سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

زیباتر از این نیست در عالم(بسم الله الرحمن الرحیم)به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید.فکری احمدی زاده(ملحق)مدیر موسس سایت ادبی شعرناب

دوشنبه ۲۰ بهمن

با کلک خیال انگیز

شعری از

مهدی قاسمی م

از دفتر از کهن، تا... نقطه چین* نوع شعر قطعه

ارسال شده در تاریخ شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴ ۱۵:۲۵ شماره ثبت ۱۴۱۵۷۳
  بازدید : ۲۰۱   |    نظرات : ۱۶

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
دفاتر شعر مهدی قاسمی م

درد دلی با حضرتشان داشتیم، دم مسیحایی زدند و حقیر به ذوق آمده و به وسع خویش هم کلام ایشان شدیم، عذر تقصیر که جسارت کرده دم زدیم و انتشار میدهیم.
.
هر کاو نَکُنَد فهمی زین کِلکِ خیال‌انگیز
نقشش به حرام اَر خود صورتگر چین باشد
.
در کارِ گلاب و گل حکمِ ازلی این بود
کاین شاهدِ بازاری وان پرده‌نشین باشد
.
حضرت حافظ
.
آن جور کش هفت خطِ شاه نشینت
ممنوعه‌ی دندان‌زده در خلدبَرینت
.
آهوصفتِ قسمت پهناب نشینت
در بحر رجز چین و شکن‌های جبینت
.
هم شاهد بازار، و هم پرده نشینت
احکام ازل جمع به اوصاف چنینت
.
انگشتر زنهار مزین به نگینت
با خواجه‌ی شیراز مشاعات زمینت
.
مهدی قاسمی.م
محمد مهدی قاسمی
۵
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
شاهزاده خانوم
جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴ ۱۲:۴۸
جسارت زیبایی‌ست استاد... خندانک خندانک
درود بر شما خندانک
آدینه بخیر خندانک
مهدی قاسمی م
مهدی قاسمی م
چهارشنبه ۷ آبان ۱۴۰۴ ۲۳:۳۴
هزادان درود و سپاس ار افتخار حضورتان گرانسنگ شاه
ارسال پاسخ
عباسعلی استکی(چشمه)
جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴ ۱۳:۵۷
درود بزرگوار
شورانگیز و زیباست
یاد حضرت حافظ را گرامی داشتید
موفق باشید خندانک
مهدی قاسمی م
مهدی قاسمی م
چهارشنبه ۷ آبان ۱۴۰۴ ۲۳:۳۵
ادب و ارادت بسیار جناب استکی خردورز و گرانسنگ
ارسال پاسخ
میکائیل نجفی(سراب )
پنجشنبه ۱ آبان ۱۴۰۴ ۰۹:۵۶
درود بر شما..
بسیار زیباااست..
خندانک خندانک
خندانک
مهدی قاسمی م
مهدی قاسمی م
چهارشنبه ۷ آبان ۱۴۰۴ ۲۳:۳۶
ادب و احترام جناب نجفی بزرگوار
ارسال پاسخ
محمد باقر انصاری دزفولی
پنجشنبه ۱ آبان ۱۴۰۴ ۱۲:۱۸
شاعر گرامی
طبعتان جوشا
زبانتان گویا
قلمتااان نویسا
هزاران درود
خندانک خندانک خندانک
مهدی قاسمی م
مهدی قاسمی م
چهارشنبه ۷ آبان ۱۴۰۴ ۲۳:۳۷
ادب و احترام جناب انصاری زرین قلم و مهربان بر مدار مهر و نور باشید
ارسال پاسخ
مرتضی میرزادوست
پنجشنبه ۱ آبان ۱۴۰۴ ۲۰:۰۷
سلام و عرض ادب جناب قاسمی بزرگوار
ارزشمند و زیباست
خندانک خندانک
مهدی قاسمی م
مهدی قاسمی م
چهارشنبه ۷ آبان ۱۴۰۴ ۲۳:۳۹
ادب و احترام جناب میرزادوست ، سرفرودیم و خاکسار درس پس میدهیم
ارسال پاسخ
فرشید به گزین
پنجشنبه ۱ آبان ۱۴۰۴ ۲۲:۲۷
در دایره قسمت اوضاع جوریه که غمناک نباید بود ، از لعن عابد و طعن زهاد و حاسدان خندانک و بازنگری نشون بده که چه بسا خیر تو در این باشد .
یا حتی میشه فکر کرد درسته که از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی
از ازل تا به ابد فرصت درویشان است خندانک
خلاصه که خیالمون تخت ! :" یا من سبقت رحمته غضبه "
و سابقه پیشین یعنی پیشی گرفتن رحمت بر غضب الهی که از ازل بوده با ما ( جریان سیب رو اگه نادیده بگیریم خندانک )تا واپسین روز هم با ماست

