سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

زیباتر از این نیست در عالم(بسم الله الرحمن الرحیم)به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید.فکری احمدی زاده(ملحق)مدیر موسس سایت ادبی شعرناب

پنجشنبه ۲۰ آذر

شیدایی

شعری از

دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی

از دفتر کلیسایِ غسلِ تعمیدِ غزل نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۱۴۲۰۴۰
  بازدید : ۶۷۸   |    نظرات : ۵۷

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
آخرین اشعار ناب دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی

 
 
شیدایی
 
شبیهِ شاپرک در شعلهٔ شور و شرِ شمعی
 
شبِ قدرِ فراقت شاهدم شد شَهپرِ شمعی
 
 شروعِ شیونِ شاید نیآیی شیوهٔ چشمم
 
شریکِ شرحه شرحه اشکِ شرمِ محشرِ شمعی
 
شکایت داشت از شغلِ شریفِ عشق امّا دل
 
شنید آتش بگیر اَلسّاعه شکلِ پیکرِ شمعی
 
شکی شوخی‌کنان آمد شکارم کرد آهسته
 
شتابان شُکرِ غم گفتم، گواهم اخگرِ شمعی
 
 شکیبِ شیرخوارم تشنهٔ آبِ حیاتِ مرگ
 
شکستم شیشهٔ جان را کنارِ بسترِ شمعی
 
 شِفایِ شخصِ شیرین‌عقلِ عاشق اشتباهی نیست
 
شما با شِمشِ شمسِ خود مرا پیغمبرِ شمعی
 
شمیمِ شبنمِ قلبم مَعَاذَ ﭐلله آغوشت
 
شناسد جبههٔ شاهی، شود هم‌سنگرِ شمعی
 
شهابِ ثاقبِ غائب، اَبَر شایسته خوش باشی
 
شهیدت شیخِ صنعان نه، منم دور و برِ شمعی
 
 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سیّدمحمّدرضالاهیجی
ساکوتی. هند. دهلی‌نو
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱۱
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
حدود ۱ ماه پیش
به بهخندانک

چه آرام و روح‌نواز خندانک

هزاران درود دکتر لاهیجی بزرگوار خندانک خندانک

ردّ قلمتان ماندگار بر دفترِ مهرِ روزگار خندانک
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
سلام و درود ادیب گرانقدر
سرکارخانم حکیمی
شب خوش
از لطف حضور سرکارعالی سپاسگزارم

سلامت باشید
ارسال پاسخ
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک خوش آمدید خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
مهرداد عزیزیان
حدود ۱ ماه پیش
درود جناب لاهیجی گرامی
بسیار زیبا و روح نواز است👏🌺🌺
برقرار باشید
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
سلام و درود ادیب گرانقدر
جناب عزیزیان
شب خوش
از لطف حضور حضرت‌عالی سپاسگزارم

سلامت باشید
ارسال پاسخ
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک خوش آمدید خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
عباسعلی استکی(چشمه)
حدود ۱ ماه پیش
درود استاد عزیز
بسیار زیبا و شورانگیز بود
پر احساس
متفاوت خندانک
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
سلام و درود ادیب گرانقدر
جناب استکی
شب خوش
از لطف حضور حضرت‌عالی سپاسگزارم

سلامت باشید
ارسال پاسخ
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک خوش آمدید خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
حدود ۱ ماه پیش
خندانک
درود بر شما جناب دکتر لاهیجی عزیز خندانک
عارفانه عاشقانه ی زیبایی بود
احسنت خندانک خندانک
بسیارزیبا واج آرایی کردید وباکلمات بازی کردید
ردیف شمعی هم خیلی خوب بود
شمع یک نماد عمیق وزیبا درادبیات عرفانی است
ساختارشعرتان بسیارقوی است وخیلی خوب توانستید ازعهده اش بربیاین خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک

دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
سلام و درود ادیب گرانقدر
سرکارخانم عجم

وقت بخیر

از لطف حضور و محبت گل‌کاری سرکارعالی سپاسگزارم

سلامت باشید
ارسال پاسخ
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
محمودرضا رافعی (رافع)
حدود ۱ ماه پیش
در این سروده زیبا هنرمندانه جناب لاهیجی گرانقدر با تکرار واج « ش » در مصراع ها و خندانک با سود جستن از فن واج آرایی زیبایی ی این هنر را در چند بعد ، دوچندان نموده اید
خندانک
استادانه ذهن مخاطب را با تکرار واج « ش » به حال و هوای شیدایی برده اید
خندانک
پیچش و بازتاب صدای ضرب و آلات موسیقیایی ، چون دف در شعر قشنگ شما رقص قلم است
درودها شاعر گرانقدر خندانک
چه هنرمندانه و سبکروح
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
سلام و درود ادیب گرانقدر
جناب رافعی
شب خوش
از لطف حضور حضرت‌عالی سپاسگزارم

