحبت
که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد

مطربا مجلسِ انس است غزل خوان و سرود
چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد؟

حافظ از بهر تو آمد سویِ اقلیمِ وجود
قدمی نِه به وداعش که روان خواهد شد

و در مورد سوال دومتون به نظر بنده این بد آهنگی به سبب قاعده ادغام در عربیه، نون ساکن در یرملون ادغام می شه: من را =» مر را
ارسال پاسخ
مهرداد عزیزیان
مهرداد عزیزیان
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۱۴:۰۷
درود جناب حیدری گرامی🌺🙏
استاد و منتقد را نمیدانم با که بودید ولی بنده نیستم!
.
ابتدا عرض کنم که بنده نگفتم شعرا از الف و نون الحاقی استفاده نکرده‌اند منتها از عیوب قافیه یکی " ایطای جلی و خفی یا به قول امروزی‌ترها ایراد شایگان است" که در شعر اکثر شعرای تراز اول هم مشاهده می‌شود . از نظر فنی ایراد تلقی میشود.
بر فرض در شعر جناب حافظ اگر فشان را فاعلی، نگران را فاعلی" نگران اینجا معنی دلواپس نمیدهد و معنای اصلی مد نظر نگریستن است" ، نعره زنان و روان را هم الحاقی در نظر بگیریم ۴ الحاقی داریم
در نظر بگیرید که قافیه " آن و چنان" هم به نوعی تکراری‌ست
چنان ، چونان، چون آن!
به همین دلیل بنده هم عرض کردم که شاعر عزیز میداند و تعمدا استفاده کرده، به هر رو ایراد است. مثل اینکه شما بد بازی کنید ولی در نهایت بازی را ببرید!
.
در مورد اظهار نظرتان در خصوص من را ، متشکرم. 🌺🙏
جواد مهدی پور
جواد مهدی پور
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۱۸:۵۰
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۳:۱۹
درود و سپاس بی کران آقا مهرداد عزیز و آقای حیدری گرامی ، قدردان زحمات عزیزان فرهیخته و ارجمند هستم. خندانک
محمد رضا خوشرو (مریخ)
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۲۱:۰۲
استفاده از ( من را ) در شعر کلاسیک.

👈این موضوع به یکی از ظرایف و نکات مهم در شعر فارسی، به ویژه در شعر کلاسیک، برمی‌گردد که به آن **(\\\\"جلوه‌های کلامی)\\\\"** یا **\\\\"(رعایت فصاحت و بلاغت)\\\\"** گفته می‌شود.

✨️به طور خلاصه، شاعران برجسته فارسی به دلایل زیبایی‌شناختی، وزنی، و سنتی، کمتر از ضمیر **\\\\"من را\\\\"** در ساختار جمله استفاده می‌کنند و به جای آن، شکل‌های دیگری از بیان ضمیر اول شخص مفعولی را ترجیح می‌دهند.

در اینجا به تفصیل دلایل و جایگزین‌های آن را با مثال توضیح می‌دهم:

---

👈 ۱. دلیل اصلی: وزن و عروض شعر (وزن عروضی)

شعر فارسی بر اساس وزن‌های عروضی ساخته می‌شود. این وزن‌ها مجموعه‌ای از هجاهای کوتاه (U) و بلند (–) هستند.

* 👈 **«من را» (man rā):** در فارسی معیار امروز، «من را» یک کلمه سه سیلابی : **مَن** (کوتاه/U) + **را** (بلند/–). این ترکیب ممکن است به راحتی در گذر زمان در اوزان رایج شعری سنگینی کند یا با اوزان خاصی همخوانی نداشته باشد.

* 👈 **جایگزین‌های ساده‌تر و سبک‌تر:**
شاعران به جای «من را»، از ساختارهایی استفاده می‌کنند که وزن را به سادگی حفظ کنند و جریان کلام (روانی شعر) را مختل نکنند.

---

👈 ۲. جایگزین‌های رایج و دلایل ادبی آن‌ها

شاعران معمولاً از دو ساختار اصلی برای بیان مفعول بودن ضمیر اول شخص استفاده می‌کنند:

👈 الف) استفاده از ضمیر متصل مفعولی (ـَم)

این رایج‌ترین و زیباترین جایگزین است. ضمیر متصل **ـَم** (که در فارسی امروزی به معنی \\\\"مال من\\\\" یا \\\\"برای من\\\\" است) در گذشته در معنای مفعولی نیز به کار می‌رفته است.

**ساختار:** فعل + ضمیر متصل «ـَم»

**مثال:**

| ساختار امروزی (کمتر شعری) | ساختار رایج در شعر | توضیح |

*👈*من را** دید | دید**م** | فعل «دیدن» + ضمیر متصل «ـَم» |

*👈*من را** ندهد | ندهد**َم** (یا ندهد مرا) | اگرچه «ندهدم» کمی قدیمی است، اما نشان‌دهنده کاربرد ضمیر متصل است. |

*(*نمونه از شعرای بزرگ:*)*

حافظ از این ساختار بسیار استفاده کرده است:

> **دوش چه خورده‌ای دلا** / **نسته‌ای که خون به دل** **خوردم**

در اینجا، «خوردم» به معنای «مرا خورد» یا «مرا به درد آورد» نیست، بلکه به معنای «خوردم» (به معنای نوشیدن) است، اما در جاهایی که مفعول وجود دارد، این ضمیر متصل به خوبی کار می‌کند. برای مفعول مستقیم، معمولاً از ساختار بعدی استفاده می‌شود.

👈 ب) استفاده از ضمیر منفصل «مرا» یا «مِن»

این ساختار، یعنی استفاده از **«مرا»** به جای «من را»، اصلی‌ترین جایگزین و دلیل ادبی برای دوری از «من را» است.

