شنبه ۲۵ بهمن
|
دفاتر شعر حمیدرضا نصرآبادی(طوفان)
آخرین اشعار ناب حمیدرضا نصرآبادی(طوفان)
|
قفل ها را بر قفس در شام غم آویختند
ترس صد برخورد را در میله ها یش ریختند
دانه ها را جیره بندی کرده گاهی میدهند
قسمت ما را زِ نان مانند کاهی می دهند
بالمان را بسته تا پرواز را تمرین کنیم
چون فرو افتیم بخت خویش را نفرین کنیم
یادمان دادند پهلو بر قفس کمتر زنیم
قرعه ی بدتر شدن ها را سر بدتر زنیم
بر قفس خوکرده همچون خانه مان داریم دوست
آبمان گر میدهد صیاد هم از لطف اوست
اینکه استبداد با آزادگی همسایه است
بین ما تا آفتاب حائل فقط یک سایه است
سنگها را از ستم ما بی مهابا خورده ایم
بال وپر با دستمان چون بسته شد دل مرده ایم
حسرت یک پیله و پرواز از پروانه ها
همچو داغی مانده برمن بر تو وهم خانه ها
|
نقدها و نظرات
|
درود ودوصد بدرود جناب استکی عزیز  :2 : ممنونم ازسخاوت نگاهتون پایدار باشید ومهرنگار | |
|
جناب نجفی عزیز ممنونم ازتوجهتون ونگاهزیباتون | |
|
درود بانو رمضانی گرانمهر سپاسگذارم از ارائه نظرتون همیشه به مهر بنگارید | |
|
جناب نظری گرمازه عزیز از بذل نگاه. سبزتون سپاس سبزنگارباشید وعزتمدار | |
|
برادربزرگوارم جناب فتحی گرانمهر ازاینکه باحضورتان هرم امیدرا بردلم میریزید واز بذل نگاه سبزتون سپاس | |
|
جناب رحیمی عزیز ازتوجهتون ومتن زیبا ونقادانتون به شعرم سپاسگذارم باشد که قناریها دوباره درباغ ها بخوانند وبلبلان پروازکنند وهیچ انسانی هیچ پرنده ای را به قفس دانه وجیره ندهد وبه جای قارقار کلاغان وزاغان مرغان عشق بخوانند | |
|
جناب متولی برادر عزیز م تا شمایان عزیزانی هستید شاگردی میکنم وتلمذ | |
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
اجتماعی بسیار زیبا و شورانگیز بود
دستمریزاد