سلامت باشید
ارسال پاسخ
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک خوش آمدید خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
علی نظری سرمازه
حدود ۱ ماه پیش
شِفایِ شخصِ شیرین‌عقلِ عاشق اشتباهی نیست
شما با شِمشِ شمسِ خود مرا پیغمبرِ شمعی
خندانک خندانک
خندانک درود استاد لاهیجی
زیبا و پر از شین شیرینی خندانک خندانک خندانک خندانک
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
سلام و درود ادیب گرانقدر
جناب سرمازه
شب خوش
از لطف حضور حضرت‌عالی سپاسگزارم

سلامت باشید
ارسال پاسخ
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک خوش آمدید خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
منیژه قشقایی
حدود ۱ ماه پیش
سلام و درود استاد لاهیجی سید گرامی .
همه ی بیت ها زیبااااست خندانک
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
سلام و درود ادیب گرانقدر
سرکارخانم قشقایی
شب خوش
از لطف حضور سرکارعالی سپاسگزارم

سلامت باشید
ارسال پاسخ
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک خوش آمدید خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
مرتضی میرزادوست
حدود ۱ ماه پیش
سلام و عرض ادب جناب دکتر لاهیجی گرانمهر
بسیار زیباست و ارزشمند
خیلی لذت بردم
خندانک خندانک
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
سلام و درود ادیب گرانقدر
جناب میرزادوست
شب خوش
از لطف حضور حضرت‌عالی سپاسگزارم

سلامت باشید
ارسال پاسخ
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک خوش آمدید خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
ابوالحسن انصاری (الف رها)
حدود ۱ ماه پیش


سلام استاد لاهیجی
بسیارزیبا بود
🍁🌻🌺🌹🌻🌹🌺🍁

دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
سلام و درود ادیب گرانقدر
جناب انصاری
شب خوش
از لطف حضور حضرت‌عالی سپاسگزارم

سلامت باشید
ارسال پاسخ
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک خوش آمدید خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
حدود ۱ ماه پیش
درست همانطور که یک لاکپشت بعد از گردش فراوان در عالم بیرون سرانجام به لاک خود بازمیگردد، فرد خردمند نیز پس از پرسه زنی در عالم بیرون و ادراک ماهیت پوشالی و وهمی آن، باید امید و آرزوی واهی به جریان بیرون را متوقف کرده و به خویش بازگردد.

"ماجرای این دنیا همچون بارانی است که گیاهان روییده از آن، کشاورزان را به خرسندی و شگفتی آورده سپس این گیاهان پژمرده شوند به گونه‌ای که آن را زرد رنگ بینی و سرانجام به کاه و خاشاک تبدیل گردد."

سوره حدید ۲۰

"مجو درستیِ عهد از جهانِ سست‌نهاد
که این عجوز، عروسِ هزار دامادست"

جناب حافظ

جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک خوش آمدید خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
حدود ۱ ماه پیش
پرسش: چگونه می‌توان همواره بر اندیشه‌ٔ «من کیستم؟» متمرکز باقی ماند؟

هنگامی‌که افکارِ متفاوت برمی‌خیزند، نباید آن‌ها را دنبال کرد بلکه باید تفحص نمود که: «این افکار برای چه کسی پدیدار شده‌اند؟» مهم نیست چه تعداد فکر برخاسته‌ باشند، همان‌طور که هر فکری برمی‌خیزد باید با پشتکار تفحص کرد که: «این فکر برای چه کسی پدیدار شده؟» جوابی که اینجا ظاهر می‌شود «برای من» است. پس‌ازآن اگر فرد تفحص کند که: «من کیستم؟»، ذهن به منشأش بازگشته و فکری که برخاسته بود فروکش می‌کند.
تا زمانی که تأثیر عینیات بیرونی در ذهن وجود داشته باشد، تفحص «من کیستم» الزامی است. همان‌طور که افکار برمی‌خیزند باید آنها را از طریق تفحص همان‌جا و در همان سرچشمه‌ی پیدایش‌شان نابود کرد.
اگر فرد بی‌وقفه به تأمل و مراقبه بر «خویش» روی آورد تا به آن دست یابد، همین به تنهایی کافی خواهد بود.

