سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

زیباتر از این نیست در عالم(بسم الله الرحمن الرحیم)به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید.فکری احمدی زاده(ملحق)مدیر موسس سایت ادبی شعرناب

شنبه ۲۵ بهمن

نشد:(

شعری از

زهرا كردستاني

از دفتر "شعله‌های سپید" نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۴ ۲۳:۱۹ شماره ثبت ۱۴۱۲۴۲
  بازدید : ۲۸۷۸   |    نظرات : ۴۱

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
دفاتر شعر زهرا كردستاني

صدای ارسالی شاعر:
آیینه
میانِ ما شکست
و نوری لرزان
در چلچراغِ شب
فاصله را به تصویر کشید
ساعتِ خاموش
بی‌صدا ما را صدا زد
لوسترِ لرزانِ اتاق
قلبِ عاشق را
به رقص گرفت
گرامافونِ خاک‌خورده
آوازِ عشق را زمزمه کرد
فاصله گریخت
ترسِ تو
دست‌های مرا برید
پس از رفتن،
خانه با تو فرسود
دیوارها پیر شدند
و من
از زخمِ عشقِ تو
چراغِ شعرم را برافروختم
نشد…
تو نخواستی
که کنارم باشی.....
۱۲
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴ ۱۰:۴۰
خندانک
درود بر شما بانوی عزیزم خندانک
بسیار زیباست
آفرین بخصوص پایانش
ومن از زخم عشق
چراغ شعرم را برافروختم
خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک
شاهزاده خانوم
شاهزاده خانوم
شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴ ۲۳:۰۹
🍁🍁🍁
🍁🍁
🍁
ارسال پاسخ
عباسعلی استکی(چشمه)
شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴ ۲۱:۱۶
درود بانو
بسیار زیبا و سزشار از احساس بود خندانک
شاهزاده خانوم
شاهزاده خانوم
شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴ ۲۳:۰۹
🍁🍁🍁
🍁🍁
🍁
ارسال پاسخ
شاهزاده خانوم
شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴ ۲۳:۰۹
چه بااحساس و قشنگ خندانک خندانک
آفرین دختر خوب خندانک

درود بر زهرا خانوم عزیز خندانک
شبت شیک و طلایی خندانک
محمدرضا آزادبخت
شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴ ۲۳:۲۱
درود بانوزیبا سرودی
محمد حسین اخباری
يکشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۴ ۱۵:۵۳
با هزاران درود
بسیار زیباست
موفق باشید
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
دوشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۴ ۲۱:۰۳
درود بانوکردستانی دوباره خواندم
محمدرضا آزادبخت
جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴ ۰۷:۴۲
درود بانو زیبا سرودی
مجتبی رحیمی
شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴ ۰۹:۳۲
بانوی بزرگوار، سرکار خانم زهرا کردستانی
شعر شما روایتی از شکستن آیینه‌های رابطه است که در آن نور لرزان چلچراغ، فاصله‌ها را عریان می‌کند و زخم عشق، به چراغ شعری بدل می‌شود که از خاکستر فرسودگی می‌درخشد.
باشد که این برافروختن چراغ شعر، روشنی‌بخش راه‌های پیش رو باشد.
قدح
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴ ۱۰:۳۹
خندانک خوش آمدید خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
شاهزاده خانوم
شاهزاده خانوم
شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴ ۲۳:۰۹
🍁🍁🍁
🍁🍁
🍁
ارسال پاسخ
مسعود مدهوش( یامور)
شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴ ۱۰:۳۱
درودتان شاعر بانو کردستانی ارجمند🥂🌻🙏🍻🍂❄️✌️✌️🌷


شعری زیبا و دلنشین،باهنرمندی و خوشفکری ،افرین ها بسیار زیبا ترسیم و بیان شده ،قلمتان هماره نویسا و پایا🌹🪷🌟🌟🌱🪴🪴🪴⭐🍃🍃💥💥💥💥👏🤞🙏🌾✨🫶☘️🌸
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴ ۱۰:۳۹
خندانک خوش آمدید خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
شاهزاده خانوم
شاهزاده خانوم
شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴ ۲۳:۱۰
🍁🍁🍁
🍁🍁
🍁
ارسال پاسخ
محمد گلی ایوری
شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴ ۱۴:۵۴
درودتان شاعر گرانقدر

