مطابق با آنچه در لغتنامهی دهخدا آمده است، در اصطلاح عروضی: «جزو اول از مصراع اول را «صدر»، جزو آخر آن را «ضرب»، جزو اول از مصراع دوم را «ابتدا» و جزو آخر آن را که آخرین جزو بیت است، «عجز» میگویند و هرچه را مابین مصراعِ یک و دو است، به ترتیب «حشو یک» و «حشو دو» مینامند.
…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
✍ آرایهی «رَدُّالعَجُز عَلَی الصَّدر»
(بازبردنِ انجام به آغاز)
«عَجُز» در لغت به معنی دنباله است. صنعت ردالعجز علی الصدر آن است که کلمهی اول بیت، در آخر آن تکرار شود.»
بهعبارت سادهتر، رد العجز علی الصدر؛ یعنی: یک کلمه را یک بار در ابتدای جمله بیاوریم و بار دیگر نیز در پایان، آن را تکرار کنیم.
مثال:
آدمی در عالم خاکی نمیآید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
(حافظ)
در نمونهی جاری، با آمدن واژهی «آدمی» در آغاز و در پایان بیت، آرایهی رد العجز علی الصدر نمودار شده است.
✨ چهار تکبیت از کتاب دلگویههای بانوی احساس، دارای آرایهی:
بازبردن انجام به آغاز (ردالعجز علیالصدر):
۱
دلباختهی چشمِ تو شد، شورشِ قلبم
چشمک بزن و مهر بدم، بر تپشِ دل
۲
دل خریدارِ محبّت گشت، با موجِ نگاه
گو به چشمانت بتابد، اندکی بر دشتِ دل
۳
در هر نفس، جانخستهام؛ از بس که «احساس»
پنهان کند، بغضی که بند آرد، نفس را
۴
در قدمهای بزرگِ زندگی، هر روز و شب
آبرومندم که باشی، با دلِ من، همقدم
زهرا حکیمی بافقی
کتاب دلگویههای بانوی احساس
…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
✍ آرایهی «رَدُّالصَّدرِ عَلَی العَجُز»
(بازبردن آغاز به انجام)
در اصطلاح عروض؛ یعنی: کلمهای را که در آخر بیتی بیاید، در آغاز بیت بعد نیز تکرار کنند؛ با این دیدگاه، در برشی از چهارپارهای که خواهیم خواند، واژهی «وقتی»، در ابتدای بند دوم، دارای آرایهی رَدُّالصَّدرِ عَلَی العَجُز است؛ زیرا، در انتهای بیت قبل و سپس در ابتدای بیت بعد آمده است:
از بس دلت، سرشارِ مهری بیکران است
جز تو، نمیخوانم کسی، در هیچ، وقتی
یارِ دل و «احساسِ» پاک و بیریایم
جز تو، نمیدانم کسی، در هیچ، وقتی
*
وقتی که واژه نیست با، دیوانِ دل ساز
دلواژهی «احساسِ» قلبِ خستهای تو
با روی باز و با محبّتهای بسیار
درهای غصّه را، به رویم، بستهای تو
#زهرا_حکیمی_بافقی
برشی از یک چهارپاره
…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
_ جناب رشیدالدین وطواط، صنعت تصدیر را بر ۶ نوع تقسیم نموده است؛ ذیلا با توجّه به محتوای نظریهی ایشان، مطالبی را که خواهیم خواند، ارائه میگردد:
۱_ لفظی که در اول بیت آمده عیناً و بدون تغییر صورت و معنی در آخر بیاید؛ مانند واژهی «عصا» در این بیت از غضایری:
عصا برگرفتن نه معجزبود
همی اژدها کرد باید عصا
۲ - چون نوع اول است؛ تنها دو لفظ به صورت یکی و به معنی مختلف هستند و در حقیقت همان جناس تام است که دو لفظ متجانس یکی در صدر و دیگری در عجز میآید؛ علوی زینبی گوید:
هوای تو را زآن گزیدم به عالم
که پاکیزهتر از سرشک هوایی