تا زمانی که دشمنان درون قلعه باشند به تهاجم خود ادامه خواهند داد اما اگر به‌محض اینکه پدیدار شدند نابود گردند قلعه به دست ما خواهد افتاد.

رامانا ماهارشی
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک خوش آمدید خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک خندانک
ارسال پاسخ
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
حدود ۱ ماه پیش
تو نگران هستی که مردم درباره‌ی من چه فکری خواهند کرد، اما من عجله دارم که تو را مطمئن کنم، که احترام من به خودم برایم بیش از هرچیزِ دیگری اهمیت دارد...

بیچارگان
فئودور داستایفسکی
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک خندانک
ارسال پاسخ
محمدکریمی (پویا)
حدود ۱ ماه پیش
درود خدمت برادرم اگر قابل بدانید و سید بزرگوار


بافهم ناچیز و علم اندکم به نکاتی در اثر فاخر شما رسیدم که حیفم آمد عرض نکنم و جسارت حقیر را به بزرگواری خودتان ببخشید

۱_اثر را شعری حماسی عاشقانه و عارفانه یافتم که گویی رجز خوانی در میدان مبارزه است و هل من مبارز در شور و شیدایی می طلبد


۲_تمام واژ ه هایی که باشین مشخص شده اند ارتباط معنایی با آخر هر مصرع دارد

شبیه شمعی_شاپرک شمعی_شعله شمعی_شور و شر شمعی
ویا
شکایت دل_شغل شریف دل_عشق دل

و تمامی مصاریع بدینگونه است

۳_ناخواسته یاد دو قصیده عربی به نام بُرده ،از حسّان بن ثابت انصاری و البوصیری افتادم

بازهم برادرم پرگویی این حقیر را ببخشید
منکه خیلی دوستتان دارم خندانک خندانک خندانک
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
سلام و درود ادیب گرانقدر
جناب کریمی
روز خوش
از لطف حضور حضرت‌عالی سپاسگزارم

سلامت باشید
ارسال پاسخ
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک خوش آمدید خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
معصومه خدابنده
حدود ۱ ماه پیش
سلام و احترام جناب دکتر لاهیجی گرانمهر
درود بر شما و قلم نابتان بسیار زیبا سرودید
رد قلمتان ماندگار
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
سلام و درود ادیب گرانقدر
سرکارخانم خدا بنده
روز خوش
از لطف حضور سرکارعالی سپاسگزارم

سلامت باشید
ارسال پاسخ
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک خوش آمدید خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
 امینی
حدود ۱ ماه پیش
سلام و احترام ادیب فرهیخته‌ی فرزانه
آقای دکتر لاهیجی
از سروده بسیار ناب، شگفت‌انگیز و تولید گیف زیبای
مرتبط با غزل حضرتعالی، لذت وافر بردم.
صفحه ای متفاوت و قابل تأمل. درود
بر شما. آواتون ماندگار.
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
سلام و درود ادیب گرانقدر
سرکارخانم امینی

وقت بخیر

از لطف حضور سرکارعالی سپاسگزارم

سلامت باشید
ارسال پاسخ
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
حدود ۱ ماه پیش
«ما هر دو در اينجا غريبيم
و هر غريبى همدم غريب ديگر است.»
(اِمرُؤُالقَیس)

اِمرُؤُالقَیس از شاعران دوران پیشااسلام است. دو بیت از قصیدهٔ او را (أجارَتَنا إنَّ الخُطُوبَ تَنوبُ) عین‌القضات همدانی(عارف و دانشمند بزرگ قرن پنجم هجری) در رسالهٔ «شَكوَى الغَريبِ عَنِ الأوطانِ إلى عُلماءِ البُلدان» نقل می‌کند:

أجارَتَنا إنّا غَرِيبَانِ هَهُنَا
وكُلُّ غَرِيبٍ للغَريبِ نَسيبُ

فإن تَصِلِينَا فَالمَوَدَّةُ بَيْنَنَا
وإنْ تَهجُرینا فالغَريبُ غريبُ

«اى همسايه!
ما هر دو در اينجا غريبيم
و هر غريبى همدم غريب ديگر است؛
اگر به ما پيوندى، دوستى ميان ما برقرار مى‌گردد
و اگر ما را ترک كنى، غريب بايد با غربت بسازد.»
(ترجمه به نقل از: دفاعیات عین‌القضات، ترجمه قاسم انصاری، ص۲۳، نشر منوچهری)

