سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

دوشنبه 3 ارديبهشت 1403
  • روز ملي كارآفريني
  • روز بزرگداشت شيخ بهايي
14 شوال 1445
    Monday 22 Apr 2024
      به سکوی پرتاب شهرت و افتخار ،نجابت و اقتدار ... سایت ادبی شعرناب خوش آمدید مقدمتان گلباران🌹🌹

      دوشنبه ۳ ارديبهشت

      شاه من

      شعری از

      امیر وحدتی یگانه

      از دفتر عاشقانه نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۱ ۰۰:۴۷ شماره ثبت ۱۱۳۲۸۱
        بازدید : ۲۱۹   |    نظرات : ۳۱

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر امیر وحدتی یگانه

      شاه منی
      صنما ! تاج سری عِزِّ من و جاه منی
      سایه ی سروی و اندر سر هر راه منی
      ره ندارد به دلم ترس دگر از شب تار
      اندر آغوش ثریا قمری ، ماه منی
      من چو سرباز به پای تو همان جان بکفم
      تو در این بازی شطرنج همان شاه منی
      بوی پیراهن تو کرده مرا چشم براه
      تو همان یوسف گم گشته ی در چاه منی
      روز و شب "یاد توام از دل و از جان نرود"   
       چون نوای نیِ هر گاه و بیگاه منی
      "هر کجا می نگرم نور رخت جلوه گر است"
      جلوه ی نور خدایی که بهمراه منی
      گر اشارت بکنی از سر و جان می گذرم
      مرهم زخم من و این غم جانکاه منی
      #امیر_وحدتی_یگانه
       
       
      ۶
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      پنجشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۱ ۱۵:۳۶
      درود بزرگوار
      عارفانه ئای زیبا بود
      مناجات گونه خندانک
      امیر وحدتی        یگانه
      امیر وحدتی یگانه
      پنجشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۱ ۱۷:۱۵
      درود و سپاس فراوان جناب
      استاد استکی.
      دست حق یارت.
      🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      پنجشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۱ ۲۱:۲۳
      🌱
      🌱🌱
      🌱🌱🌱🌱
      🌺🌺🌺🌺
      🌱🌱🌱🌱
      🌱🌱
      🌱
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      پنجشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۱ ۱۸:۵۴
      درود بر جناب یگانه ارجمند خندانک
      هر کجا می نگرم نور رخت جلوه گر است
      نبض قلمتان سبز🍀 موفق و سلامت باشید
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      پنجشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۱ ۲۱:۲۳
      🌱
      🌱🌱
      🌱🌱🌱🌱
      🌺🌺🌺🌺
      🌱🌱🌱🌱
      🌱🌱
      🌱
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      پنجشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۱ ۲۱:۳۶
      درود مجدد
      خواهش میکنم شما بزرگواری
      نه اصلا رنجشی پیش نخواهد آمد
      به شما حق میدهم که فکر کنید من تند رفتم... البته پیامم را ویرایش کردم تا جواب آن نابخرد را در فرصتی دیگر بدهم.
      طرز بیان من دلیل داشت! تابحال با این لحن باکسی صحبت نکردم اما وقتی کسی ضربتی میزند باید ضربتی هم نوش کند.
      اگر جوابش را مستقیم یا غیرمستقیم ندهم به رفتار زشت خود ادامه میدهد... به هرحال پوزش میطلبم که قرعه به شعر شما افتاد و زیر شعر شما قسمت شد.🙏 راستی عکس شما خاطرات خوبی را برایم زنده میکند ولیعصر تهران یا به قول ما تهرونی ها (تهرون) یادش بخیر...
      یه زمانی برای دیدن تئاتر و البته به سبب کارم، تیاتر شهر زیاد میرفتم و با هنرمندان بسیاری ملاقات میکردم.
      سبز باشید و موفق🌿
      امیر وحدتی        یگانه
      امیر وحدتی یگانه
      جمعه ۱۸ شهريور ۱۴۰۱ ۱۰:۴۵
      درود بر جناب امیر حسین علامیان جان.
      قدم رنجه فرموده اید گرامی. مرقومه تان
      اصلاح شد و خوشحال شدم ولی حیفم آمد
      بداهه ی ویرایش شده ام را نفرستم.
      امید که از من نرنجی.
      شاعرا عشق تو ام در دل و جان نیست که هست
      آن مبارک قدمت دُرّ گران نیست که هست
      ادعا نیست مرا نقص ندارد سخنم
      شعر من هم به عیار دگران نیست که هست
      در نگاه شعرا "است" اگر"هست" شود
      من نگویم که خودش نقص عیان نیست که هست
      ای خوشا خلق بود ایمن از این دست و زبان
      کسی آزرده از این نیش زبان نیست که
      هست
      این زبان ،سرخ و بر باد دهد سبز سری
      گر بگویی که زبان آفت جان نیست که هست
      انتظاری ز تو دارم که بعنوان"امیر"
      ا"عتراضی" که بر این طرز بیان نیست که هست
      ترسم ان روز که این هستی ما نیست شود
      سر این بحث "یگانه" نگران نیست که هست
      ارسال پاسخ
      امیر وحدتی        یگانه
      امیر وحدتی یگانه
      جمعه ۱۸ شهريور ۱۴۰۱ ۱۳:۱۵
      🌷🌷🌷
      🌼🌼🌼🌼
      🌾🌾🌾🌾🌾
      🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
      🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
      سید هادی محمدی
      جمعه ۱۸ شهريور ۱۴۰۱ ۰۷:۴۵
      درود بر شما جناب وحدتی

