سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

زیباتر از این نیست در عالم(بسم الله الرحمن الرحیم)به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید.فکری احمدی زاده(ملحق)مدیر موسس سایت ادبی شعرناب

يکشنبه ۱۹ بهمن

آشفتگی هایم برای تو

شعری از

حسین گودرزی تشنه

از دفتر شعرناب نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ جمعه ۳ مرداد ۱۴۰۴ ۱۵:۴۹ شماره ثبت ۱۳۹۲۵۱
  بازدید : ۴۵   |    نظرات : ۱

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
دفاتر شعر حسین گودرزی تشنه
آخرین اشعار ناب حسین گودرزی تشنه


---

۱. بارانِ انتظار 
لب‌های بارونیِ تو را صدا می‌زنم… 
در هر قطره، تشنه‌ام 
تا ریشه‌های عطشم را 
به عمق خاکِ نگاهت بدوانم. 
تو پاسخ گُلِ بی‌تابی 
من فریادِ بی‌صدا. 

حسین گودرزی "تشنه" 

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌

---

۲. نقشِ دریا 
در ساحلِ نفس‌هایت غرق شدم، 
با هر موجی که از سینه‌ات برخاست، 
پاهای خیسِ من 
روی ماسه‌های بدنِ تو نقش بست… 
کاش این دریا هیچ کرانه‌ای نداشت 
جز نامِ تو روی آب. 

حسین گودرزی "تشنه" 

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌

---

۳. زیر گیسوانت 
شب‌ها را با گیسوی تو می‌بافم، 
هر تار، راهی ست به بهشتِ فراموشی. 
در این تاریکیِ نرم، 
لب‌هایم را گم کرده‌ام… 
کجا؟ 
در پیچ‌وخمِ بوی تو. 

حسین گودرزی "تشنه" 

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌

---

۴. فانوسِ تنفس 
نفس‌های گرمت را روی گردنم بگذار، 
تا نبضم شعله شود، 
تا تمامِ وجودم 
فانوسی شود از نورِ دهانِ تو… 
آه، چه آسان می‌سوزم 
در بادِ ملایمِ سوت. 

حسین گودرزی "تشنه" 

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌

---

۵. پنجره‌های بی‌قاب 
چشمانت را باز کن، 
تا در آینه‌های تو 
تصویرِ برهنه‌ی عشق را ببینم. 
من و تو و پنجره‌ای بی‌قاب 
رو به آسمانِ لختِ ستاره‌ها… 
هیچ حجابی جز نفس‌هایمان نیست. 

حسین گودرزی "تشنه" 

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌

---

۶. خاطره‌های لم‌یده 
در چین‌های بالش 
نقشِ خنده‌ات را جست‌وجو می‌کنم، 
آن‌جا که شب‌های بی‌خواب 
با یادِ گرمای بغلت 
لمیده‌اند… 
آه، چه شیرین می‌میرم 
در این تکرارِ بی‌صدا. 

حسین گودرزی "تشنه" 

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌

---

۷. بوسه‌های بی‌پرنده 
پرنده‌ای در سینه دارم 
که با نامِ تو بال می‌گشاید، 
اما لب‌هایت قفس‌اند… 
بیا و این پرنده را با بوسه‌ات بربای! 
من پرواز را 
در اسارتِ دهانت می‌خواهم. 

حسین گودرزی "تشنه" 

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌

---

۸. رودِ تماس 
دست‌هایت را در رودِ موهایم رها کن، 
تا جریانِ آب 
ما را به هم برساند… 
میانِ دو ساحلِ بدن 
هیچ فاصله‌ای نیست 
جز نیایشِ لب‌های تشنه. 

حسین گودرزی "تشنه" 

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌

---

۹. آوازِ پوست 
در روشناییِ ماه 
سایه‌هایمان در آغوش می‌آیند، 
پوست با پوست زمزمه می‌کند: 
«عشق را با چشم نبند!» 
و من در نگاهِ تو 
دریا را لمس می‌کنم 
بی‌آنکه پا تر کنم… 

حسین گودرزی "تشنه" 

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌

---

۱۰. صلحِ سبز 
علیهِ جدایی، 
گل‌های سپیدِ آشتی را بر تنِ تو می‌کارم، 
تا هر فصل، 
بوسه‌های تازه بروید… 
ما تنها یک بهاریم 
با ریشه‌هایی در عمقِ ابدیت. 
صلح سبزمان پایدار!


حسین گودرزی "تشنه" 

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌

---
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌

---
۱
اشتراک گذاری این شعر
۲ شاعر این شعر را خوانده اند

حسین گودرزی تشنه

،

عباسعلی استکی(چشمه)

نقدها و نظرات
عباسعلی استکی(چشمه)
يکشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۴ ۲۳:۴۳
درود بزرگوار
کوتاه های بسیار زیبا و دلنشین بودند خندانک
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


(متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0