عین‌القضات این رساله را در زندان بغداد و اندکی پیش از مرگ نوشته‌است
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
حدود ۱ ماه پیش
«یک کلمه از حرف‌های مرا باور نکنید»

استاد بزرگ لائوتسه می‌گفت:
"هرچه بیشتر حرف بزنید کمتر میدانید و هرچه کمتر حرف بزنید بیشتر خواهید دانست."
چرا؟
زیرا زمانی که حرف می‌زنید مشغول صحبت کردن از دنیا و چیزهای این جهانی هستید. چه چیز دیگری است که بخواهید درباره‌اش حرف بزنید؟
و از آن‌جا که این جهان در واقع آن‌گونه که شما می‌پندارید وجود ندارد، پس چیز زیادی نمی‌دانید. اما هرچه کمتر حرف بزنید به این معناست که به درون رفتن را آغاز کرده‌اید، در ژرفای وجودتان فرو می‌روید، به همان‌جایی که حقیقت شماست. آنگاه کم‌کم خودِ حقیقت می‌شوید.
آن این‌گونه آغاز می‌شود، با گفتن اینکه «من هیچ‌چیز نمی‌دانم.»
قدم بعدی درک این نکته است که: تو وجود داری (هستی).
این تنها چیزی است که می‌توانم با اطمینان بگویم: من هستم.
چه کسی وجود دارد؟ من وجود دارم، من هستم.
خب این «من» که به نظر می‌رسد وجود دارد چه کسی است؟ از کجا آمده؟
من نمی‌دانم.
چه کسی نمی‌داند؟ من.
باز هم به «من» برگشتیم.
بنابراین چیزی درون شما شروع می‌کند تا به شما بگوید که «من» مسئول تمام چیزهایی است که «من» باور دارد. من از کجا آمده؟ من چه کسی هستم؟
شما شروع به جستجوی منشأ «من» می‌کنید.
شما محل منشأ را تائید نمی‌کنید. اینکه تائید کنیم منشأ آن آگاهی است درحالی‌که آن را تجربه نکرده‌ایم امری بی‌فایده است به‌جای آن، کاری که باید انجام دهید دنبال کردن «من» تا منشأ و سرچشمه‌اش است. چطور این کار را انجام دهید؟
با این پرسش که: «من کیستم؟» یا «من چیستم؟»
کمی درنگ می‌کنید، و باز می‌پرسید:
«من کیستم؟»
به‌این‌ترتیب شروع کنید تا بر روی خودتان کار کنید. کشف کنید که آیا چیزی که میگویم درست است یا نه. یک کلمه از حرف‌های مرا باور نکنید. خودتان آن را امتحان کنید. نیاز نیست تا جایی بروید. همان‌جا که هستی، مثلاً در خانه، زمان بیشتری را برای به عمقِ درون غوطه خوردن، تماشا کردن و مشاهده گری بگذارید. زمانی که افکار بالا می‌آیند فقط از خودتان بپرسید:
«این افکار برای چه کسی آمده‌اند؟ برای «من»، من به آن‌ها فکر می‌کنم.
«من کیستم؟»
منشأ این «من» چیست؟
دوستان عزیز همان‌طور که این کار را انجام می‌دهید می‌توانم به شما اطمینان دهم که دیر یا زود یک تغییر شگفت‌انگیز در زندگی‌تان اتفاق خواهد افتاد و شما آزاد و رها خواهید شد.

رابرت آدامز
دکتر سیدمحمدرضا لاهیجی
حدود ۱ ماه پیش

غلط ننویسیم

حیص و بیص

اصل این کلمه در عربی حیص بیص است، یعنی «پریشانی، آشفتگی»، ولی در تداول فارسی‌زبانان بیشتر با «واو عطف» و به صورت قید مرکّبِ در این حیص و بیص به معنای «در این گیر و دار، در این کشاکش، در این میان» به کار می‌رود: «تور والیبال را عوض کردیم و توپهای متعدد و هر روز عصر تمرین، و آمادگی برای مسابقه با دیگر مدارس، و در همین حیص و بیص سر و کلّهٔ بازرس تربیت بدنی هم پیدا شد و هر روز سرکشی و بیا و برو و شلوغی شده بود که نگو و نپرس»

جلال آل احمد
مدیر مدرسه
تهران، چاپ ۳، ۱۳۴۵، صفحه ۱۳۶ و صفحه ۱۶۸
سیدیحیی حسینی
۸ روز پیش
درودها


خندانک خندانک خندانک
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0