مهدی جان خیلی خوشحال شدم که دیدمتون و از هنرنمایی تون لذت بردیم
خندانک
در جایی خواندم که واو در شعر کلاسیک بهتره به شکل وَ استفاده نشه
در اینصورت مصرع مورد نظر رو میشه به شکل
هم شاهد بازاری و هم پرده نشینت
خواند
جسارت بنده رو ببخشید ، میدونم که خیلی بیشتر از من شعر و قواعدش رو میشناسید و بیشتر برای طرح بحث این مورد رو عرض کردم که درصورت لزوم
در موردش صحبت کنید خندانک خندانک خندانک
مهدی قاسمی م
مهدی قاسمی م
چهارشنبه ۷ آبان ۱۴۰۴ ۲۳:۳۳
هزاران درود جناب به.گزین گرانسنگ بعد از سلام،ضمن عرض ادب و ارادت و پوزش بابت تاخیر در پاسخ به علت درد بسیار شدید دندان که چند روزیست در تحمل آن به سر میبریم،
شما انسانی آگاه و با دانش و نکته سنج هستید و بی‌شک حضور و وجود شما در مَقام و مُقام مخاطب و یا خواننده اثر هر سراینده‌ای را هم بر ذوق می‌آورد و هم احساس مسئولیت شدید بر گرده‌ی سراینده میذارد که همانا حواسش را در نهایت توان و به حد غایت جمع کرده و نظام بخشد تا سیری اصولی بر صور خیال داشته باشد، حضورتان و وجودتان را ارج می‌نهیم و از صاحب جمال و صاحب اختیار سپاس گذاریم که شما را هدیه کرده چون خورشید بر روزگار همیشه تاریک بشر،
آنچه فرمودید و امر کردید نسبتاً موافقم، حال چرا جسارت کرده و خدمت شما می‌گویم نسبتاً، در ادامه توضیح خواهم داد، فقط قبل از هرچیز حقیر به شاگردی مکتب شما و ضعف سواد خویش نسبت به کمال بلندتان اقرار ضمنی و تاکیدی داشته و سرفرودیم،
این که عرض میکنم تنها یک نظر شخصی‌ست که البته دلیل هم دارد که آن هم نظری شخصی‌ست و شاید کلاً اشتباه باشد، لذا حقیر بر آن ادعایی نداشته و فقط جهت پاسخ خدمت عالی جنابتان دلیل شخصی و نظر شخصی خود را عرض می‌کنم،
اینکه فرمودید در باب حرف [ واو ] و فتحه و ضمه دادن با گرفتن آن ، ابتدا که خب نکاتی دستوری در این باب هست که این حرف را نه تنها یک حرف، بلکه به واژه می‌رساند و بر چند بخش و دسته هست که... بماند، چون مربوط به بحث ما نمی‌شود،
در باب شعر کلاسیک که فرمودید عرض کنم که قاعده‌ی دستوری در این باب تا جایی که می‌دانم نداریم، و یا اگر هست من بی‌خبرم، تاکید می‌کنم  [قاعده‌ی دستوری یا رسم‌الخطی] که این حالت یا وضعیت را قانون گذاری کرده باشد، من ندیدم یا بی‌خبرم، اما از نظر عرف و شواهد موجود در شعر کلاسیک غیر معاصر دقیقاً حق با شماست حتی بعضاً در نیمه‌ی عصر حاضر نیز چنین است، لااقل در سبک عراقی چیزی غیر از این حالت در بیرق داران این سبک در عهد کهن حضراتی چون حافظ و سعدی و مولوی و... دیده نمی‌شود و از این بابت تا اینجا کاملاً با کلام شما موافقم، اما در عصر شکوفایی سبک هندی که شخصاً شعر و ادبیات مدرن، فرا مدرن و پسا مدرن در سورئال و رئال و سورئال سیاه و جادویی اسپاسمانتالیسمو... تا سیر از پوزیتیویسم به پوزیتیویسم منطقی و عبور از جزمیتهای دکارتی تا درک پولی‌فونیک در آوای کلام و ...‌ و همچنین جاری شدن این همه را در شعر شخصاً تا حد زیادی مدیون و وام دار سبک هندی  می‌دانم، بله از آن اتفاق بزرگ به بعد خلع‌های آوایی زیادی در سرایش احساس می‌شد و حتا ملموس بود که حقیر مهم را شروع رونسانسی بزرگ و عمیق که در عین رندی با خود حیایی را دارد که از جنس و سنخی دیگر است که اهل معنا و معرفت متوجه‌ی تمیز دادنش هنگام مواجه شدن میشوند، باز هم می‌گویم که اینها فقط نظر شخصی حقیر است،
