پنجشنبه ۲۳ بهمن
|
آخرین اشعار ناب مهدی ملکی الف
|
سه غزل و یک رباعی از مهدی ملکی الف
حسِ گرما
باید دلم مبهوتِ سیمایت بمانَد
باید وجودم غرقِ دریایت بمانَد
درگیرِ عشقت کن جهانم را که دائم
در شعر من احساسِ زیبایت بمانَد
پایانِ این تقدیرِ نامفهوم من باش
تا زندگی لبریزِ معنایت بمانَد
از من زمستان را بگیری کاش آخر
تا در هوایم حسِ گرمایت بمانَد
تا زندهام باید که همراهم بمانی
تنها نباید یاد و رویایت بمانَد
ابرِ اندوه
کاش آباد شود کلبهی ویرانِ دلم
با تو آرام شود سختیِ طوفانِ دلم
قلبِ پر حسرت من بی تو فرو میپاشد
مرهمم باش به این دردِ فراوانِ دلم
باز دنبال تو و گرمیِ آغوش توام
تا که غمگین نشود فصلِ زمستانِ دلم
ابرِ اندوه تو باید برود تا که چنین
غرقِ باران نشود یکسره چشمانِ دلم
سهم من خانهی تاریک نباید باشد
بی تو دیوانه شدم در شبِ زندانِ دلم
بندِ تنهایی
با عطر جانت دور کن پاییزِ غمگین را
از آسمانم بارشِ یکریزِ غمگین را
وقتی نباشی روزگارم سخت خواهد شد
سهمم نکن دنیای وهم انگیزِ غمگین را
قدری بیا آزاد کن از بندِ تنهایی
این شاعرِ از بی کسی لبریزِ غمگین را
کاشانهام را بار دیگر غرق عشقت کن
ویرانه کن این خانهی ناچیزِ غمگین را
باید بیایی تا که با گرمای آغوشت
زیبا کنی این فصلِ باران خیزِ غمگین را
دیوانهترین
در قصهی تاریکِ دلم مهتابی
آرامشِ بسیارِ منی،،، جذابی
باید که همیشه گیجِ عشقت باشم
دیوانهترینت شدهام بس نابی
شاعر: مهدی ملکی الف
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
بسیار زیبا و دلنشین بودند