«... و من
از زخمِ عشقِ تو
چراغِ شعرم را برافروختم... »

بسیار زیباست

سلامت و در امان باشید
خندانک خندانک خندانک
شاهزاده خانوم
شاهزاده خانوم
شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴ ۲۳:۱۰
🍁🍁🍁
🍁🍁
🍁
ارسال پاسخ
مرتضی میرزادوست
شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴ ۱۵:۰۰
سلام و عرض احترام بانوی گرانمهر
سروده ای به غایت زیباست
سرشار از خیال و احساس
آهنگ هم دلنشین است
خندانک خندانک
شاهزاده خانوم
شاهزاده خانوم
شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴ ۲۳:۱۰
🍁🍁🍁
🍁🍁
🍁
ارسال پاسخ
میکائیل نجفی(سراب )
يکشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۴ ۱۱:۱۷
درود بر شما بانوی گرانقدر..
زیبا و دلنشین‌‌.. همراه با آهنگی زیبا و آرامش بخش..
خندانک خندانک
خندانک
منوچهربابایی
دوشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۴ ۰۰:۲۳
درود و مهر استاد بانو کردستانی
زیباست قلم تان
و اینکه
بند پایانی عالی و خوش تراش نشسته است.
دست و قلمتان بی بلا

میخواهد نمی تواند....
🌹🌹🌹🌹🌹

زهرا كردستاني
زهرا كردستاني
دوشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۴ ۰۰:۳۲
درود جناب بابایی...
سپاسگزارم از حضور شما و لطافت نگاهتان:)
ماندگار باشيد🍂
ارسال پاسخ
زهرا كردستاني
سه شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴ ۰۷:۱۴
دلم دارد می‌ترکد؛
هیچوقت اینطوری نشده بودم، اینقدر تلخ و بیهوده! یک چیزی را از من گرفته‌اند...

فروغ فرخزاد❣
علی نظری سرمازه
سه شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴ ۰۷:۳۳
پس از رفتن،
خانه با تو فرسود
دیوارها پیر شدند
و من
از زخمِ عشقِ تو
چراغِ شعرم را برافروختم
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

درود خانم کردستانی
خیلیعالی خندانک خندانک خندانک
خانه با تو یا بی تو خندانک خندانک خندانک
زهرا كردستاني
زهرا كردستاني
سه شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴ ۱۲:۱۴
درود...
سپاسگزارم از حضور شما
ماندگار باشید🙏🍂
ارسال پاسخ
سید موسوی (نوریان)
سه شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴ ۲۲:۵۵
درودی بیکران به شاعره بانو کردستانی خندانک
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
اثری به این زیبایی حیف است
که زود تمام شود
لطفا ادامه اش رو بنویسید
🙏🙏🙏
فوق العاده زیبا بود اما
اگر این پایانش باشد
بین زمین و آسمان معلق
می مانم🥲
قلمتان زرنگار و روان باد
خندانک خندانک خندانک خندانک
سید موسوی (نوریان)
چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۴ ۰۴:۲۹
درودی مجدد بانو کردستانی
جسارتا یک سوال داشتم☝
در سایت شعر نو (احاطه)
از آثار شماست درسته بانو؟
شما باهوش و با استعدادید
و دیدم نقادان هجوم آورده بودند
یک نکته رو برادرانه عرض
میکنم، اصلا اجازه بدین با
یکی از مقدمه هام براتون بگم
که میدونم به خوبی درک می کنید😊
شاعری گمنامم از قبیله ی تنهایی،
حرفهایم تلخ، غصه هایم داغ،
بغضم آتشفشانی ست که هر لحظه
زبانه می کشد از نهادم،
دلنوشته هایم، حرف دلِ دردمند،
پُرم از تجربه و درد...
تو بخوان در دفتر قلبم،
هر سخنی از من که به کارَت آمد
نقطه هایش را بریز و نکته هایش را ببر(نوریان)
متوجه شدین شاعره بانو؟
حرف شنیدن ادب است اما تا زمانی که
قانون وضع شده ی قلب شما را نقض نکند
پاینده باشید و همیشه موفق و سربلند😊
🌺🌸🌺🌸🌺🫡
سید موسوی (نوریان)
سید موسوی (نوریان)
جمعه ۲۵ مهر ۱۴۰۴ ۲۱:۴۱
درود بر قلمتان 🌺
منظور بنده!
همان جمله ی آخری که عرض
کردم و فرمودید که موافقید بود
نقد و نظرهای بسیاری می خوانید اما
یک نویسنده ی باهوش مثل شما
گلچین میکنه هر نکته ای که به
قلمش کمک کنه تا بهتر بنویسه
به عبارتی! در نقد و نظرات اگر
غرق شوید، اندیشه ی قلم خودتان
را هم فراموش می کنید و این
بسیار تلخ است. و جمله ی آخر:
بنده جسارت نکردم که باید حتما
ادامه بدید، فقط احساسم به من
گفت که این پایان این اثر نیست
اللهُ اعلم شاید چند ماه دیگر
اما شک ندارم روزی ادامه اش
رو مینویسید، شاید زمانی که
دوباره غرق در کلمات این اثر
زیبایتان شدید، به امید آن روز😊🫡