بله استارتهایی در مصرف ظرفیتهای متفاوت واژگان در آنجا خورد و در همین دهه های اخیر بسیاری از غرل سرایان مطرح نیز با فتحه استفاده کرده‌اند، حالا البته الآن شاید این مسئله مطرح بشود که خب من برخلاف همیشه با رویکردی کهن در سبک عراقی و هم زبانی و تحت تاثیر حافظ خوانی سرودم، پس ربطی به غرل سرایان دهه های اخیر ندارد، بله درست می‌فرمایید، اما دلیل من چیز دیگریست که در ادامه عرض میکنم و بازم میگویم که نظر شخصی‌ست، و مطلب بالا را ادامه نمی‌دهم چون به درازا می‌کشد و در حوصله شما شاید نیاید، پس توضحش نمی‌دهم چرا که خود استادید و آنچه ما به حد رطوبتی از شبنم این دریا شاید چشیده باشیم شما سکان دار این بحر بیکران و ژرف هستید و از سرچشمه آب به رخسار می‌زنید،
در ادامه میتوانم بگویم که با توجه به عرایضم اگر درست باشد پس این یک سلیقه و انتخاب شخصی ست که اگر در تالیف و آوا و لحن ضعفی نداشته باشد شاید نتوان ایراد دانست،
و اما دلیل من برای مصرف این وضعیت از واو بر پایه درک شخصی،
به نظر من وقتی داریم در باره‌ی مسئله‌‌ای با هر موضوعیتی صحبت و بحث و... میکنیم، وقتی در توضیحات و گفتگو میخواهیم به چند عنوان مختلف اشاره کنیم،
اگر بین آنها ( وُ )با ضمه بیاوریم از نظر مفهومی انگار همه موارد یا عناوین یک چیز است و یک معنا و سنخ دارد و فقط اسامی مختلف دارد وگرنه در ماهیت و سنخیت و ذات یکی هستند،
اما وقتی ( وَ ) با فتحه بیاوریم سنخ‌ها  و در مقام حضور و قوانین ۱۲گانه‌ی شعوری به عرصه می‌آیند و بیننده و شنونده را مجاب و مجبور می.کنند که به آنها لنگرد و حضورشان را به رسمیت بشناسد
باز هم میگم این نظر شخصی منه به مفهوم و درک خودم که اصلاً نمیدونم درسته یا غلط،
البته اگر اشتباه نکنم یک قانون نگارشی داریم که میگه اگر بین چند مورد پشت سر هم ( وُ ) با ضمه بیاوریم کارکرد ویرگول را دارد،
خب اینجا موضوع فرق میکند ، با توجه به این قاعده، در مورد نظر شخصیم باید یک پرانتز باز کنم و استسنا قائل بشم، بجز مواقعی که کسی با توجه به این قاعده آگاهانه از واو با ضمه استفاده کند، که باز هم به نظر شخصی من تعداد عناوینش باید لااقل بیش از ۲عدد باشند،
باتوجه به توضیحی که دادم من احساس میکنم خیلی از گفتمانهای روزانه مردم و همچنین مکتوبات ایرادهایی از این دست زیاد دارند،
حالا نمیدانم برادر اصلاً قاعده یا علم یا حتا درک انتزاعی موافق بر دلیل من میشود در نظر گرفت یا نه،
شاید هم کلاً در اوهام باشم که از اهل شعر بعید نیست، و صد البته حقیر نه در این مَقام اهلیت هستم و نه در مُقامش،
و وقتی در حضور حضرت حافظ استقبالش می‌روی مگر حقیری چون من را توان این هست که جمیع حسن را در ایشان یکی کرده و عبور کنم،
خیر هم به موجب ادب در خدمتشان و هم از مجذوب شدن در اوصاف ایشان، که هر نقطه‌اش نکته‌ها بسیار دارد چون مروارید در ژرفای این بحر عظیم، هر زاویه متفاوت از نگاه بصری در و بر هر صاحب کمالی هارمونی ژرف و عمیق و متفاوتی را به تماشا میگذارد، نه اینکه تلاشی در جلوه گری کند نه این که نیتش اثبات خویش به ما باشد ، نه ، بلکه در ذات و درون و بن مایع چیزی جز زیبایی ندارد، اصلاً اگر بخواهد هم نمیتواند بد باشد، هر قسمتش، حالتش، وضعیتش، اوصافش و... چون نتهای عمیق و بکر و بدیع و عظیم و متفاوت از یک سمفونی بزرگ و دقیق و زیباست که هیچ گونه فالش بودن و خارج زدنی به آن راه ندارد،
مگر حقیری چون من میتواند عبور کند و اشاره‌ای ضمنی به این نکته مشخص نکند،
زیاده گویی کردم برادر ببخش اگر توضیحاتم بی‌ربط و شاید کلاً اشتباه یا... هرچه بود، اینکه شما بزرگی میکنید نگاهی به قلم می‌اندازید و هم کلام حقیر لاابالی می‌شوید افتخاری‌ست که در آلبوم قلب ما نگهداری میشود،
امیدوارم توانسته باشم منظورم را برسانم، دوستتان داریم و ارادتمندیم، و اگر اشتباهی در تایپ دیدید دیگر هم درد بسیار داریم و هم عینک در دسترس نبست

