بنام خدا
از یک تا پنج، آمد اما جز سیکس
اقبال من و تو با چه چیزی شد میکس
باید برویم مرکز ام آر آی
از بخت یکی دو عکس... با پرتو ایکس
کوچکتان محمد ساکی
بنام خدا
پروانه نشست روی مو هایت مست
حسرت دل من کشید از آنچه که هست
لمس تو و دست نازک رویایت
در خلوت کوچه های... بختم... بن بست
کوچکتان محمد ساکی
بنام خدا
از هر که بگیر باج خود را با زور
از دانه درخت کاج خود را با زور
هر کس که نداد... خرمنش را، آتش...
با هر چه که... تخت و تاج خود را... با زور
کوچکتان محمد ساکی
بنام خدا
سیگار بکش به عمق جان دود بگیر
خاکستری است آسمان؟ هود بگیر
هر جا که رسید منفعت پای دلت
با خوردن حق این و آن سود بگیر
کوچکتان محمد ساکی
بنام خدا
دنیا نکشید بار آدم ها را
زد بر سر خلق منت کم ها را
سیر است اگر خدای آدم پرور
انسان گرسنه می خورد غم ها را
کوچکتان محمد ساکی
بنام خدا
با شیب و فراز و خوب و بد باید ساخت
تا لحظۀ مرگ تا ابد باید ساخت
با سختی و رنج زندگی باید سوخت
با گفتنِ یا علی مدد باید ساخت
کوچکتان محمد ساکی
بنام خدا
باور بکنیم زندگی آسان است
البته کلید آن فقط ایمان است
با آنکه بدن به خاک می آمیزد
اما سلطان آسمان ها جان است
کوچکتان محمد ساکی
بنام خدا
قربان صفا و قلب پاکت بشوم
بگذار غلام سینه چاکت بشوم
کفشت را هم دریغ کردی از من
روزی که قرار بود خاکت بشوم
کوچکتان محمد ساکی
بنام خدا
یک عمر سرود، مرگ ما را دنیا
رعد و... برق و... تگرگ ما را دنیا
در فصل قشنگ عاشقی ها پاییز
از شاخه تکاند برگ ما را دنیا
کوچکتان محمد ساکی
بنام خدا
ما از لب هر انار خوردیم لبی
در دامن هر بهار مردیم شبی
آن شب که به جان ما زد آتش معشوق
از دامن داغ یار بردیم تبی
کوچکتان محمد ساکی
بنام خدا
باید بکنیم تا ابد سعی و تلاش
تا هی نکنیم داد و فریاد: «ای کاش»
دنیا شده دیگ آب جوشی که در آن
باید بشویم آب گوشت بز باش
کوچکتان محمد ساکی
بنام خدا
ما آمده ایم تا فریبا بشویم
مانند فرشته خوب و زیبا بشویم
دنیا شده دیگ آب جوشی که در آن
باید بپزیم تا مهیا بشویم
کوچکتان محمد ساکی
بنام خدا
شاهراه زندگانی جاده های بی نهایت
می کند تکرار ها تکرار ها را هی روایت
میخروشد زندگی در قصههای کهنه و نو
میخروشد موج اقیانوسها از این حکایت
زندگی خوشحال و ما غمگین از این بی دست و پایی
گاه او غمگین و ما خوشحال اما هی شکایت
در میان پیچ و خمها، جاده های کهنه و نو
مثل خر هی گیر در گل می کنیم اوج درایت
ناخدا ها ناتوان و داستان های نهان و
کشتی پارو شکسته مردمانی بی کفایت
آتشی در غزه آمد شعله ها بالاتر آمد
از خدا اما نیامد لحظه ای لطف و عنایت
با تمام این مسائل می رویم اما به ساحل
بر تن و جانها صفا در اوج ایمان و رضایت
محترم داریم جان را این چنین و آن چنان را
در نهایت می رویم اما به سوی بی نهایت
کوچکتان محمد ساکی
میلاد با سعادت اسوه عشق و محبت
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و روز مادر مبارک