سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

دوشنبه ۱۸ خرداد

شروع عشق

شعری از

فرحناز آقازاده (یکتا)

از دفتر وقتی قلم نفس می‌کشد نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۴ ۲۱:۱۱ شماره ثبت ۱۳۶۸۹۸
  بازدید : ۱۲۴   |    نظرات : ۴

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
دفاتر شعر فرحناز آقازاده (یکتا)

درون سینه پنهانی و در دل مانده چون رازی
برای این منِ خسته مثال بال پروازی
چنان ترسیدم از چشم حسودان و رقیبان که
نکردم بر کسی عشق تو را اقرار و ابرازی
مسلمان دو چشمت شد دل و جان و نگاه من
پیمبر گونه آوردی چه دینی و چه اعجازی
ربودی قلب سرخم را شدم یک شاعر شیدا
غزلها گفتم و خواندم به هر سازی و آوازی
نشستی در نگاه من ،  دلم بردی به صد ترفند
یقین در جمع معشوقان عزیز و ناز و ممتازی
زدی زخمه به تار دل مرا مدهوش خود کردی
شروع عشق من بودی عجب دیدار و آغازی

✍️فرحناز آقازاده(یکتا)
۳
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
شاهزاده خانوم
سه شنبه ۱۹ فروردين ۱۴۰۴ ۱۷:۲۳
عجب شعر دل‌انگیزی از چُنین دیدار و آغازی سرودید... خندانک
درود بر شما بانوی عزیز خندانک
عباسعلی استکی(چشمه)
چهارشنبه ۲۰ فروردين ۱۴۰۴ ۰۱:۳۴
دلنشین و زیباست خندانک
مظفر جوینی
جمعه ۲۲ فروردين ۱۴۰۴ ۱۴:۱۹
درود هنرمند گرامی خانم آقازاده، موفق باشید.
مهدی بابایی راد
پنجشنبه ۲۸ فروردين ۱۴۰۴ ۱۴:۱۸
درود فراوان

بسیار عالی🙏🙏🙏
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


(متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

رحیم فخوری

رنگ رخسار زنان سپیدتراز کفن مرگ چشمهای ترسازشیشه پنجره دنبال راه گریز می گردد بچه نیز این آتش بازی را دوست ندارنددیوارها بدنبال عصای زیر بغل آدم بزرگها دهانشان می جنبد نه برای خوردن ذ کر ودعا تنها پناه ادمهای بی دفاعبله امشب تبریزیان لحظه های پر اضطراب شب را به حرام چشمان بیدارشان می کنند ودرنفرین بازیگران سریال جنگ نفت
طاهره حسین زاده (کوهواره)

دوباره جنگ دوباره حضور بمب اتم ااا دوباره آینه های شکسته ی مردم ااا پدافند تبریز و صداهای انفجار
محمد حسنی

در آن هنگام که گدایی می میرد هیچ ستاره ی دنباله داری نیست ولی در مرگ شاهزاده گان تمامی آسمانها نور افشانی می کنند
بهروز چارقدچی (مجنون)

ای بابا یه پاکت سیگار نهایت دویست تومان اااا لیکن نفس دزدی کار خوبی نیست اااا از بنده در روز روشن پی ام گمشد
شاهزاده خانوم

می شود چشمش پر از اشک و به خویش می دهد امید دیدار مرا ااا من به اشکش خیره از این سوی و باز ااا دزد مسکین برده سیگار مرا
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0