شنبه ۱۸ بهمن
مگر شاید (مرگ شاید) شعری از راشد نصرت سراوان
از دفتر عشق نوع شعر دلنوشته
ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۴ ۰۱:۵۶ شماره ثبت ۱۴۲۲۵۷
بازدید : ۳۸ | نظرات : ۵
|
دفاتر شعر راشد نصرت سراوان
آخرین اشعار ناب راشد نصرت سراوان
|
چرا با دل نمیجنگمْ چرا با چشم نمیجویم
با اهلْ بودن های توخالیْ پی انکار نمی گردم
خیالِ دلخوشِ سنگشْ هرچند مرا کافیست
آورده با غم هاْ اگر بودهْ گفت زِ یک ریشه
عشقْ شود همراهه هر برگشْ به همراهَش
ندیدم رخِ پیدای تشویشَشْ به رُخسارَش
دلم ْخوانده از عشقَشْ وصالْ مرا باقیست
چه دردیْ سپرد آخرْ اینجاستْ مرا بالین
هر که از عشقَشْ مجروحْ ولی باقیست
چرا بُوَد خاموشْ مگر شایدْ تیمار نمی گیرد!
جهان یک دمْ تو آرامشْ عشوه ای کوتاه
بر آغاز و آن پایانْ نگاهش راْ فزونش کن
بَری پنهانْ گسست آخرْ تکیه بر دل ها
رَفعت از عشقَشْ به هر جاییْ رجوع کرده
دیده ای خواهانْ بر آن افلاکْ هماوردت
شامل اگر باشدْ بسیارْ شاباشْ تو را دیده
در تاریکیِ بسیارْ رهایِ عشقْ تو مکن آخر
جدا از عشقْ خدایِ توستْ سبب با مهر
|
نقدها و نظرات
|
با سلام و درود.متشکرم نظر لطف شماست | |
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
دلنوشته هایتان همیشه زیبا بودند
ولی کافی نیستند
لطفا عروض و قافیه را مطالعه نمایید و بکار گیرید