سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

زیباتر از این نیست در عالم(بسم الله الرحمن الرحیم)به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید.فکری احمدی زاده(ملحق)مدیر موسس سایت ادبی شعرناب

دوشنبه ۲۰ بهمن

فضولی

شعری از

حمیدرضا متولی

از دفتر شرح عشق نوع شعر طنز

ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۴ ۰۷:۳۹ شماره ثبت ۱۴۳۰۶۳
  بازدید : ۱۵۵   |    نظرات : ۳۷

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
دفاتر شعر حمیدرضا متولی

من اگر شاد و غزلخوان به تو چه؟
مست و از خلق گریزان به تو چه؟
 
من اگر واله و شیدا سنه نه؟
یا که سر گشته و حیران به توچه؟
 
تو که سر می کشی اندر همه کار یعنی
چه؟
منِ اگر باز شدم منگ و پریشان به توچه؟
 
من اگر قهقهه‌زن، خنده‌فشانم، به تو چه؟
یا اگر گوشه‌نشین، ساکت و پنهان، به تو چه؟
 
من اگر عاشق باران شدم و خانه‌خراب
یا اگر خشک‌تر از شاخه‌ی گلدان، به تو چه؟
 
تو چرا قاضیِ هر حال و هوایی شده‌ای؟
یا که هر محکمه‌ و شاهد و زندان، به تو چه؟
 
تو اگر نانِ فضولی‌ست که داری هر روز
من اگر سیر شدم از تو و این همه دکان، به تو چه؟
 
نه تویی صاحبِ حال کس و نه داورِ من
من اگر گم‌شده‌ و یافته‌ام جان، به تو چه
 
تو اگر داعیه دار دل و ایمان شده ای
 من اگر بی نّفّس و بی دل و ایمان به توچه
 
ره خود گیر و برو کار خودت را بنگر
من اگر زیستم این‌گونه و این‌سان، به تو چه
 
😅😅
پ.ن: ۱- این شعر طنز و مخاطبش عام و شخص خاصی نیست 
۲- عبارت در پوستین خلق افتادن به معنای سرک کشیدن به زندگی دیگران و از حکایتی در گلستان حضرت سعدی استاد سخن گرفته شده است
۷
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۰۹:۱۷
خندانک
درود بر شما جناب متولی عزیز خندانک
شعر زیبایی بود با ردیفی معروف که شاعران دیگری هم از آن درشعرشان بهره برده اند خندانک
خندانک خندانک خندانک
حمیدرضا متولی
حمیدرضا متولی
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۰:۳۵
درود بر شما سرکار خانم عجم
سپاسگزارم
مهرتان افزون🌹🌷🌹🌷🌹🌷
ارسال پاسخ
عباسعلی استکی(چشمه)
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۰:۵۵
درود بزرگوار
اجتماعی بسیار زیبا و بجاست خندانک
حمیدرضا متولی
حمیدرضا متولی
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۲:۳۲
درود جناب استکی عزیز
سپاس
ارسال پاسخ
محمد رضا خوشرو (مریخ)
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۱:۴۰
سلام و درود

شعر زیبای است .
با آرزوی موفقیت برای شما .
ردیف هم که مشهور است .
برقرار باشید .
خندانک

حمیدرضا متولی
حمیدرضا متولی
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۲:۳۳
درود جناب خوشرو
سپاسگزارم
برقرار باشید
ارسال پاسخ
محمدرضا آزادبخت
يکشنبه ۳۰ آذر ۱۴۰۴ ۰۰:۰۰
درود شعرنسبتا زیبایی بود
جواد مهدی پور
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۰۸:۰۵
درود بر شما جناب متولی گرامی خندانک خندانک

