سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

پنجشنبه ۲۵ تير

بزمگاه

شعری از

محمد رسول بیاتی

از دفتر شعرناب نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۴ ۰۸:۵۲ شماره ثبت ۱۳۷۴۶۱
  بازدید : ۱۵۶   |    نظرات : ۶

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
دفاتر شعر محمد رسول بیاتی

آن شب که به بزمگاه می‌رفتی،
یادت هست؟
با دست‌هایی که هنوز بویِ معصومیت می‌داد
به نماز ایستادی؛
و آن نماز،
چه مسلخِ شکوهمندی بود برایِ تباهی‌ات.
 
آنجا تهی شدی
و جهان،
در دهانِ گرسنه‌یِ گرگ‌ها چرخید.
یادت هست؟
چون بره آهویی که در انجمادِ شب
زیرِ آرواره‌هایِ فولادین،
تنها به خنده‌ای مصلحتی پناه می‌برد؛
به رسمی که ناعهدی بود،
به رسمی که تنها نامش «حیا» بود،
و حقیقتش: قربانی شدن.
 
پژواکِ هق‌هقتِ تو 
از دیوارهایِ ترک‌خورده‌یِ اتاق گذشت،
خوابِ مرا درید.
قلبم – این پرنده‌یِ کوچکی که در قفس می‌تپید –
زیرِ سنگینیِ اندوهت خرد شد.
 
هوایِ خانه از حضورِ ترس یخ زد
و من 
با ریه‌هایی که انگار از سرب پر بود،
پنجره را گشودم...
اما شهر،
در خوابی سنگین فرو رفته بود.
تنها صدایِ من بود که در کوچه‌هایِ بن‌بست می‌دوید
و نفسم...
در میانه یِ این شبِ بی‌انتها
ایستاد.
 
و من، آن‌قدر در این اندوه غرق شدم،
که جوانی‌ام،
همچون غباری بر شیشه‌ای،
در نگاهِ آینه‌ها گم شد
و آرزوهایم
مثل چراغ‌هایِ خیابان
در سحرگاهِ خالی
یکی پس از دیگری
از نفس افتادند.
 
 
 
 
 
 
محمد رسول بیاتی 
اردیبهشت ۱۴۰۴
۴
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
عباسعلی استکی(چشمه)
يکشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۴ ۱۸:۵۰
جالب و زیباست خندانک
میکائیل نجفی(سراب )
يکشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۴ ۰۴:۳۲
درود بر شما..
زیبااااست..
خندانک خندانک
خندانک
محمد باقر انصاری دزفولی
يکشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۴ ۰۶:۱۵
شاعر گرامی
طبعتان جوشا
زبانتان گویا
قلمتااان نویسا
هزاران درود
خندانک خندانک خندانک
رحمان لونی
يکشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۴ ۰۹:۰۴
درود جناب دکتر بیاتی
راحله حصارکی (راحیل)
يکشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۴ ۲۰:۵۱
درودتان 🌺🌺🌺
سید فتح اله هاشمی
دوشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۴۰۴ ۲۱:۲۰
سلام و ارادت خندانک خندانک خندانک
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


(متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

شاهزاده خانوم

ه باز هم جنوب ااا جایی که خاک تفتیده اش بیش از آنکه به باران بهار تشنه باشد به خون جوانانی تشنه است که در مسلخ بی تدبیری سر بریده می شوند ااا هر سربازی که در گمنامی سنگرها به خاک می افتد تنها یک تن نیست تکه ای از جان این سرزمین است که زیر چرخ دنده های بی مسئولیتی مسئولان له می شود ااا آنچه این داغ را به سوگی بی پایان بدل کرده است نه فقط مرگ که قباحت سکوت متولیانی است که در تالارهای عافیت نشسته اند و مرگ جوانان را با واژه ی مصلحت معامله می کنند ااا دیگر پنهان نمی توان کرد ااا این خستگی ملی حاصل زخمی است که هر روز به بهانه ای تازه سر باز می کند ااا وقتی جان انسان در قاموس حاکمان ارزان تر از نان و اعتبار صندلی هایشان باشد دیگر از اعتماد چیزی باقی نمی ماند ااا این نه یک سوگواری ساده که طغیان وجدان های بیدار است علیه کسانی که اقتدار را در بی تفاوت بودن به خون فرزندان این خاک معنا کرده اند ااا نرگس زند
میکائیل نجفی(سراب )

تیر کینه در چله ی شیطان و قلب انسان هدف ااآه ه ه از این غفلت که پی در پی شکاریم اا بداهه
بِه آفرید

در همه عالم کسی نیست که راه مهر را نداند لیکن نیکی به مردم کار مردان خداست
طاهره حسین زاده (کوهواره)

فخرِ عوالِم که به اِذنِ خدا ااا موقعِ زیبایِ ظهورش رسد ااا یارَبم از منتظرانش بدان ااا جان و دلم تا به حضورش رسد ااا بداهه د
سید موسوی (نوریان)

نه نمیاد داداش اا نه مسیح رستاخیز داره و نه امام زمان اا پشت این حکمت خداست و می دونم درکش ممکن نیست اا سوره انبیاء آیه صد و پنج اا سوره قصص آیه پنج اا سوره ابراهیم آیه پنج اا سوره هود آیه هشت اا هیچ جای قران گفته نشده اا اصلا چرا بخواد بیاد تو این دنیای کثیف
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0