شنبه ۲۵ بهمن
|
دفاتر شعر محمود حشمتی(سپیدار)
آخرین اشعار ناب محمود حشمتی(سپیدار)
|
" بلوطِ زاگرس"
من بلوطِ زاگرسام
ایستاده بر تیغِ قرون
با زخمهایی که بادِ مهاجر
در پوستِ من کاشت
ریشهام در استخوانِ کوه
شاخهام،
حماسهی دهقان است در برابر تبر
و برگم
وصیتنامهی نسلیست
که خاک را به نامِ خویش
امضا کرده بود
با جوهرِ خون
باد
سالهاست که در گوشِ من فریاد میکشد
«آتش خواهد آمد»
اما من
سبزم
و رو به طلوع
دست برافراشتهام
کبک
از لابهلایِ من آواز میریزد
و پلنگ
غرورش را به سایهام تکیه داده است
من بلوطام
فرزندِ سکوتِ سرخفامِ کوه
و پسرخواندهی صاعقه و برف
هر سال،
بهار را
از پارههای یخِ زمستان
میزایم
من، نه درخت
که ضمیرِ نخستِ بیداریام
در شعرِ زمین
مرا بسوزان
از خاکسترم
تیری خواهد رُست
که قلبِ فراموشی را
خواهد شکافت
|
|
|
نقدها و نظرات
|
مهرتان ستوده ماه بانوی گرانقدر،سپاستان | |
|
سپاسگزارم مهربانوی گرانقدر،درودتان | |
|
سپاسگزارم ارجمندم،بیکران درود | |
|
خردورزید و گرانقدر،سپاسگزارم گرامی | |
|
مهرتان را سپاس فرزانه بانوی بشکوه و گرانمهر،ارادتمندم،کوتاهی حقیر را ببخشایید | |
|
سپاسگزارم گرانقدر،مهرتان را سپاس | |
|
درودها نثارتان مهربانوی خردمند،درودتان | |
|
درودها نثارتان ارجمندم،پایدار باشید | |
|
بیکران درود مهربانوی عالیقدر،سپاسگزارم | |
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
درود برشما
بسیار زیبا