يکشنبه ۱۹ بهمن
|
آخرین اشعار ناب طوبی آهنگران
|
از این دوران جز از حسرت، خیالی خوب نمانده
ز یادِ نیکمردان، زنهار! آن نشان رفته نمانده
ز نسلِ کمباور خون دیده شود بر خاکِ فردا
خوشیها رفت و از آن، ریشهی خوشبخت مانده
به فریادِ پر از حسرت، ز روزِ گمشدهها
ز سنگِ عهدِ باستان، نشانهای بر جاست مانده
شعرِ پارسی کشیده ابرو از رخسارِ خورشید
نه از نامِ مجازی، از دلِ سلطان برآمد داده
در آن ایوان که بویِ نرگسِ شیراز آید
کمانِ ابروی یارم، سجادهی باغِ جان بسته
ز مویِ هر صنم عطرِ نرگس میچکد نرم
شکوفهی نرگس آن خانه را صفا بخشیده
.
به جز مهرِ ادب، مهری نگنجد در دلِ گل
ز یاریِ غزالان، ادب را سروران استه
سرزمینِ شعر آمد تا حجابِ گل نگه دارد
چه معنا ریخت در لبهای شیرین، نثار آن شده
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
دلنوشته زیبایی است