سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

جمعه 10 اسفند 1403
    1 رمضان 1446
      Friday 28 Feb 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        تمام پلیدیها در خانه ای قرارداده شده و کلید ان دروغگویی است. امام حسن عسكري(ع)

        جمعه ۱۰ اسفند

        سال کهنه

        شعری از

        نوید حمیدی فر

        از دفتر شعرعمرمن نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ ۴ روز پیش شماره ثبت ۱۳۶۰۹۴
          بازدید : ۱۰   |    نظرات : ۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        سالی دگربه کهنه دلم گذشت.....گفتم:به دل که این هم بهاری بودوگذشت.......نیامدبه چشم من دلداری و.....
        مرغ بهشتی ازدرخت ماپریدوگذشت.......
        فردی نیامدبه خانه ی من....قانون زوج وفردازدرخانه ی ماکه گذشت.......ماکه رفتیم زمیکده بیرون،بدابه حال شما!!!!!
                       که ساعت مستی دراین زمانه گذشت!!!!
        چوب حراج زدندبرتن عشق.....پرشده بازارازکالای چینی                      
        عشق!!!!!بین من واوهرچه بودشکست.....
        بگذارظرف آب راکه تشنه ازدرخانه ی توگذشت...
        رفتم جزغباری نمانده به پشت سرم...
        زکوچه ای که زپنجره ات دلشکسته ای رفت وگذشت
         
         
         
         
         
         
        .
        سالی دگربه کهنه دلم گذشت.....گفتم:به دل که این هم بهاری بودوگذشت.......نیامدبه چشم من دلداری و.....
        مرغ بهشتی ازدرخت ماپریدوگذشت.......
        فردی نیامدبه خانه ی من....قانون زوج وفردازدرخانه ی ماکه گذشت.......ماکه رفتیم زمیکده بیرون،بدابه حال شما!!!!!
                       که ساعت مستی دراین زمانه گذشت!!!!
        چوب حراج زدندبرتن عشق.....پرشده بازارازکالای چینی                      
        عشق!!!!!بین من واوهرچه بودشکست.....
        بگذارظرف آب راکه تشنه ازدرخانه ی توگذشت...
        رفتم جزغباری نمانده به پشت سرم...
        زکوچه ای که زپنجره ات دلشکسته ای رفت وگذشت
         
         
         
         
         
         
        .
        سالی دگربه کهنه دلم گذشت.....گفتم:به دل که این هم بهاری بودوگذشت.......نیامدبه چشم من دلداری و.....
        مرغ بهشتی ازدرخت ماپریدوگذشت.......
        فردی نیامدبه خانه ی من....قانون زوج وفردازدرخانه ی ماکه گذشت.......ماکه رفتیم زمیکده بیرون،بدابه حال شما!!!!!
                       که ساعت مستی دراین زمانه گذشت!!!!
        چوب حراج زدندبرتن عشق.....پرشده بازارازکالای چینی                      
        عشق!!!!!بین من واوهرچه بودشکست.....
        بگذارظرف آب راکه تشنه ازدرخانه ی توگذشت...
        رفتم جزغباری نمانده به پشت سرم...
        زکوچه ای که زپنجره ات دلشکسته ای رفت وگذشت
         
         
         
         
         
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر
        ۲ شاعر این شعر را خوانده اند

        شیدا بیان (فریاله)

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۳ ساعت پیش
        درود بزرگوار
        تکرار به چه معنی است؟ خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        2