طنز ناب و زیبایی سرودید

زنده باشید به مهر

خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۰۹:۱۷
خندانک
خندانک
خندانک خوش آمدید خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
حمیدرضا متولی
حمیدرضا متولی
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۰:۳۵
درود بر شما جناب مهدی پور گرامی
سپاسگزارم
ناب دیده اید
ارسال پاسخ
علی نظری سرمازه
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۰۹:۰۰
درود جناب متولی
زیباست
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
به من چه این همه به تو چه!؟ خندانک خندانک خندانک خندانک
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۰۹:۱۷
خندانک
خندانک
خندانک خوش آمدید خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
حمیدرضا متولی
حمیدرضا متولی
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۰:۳۶
درود جناب نظری گرامی
منم می خواستم همینو بگم شما زودتر گفتین
خندانک خندانک
سپاس
ارسال پاسخ
علی نظری سرمازه
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۰۹:۰۲
من اگر سیرم از این دکه و دکان به تو چه!؟
خندانک خندانک
خندانک
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۰۹:۱۷
خندانک
خندانک
خندانک خوش آمدید خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
حمیدرضا متولی
حمیدرضا متولی
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۰:۳۸
درود دوباره🌹🌷🌹🌷🌹
زیباتر بود
فرق شاعر و تاجر در همینه دیگه خندانک خندانک
ارسال پاسخ
حمیدرضا متولی
حمیدرضا متولی
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۲۰:۴۴
سپاس بابت این پیشنهاد ظریف
🌹🌷🌹🌷
ارسال پاسخ
سایان   (سویدا)
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۰:۵۴
درودتان جناب متولی گرانقدر

زیبا ومتفاوت سرودید خندانک

بقول جناب سعدی :
تو نیز گر همه شب بخفتی ، به که در پوستین خلق افتی 👌

قلمتان تابان🙏✨️
حمیدرضا متولی
حمیدرضا متولی
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۲:۴۲
درود بر شما بانوی گرامی
سپاسگزارم
بله از توضیح شما هم سپاس
ارسال پاسخ
عمران افشاری(سپیدار)
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۱:۲۲
من اگر مست می شرب شرابم به توچه؟
احسنت جناب متولی لذت بردم
دم شما گرم
حمیدرضا متولی
حمیدرضا متولی
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۲:۵۳
درود آقای افشاری گرامی
سپاسگزارم
ارسال پاسخ
مسعود مدهوش( یامور)
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۱:۳۶
درودتان جناب متولی ارجمند


بسیار طنز طنازی بود 🍁🍂🕊️🕊️💐

قلمتان پایا✨🔥🎊🌺🌺
حمیدرضا متولی
حمیدرضا متولی
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۲:۵۴
درود بر شما
جناب مدهوش گرامی
سپاسگزارم
🌹🌷🌹🌷🌹
ارسال پاسخ
حجّت احمدزاده عطائی(حافض عطائی)
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۳:۱۹
درود بر جناب متولی گرامی
عالی سرودید.😄
حرف دل خیلی هاست..
که زخم نظر نابجای دیگران رو می خورند. خندانک خندانک خندانک
به قول حافظ
«من اگر نیکم و گر بد» به توچه.
قلمتان گرم و سبز 😄 خندانک خندانک
حمیدرضا متولی
حمیدرضا متولی
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۴:۳۶
درود جناب عطایی
شاعر گرامی
سپاسگزارم
چه جالب از قضا یک بیت هم همین بود اینجا فعلا حذفش کردم
" من اگر خوبم اگربد" به تو چه
یا اگر نیستم آن سان (یا انسان) به توچه خندانک خندانک
ارسال پاسخ
علی نظری سرمازه
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۳:۲۱
من اگر اهل کبابم به تو چه خندانک خندانک خندانک خندانک
تو اگر مست شرابی به مو چه خندانک خندانک خندانک خندانک

تا موقعی که جنبه ی فردی دارد درست
ولی وقتی به اجتماع می رسد قابل تامل استخندانک
حمیدرضا متولی
حمیدرضا متولی
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۵:۲۵
آره والا

حالا کدومش؟
کباب یا شراب ؟
الیته نیک می دانم مراد شما از شراب همان شراب روحانی است نه از نوع حَسَنش
از نوعش که هاتف می فرماید
قصد ایشان نهفته اسراری است
که به ایما کنند گاه اظهار