واژهی «هوا» در صدر به معنای «عشق، مهر و محبّت» و در عجز به مفهوم «آسمان» کاربرد یافته است. (جناس تام)
۳- لفظ عیناً در حشو مصراع اول و نیز در عجز بیاید؛ مانند واژهی «انجمن» در بیت زیر:
همه عشق او انجمن گرد من
همه نیکویی گرد او انجمن
۴- مانند سومی است؛ جز اینکه معنی دو لفظ مختلف است.(جناس تام)؛ مانند واژهی «داد» در بیت زیر که در بخش حشو مصراع نخست به مفهوم «حق، عدل و انصاف» کاربرد یافته و در پایان مصراع دوم، مفهوم فعل ماضی ساده از مصدر «دادن» دارد:
کریما بده داد من از فلک
چو ایزد تو را هرچه بایست داد
۵- دو واژهی همریشه در اول و آخر بیت آورده شود و خود دو گونه است:
الف- یک لفظ در صدر بیاید و یک لفظ در عجز؛ مانند واژگان همریشهی «بیازردی» در آغاز و «آزار» در انتهای بیت زیر:
بیازردی مرا بی هیچ حجّت
ز من هرگز تو را نابوده آزار
ب - یک لفظ در حشو مصراع اول بیاید، لفظ دیگر (در حشو مصراع دوم یا) در عجز بیاید؛ مانند واژگان همریشهی «معزول» و «عزل» به ترتیب در حشو یک و حشو دو از بیت زیر:
امیرا گر مرا معزول کردی
سرانجام همه عمال عزل است
۶- مانند نوع پنجم است؛ جز اینکه آن دو لفظ همریشه نباشند و خود مانند قسم پنجم، دو گونه است:
الف - یکی از واژگانی که همریشه نیستند در صدر بیاید و دیگری در عجز؛ مانند: «نالم=نال+م» و «نال=نی»؛ به ترتیب در آغاز و پایان بیت زیر:
نالم از عشق آن صنم شب و روز
وینک از ناله گشتهام چون نال
[برای نمونهی جاری، بر مطلب جناب وطواط اضافه میشود که واژهی «ناله» که در حشو مصراع دوم آمده، با «نالم=نال+م» که در صدر بیت آمده، همریشه است و با واژهی «نال» که در عجز آمده است، جناس ناقص افزایشی دارد و از دیدگاه نگارنده، انواع جناس ناقص هم میتوانند در تصدیر دیده شوند.]
ب - یکی از واژگانی که همریشه نیستند در حشو مصراع نخست بیاید و دیگری در عجز؛ مانند: «نظیر» و «نظری»؛ به ترتیب در حشو مصراع نخست و پایان بیت زیر:
گرت زمانه نداند نظیر شاید از آنک
تو از خدای به رحمت زمانه را نظری
_ صاحب آنندراج این صنعت را به ۸ قسم کرده و به تفصیل شرح داده است. برای اطلاع بیشتر رجوع به اساس الاقتباس ص ۵۹۷ و المعجم چ مدرس رضوی ص ۲۵۲ و صناعات ادبی تألیف همایی ص ۹۵ و آنندراج شود.
✨منبع:
لغتنامهی دهخدا با ویرایش، تلخیص و تصرّف.
* ضمنا منابع اصلی ذیل مطالب لغتنامهی دهخدا آمده است.
*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
پسنوشت:
نگارندهی سرودههای صفحهی جاری، با استفاده از آرایهی تصدیر و قالبهای شعری کلاسیک و نیز ترانه، اشعار و ترانههای تصدیری چندی را به وجود آورده است که دو نمونهی آن از کتابهای «نوای احساس» و «ترنّم احساس» در صفحهی جاری به اشتراک گذاشته شد.
توضیحاتی پیرامون ابتکارهای به کار رفته در سرودههای تصدیریِ نگارندهی سطورِ جاری را رجوع شود به مقدمهی کتاب نوای احساس.
(کتاب مورد اشاره و چند کتاب دیگرم را همه ساله نشر کاشف علم اصفهان در نمایشگاه مجازی کتاب تهران، به جامعهی کتابخوان عرضه میکند.)
خوانش مهرانگیزتان را سپاس!
