دوشنبه ۲۰ بهمن
نیمکت چوبی شعری از فرهاد معظمی
از دفتر شعرناب نوع شعر ترانه
ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۴ ۰۰:۱۳ شماره ثبت ۱۴۲۹۷۸
بازدید : ۸۴ | نظرات : ۱۲
|
آخرین اشعار ناب فرهاد معظمی
|
من مث شب شدم امشب
تو مث تنگ غروبی
دیگه تو نیستی کنارم
روی این نیمکت چوبی
خونه بی خاطره مونده
این روزا همدم دردم
دیگه آفتاب نمی تابه
توی این خونه سردم
شدم عین یه مترسک
وسط غربت باغا
دیگه از من نمی ترسن
حتی بچه کلاغا
حالا موندم تک و تنها
تو سکوت شب تاریک
وقتی از اون همه جاده
مونده یک کوچه باریک
صدای تیک تیک ساعت
میگه تو بر نمیگردی
کاش می دونستی با حرفات
که با قلب من چه کردی
واسه این روزهای رفته
میدونم حرفی نداری
منم و غربت کوچه
با یه دنیا بی قراری
|
نقدها و نظرات
|
استاد من هستید.. سپاسگزارم | |
|
سلام شاهزاده خانم عزیز.و خوشحال شدم که تونستم تصویری در ذهن شما ایجاد کنم.از لطف شما استاد بزرگوار ممنونم و قدردانی میکنم. | |
|
زیبا قلم شماست بانوی عزیز.. | |
|
زیبایی نگاه عمیق استادانه شماست . متشکرم | |
|
زیبا مهر شماست بزرگوار | |
|
ممنونم جناب نظری عزیز.لطف دارید به حقیر.. | |
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
ترانه زیبایی است