پنجشنبه ۲۳ بهمن
سفر باقی شعری از امیر درافشان درافشان
از دفتر شعرناب نوع شعر غزل
ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۸ مهر ۱۴۰۴ ۰۹:۳۳ شماره ثبت ۱۴۱۳۵۸
بازدید : ۴۰ | نظرات : ۲
|
دفاتر شعر امیر درافشان درافشان
آخرین اشعار ناب امیر درافشان درافشان
|
سفر باقی
می رسد روزی به پایانِ من و این بدنم
به سرم خشت زنند و خاک ریزند بهتنم
لحظهی سخت جدا ،روح من وعالمخاک
حمدوسوره تو بخوان هدیهبکن بر ثمنم
بر سر دست بَرَندم به مکان باقیِ تن
گریه ها شور شود غصهی یار و سخنم
من دگر بار جدا می شوم از خاکِ وجود
لحظهی وصل و مرادست به بزمِ عَدَنم
من مسافر ز جهان هستم و یارا دانید !
جامه در تن نبود ، غیر به جز این کفنم
همگان نیست شوند و همگی هیچ بود
غیر آن ذات بود شامهی مشکِ خُتَنم
وقت دیدار بگویم به خدا ربِ جلیل
لحظه دیدار بود خصلهی دیبا شدنم
سردی خاک وجودم ،هُرم گرمایِ رفیق
خاک هر کوچه بگردم طلب آن وطنم
دیدهام نیست ببیند همهی بستهی خاک
همگی دیده شوم در بُنِ عود و سخنم
ای حریفان چه بگویید از این آدمِ زار
تن حریف کفن و مور و دوصد گور کنم
طالع دیدن آن دوست که دارم به سرم
جزتمنای وصالتنبودمحفلِ اینانجمنم
طلب از غیر نکنم دستِ قضا پیکرِ من
خَیَرات بدرقهی، راه درافشان چو منم
#امیردرافشان
اگر روزی سفر کردم ز کویت
مرا یارا به دل هر دم بجویی
#امیردرافشان
۱۴۰۴/۰۷/۱۸ ✍️
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
روح همه در گذشتگان از این جمع شا