*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
🙏 شب جمعه است و یاد آسمانیهای پاکمان جاریست در آسمان دلمان🙏
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست . استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
✨ آرایهی ادبی تصدیر:
مطابق با آنچه در لغتنامهی دهخدا آمده است، در اصطلاح عروضی: «جزو اول از مصراع اول را «صدر»، جزو آخر آن را «ضرب»، جزو اول از مصراع دوم را «ابتدا» و جزو آخر آن را که آخرین جزو بیت است، «عجز» میگویند و هرچه را مابین مصراعِ یک و دو است، به ترتیب «حشو یک» و «حشو دو» مینامند.
…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
✍ آرایهی «رَدُّالعَجُز عَلَی الصَّدر»
(بازبردنِ انجام به آغاز)
«عَجُز» در لغت به معنی دنباله است. صنعت ردالعجز علی الصدر آن است که کلمهی اول بیت، در آخر آن تکرار شود.»
بهعبارت سادهتر، رد العجز علی الصدر؛ یعنی: یک کلمه را یک بار در ابتدای جمله بیاوریم و بار دیگر نیز در پایان، آن را تکرار کنیم.
مثال:
آدمی در عالم خاکی نمیآید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
(حافظ)
در نمونهی جاری، با آمدن واژهی «آدمی» در آغاز و در پایان بیت، آرایهی رد العجز علی الصدر نمودار شده است.
✨ چهار تکبیت از کتاب دلگویههای بانوی احساس، دارای آرایهی:
بازبردن انجام به آغاز (ردالعجز علیالصدر):
۱
دلباختهی چشمِ تو شد، شورشِ قلبم
چشمک بزن و مهر بدم، بر تپشِ دل
۲
دل خریدارِ محبّت گشت، با موجِ نگاه
گو به چشمانت بتابد، اندکی بر دشتِ دل
۳
در هر نفس، جانخستهام؛ از بس که «احساس»
پنهان کند، بغضی که بند آرد، نفس را
۴
در قدمهای بزرگِ زندگی، هر روز و شب
آبرومندم که باشی، با دلِ من، همقدم
زهرا حکیمی بافقی
کتاب دلگویههای بانوی احساس
…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
✍ آرایهی «رَدُّالصَّدرِ عَلَی العَجُز»
(بازبردن آغاز به انجام)
در اصطلاح عروض؛ یعنی: کلمهای را که در آخر بیتی بیاید، در آغاز بیت بعد نیز تکرار کنند؛ با این دیدگاه، در برشی از چهارپارهای که خواهیم خواند، واژهی «وقتی»، در ابتدای بند دوم، دارای آرایهی رَدُّالصَّدرِ عَلَی العَجُز است؛ زیرا، در انتهای بیت قبل و سپس در ابتدای بیت بعد آمده است:
از بس دلت، سرشارِ مهری بیکران است
جز تو، نمیخوانم کسی، در هیچ، وقتی
یارِ دل و «احساسِ» پاک و بیریایم
جز تو، نمیدانم کسی، در هیچ، وقتی
*
وقتی که واژه نیست با، دیوانِ دل ساز
دلواژهی «احساسِ» قلبِ خستهای تو
با روی باز و با محبّتهای بسیار
درهای غصّه را، به رویم، بستهای تو
#زهرا_حکیمی_بافقی
برشی از یک چهارپاره
…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
_ جناب رشیدالدین وطواط، صنعت تصدیر را بر ۶ نوع تقسیم نموده است؛ ذیلا با توجّه به محتوای نظریهی ایشان، مطالبی را که خواهیم خواند، ارائه میگردد:
۱_ لفظی که در اول بیت آمده عیناً و بدون تغییر صورت و معنی در آخر بیاید؛ مانند واژهی «عصا» در این بیت از غضایری:
عصا برگرفتن نه معجزبود
همی اژدها کرد باید عصا
۲ - چون نوع اول است؛ تنها دو لفظ به صورت یکی و به معنی مختلف هستند و در حقیقت همان جناس تام است که دو لفظ متجانس یکی در صدر و دیگری در عجز میآید؛ علوی زینبی گوید:
هوای تو را زآن گزیدم به عالم