* 👈**چرا «مرا» به جای «من را»؟**
1. **فصاحت و آهنگ:** «مرا» (do silabi: - / –) از نظر آهنگ و وزن بسیار خوش‌آهنگ‌تر و کوتاه‌تر از «من را» (U / –) است و به راحتی در اوزان مختلف جا می‌گیرد.
2. **سنت ادبی:** در فارسی میانه و کلاسیک، ساختار مفعولی با استفاده از «را» معمولاً روی ضمیر منفصل (مثل «من»، «تو»، «وی») می‌آمد؛ اما در شعر برای زیبایی، **«من»** حذف شده و مستقیماً **«را»** به **«م»** تبدیل شده یا به صورت **«مرا»** به کار رفته است.

**مثال‌های عینی از شاعران:**👇

1. **سعدی:**
> ای ساربان آهسته ران/ **کآرام جانم** می‌رود
> (به جای: من را آهسته بران)

2. **مولانا جلال‌الدین محمد بلخی:**👇
> **ما را** در این خرقه نپنداری ای شیخ
> (اینجا از «ما را» استفاده شده که معادل جمع «مرا» است و باز هم از «ما را» امروزی پرهیز شده است.)

3. **حافظ:**👇
> **منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن** / **تو آهسته رو که نازک عهد است دل ما**
> (در این بیت، اگرچه «منم» به کار رفته، اما اگر مفعول بود، احتمالاً «مرا» یا ضمیر متصل می‌آمد.)

### نکته مهم در مورد «من را»

✨️استفاده از **«من را»** در شعر کلاسیک کاملاً **نادرست** نیست، اما بسیار کمتر از «مرا» دیده می‌شود. «من را» بیشتر در زبان گفتاری و محاوره رایج شده است.
شاعران بزرگ برای حفظ **شان و مقام کلام** و **صحت وزن عروضی**، شکل کوتاه و خوش‌آهنگ «مرا» را ترجیح می‌دادند.

---

## جمع‌بندی برای شما

اگر بخواهیم به زبان ساده بگوییم، دلیل اصلی این است که در شعر فارسی:

1. **«مرا»** یک کلمه دو بخشی (M**a**-r**ā**) است که به راحتی در وزن شعر جای می‌گیرد.
2. **«من را»** یک ترکیب سه بخشی (M**a**n-r**ā**) است که ممکن است وزن شعر را به هم بزند یا از زیبایی آهنگ کلام بکاهد.

3. شاعران به طور سنتی از ضمیر متصل (ـَم) یا ضمیر منفصل «مرا» برای بیان مفعول استفاده کرده‌اند تا کلام فصیح‌تر، آهنگین‌تر و خوش‌وزن‌تر باشد.
خندانک
👈چرا انجمن را و دامن را مجاز است.؟👇
استفاده از «انجمن را» و «دامن را» در مقایسه با «من را» نکته جالبی است. بیایید این موضوع را بررسی کنیم و ببینیم چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی وجود دارد.

## ساختارهای مختلف

### ۱. **من را**
استفاده از «من را» در شعر فارسی به دلایل زیبایی‌شناختی و وزنی کمتر رواج دارد. این ترکیب می‌تواند وزن شعر را به هم بزند و از نظر بلاغت کمتر پسندیده است.

👈 ۲. **انجمن را**
👈 **«انجمن را»**:
- **استفاده در شعر:** با اینکه استفاده از «انجمن را» در شعر و نثر مجاز است، شاعران معمولاً از ساختارهای دیگر مثل «انجمنِ» یا «انجمنِ من» یا «انجمن ما» به منظور ایجاد آهنگ و زیبایی بیشتر استفاده می‌کنند.

- **دلایل:** وزن و آهنگ شعر و اهمیت بلاغت و فصاحت در بیان احساسات و مفاهیم باعث می‌شود که شاعر به دنبال عباراتی با وزن و آهنگ مناسب‌تری باشد.

مثال:👇
**حافظ:**
> **انجمن** آراسته بودم / **من** می‌نوشتم

در اینجا شما می‌بینید که حافظ به جای «انجمن را» به صورت «انجمن» استفاده کرده، زیرا وزن شعر و آهنگ را حفظ کرده است.

👈 ۳. **دامن را**
در مورد **«دامن را»**:
- مشابه **«انجمن را»**، استفاده از «دامن را» هم در شعر مجاز است، اما شاعران بیشتر از «دامن» یا در ترکیب‌های کوتاه‌تر بهره می‌برند.

- **دلایل:** باز هم به دلیل حفظ وزنی که در شعر مهم است و همچنین به دلیل زیبایی‌شناختی، شاعران کمتر به این ترکیب متکی می‌شوند.

👈 مثال:
**سعدی:**
**دامن** کشیدن بر زمین است / **من** ز دامن تو جویم سرند

در این مثال هم، سعدی از «دامن» به تنهایی استفاده کرده است و از «دامن را» خودداری کرده تا بتواند وزن و آهنگی متناسب به شعر ببخشد.

-



به طور کلی، **«انجمن را»** و **«دامن را»** هم به مانند **«من را»** در شعر فارسی استفاده می‌شوند اما شاعران به دلیل مشکلات وزنی و زیبایی‌شناسی معمولاً از این ترکیبات به نحوی دیگر استفاده می‌کنند تا آهنگ و فصاحت شعر حفظ شود.

پس می‌توان نتیجه گرفت که:
- همه‌ی اینها (من را، انجمن را، دامن را) دارای ساختار مشابهی هستند ولی شاعران از ترکیبات زیباتر و مختصرتر به منظور حفظ وزن و زیبایی‌شناسی بیشتر استفاده می‌کنند.

خندانک
👈اشعاری که در آنها از ( من را ) استفاده شده .👇

(یعنی نادر بودن استفاده از «من را» در شعر کلاسیک به دلیل وزن و بلاغت) تأیید می‌کند.

همان‌طور که اشاره شد، ساختار رایج برای ضمیر مفعولی اول شخص در شعر، **«مرا»** است.
👈 با این حال، در دوره‌های متأخرتر شعر فارسی، یا در شعرهایی که بیشتر به زبان محاوره یا سبک ساده‌تری نزدیک هستند، یا تحت تأثیر تحولات زبانی، شاعرانی پیدا می‌شوند که برای حفظ معنای دقیق یا در وزن‌های خاصی که اجازه نمی‌دهند «مرا» بیاید، از **«من را»** استفاده کرده باشند.


