دراین تنگنای تنگستان
زمانه هیچ مشکل نداشت با ما
خودمان مشکل را ایجاد کردیم
بعدهم ظلم را به خود ایفاد کردیم
عجب به خود بد کردیم
خیر را به خود سدّ کردیم
خوشی زد ، زیر دلها
اسیرشدیم ، به دستِ خل و چل ها
رهایی ز دست خُل خیلی سخت است
خُل مثل زغال اخته ست
هرکسی که اشتباه کرد ، بدبخت است
حالا اعتراف هیچ سودی نداره
گُل که هیچ ،
حتی خاکِ گُلِ باغچمونو بردند ،
اینجا که دیگربجز کودی نداره
مگربی فکری چیزی ،
بجز رکودی داره ؟
حتی برگشت به دوران گذشته مان ، خنده داره
جلورفتن هم با این وضع وحال انگارمحاله
باید کاری کرد ، کاری کارستان
باید گازشو گرفت و رفت بسوی محالستان
دگر هیچ امیدی نیست به بهارستان
درود برهرحس وحالِ نخلستان
با آن درختهای راست قامت
مثلِ انسانیتِ انسان
با آن روحیات شیرین
بهترین راهست یقین ،
ایده های زیبای دلیرانِ تنگستان
دراین تنگنای تنگستان
باید کاری کرد برای طرد وحشیگریِ این پلنگستان
بهمن بیدقی 1404/8/2
قابل تحسین است
هزاران درود تان باد
بزرگوار عزیز