که پاکیزهتر از سرشک هوایی
واژهی «هوا» در صدر به معنای «عشق، مهر و محبّت» و در عجز به مفهوم «آسمان» کاربرد یافته است. (جناس تام)
۳- لفظ عیناً در حشو مصراع اول و نیز در عجز بیاید؛ مانند واژهی «انجمن» در بیت زیر:
همه عشق او انجمن گرد من
همه نیکویی گرد او انجمن
۴- مانند سومی است؛ جز اینکه معنی دو لفظ مختلف است.(جناس تام)؛ مانند واژهی «داد» در بیت زیر که در بخش حشو مصراع نخست به مفهوم «حق، عدل و انصاف» کاربرد یافته و در پایان مصراع دوم، مفهوم فعل ماضی ساده از مصدر «دادن» دارد:
کریما بده داد من از فلک
چو ایزد تو را هرچه بایست داد
۵- دو واژهی همریشه در اول و آخر بیت آورده شود و خود دو گونه است:
الف- یک لفظ در صدر بیاید و یک لفظ در عجز؛ مانند واژگان همریشهی «بیازردی» در آغاز و «آزار» در انتهای بیت زیر:
بیازردی مرا بی هیچ حجّت
ز من هرگز تو را نابوده آزار
ب - یک لفظ در حشو مصراع اول بیاید، لفظ دیگر (در حشو مصراع دوم یا) در عجز بیاید؛ مانند واژگان همریشهی «معزول» و «عزل» به ترتیب در حشو یک و حشو دو از بیت زیر:
امیرا گر مرا معزول کردی
سرانجام همه عمال عزل است
۶- مانند نوع پنجم است؛ جز اینکه آن دو لفظ همریشه نباشند و خود مانند قسم پنجم، دو گونه است:
الف - یکی از واژگانی که همریشه نیستند در صدر بیاید و دیگری در عجز؛ مانند: «نالم=نال+م» و «نال=نی»؛ به ترتیب در آغاز و پایان بیت زیر:
نالم از عشق آن صنم شب و روز
وینک از ناله گشتهام چون نال
[برای نمونهی جاری، بر مطلب جناب وطواط اضافه میشود که واژهی «ناله» که در حشو مصراع دوم آمده، با «نالم=نال+م» که در صدر بیت آمده، همریشه است و با واژهی «نال» که در عجز آمده است، جناس ناقص افزایشی دارد و از دیدگاه نگارنده، انواع جناس ناقص هم میتوانند در تصدیر دیده شوند.]
ب - یکی از واژگانی که همریشه نیستند در حشو مصراع نخست بیاید و دیگری در عجز؛ مانند: «نظیر» و «نظری»؛ به ترتیب در حشو مصراع نخست و پایان بیت زیر:
گرت زمانه نداند نظیر شاید از آنک
تو از خدای به رحمت زمانه را نظری
_ صاحب آنندراج این صنعت را به ۸ قسم کرده و به تفصیل شرح داده است. برای اطلاع بیشتر رجوع به اساس الاقتباس ص ۵۹۷ و المعجم چ مدرس رضوی ص ۲۵۲ و صناعات ادبی تألیف همایی ص ۹۵ و آنندراج شود.
✨منبع:
لغتنامهی دهخدا با ویرایش، تلخیص و تصرّف.
* ضمنا منابع اصلی ذیل مطالب لغتنامهی دهخدا آمده است.
*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
پسنوشت:
نگارندهی سرودههای صفحهی جاری، با استفاده از آرایهی تصدیر و قالبهای شعری کلاسیک و نیز ترانه، اشعار و ترانههای تصدیری چندی را به وجود آورده است که دو نمونهی آن از کتابهای «نوای احساس» و «ترنّم احساس» در صفحهی جاری به اشتراک گذاشته شد.
توضیحاتی پیرامون ابتکارهای به کار رفته در سرودههای تصدیریِ نگارندهی سطورِ جاری را رجوع شود به مقدمهی کتاب نوای احساس.
(کتاب مورد اشاره و چند کتاب دیگرم را همه ساله نشر کاشف علم اصفهان در نمایشگاه مجازی کتاب تهران، به جامعهی کتابخوان عرضه میکند.)
خوانش مهرانگیزتان را سپاس!
*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
🙏 شب جمعه است و یاد آسمانیهای پاکمان جاریست در آسمان دلمان🙏
اللهم صل علی محمد و آل محمد
*…*…*…*…*…*…*…*…*…*