در اینجا چند نمونه (که اغلب از شاعران معاصرتر یا سبک‌های خاص‌تر هستند) که در آن‌ها از **«من را»** استفاده شده است، آورده می‌شود:

👈 ۱. نمونه‌هایی از شاعران متاخر یا معاصر

در اشعار معاصر، به دلیل نفوذ زبان محاوره، استفاده از «من را» بسیار رایج‌تر است.

**👈مثال ۱ (از شعرهای معاصر):**

> **من را** گمان مبر که تو را دوست‌تر ندارم
> زین پیش‌تر که دوست ندارم کسی به کس

*(*تحلیل:** این ساختار در این بیت، به طور واضح با وزن عروضی هماهنگ شده است، اما در شعر کلاسیک (مانند سبک خراسانی، عراقی یا حافظی) بسیار کمیاب است).

👈 ۲. نمونه‌های نادر در شعر کلاسیک (مخالف قواعد سنتی)

گاهی اوقات، شاعران بزرگ در جایی که وزن عروضی آن اجازه دهد یا ناچار به رعایت لحن خاصی باشند، از این ترکیب استفاده کرده‌اند، اما این‌ها استثناء هستند نه قاعده:

**مثال ۲ (نمونه‌ای که گاهی به عنوان استثناء ذکر می‌شود):**
👇
ای دل چنان نزن که **من را** ز خود بَری
بگذار تا برای تو دانی چگونه باشم

*(*تحلیل:** در این حالت، شاعر برای تأکید بر «من» و ایجاد تأثیر خاصی، این ترکیب را به کار برده است. اگر شاعر به جای آن از «مرا» استفاده می‌کرد، ممکن بود وزن بیت کمی تغییر کند یا تأکید مورد نظر شاعر کمتر شود.)

این بیت:

> ای دل چنان نزن که **من را** ز خود بَری
> بگذار تا برای تو دانی چگونه باشم

به **عطار نیشابوری** نسبت داده شده است.

این بیت در زمرهٔ اشعاری قرار می‌گیرد که در آن عطار، با وجود پایبندی شدید به سنت‌های کلاسیک، گاهی اوقات از ساختارهای زبانی‌ای که کمی از قواعد سخت‌گیرانه‌تر فاصله دارند (مانند \"من را\" به جای \"مرا\") استفاده کرده تا تأکید مدنظرش را بر ضمیر \"من\" در این جمله خاص، به‌خوبی منتقل کند.

به طور کلی، عطار یکی از شاعرانی است که در دیوان خود نمونه‌های متعددی از ساختار \"مرا\" را دارد، اما این نمونه‌ی خاص، نشان می‌دهد که او در مواقع لزوم برای بیان مقصود، از ساختار \"من را\" نیز بهره برده است.

👈 **نکته مهم:**

* 👈 **تأکید:** وقتی شاعری از **«من را»** استفاده می‌کند، معمولاً می‌خواهد تأکید بیشتری روی **\\\\"من\\\\"** بگذارد، نه فقط بر عمل انجام شده بر او (که «مرا» این کار را انجام می‌دهد).

* 👈 **بررسی وزنی:** در اکثر مواقعی که «من را» در شعر دیده می‌شود، شاعر توانسته است وزن را به گونه‌ای تنظیم کند که این ترکیب سه سیلابی (مَن / را) با هجاهای دیگر بیت هماهنگ شود.

مهم👇
به طور خلاصه، شما با جستجوی گسترده در دیوان‌های کلاسیک (مانند فردوسی، سعدی، حافظ، مولوی)، به ندرت به «من را» برمی‌خورید و به جای آن بیش از ۹۵٪ مواقع با **«مرا»** مواجه خواهید شد. مواردی که یافت می‌شوند، بیشتر در متون متأخر یا شعر نو قابل مشاهده هستند.
خندانک
. بیایید به‌تفصیل بررسی کنیم که چرا استفاده از **\\\\"من را\\\\"** معمولاً ایراد دارد .
در حالی که عبارات دیگری مانند **\\\\"انجمن را\\\\"** و **\\\\"دامن را\\\\"** مجاز و رایج هستند.

👈 ۱. **تفاوت در ساختار ضمیری**

**الف. ضمیر مفعولی:**
- **مرا**: این ضمیر منفصل مفعولی است که به‌خصوص در شعر و نثر کلاسیک مورد استفاده قرار می‌گیرد. وزن و آهنگ شعر را به‌خوبی حفظ می‌کند و تعبیر بلاغی‌تری دارد.
- **من را**: این ساختار نادر است و به دلیل عدم هماهنگی آهنگ و وزن، به‌ویژه در شعر کلاسیک، کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

👈 **ب. اسم‌ها و صفات:**
- **انجمن** و **دامن**: این کلمات اسم‌هایی هستند که صرف‌نظر از وزن، بلافاصله به مفهوم مرتبط به خود اشاره می‌کنند و مشکلی در اتصال آن‌ها به **\\\\"را\\\\"** وجود ندارد. بر خلاف **\\\\"من\\\\"** که به فردی خاص اشاره دارد و در ترکیب با \\\\"را\\\\" ممکن است جدایی و تأکید بیشتری را به‌وجود آورد.

👈۲. **وزن و آهنگ شعر**

در شعر، وزن و آهنگ کلمات بسیار مهم‌اند. استفاده از ساختارهای سنگین‌تر یا چند هجایی می‌تواند به انحراف از وزن اصلی شعر منجر شود:

- ✨️**استفاده از \\\\"من را\\\\"**: این ترکیب غالباً سه هجایی است و ممکن است به دلیل بار اضافی که ایجاد می‌کند، وزن شعر را خراب کند.
- **استفاده از \\\\"انجمن را\\\\" و \\\\"دامن را\\\\"**: این ترکیبات معمولاً دو یا سه هجایی هستند و در تنظیم وزن شعر بهتر جا می‌گیرند.

