شنبه ۲۵ بهمن
|
دفاتر شعر افسانه احمدی ( پونه )
آخرین اشعار ناب افسانه احمدی ( پونه )
|
شده شبها بدهی تکیه سرت شانه ی خود
تک و تنها بنِشینی وسط خانه ی خود
شده از شدت رنج و غم خود داد زنی
نرسد داد تو کَس جز دل دیوانهٔ خود
که فقط دلخوشی ات پاقدمِ باد شود
شِنوی زوزه ی آن در دلِ ویرانهٔ خود
نکند یاد تو را ، هیچ کسی تا به ابد
فقط این ناله ی زار و غمِ دردانهٔ خود!
مگر ای دل چه بدی کرده ای تنها شده ای
شده ای سایه سر و شانه ی بیگانهٔ خود
نبر از هیچ کسی نام و نشان تا نشوی
تبری بر بُنِ جان،زهر به پیمانه ی خود
سَرِ آسودگی ات هست! همین گوشه بمیر
نشود تکیه کسی جز دل مردانه ی خود
شب بی حوصلگی چشم خودت شمع شود
گل جانت بشود قسمت پروانه ی خود
شده ای از همه ی آدمیان دور و غریب
جز خودت نیست کسی محرم غمخانهٔ خود
قصه دربدری های تو شد قصه ی دهر
"پونه" ای سبز بمان تا تهِ افسانه ی خود
افسانه_احمدی_پونه
─┅─═ঊঈ🍃🌸🍃ঊঈ═─┅─
|
|
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
جالب و زیباست