دوشنبه ۲۰ بهمن
معشوق بیچاره شعری از جمیله اتکالی رها
از دفتر اندوهِ سیب نوع شعر نیمائی
ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۴ ۱۹:۲۹ شماره ثبت ۱۳۷۹۱۶
بازدید : ۱۷۱ | نظرات : ۱۶
|
دفاتر شعر جمیله اتکالی رها
آخرین اشعار ناب جمیله اتکالی رها
|
دلم چون ملکِ غصبی شد؛
کلیدش بردی و رفتی،
شدم محبوسِ در خویشم
گذر کردی گهی
از روزنِ دل؛
حسّ تو چیدم
من آن ترسِ نجیبت را
به چشمانِ خمارآلودهات دیدم
به جانم شعلهای بیتاب
هنوز از داغِ لبهایی که عطشان بود
میسوزم
سکوتت میزند فریاد،
و شبهایم
سراسر گوش
زلیخا «هَیتَ لَک» میگفت
در قرآن، خودم دیدم
ولی شد قصّه وارونه
و من اینجا هنوز
از «هَیتَ لَک»های گهوبیگه
بسی حیران و سرگردانم و مدهوش
دلم
محکوم در حبسِ حصاری گُنگ؛
تصرّف بود عدوانی،
ولی شاهد نگاهش بود
و قاضی عاشق من بود و من
معشوقِ بیچاره...!
پ.ن:
(هیت لک) یعنی بیا من برای توام.
|
نقدها و نظرات
|
درود بیکران 🌱 سپاس از لطف و عنایت شما 🙏 | |
|
درود بر شما ممنونم از حضورتون نگاهتون زیباست 🌱🙏 | |
|
درود بیکران 🌱 سپاس از همراهی و عنایت شما 🙏 | |
|
درود بر شما 🙏🌱 سپاسگزارم از همراهی و حضور سبزتان | |
|
درود بر شما 🌹🌹🌹 نگاهتون زیباست عزیزم | |
|
درود بر شما استاد بزرگوار بی نهایت سپاسگزارم 🙏🌱 | |
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
دلانگیز سرودهایست با تصاویری کمیاب
نکتهای کوچک:
شاید کمی ایجاز بیشتر و فشردگی زبان
وزینتر میکرد سرودتان را
دست حق یارتان