يکشنبه ۱۹ بهمن
رژه در جنگل شعری از احمد حسنی
از دفتر چرخ و فلک نوع شعر سپید
ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۴ ۲۰:۵۳ شماره ثبت ۱۴۲۶۷۹
بازدید : ۱۲ | نظرات : ۲
|
آخرین اشعار ناب احمد حسنی
|
رژه در جنگل
مورچه های سرباز
قامتشان خم می شد
زیر بار گندم ها.
ترس در چشمان
مگس حقله می زد؛
می ترسید از
زخم زبان های قورباغه.
زبنور های عسل
در خواب هر گل؛
گل می شدند.
گل می کاشتند
در بلوری از عسل.
و چنگالی که می ربود.
سهم هر زنبور را.
طوطی آواز می خواند و
شعر می گفت قناری.
سهم هر الاغ و اسب
شلاق شد.
سگ پاسبان گله؛
نی می زد
بر دروغ های چوپان.
گرگ گریه می کرد و
شِکوه داشت
از قصه های بیابان.
یوز ها در سرو
شامی از لاشه موش خرما ها.
فقر فرا گرفته شیران را
از شبیخون کفتاران.
کف می کرد دهان
گور از هوار گرسنگی
عطش مرگ را می خواند.
خورشید مزید بر علت
آتش می زد بر جان
زندگان صحرا.
آب فرو می رفت
در قعر زمین.
گور هر گورکن را
می کندند.
موز را در چشمان میمان
به آتش کشیدن
زاغ سیاه خنده ای داشت
بر لب.
بر گریه های چشمان
روزگار.
کیسه خوابی که می درید
و امنیت را می گرفت.
شبستان شبست
حکم ران ها
وحشت را در
مغز ها می کوباند
مثل ملودی سوز ناک
باد شبانه.
پیل ها در صف سان
برای ارتش.
و خشم گربسان ها
از نظم منطم بیابان.
نبرد رخ خواهد گرفت.
شمشیر را از رو بسته و
آبستن اتفاقی نو.
تا دندان مسلحه می شدند.
خشاب ها پر.
و دستور یورش
بر ستیز.
خواب هر گل
پریشان
له می شد.
آهوی بینوا
از بی وفایی یار.
و عقابی که لک زد بود
دلش برای جوجه ها و
تخم های چشم گیر.
گیر کرده بود
دل مار در گرو
موش های صحرایی.
می خزید و می نگریست.
و هر کدام در صف دیگری
#احمد_حسنی
|
|
|
نقدها و نظرات
|
ممنونم چطور کجاش تایپ اشتباهی دارد شاید داشته باشد نمیدانم | |
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
جالب و زیباست
جسارتا اشتباه تایپی ندارد؟