ارسال پاسخ
مجید ساری
جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴ ۱۴:۱۲
به به جناب قاسمی عزیز ،
چه سروده ای بسیااار زیباااا و هنرمندانه و عالی خواندم
بسیار لذت‌بخش بود
که یاد و خاطره گنجینه اسرار نافذ ، لسان الغیب حافظ را
زنده و پاس داشته اید به زیبایی تمام
دستمریزاد استاد گرامی خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

احسنت به زیبایی این شعر وزینت خندانک

مانا و نویسا و شادکام باشین خندانک خندانک خندانک
با درود و مهر بیکران خندانک خندانک خندانک
مهدی قاسمی م
مهدی قاسمی م
چهارشنبه ۷ آبان ۱۴۰۴ ۲۳:۴۲
هزاران درود جناب ساری گرانسنگ حضورتان را مغتنم شمرده و کلامتان رو توفه‌ای از نور و مهر دانسته و ارج می‌نهیم ،



ارسال پاسخ
عمران افشاری(سپیدار)
۲ هفته پیش
درود و احسنت
موفق و موید باشید
در پناه ایزد منان
💐💐💐🌼🌼🌼🌸🌸🌸
مهدی قاسمی م
مهدی قاسمی م
۱۲ روز پیش
درود و سپاس جناب افشاری
ارسال پاسخ
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0