به مو چه اصلا😅😅
بهروز چارقدچی (مجنون)
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۶:۰۲
جناب دکتر متولی
دو
دوست عزیز و بزرگوارم
شعر بسیار زیبا و قابل تاملی سرودید. این مشکل متاسفانه اپیدمی شده و اکثر جاها وجود دارد. یکی از دلایل فضولی دیگران در امور شخصی دیگر، صرفا ضعف و کمبود است ضعف هم از نظر شخصیتی و هم از نظر اقتصادی. موجوداتی که اقدام به فضولی میکنند بدلیل اینکه به تنهایی قدرت ندارند اقدام به تشکیل گروه یا انجمن میکنند. جالب اینکه خود این افراد با شدت با هم اختلاف دارند لیکن بدلیل هدفی مشترک به ناچار دور هم جمع می‌شوند. ترکها در این مورد ضرب المثل جالبی دارند: « گوت کی چیخسا میدانا، کندین کئوسمیش ایتلری بارشالار» یعنی وقتی که گرگ وارد میدان میشود ، سگهای قهر کرده روستا با هم آشتی میکنند.
برقرار باشید
حمیدرضا متولی
حمیدرضا متولی
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۶:۴۵
درود بر شما بهروز خان مجنون و مفتون
همین طوره که می فرمایید🌷🌹🌷🌹🌷
ارسال پاسخ
سحرفاطمی زیرک
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۶:۱۲
شیرین سرودید سپاس🙏
حمیدرضا متولی
حمیدرضا متولی
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۶:۴۵
درود بانو فاطمی
شیرین سخن باشید
.🌹🌷🌹🌷
ارسال پاسخ
محمد ساکی
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۷:۱۶
درود جناب متولی ارجمند
زیبا سرودید
با آنکه این شعر تکراری است و شاعران زیادی آن را سروده اند اما پردازش جدید حضرتعالی زیبا و دلنشین است. اینکه شاعری بتواند یک شعر تکراری را مجددا با پردازشی تازه، خوب و دلنشین از آب در آورد و به اصطلاح بتواند کار را در بیاورد کار آسانی نیست. اگر ایرادات وزنی و عروضی را برطرف نمایید شعر بی نظیری می شود. قلم خیلی خوب و با استعدادی دارید، اگر بنده ناچیز کمترین را امر به ارائه توصیه ای بفرمایید، عرض بنده ناچیز کمترین این است که به قلم مبارک تان بیشتر بها بدهید
پاینده و پیروز باشید به مهر الهی ان‌شاءالله
خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک
خندانک
حمیدرضا متولی
حمیدرضا متولی
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۸:۰۱
درود جناب ساکی اول این که سپاس فراوان بابت دیدگاه ارزشمند شما
دوم این که بنده شاعر نیستم و گاهی که از کار روزانه رهایی می یابم چیزی در دلم می جوشد و بر لبم جاری می شود و همین که به باور ملک الشعرا در قطعه ی معروفش برای معرفی شعر که می گوید:
(شعر آن باشد که خیزد از دل و جوشد زلب
باز بر دلها نشیند هر کجا گوشی شنفت)

گام اول را بردارم خوشحالم و گام دوم را هم که شنونده باید بگوید که اگر بر دلش بنشیند خوشحال تر می شوم.
هر چند ملک الشعرا در همین قطعه می گوید:
صنعت و سجع و قوافی نیست شعر و هست نظم
ای بسا ناظم که حرفش نیست الا حرف مفت

ولی مشتاقم که از پیشگاه اساتید بیاموزم و شاگردی کنم ولی بیشتر زمان ها کار و سرگرمی شغل خسته کننده مجال این که بخواهم بنشینم و خیلی مته به خشخاش اوزان و بحور عروضی بزنم را نمی دهد و به ناچار به حضرت مولانا آویزان می شوم که گفت:
قافیه اندیشم و دلدار من
گویدم مندیش جز دیدار من

باز هم سپاس و اگر پیشنهادی هست به دیده ی منت پذیرا هستم

تندرست باشید
🌹🌷🌹🌷🌹🌷 خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
مهدی محمدی
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۱۹:۴۳
درود دکتر عزیز، با توجه به این که سرک کشیدن ها به زندگی دیگران تا این حد نیست، الفاظ (به تو چه) زیاد در این شعر به کار رفته بود نه اینکه اصلاً نباشید ولی در این حد هم دیگر نیست، شاید هم باشد نمی دانم برای ما که نیست کسی کاری به کار ما ندارد، خدا را شکر از این حیث مزاحمی ندارم. قلمتان تابان خندانک
حمیدرضا متولی
حمیدرضا متولی
شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ ۲۰:۱۲
درود جناب محمدی گرامی
من هم در قالب طنز بیان کردم
خداراشکر که شما از تین حیث مشکلی ندارید.
برقرار باشید
🌹🌷🌹🌷
ارسال پاسخ
سمیرا عاشوری
يکشنبه ۳۰ آذر ۱۴۰۴ ۱۸:۲۷

سلام و عرض ادب و درود خدمت شما استاد عزیز
بسیار بسیار عالی سروده اید
احسنت برشما
با ارزوی شادی و سلامتی فراوان
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
حمیدرضا متولی
حمیدرضا متولی
يکشنبه ۳۰ آذر ۱۴۰۴ ۱۸:۳۱
درود بر شما سرکار خانم عاشوری
سپاسگزارم تندرست باشید.
🌷🌹🌷🌹🌷🌹
ارسال پاسخ
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


(متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0