      بمانید به مهر و بسرایید

      قلمتان نویسا خندانک
      امیر وحدتی        یگانه
      امیر وحدتی یگانه
      جمعه ۱۸ شهريور ۱۴۰۱ ۱۶:۱۴
      درود و سلام بیکران بر سید بزرگوار
      جناب محمدی استاد گرانمایه.
      چشم انتظار راهنمایی ها و تذکرات
      ارزنده تان هستم.
      بریده ای از سروده ای که راجع به یک سید اولاد
      پیغمبر سروده ام که تقدیمتان میکنم:
      شوخی با فردوسی:
      من آنم که فرمانبر رهبرم
      همان سیّد اولاد پیغمبرم
      بُوَد وعده هایم کمی بی شمار
      یکی هم بُوَد دعوتی بر ناهار
      چو کابینه بر حد اعلا رسید
      درونش یکی رستم آمد پدید
      چو رستم یلی بود در قعر چاه
      من آوردمش بر وزیری راه  !!!!
      ندانستم آنکه ته چاه بود
      بدر بوده از راه و گمراه بود
      فرو مایه آنکس که در چاه شد
      برون آمد و باز گمراه شد
      چه سرمایه ای را هدر داده ام
      ز هفت خوان نفتش گذر داده ام
      تهمتن چو فرمان سید بدید
      دوباره به تخت وزارت رسید
      بساط و بر رشوه اش باز شد
      و کسبی که اینگونه آغاز شد
      چو رستم در رشوه را باز کرد
      بهمدستی ترک شیراز کرد
      مکارم ز شیراز همدست وی
      یل پرتوان و زبر دست وی
      فرا چنگ آرد چو مشتی یورو
      گذارد همی بر طبق آبرو
      بد آورد گویا به وقت قرار
      بر آمد چون از روزگارش دمار
      چو شد با  قرار قضا روبرو
      فرا رفت از وی بکل آبرو
      یورو ریخت چون مشت او باز شد
      و یک بازی دیگر آغاز شد
      خبر ده به فردوسی پاکزاد
      بر آن شاعر پاک و نیکو نهاد
      بپا خاسته چشم خود باز کن
      و شهنامه ای دیگر آغاز کن
      ایا شاعرا رستم افسانه نیست
      خودی باشدش وی ز بیگانه نیستم
      بسی رنج برده در این سال و اند
       زبانش فتاده است از چون و چند
      چه داند چه بازی کند روزگار
      شود باز مشتش بوقت قرار
      اگر رستمی باشی و پیلتن
      و یا باشی از تیره اهرمن
      چو پیمان تو با خدا بشکند
      ز گوشت بگیرد زمینت زند
      🌼🌼🌼🌼
      ارسال پاسخ
      حسین احسانی فر(منتظر لنگرودی)
      پنجشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۱ ۱۵:۴۶
      به سرم شورِ جوانی ست، از این رو گویم:
      تو فقط! شخصِ خودت! دلبر و دلخواهِ منی

      سلام و عرض ادب خدمت شاعر خوش قریحه و خوش اخلاق سایت
      زیبا سرودید و جز این از شما انتظار نیست.
      خندانک خندانک خندانک
      امیر وحدتی        یگانه
      امیر وحدتی یگانه
      پنجشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۱ ۱۷:۱۸
      روز و شب منتظر و گوش بفرمان تو ام
      افسر باشرف هنگ و چهار راه منی
      درود و صد درود بر ادیب خوش قریحه
      و توانمند جناب احسانی فر
      مزین نمودید صفحه حقیر را.
      🌷🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      پنجشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۱ ۲۱:۲۳
      🌱
      🌱🌱
      🌱🌱🌱🌱
      🌺🌺🌺🌺
      🌱🌱🌱🌱
      🌱🌱
      🌱
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      پنجشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۱ ۱۸:۴۴
      درود برشما جناب وحدتی

