💝تضمین شعر میرزا طاهر نایینی کلیه مصراع های اول تمام ابیات💝
«آنکه دائم هوس سوختن ما می کرد»
گرم خاکستر ما بود که حاشا می کرد
«دوش در خرمن جانم زده بود آن آتش»
نه مسلمان به سراپرده ترسا می کرد
« این همان شعله عشق است که مصحف می سوخت»
کافرازگفتن این قصه محابا می کرد
«نقد جان در عوض نیم نگه می دادم»
گر که بی پرده رخ خویش هویدا می کرد
« نگه اش دوش به من زهرهلا هل می داد»
وقت جان دادن من کار مسیحا می کرد
«صبر عزت طلبم گفت مرا سوی وصال»
دل دیوانه همین راکه تقاضا می کرد
«یوسف از نسل کسی بود که آشوب نداشت»
ور نه آشوب به دیدارزلیخا می کرد
«گفتمش عزت جاوید به خواری مفروش»
عزت این خواری من بود که با ما می کرد
«این همان وادی عشق است که هر لحظه فلک»
رنج را بر دل دیوانه مهیا می کرد
«گر فلک دشمن ما گشت چه شد گو می باش»
دل که با دشمن غدارمدارا می کرد
«جرئت نوح برون برد زطوفان کشتی»
پسرش گاه شنا بر لب دریا می کرد
«یاد آن روز که چون گرم نیازم می دید»
حسرت این بودمی اغیار به مینا می کرد
«غمزه اش را ه نظر بسته بر ارباب هوس»
ازچه پس مدعی اش کوشش بی جا می کرد
«شب به یک چشم زدن خون ملائک می ریخت»
او که از منظر عزریل تماشا می کرد
حمیدرضانصرآبادی( طوفان)
ارزشمند و زیباست