زهرا كردستاني
جمعه ۲۵ مهر ۱۴۰۴ ۱۶:۵۶
عاقبت   از   غم    معشوق    حکایت    کردم
نزد   قاضی   شدم   و  طرح   شکایت   کردم

قلب من  شاکی  و  او  متهم  و  بنده   وکیل
جرم  هم، سرقت  و  این‌گونه  روایت  کردم

که دلم را بربوده است و بر آن زخم زده‌ست
طلب   حبس   و   مجازات    جنایت    کردم...

طول  درمان  و شهود و  همه‌ی مدرک  جرم
ضم   و   پیوست   گواهی   جراحت   کردم....

شرح   شکوائیه  را  گفتم  و  با  قطع و  یقین
ادعای    دیه    و    بحث     خسارت     کردم...

ضمن    یک    لایحه   از    بیم   تجری ،  طلبِ
التزام    و   سند   و   جلب   و   کفالت    کردم

گفت قاضی که تو خود مجرمی از منظر عشق
من  از  این  نحوه ی   دعوای  تو  حیرت کردم

تو   ندانی   که  بود  جرم ،  شکایت  از   یار؟...
اتهام    تو    همین    است ،  قرائت    کردم!!!

آخرین  حرف  و  دفاع‌ات  به  زبان  جاری  ساز
من  به  شلاق   تو   را   حکم   اصابت   کردم

تا   بدانی   که  ز  معشوق    شکایت   نبرند...
رأی  این است  و  من اینگونه  قضاوت کردم

من مبهوت ازاین حکم و از آن شکوه‌خویش
نزد   معشوق  خود   احساس  حقارت  کردم

\"نکته عشق\" همین  است ،  مصونیت  یار!!
این‌همان رکن اساسی است که غفلت کردم

بایدم    زود    که     تودیع     کنم     پروانه...
شرم  بر  من  که  ندانسته   وکالت   کردم...