👈 ۳. **توجه به بلاغت و فصاحت**👇

شاعران معمولاً به دنبال انتخاب واژه‌ها و ساختارهایی هستند که زیباتر و تأثیرگذارتر باشند.
به همین دلیل، آن‌ها به عنوان معیاری برای کیفیت شعر خود، از ساختارهای ساده‌تر و زودفهم‌تر (مانند «انجمن را» و «دامن را») استفاده می‌کنند.

**نتیجه‌گیری:**
- استفاده از **\\\\"من را\\\\"** به دلیل بار معنایی، وزن اضافی و تأثیر فصاحت بیشتر، به ندرت در شعر کلاسیک کاربرد دارد.
- **\\\\"دامن\\\\" و \\\\"انجمن\\\\"** به عنوان اسم‌هایی که تاریخی و فرهنگی با ادبیات فارسی دارند، به دلیل نداشتن بار اضافی و توانایی در حفظ وزن و فصاحت، بیشتر به کار می‌روند.

در نهایت، این دو ساختار (وزن و زیبایی‌شناسی) به شاعران کمک می‌کند تا احساس و مفهوم خود را به‌بهترین شکل ممکن منتقل کنند.


تحلیل ، واکاوی ، بررسی و نقد .
هوش مصنوهی .

خندانک


موفق باشید .



مهرداد عزیزیان
مهرداد عزیزیان
پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ ۰۷:۳۷
درود جناب خوشروی گرامی
سپاس از زحماتتان🌺🙏
جمع بندی بنده با توجه به جمیع گفتگوهای صورت گرفته این است که
من را، غلط نیست و صرفا یک پرهیز عامدانه نزد شعرا بوده بدلایل مختلف که حول محور فصاحت و بلاغت میگردد
ارسال پاسخ
محمد رضا خوشرو (مریخ)
محمد رضا خوشرو (مریخ)
پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ ۰۸:۱۵
جمع بندی من فرق میکنه .
استفاده نشود بهتر است .
ولی اگر با (علم بر اینکه. ۹۵ درصد از شاعران )، از ( من را )استفاده نکرده اند استفاده شود... گناه نیست .
جمع بندی کلی بنده .
(من را) آهنگین نیست .
خندانک

مهدی محمدی
مهدی محمدی
شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ ۲۱:۴۹
درود و سپاس بیکران استاد خوشرو ، بهره بردیم قلمتان تابان خندانک
ارسال پاسخ
محمدرضا آزادبخت
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۱۸:۵۸
دروداستاد محمدی خیلی زیبا سرودی،
لذت بردم
کم پیدایی
وکم نظر
فقط درصفحه حقیر
عباسعلی استکی(چشمه)
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۱۸:۵۹
درود استاد محمدی عزیز
بسیار زیبا و دلنشین بود
مزین به نقد نافذ اساتید عزیز خندانک
مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۳:۱۷
درود استاد استکی عزیز با تشکر فراوان ، ضمن عذرخواهی از تاخیر در پاسخگویی، کمال قدردانی را دارم خندانک
ارسال پاسخ
ابراهیم حاج محمدی
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۱۳:۵۰
بحثي مختصر در باره‌ی 《من را》در شعر:
۱. ایجاز و فشردگی
۲. سابقه زبانی
۳. ملاحت آواییِ «مرا»
۴. فخامت زبانی
از جمله دلایلی است که قدما از بکار بردن 《من را》تا حدودی می‌پرهیزیده‌اند.
مضافا این که 《من》غیر از ضمیر بودن موارد استعمال دیگری هم دارد. از جمله 《واحد وزن》:
چو مرد آن دلو صد من را درآرد
نشینم من درو تا بر سر آرد
عطار
به روی جهاندار جام نبید
دو من را به یکبار اندر کشید
فردوسی
جز این از منت هیچ واخواست نیست
که در یک ترازو دو من را ست نیست
نظامی
من در این ابیات واحد وزن است.

ضمن این‌که در نادر مواردی که 《من را》در اشعار قدما بکار رفته است، 《من》به نه به عنوان و نقش ضمیر بلکه در نقش 《اسمی》استعمال شده است.
حجاب از پیش تن بردار بی من
بخود کن راه چشم جانت روشن

حجاب از پیش تن بردار و بنگر
که دیدار تو میبینم سراسر

حجاب تو منم《 من 》را فکن زود
مرا کن یک زمان ای دوست خشنود

ز من 《من》 را طلب کردند تحقیق
بدادم جملگی را عزّ و توفیق

مظهر 《من》 را لسان الغیب دان
اوست اسرار دو عالم را زبان

عطار
گفت اکنون چون منی ای 《من》 در آ
نیست گنجایی دو 《من》 را در سرا
مولانا
پر واضح است که 《من》در این ابیات از عطار نیشابوری و مولانا در نقش اسمی بکار رفته است.

مهرداد عزیزیان
مهرداد عزیزیان
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۱۴:۱۱
درود و عرض تشکر استاد حاج محمدی گرامی
بسیار عالی و مفید بود احسنت👏🌺
در واقع پرهیز از *من را* یک پرهیز زیبایی شناسانه و باب شده در شعر است و منع قانونی ندارد. به نوعی گناه نیست ولی مکروه است!
ارسال پاسخ
مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۳:۱۸
درود و سپاس بی کران استاد حاج محمدی عزیز کمال تشکر و قدردانی را دارم. خندانک
ارسال پاسخ
مهدی محمدی
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۱۷:۰۸
سلام و عرض ادب اساتید و شاعران و شعر دوستان گرامی ، استاد حاج محمدی عزیز، آقا مهرداد، آقای حیدری، فرشید خان و دیگر عزیزان خندانک

ابتدا از حضور پر رونق و با شکوه سرورانم سپاسگزاری کنم. برای بنده افتخاری است در خدمت شما بزرگواران هستم.

