سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 9 اسفند 1403
  • روز ملي حمايت از حقوق مصرف كنندگان
29 شعبان 1446
    Thursday 27 Feb 2025

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      تمام پلیدیها در خانه ای قرارداده شده و کلید ان دروغگویی است. امام حسن عسكري(ع)

      پنجشنبه ۹ اسفند

      شب های تنهایی

      شعری از

      افسانه احمدی ( پونه )

      از دفتر آرامش درون نوع شعر چهار پاره

      ارسال شده در تاریخ دیروز شماره ثبت ۱۳۶۱۴۷
        بازدید : ۱۰   |    نظرات : ۱

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر افسانه احمدی ( پونه )

      شب های تنهایی نمی گیرد تو را از من
      این کهنه درد آرام می پیچد در آغوشم
      سرمای دوری می فشارد جان بیمارم
      جای صدایت زوزه ی باد است در گوشم
       

      هر چند از آن روزهای خوبمان دورم
      هر لحظه اش را زندگی کردم به زیبایی
      دیگر نمی خواهم کسی جای تو را گیرد
      در بیکسی ها و غم و شبهای تنهایی


      یادش بخیر اصلا نخواهم برد از یادم
      دردت به جانم گفتنت از روی عادت را
      من دوستت دارم هنوز اما نمی خواهم
      مخفی کنم از چشم تو حس حسادت را


      یک شب کنارت شعر ماندن را نوشتم تا
      با هر دو چشمانت ببینی اشتیاقم را
      من مینوشتم تا بخوانی شعرهایم را
      تا با صدایت جان دهی گلهای باغم را


      رد میشد آرام از کنارم تلخ کامی ها
      شیرین تر از قند لبت دنیای من میشد
      جان میگرفت از صحبتت هر لحظه بیداری
      امید بودی و شبت فردای من میشد


      از ناخوشی ها دور بودیم و خوشی ها را
      از چشم زخم دیگران پنهان نمی کردیم
      دودش دوچشم دشمنان را کور کرد اما
      خود با دوپای خود بر آنها آب آوردیم


      کم کم شدی سرد از شکافی که مهیا شد
      از دست هایم دور و چشمم کور از گریه
      دیگر نبودی تا ببینی در نفس هایم
      یک بغض دردآلود و تازه می زند تکیه


      یادت هنوزم ضامن دلتنگی ام باشد
      هرچند از من دوری و رفتی به آسانی
      شعری اگرهم می نویسم هر خطش باشد  
      یک تیر از یک ماشه تا شلیک پایانی


      این است آن ارثی که بعد از رفتنت دادی
      پیمانه ای لبریز از سردابه ای تاریک
      با جرعه هایش می روم رو به فراموشی
      بر مرگ خاموش و سپیدم میشوم نزدیک


      با چشم های بسته می بینم خدایم را
      رنگین کمان و سبزه ها و نم نم باران
      پر می کشم از متن این ویران بغض آلود
      پیچیده چون پیچک به پایم "پونه"ای خندان



      افسانه_احمدی_پونه

      ─┅─═ঊঈ🍃🌸🍃ঊঈ═─┅─

       
      ۱
      اشتراک گذاری این شعر
      ۲ شاعر این شعر را خوانده اند

      شیدا بیان (فریاله)

      ،

      ساسان نجفی(سراب)

      نقدها و نظرات
      ساسان نجفی(سراب)
      ۲ ساعت پیش
      درود بر پونه بانوی شعر ناب..
      زیبااااست..
      خندانک خندانک
      خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      1