#استاد رضا عابدی
سید موسوی (نوریان)
سید موسوی (نوریان)
جمعه ۲۵ مهر ۱۴۰۴ ۲۱:۴۵
این غزل زیبای یکی از شاعران خوب و خوش قلم این سایت است
چرا نوشتید ناشناس؟
نام غزل :حاکم
شاعر: استاد رضا عابدی بزرگوار است
و آخرین شعر ارسالی ایشان است خندانک
ارسال پاسخ
سید موسوی (نوریان)
سید موسوی (نوریان)
جمعه ۲۵ مهر ۱۴۰۴ ۲۳:۱۲
عذرخواهی می کنم، نام غزل (محکمه) بود
و با دیدن بازدید شما لزومی برای توضیح ندیدم
معمولا به ندرت این تعداد پیام از من دیده میشود
موفق و مؤید باشید بانو😊 یا حق خندانک
جواد کاظمی نیک
جمعه ۲۵ مهر ۱۴۰۴ ۱۸:۲۶
درودبرشما زیبابود بانو گرامی وگرانقدر 🌹🌹🏵🏵🏵🏵🪷🪷🏵🏵🏵🏵🏵🏵 🌹🌹🏵🏵🏵🏵🪷🪷🏵🏵🏵🏵🏵🏵 🌹🌹🏵🏵🏵🏵🪷🪷🏵🏵🏵🏵🏵🏵 🌹🌹🏵🏵🏵🏵🪷🪷🏵🏵🏵🏵🏵🏵 🌹🌹🏵🏵🏵🏵🪷🪷🏵🏵🏵🏵🏵🏵 🌹🌹🏵🏵🏵🏵🪷🪷🏵🏵🏵🏵🏵🏵 🌹🌹🏵🏵🏵🏵🪷🪷🏵🏵🏵🏵🏵🏵
زهرا كردستاني
شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴ ۱۵:۲۷
زندگی بافتن یک قالیست
نه همان نقش و نگاری که خودت میخواهی
نقشه را اوست که تعیین کرده
تو در این بین فقط می بافی
نقشه را خوب ببین
نکند آخر کار
قالی زندگی ات را نخرند !
زهرا كردستاني
پنجشنبه ۱ آبان ۱۴۰۴ ۰۸:۱۱
بادلم این همه آزار دگر بیهودست
قصد دل کندنت ای یار دگر بیهودست...

پشت ابری و به واقع اثرت معلوم است
ماه پنهانِ من انکار دگر بیهودست!

عابری نیست کز این کوچه تماشایش کرد
دست از پنجره بردار دگر بیهودست:)

آن که با میل سفر کرد نیاید دیگر...
هی نشین ثانیه نشمار دگر بیهودست؛

چمدان بستی و عازم شده ای قبل از این
هرچه هم من کنم اصرار دگر بیهودست!

قابِ عکسی که در این خانه به من می‌خندد
گفت: «این خیره به دیوار دگر بیهودست!»

با چه تسکین دَهم این سینه پر دردم را ؟
پشت هم الکل وسیگار دگر بیهودست،

"رفتنت رفتنِ جان بود"چه می دانستم
زندگی بعدِ تو انگار دگر بیهودست...
ـ حسین وصال پور ⌝‌✒️❤️‍🩹 ⌞
حمیدرضا متولی
پنجشنبه ۱ آبان ۱۴۰۴ ۰۸:۴۱
درود بر شما
زیبا بود
زهرا كردستاني
پنجشنبه ۱ آبان ۱۴۰۴ ۱۱:۵۰
یکی که مثل فروغ فرخزاد تو نامه‌هاش به ابراهیم گلستان اینجوری درموردت بنویسه
:

«انگار من از جای بریده‌ زخمی در تن تو روییده‌ام.»
زهرا كردستاني
جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴ ۰۳:۲۵
اونجا که هوشنگ ابتهاج میگه:‌ ‌‌‌ ‌
‌‏
نگاهت می‌كنم، خاموش و خاموشی زبان دارد
زبانِ عاشقان، چشم است و چشم، از دل نشان دارد.
زهرا كردستاني
جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴ ۰۳:۳۰
از تمام دارایی ها
یکی دو گلدان شمعدانی دارم
یک جفت ماهی سرخ دارم
دوچرخه ای یادگار پدربزرگ
یک مداد دندان زده
چندتایی شعر
و تا دلت بخواهد دوستت دارم....

حمید جدیدی
سلمان کریمیان
جمعه ۹ آبان ۱۴۰۴ ۲۰:۳۲
🌹 🌹 🌺
سلام ودرود
زیبا بود 🌺
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


(متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0