عارضم خدمت تان که بنده حقیر آثاری که منتشر می کنم تازه و داغ از تنور بیرون می آیند و این طور نیست که چندین مرتبه ویرایش شده باشد و اشکالات آن گرفته باشد. البته توجه حضرات گرانقدرم بنده را بیشتر دست به عصا می کند که مثلاً قبل از انتشار چند بار صحت وزن را بررسی کنم. با این حال با وجود مشغله ها و تشویش های فکری فراوان، بهر حال طبیعی است که اشکالات متعددی در شعرم بروز داشته باشد. بنابراین نه انکار می کنم و نه توجیه، دست بوس همه منتقدان و اساتید و فرهیختگان ارجمند نیز هستم. اگر چه در علوم انسانی و زیباشناسی شاید نتوان به قطعیت حکمی داد اما شعر و سخن وریِ بزرگان برای مان مستند است. اگر چه تقلید کورکورانه هم سزا نیست. افزون به مواردی که در خصوص (من را) بیان شد، همنشینی بعضی از واج ها در کنار هم شایسته نیست. برای مثال عبارت (چیپس چسب سس) و چالشی که با تکرار این واژه ها که به نوعی همنشینی واج های اشکال برانداز را در آن ها می بینیم. بنده حقیر فکر می کنم بزرگان ادبیات ما، سخنوران، زبان شناسان و زیباشناسانِ بی نظیر و بی بدیل تاریخ ادبیات ایرانی هستند که احتمالاً تکرار ناپذیر هم هستند. این خیلی طبیعی است که بزرگان ادبیات ما از استعمال (من را) پرهیز کرده باشند چرا که (نون ساکن) و سپس (را)، همنشینی جالبی نیست. در مبحثی از زبان شناسی به نام واج شناسی که به تقسیم بندی واج ها و خصیصه ی واج ها می پردازد اینگونه مباحث به صورت جدی پیگیری می شود. به عنوان یک مثال دیگر (خیزید و خز آرید که هنگام خزان است) علاوه بر این که واج آرایی دارد شاعر با تکرار واج (خ) و (ز) آن حالت خیزشی را کاملاً آشکار ساخته است. این در صورتی است که تنها بعضی از واج ها این خصیصه را دارند و اغلب واج ها سایش ندارند بلکه به صورت ضربه ای ادا می شوند. البته چون از مبحث دور می شود به همین اندازه کفایت می کنم و سوال می پرسم آیا اگر (انجمن را) ، (دامن را) و غیره به کار می بردم همین اشکال نیز وارد نبود؟! ضمن مواردی که استاد حاج محمدی و آقای حیدری بیان کردند. مسلماً نون ساکن و ادغام با حروف یرملون به منظور ساده کردن تلفظ بوده است که در زبان عربی اتفاق می افتد و در زبان ایرانی که ادغام نداریم این همنشینی دو واج، تلفظ را سخت می کند. حافظ و دیگر بزرگان هم که صد البته اساتید بی بدیل زبان هستند. البته بنده اذعان می دارم برای بار اول با موضوع (من را) مواجه می شوم و انتظار مواجهه با آن را هم نداشتم اما در هنگام سرودن حواسم به تکرار این ضمایر بود. در حقیقت چیزی که بنده نوعی در نظر داشتم این بود که مضمون، تصویر، وزن، قافیه، قالب، زبان و دیگر موضوعات را در کنار هم داشته باشم و البته بضاعت بنده حقیر در استخدام کلمات و معانی و لذا می پذیرم بعضی جاها آن قواعد و ساختارها و چینش ها از واج و هجا تا جمله در سطح پایین تر در شعر حضور داشته باشد تا مقصود و معنی انتقال یابد. اما بنده ی حقیر تنها قائل به پذیرش ضمیر من در کنار معشوق بودم و هستم. لذا ضمیر (من) نمی توانست و شایسته هم نبود که با (ما) تعویض گردد. خلوتی است میان من و معشوق که حضور احدی را نپذیرفته است. که اگر این مطلب نبود احتمالاً از ضمیر ما به جای من استفاده می کردم تا از ابتلای نون ساکن به (ر) پرهیز کرده باشم.

در خصوص قافیه که البته بنده قافیه را شنیداری یاد گرفته ام و چندان هم در قید دستورالعمل ها نبوده ام. خیلی اوقات هم شده که قافیه ای پیدا نکرده ام و شعر معطل مانده است. و البته خیلی هم به دنبال قافیه گشتن را نمی پسندم و بیشتر همین قافیه هایی را که به صورت طبیعی به ذهن راه پیدا می کنند، مجاز می دانم ولو اینکه نقص هایی هم داشته باشند. قافیه را جزیی از موسیقی کناری می دانم و سابق در نقدها بیان کرده ام که قافیه و ردیف در کنار هم موسیقی کناری را می سازند و زمانی که شاعر از ردیف استفاده می کند اشکالاتی که در قافیه به نظر می رسد کمتر به گوش می رسد. لکن قافیه های تکراری هم در اشعار مشاهده شده است و این طور توجیه کرده اند که زمانی که تعداد ابیات از عددی فراتر رود شاعر می تواند قافیه ها را تکرار کند. این را هم در نظر بگیریم که حروف الحاقی گاهاً معانی و کارکردهای متفاوتی دارند. در واژه درختان و مردان، که (ان) هر دو نشانه ی جمع است اگر شاعر از هر دوی آن ها در شعری استفاده کند، عیب محسوب می شود اما (ان) همانطور که گفتند، معانی متفاوتی دارند و با هر معنا یکبار مجاز به عنوان قافیه هستند. اگر بنده هر دوبار که (ان) الحاقی را استفاده کرده ام در یک معنا باشد، گفته منتقدان می تواند تا حدودی درست باشد. آیا (ان) الحاقی در واژگان (بهاران، گدازان و چراغان) از یک نوع هستند؟

