درود خدا بر استاد بانو رمضانی گرانمهر 🌺
🌟
🌺🌜
🌟
از نگاه و لطف شما بسیار سپاسگزارم استاد بانو🙏
البته که ویرایش نیاز دارد و
بقول(شاعر) یکی از دوستان قدیمی که میگفت
گاهی نیاز است برای انتقال مفهوم،
دیوار قواعد را شکست اما باید به گونه ای باشد که جز
رویایی شیرین به چشم نبیند و به دل بنشیند تا مرز
قواعد را پنهان بماند،
در خیال پردازی بسیار ناشی هستم استاد و سخت باورم
روزی از حیدر کرار میگفتم و گفتگویی در عموم بود،
شخصی که سنی بود، گفت: چرا علی را آنقدر بزرگ می کنید؟
و ادامه داد که پیامبر جانشینی نداشت اگر داشت، پدر زنش
جانشینش بود(ابوبکر) و من گفتم: انسانی که خوب باشد حتی
اگر اسراییل وامریکا زندگی کند، همچنان به خوبی یادش می کنند
شما پرسیدی چرا؟ گفتم (هو) را میشناسی؟ در روایت ابوبکر بخوان.
تاکنون! کوفه رفته ای؟ برو، در خانه ی علی به اتاق زینب نگاهی کن.
تا به این لحظه شده فکر کنی که چرا علی را در محراب وقت نماز
تیغ زدند؟ و گفتم در جواب این 3 سوال(علی) را میبینی و در آخر
گفتم : آیا تا کنون از کسی، جایی، شنیده ای که علی ادعای جانشینی
کند؟ نه، راستی! تمام طوایف میدانستن، رسول خدا نفسش به دلدل
بند است بس که دوستش داشت. چرا دلدل را به ابوبکر نداد و با جان و دل
به دستان علی سپرد؟ کسی نمی تواند بگوید که ابوبکر ظلمی کرده و انسان
خوبی نبوده، ولی بنده ی خدا، آن دست پینه بسته ای که شیرین ترین خرماها را
جدا می کرد و از همان در دهان زینب میگذاشت تا طعمش را بر لب یتیمی
نمی شنید، لب نمی زد

خدا گواهه که نه میتوانستم به مسجد بروم و نه
پا منبری بودم، من در سینه ی یک کافر هم قلبی مهربان دیدم، سالها میگذرد
آن شخص، تا به امروز همچنان به جز برادر خطابم نکرد با اینکه ایرانی نیست
روزی گفت : برادر! تو برای من از بنده اش گفتی اما من خالقش را در قلبت دیدم. دست گرم خداوند بر شانه های سرد
درود بر شما جناب نوریان عزیز
زیبا قلم زدید
موسیقی انتخابی هم بسیاردلنشین بود