شنبه ۲۵ بهمن
رسوب زده تر از کارون شعری از مهستا هفت شایجانی
از دفتر بر یال باد نوع شعر سپید
ارسال شده در تاریخ شنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۴ ۱۷:۰۵ شماره ثبت ۱۴۲۹۴۱
بازدید : ۲۹ | نظرات : ۶
|
دفاتر شعر مهستا هفت شایجانی
آخرین اشعار ناب مهستا هفت شایجانی
|
رسوب زده تر از کارون
۱۴۰۴/۹/۱ شماره ثبت ۷۰۳۷۰۹
رفتهام از شهر گرم جنوب،
از دل شرجی پُرخاطرهها؛
و دلم هر شب
میدود تا همانجا
که غروب
روی کارون
آینه میشد در آب سیاه شبها.
دلتنگم…
دلتنگ دورهایها،
حرفهای خودمانی بیبهانه؛
لیوانهای چای داغ،
خندههای کوتاه،
رفاقتهای ساده و صمیمانه.
دلم جا مانده
لابهلای بوی ماهی تازه
در بازار عبدالحمید؛
میان کوچهپسکوچههای کاوه
که باد
طعم نمک و دریا را
تا دوردستها میبُرد.
شبهای انوشه…
چه زنده میزد نبض شهر
در تاریکی آن خیابان؛
و فلافل داغ عبدو
چقدر
طعمی شبیهِ آغوش داشت.
و من
هزار کیلومتر دورتر
هر شب
به کودکیام برمیگردم؛
به اتاق دنج آخر،
به بوی دمپختِ مادر،
به صندوق زیورآلات بدلی
که صداش
شبیه خندههای بیغم بود
وقتی آرام
درش را باز میکردم.
یادش بخیر…
عشق کهنهای
در گوشهای از دل
هنوز
زیر خاکستر سالها
میسوزد آرام.
و حالا
اینجا
جایی که زبانش را نمیدانم،
مینشینم لب بالکن مه گرفته
با فنجان چایی که بوی تنهایی دارد
و هر جرعه
مرا برمیگرداند
به شهری
که هرگز
بازگشتپذیر نیست.
مهستا
اهواز /شهری که هوا ندارد
آبان
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
درود بر شما
زیباقلم زدید