مطلبی که اخیراً در خصوص قافیه مطرح کرده ام و سابق در اشعار سپید و حتی شاید موزون استفاده می کرده ام، قافیه معنوی و قافیه مدرن هست. که سابق عرض کردم شاعر می تواند به جای آن که واژه هایی که در آوای پایانی یکسان هستند، به عنوان قافیه بیاورد، شکل دیگری از قافیه را باز تعریف کند. برای مثال (زنگ و جنگ) همان قافیه های کلاسیک هستند اما (زنگ و بیداری) می تواند نوع دیگری از قافیه را باز تعریف کنند که در شعر با قافیه معنوی، بیان می شود. شاید بتوان نیمای بزرگ را الگویی در قافیه قلمداد کرد که با تعریف قافیه به عنوان زنگ مطلب در شعر، کوشید که راه حل های تازه ای در مسیر شعر قرار دهد. نوعی دیگری از قافیه، آوردن دو کلمه با آرایه تضاد، جناس، تناسب، ایهام و غیره است. واژگان مسجع را نیز می توان به عنوان قوافی در شعر استفاده کرد. این تعریفِ قافیه ی مدرن هست. به عنوان مثال در شعر (لاله خودرو) از خودم :
رگ یا ریشه ام را بزن
جوری که (بخشکد)
مواظب باش خون (نچکد)
که از خاکم هزار لاله به انتقام بر می خیزد
من انتقام خود را با گل های خودرو می گیرم
با گل های ((خوش رو))
با گل های خوش بو اما ((داغ دار))

که (بخشکد و نچکد) و (خوش رو و داغ دار)، قافیه های شعر سپید هستند. البته قافیه های من را در شعر سپید هیچ کس کشف نکرده است. خودم آن را ساختم و خودم هم آن را برملا کردم که بعداً عزیزان از این شیوه ی بلاغی، هم استفاده کنند و هم از دیدن آن مشعوف شوند. تا امروز که آن را آشکار کردم احدی در شعرهای سپیدم به دنبال قافیه نبوده است تا چه رسد به قافیه مدرن.

حالا در همین شعر اگر از واژه های (گدازان، بهاران، چراغان)، الف و نون را حذف کنیم، می ماند (گداز، بهار، چراغ) که قوافی مدرن هستند.


ضمناً این قول را هم در محضر عزیزان می دهم که در شعر چند لختی، گونه های تازه تری از شعر را در اختیارتان قرار می دهم که خیالتان را از تنگناهای وزن عروض راحت می کند و البته در حال آموزش وزن اشعار عامیانه در سایت هم هستیم امید که مفید باشد.
مهرداد عزیزیان
مهرداد عزیزیان
پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ ۰۷:۴۲
درود جناب محمدی گرامی
سپاس از پنجره‌ی سبزتان🌺🙏
بله آشنا هستم که شعر را داغ از تنور درامده میپسندید، برخلاف بنده که کارم تازه بعد از سرودن شروع میشود
بنده شعر را هم چون هنرهای دیگر میدانم و شایسته ویرایش
اعتقادی به وحی بودن شعر ندارم
شعر همچون معماریست
نقشه طرح سفتکاری و نازک کاری و تزئین و رنگ و نقاشی نیاز دارد
گمانم بر این است که سعدی و حافظ نیز همین عقیده را داشته اند و مثلا مولانا نه. او احتمالا شعر را جوشش و در لحظه دوست میداشته
البته اینها حدس و گمان است
بحثتان در مورد چرایی تفاوت نداشتن من را با مثلا انجمن را و دامن را که خودتان مثال زدید هم جالب است
در کلیت عرض خسته نباشید و تشکر دارم🌺🙏
ارسال پاسخ
یاسر کریمی
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۰۷:۳۳
درود بر شما خندانک
جناب محمدی خندانک
زیبا سرودید در پناه حق باشید خندانک
مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۳:۲۰
درود و سپاس شاعر فرهیخته و گرانقدر آقای کریمی عزیز خندانک
ارسال پاسخ
علی نظری سرمازه
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۰۸:۱۱
خورشید گاهی در نگاهِ خسته ات، خواهد غروب
در شرقِ ابرویت مرا، بندِ خراسان می کنی
درود استاد محمدی
زیباست خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۳:۲۰
درود و سپاس استاد نظری عزیز متشکرم تابنده باشید به مهر خندانک
ارسال پاسخ
میکائیل نجفی(سراب )
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۰۹:۴۰
درود بر جناب محمدی عزیز..
بسیار زیباا و دلنشین سرودید..
خندانک خندانک
خندانک
مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۳:۲۰
درود شاعر گرانقدر آقای نجفی عزیز متشکرم تابنده باشید به مهر خندانک
ارسال پاسخ
فرشید به گزین
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۱۰:۰۶
اورکا ! اورکا ! خندانک

گر تو بیابی مرا از من من را بگو

که من آواره‌ای گشته نهان چون پری

این البته تایید صحبت مهرداد جان هست چون مولوی هم فقط همین یک فقره رو داره .
ولی داستان** من ** در شعر عجب حکایت مفصلی است

در مورد شعر مهدی جان عرض میکنم خندانک
فرشید به گزین
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۱۰:۰۸
اورکا هم که معرف حضور هست
همون حکایت خخروج ارشمیدس از گرمابه و اورکا گفتنش ، که یعنی یافتم و الخ
فرشید به گزین
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۱۱:۵۴
صادقانه و جسارتا انتظار بیشتری داشتم از مهدی جان
هر چند که فکر میکنم در حال بررسی هایی در زبان شعر و ترانه هست و
در این شرایط شاید طبیعی باشه که در بهترین شکل نباشه محصولات ادبی .
البته این یک ننظر کاملا شخصیه و ممکنه کاملا هم نادرست باشه

در مصرع پنجم به نظرم با توجه به نبود تنگنای قافیه میشه بهتر عمل کرد

به نظرم بیت : برچیدی از بازار .... با اندک ویرایشی به یک بیت عالی تبدیل میشه

نوعی بزرگداشت حجاب هم هست به نظرم این شعر و بعنوان یک نظر شخصی قابل احترام .

بیت : غمگینی و خاکستری از درد می پوشد مرا
با گریه بر روی غبارم ختم قران می کنی

نقطه قوت شعر هست به نظرم

ایده برگشتن از عرش و حشر به فرش هم جالبه

در مجموع 6 بار از* من را *و *مرا* در شعر استفاده شده
دلم را و بهشتم را هر کدام یکبار
خندانک

مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۳:۲۱
درود آقا فرشید عزیز متشکرم از حضور و دیدگاه آن عزیز ، قلمتان بهاری خندانک
ارسال پاسخ
مجید بهلول (میثم)
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۱۷:۵۷
درود‌بر‌شما گرامی
شعر زیبا‌و‌دلنشین خواندم
از‌دفتر‌‌نگاه‌زلالتان
پاینده‌باشید خندانک
مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۳:۲۲
درود بیکران استاد گرانقدر متشکرم تابنده باشید به مهر خندانک
ارسال پاسخ
فریباایازی روزبهانی
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۱۸:۰۸
درود جنابان و شاعران فرهیخته
از محضرتان می آموزم خندانک
جناب محمدی قلمتان نویسا خندانک
مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۳:۲۲
درود بانوی گرانقدر متشکرم قلمتان بهاری
ارسال پاسخ
بهروز چارقدچی (مجنون)
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۱۸:۱۳
جناب محمدی
درود بر شما
شعری زیبایی سرودید و لذت بردم
همچنین از پنجره های نقد هم آموختم
مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۳:۲۳
درود جناب چارقدچی تشکر از حضور فرزانه یتان خندانک
ارسال پاسخ
محمد حسنی
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۱۸:۱۳
درود بر شما
زیبا و بدیع بود
در پناه حق خندانک
مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۳:۲۳
درود شاعر فرهیخته و گرانقدر متشکرم قلمتان بهاری خندانک
ارسال پاسخ
محمودرضا رافعی (رافع)
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۱۸:۴۱
غزل شمع چراغان قشنگ است خندانک

رویِ دوست دلِ دشمنان چه دریابد؟
چراغِ مُرده کجا؟
شمعِ آفتاب کجا؟



درودها استاد مهدی محمدی ، دفتر مشق عشق شما ، دفتر مشق من است خندانک

مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۳:۲۵
درود و عرض ادب خاکسارم بر شاگردان خود لطف می ورزید قلمتان تابان خندانک
ارسال پاسخ
جواد مهدی پور
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۱۸:۵۰
درود بر شما جناب استاد محمدی گرامی خندانک

از شعر ناب و مطالب ارزشمند اساتید و دوستان عزیز بهره بردم

ناب سرودید

زنده باشید به مهر

خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک
مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۳:۲۵
درود و عرض ادب دکتر مهدی پور عزیز و ارجمند ، به حضورتان می بالم و از شاگرد پروری تان سپاسگزارم تابنده باشید به مهر خندانک
ارسال پاسخ
حمیدرضا متولی
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۱۹:۰۹
درود جناب محمدی
بسرایید به مهر
از مباحث ادبی دوستان و هموندان گرامی هم بهره بردیم
🌷🌹🌹🌷🌹
مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۳:۲۶
درود دکتر عزیز سپاسگزارم تابنده باشید به مهر خندانک
ارسال پاسخ
علی نظری سرمازه
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۲۱:۵۵
درود
خندانک خندانک
خندانک
اصلاً انگار ادبیت بویژه شعر با من و منیت و تحکم و خودبزرگ بینی
نسبتی ندارد و بویژه در اشعار عاشقانه بیشتر باید به این نکته توجه کرد لذا آوردن من را در شعر علاوه بر مواری که دوستان اشاره نمودند از این نظر هم قابل توجه است
خندانک خندانک
خندانک
بهروز چارقدچی (مجنون)
بهروز چارقدچی (مجنون)
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۲۲:۲۱
درود بر شما استاد
تصور میکنم در تائید فرمایشتان که فردوسی من را حتی برای تخریب خود به کار می برد:
من آنم که رستم بود پهلوان
ارسال پاسخ
بهروز چارقدچی (مجنون)
بهروز چارقدچی (مجنون)
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۲۲:۲۴
حتی در محاورات هم افراد بسیار هنرمند بجای من یا بنده از کلمه حقیر استفاده میکنند که اینجانب از بکار بردن کلمه ی حقیر پرهیز میکنم و اگر کسی خود را با تواضع حقیر معرفی میکند به شخصه خجالت زده میشوم
ارسال پاسخ
علی نظری سرمازه
علی نظری سرمازه
پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ ۰۰:۱۹
درود دلاورمجنون
خندانک خندانک
خندانک
بجای حقیر
کوچک شما یا شاگرد شما بهتر است خندانک
فروغ فرشیدفر
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۲۳:۲۳
از شعر زیبای شما لذت بسی بردم به دل
ممنون که ما را با غزل، نا خوانده مهمان می کنی خندانک

درود بر جناب محمدی گرامی خندانک
شعرتون زیبا و دلنشین بود و حال وهوای با طراوتی داشت.
قلمتون برقرار و پایدار
خندانک خندانک خندانک
مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۳:۲۶
درود بانوی فرزانه و گرانقدر سپاسگزارم تابنده باشید به مهر
ارسال پاسخ
عارف افشاری  (جاوید الف)
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ ۲۳:۵۱
درود بنظرم شعرتان قابلیت بهتر شدن دارد در فرصتی دیگر کمی آنرا برایتان بهبود میدهم خندانک خندانک خندانک
مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۳:۲۷
درود شاعر فرهیخته و گرانقدر بله از نظرات و رهنمودهای حضرت عالی بهره می بریم خندانک
ارسال پاسخ
مسعود مدهوش( یامور)
پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ ۱۰:۱۷
درودتان استاد محمدی ارجمند شاعر گرامی ☄️💧👏🎉🍁🍁💝🔥🔥🔥🌹🌹🧿


بسیار زیبا ،خواندم و لذت بردم ،افرینها و دست مریزاد ☄️🙏💝💝💝🍁🎉🎉👏👏👏💧


قلمتان پر نگار🧿🌹🔥👏🎉
مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۳:۲۷
درود بیکران دکتر مدهوش عزیز متشکرم تابنده باشید به مهر خندانک
ارسال پاسخ
مهدی محمدی
پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ ۱۵:۲۸
با سلام و عرض ادب

ضمن خوش آمد گویی و تشکر از همه اساتید و شاعران و شعر دوستان گرانمهرم که قدم بر چشم ما نهادند خندانک

عنایت به نقدها و رهنمون های اساتید و شعر دوستان عزیز و ارجمندم و با توجه به پیشنهاد استاد خوشروی عزیز، می توان با جایگزین کردنِ (مرا) یا ضمیر متصلِ (ام)، از به کار بردن (من را) در شعر اجتناب کرد، دو مصرع از شعر فوق به صورت زیر ویرایش می شود:

بیت سوم مصرع اول :
گل های سرخ روسری ات دیده ام را باز کرد

بیت نهم مصرع دوم :
از پاکبازی این چنینم بد پشیمان می کنی

خندانک خندانک خندانک
قربانعلی فتحی  (تختی)
پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ ۲۰:۳۴
درود برشما استاد محمدی عزیز و
بزرگوار

اشعار بسیار زیبایی بود خندانک

پر مفهوم و ارزشمند. خندانک


همه ی اشعار های تان خوب و
زیبا وبا ارزش است خندانک خندانک

موفق باشید انشاالله خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک
مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۳:۲۸
درود استاد فتحی عزیز متشکرم لطف دارید تابنده باشید به مهر خندانک
ارسال پاسخ
عارف افشاری  (جاوید الف)
پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ ۲۰:۵۱
تو دخترِ بارانی و میلِ خیابان می کنی
دائم گذرگاه دلم را نور باران می کنی

جا مانده بر لب های من، یک شمعِ خاموش و لطیف
از ذوقِ آن روزی که تو یک بوسه مهمان می کنی

گل های سرخِ روسری ات، چشم من را باز کرد
در دولتِ پاییزی ام، طرحِ بهاران می کنی

برچیدی از بازارِ طنازی دغل بازی و با
چین چینِ چادُر مشکی ات، دعوای خاقان می کنی

دیگر چه فرقی می کند، اینجا جهنم یا بهشت
وقتی غضب داری بهشتم را گدازان می کنی

خورشید گاهی در نگاهِ خسته ات، خواهد غروب
در شرقِ ابرویت مرا، بندِ خراسان می کنی

نازت خریدارم ولی، این تن نباشد قابلت
گر پاکبازی این بُود هر عید، قربان می کنی

غمگینی و خاکستری از درد می پوشد مرا
با گریه بر روی غبارم ختم قران می کنی

شعر سیه روی مرا، در خلوتت می بوسی و
از پاکبازی این چنین من را پشیمان می کنی

با عشق بر می گردم از صحرای حشر و تا ابد
در منزلِ مهرت مرا شمعِ چراغان می کنی



در مصرع دوم تغییر نور باران به نور تابان( برای جلوگیری از تکرار در یک بیت

شمع خاموش و لطیف تغییر به شمعِ خاموشِ لطیف

تغییر روسری به چارق و طرح گل سرخ بر آن که نگاه شاعر را بر پایین تا بالای یار برانداز کند

تغییر به چشمان مرا باز کرد

تغییر کامل بیت به

برچیدی از بازار دل بدکاری و مکر و ریا
با چین دامن واره ات دعوی خاقان میکنی

تغییر بیت به

دیگر چه فرقی تورا هرجا جهنم یا بهشت
وقتی غضبناکی مرا هیل گدازان میکنی ( هیل بمعنای ریگ در اینجا نابود کردن بسیار سخت

تغییر بیت به
خورشید در نگاه خسته ات هر دم به غرب کوه ها
در شرق ابرویت مرا بندی به دستان میکنی

موارد دیگر را هم میتوان بالطبع بهبود داد بر همین ریتم خوانشی

عذر میخوام اگر این نوشتار رو نوشتم صرفا بهبود شعر مدنظر بود نه نقد

پاینده باشید خندانک خندانک خندانک


مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۳:۳۰
درود مجدد با تشکر و قدردانی از زحمات دوست عزیزم آقای افشاری عزیز خندانک

روی موارد پیشنهادی تامل و تفکر خواهم کرد.

قلمتان تابان و دلتان بهاری خندانک
ارسال پاسخ
سیدیحیی حسینی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۰۸:۴۵
درود

استادقابل تامل سرده اید

سیاه قلم
زیبا اندیش
خوش افکارتان سبز

💐💐💐
مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۴:۰۸
درود استاد حسینی عزیز سپاسگزارم خندانک
ارسال پاسخ
عمران افشاری(سپیدار)
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۰۹:۲۲
درود بر جناب محمدی بزرگوار
بسیار زیبا و پرمعنا بود شعر جناب عالی
همیشه پایدار و موفق باشید🌷🌷🌷🌷🌷
مهدی محمدی
مهدی محمدی
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ۱۴:۰۹
درود و سپاس بیکران خندانک
ارسال پاسخ
محمد باقر انصاری دزفولی
حدود ۱ ماه پیش
با سلام
بزرگوار
با معنا زیبا
هزاران درودتان باد
شاعر و استادبزرگوار
خندانک خندانک خندانک خندانک
مهدی محمدی
مهدی محمدی
۲ هفته پیش
درود و عرض ادب استاد انصاری عزیز سپاس بیکران خندانک
ارسال پاسخ
مریم نقی پور خانه سر
۱۰ روز پیش
درود بر شما
زیبا و بدیع بود
قلمتان مانا و کلامتان شاعرانه
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


(متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0