      بسیار بسیار عالی بود خندانک


      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      امیر وحدتی        یگانه
      امیر وحدتی یگانه
      پنجشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۱ ۲۱:۰۵
      درود بر جناب فتحی همراه همیشگی ام.
      سپاسگزار نگاه زیبایتان هستم بزرگوار.
      🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      پنجشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۱ ۲۱:۲۳
      🌱
      🌱🌱
      🌱🌱🌱🌱
      🌺🌺🌺🌺
      🌱🌱🌱🌱
      🌱🌱
      🌱
      ارسال پاسخ
      امیر وحدتی        یگانه
      امیر وحدتی یگانه
      جمعه ۱۸ شهريور ۱۴۰۱ ۱۳:۱۴
      مقدمتان گل باران جناب خوشرو
      🌷🌷🌷
      🌼🌼🌼🌼
      🌾🌾🌾🌾🌾
      🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
      🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
      امیر وحدتی        یگانه
      پنجشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۱ ۲۲:۵۲
      درود بر شما که عزیزی جناب علامیان.
      واژه تهرون را بکار بردی و
      یاد سروده کباب طهرونی
      افتادم که چند سال پیش که
      در جمالزاده و تقاطع باقرخان
      ساکن بودم سروده ام.
      ابیاتی از آن را تقدیمتان میکنم:
      دو بیت اول
      برای صرف ناهار در کنار باقرخان
      دلم نمود هوای کباب طهرونی
      شدم بسوی کبابی که هی کبابش را
      کشد به سیخ جوونی اصیل ایرونی
      و دو بیت آخر:
      همون کسی خورد نون و آب تهرون را
      نموده قطع چرا نون و آب طهرونی
      در این دیار مگر جرم مردمانش چیست
      که مانده است همی بی جواب طهرونی
      سعادتتان آرزوی قلبی من است.
      🌷🌷🌷🌷🌷
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      پنجشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۱ ۲۳:۵۷
      به به عجب جایی خندانک ممنونم ازین ابیات تقدیمی
      الهی همیشه خوب و خوش باشید همشهریخندانک پس عدو سبب خیر شد تا ما با همشهری‌مان چند کلامی صحبت کنیم. دلم لک زده برای کباب بازار(مسلم) یا چلوکباب رفتاری شاپور، کباب لقمه حشمت الدوله و کبابی جوان چهارراه ساسان...
      ما از خانواده های قدیمی و اصیل تهرون(طهرون)هستیم و محله های قدیمی را با همان نامهای سابق‌شان میشناسیم (البته بی دلیل نیست که از نامهای قدیمی استفاده میکنیم) ما هنوز روی زادگاه تعصب داریم.
      به امید روزهای خوب🌹در پناه حق
      ارسال پاسخ
      امیر وحدتی        یگانه
      جمعه ۱۸ شهريور ۱۴۰۱ ۰۴:۳۳
      آشنایی با خانواده ای اصیل و
      با تعصب تهرانی(طهرونی) موجب
      بسی افتخار است برای حقیر.
      البته بنده بقول تهرونیا، شهرستانیم
      و چند سالی در دوران دانشجویی خودم
      و چند سالی هم در دوران دانشجویی پسرم
      ساکن تهران و مهمون تهرونیا بودیم.
      ز یاد من نرود ظهر جمعه تهرون
      هوای عالی دربند و آب طهرونی
      زیاد خورده بُدم من کباب تهران را
      یگانه بود ولی این کباب طهرونی
      و خاطرات قدیمش نمی برد از یاد
      کسی که خورده ز نون و ز آب طهرونی
      چه آسمان تمیزی هوای پاکی داشت
      چه پر ستاره شبی و شراب طهرونی
      درودتان باد.
      🌷🌱🌱🌱🌷
      مهدي حسنلو
      جمعه ۱۸ شهريور ۱۴۰۱ ۰۴:۵۸
      درود ها جناب وحدتی
      بسیار عالی بود
      دست مریزاد
      تقدیم به شما 💐💐
      امیر وحدتی        یگانه
      امیر وحدتی یگانه
      جمعه ۱۸ شهريور ۱۴۰۱ ۱۰:۴۸
      درودها بر جناب حسنلو ادیب
      خوش ذوق و زرین قلم.
      سپاسگزار مهرتان هستم.
      🌺🌺🌺
      ارسال پاسخ
      علی مزینانی عسکری
      جمعه ۱۸ شهريور ۱۴۰۱ ۰۹:۲۷
      درود جناب وحدتی
      دستمریزاد
      خندانک خندانک خندانک
      امیر وحدتی        یگانه
      امیر وحدتی یگانه
      جمعه ۱۸ شهريور ۱۴۰۱ ۱۰:۵۵
      درود و عرض ادب بر جناب عسکری
      استاد فرزانه. مهرتان ماندگار ارجمندم
      🌾🌾🌾🌾🌾
      ارسال پاسخ
      امید کیانی (امید)
      شنبه ۱۹ شهريور ۱۴۰۱ ۱۳:۵۶
      صنما ! تاج سری عِزِّ من و جاه منی
      سایه ی سروی و اندر سر هر راه منی

      خندانک خندانک

      درودها
      امیر وحدتی        یگانه
      امیر وحدتی یگانه
      سه شنبه ۲۹ شهريور ۱۴۰۱ ۲۲:۵۲
      درود بر شما جناب کیانی.
      قدم رنجه فرموده اید.
      سپاس.
      🌷🌷🌷
      ارسال پاسخ
      معصومه خدابنده
      يکشنبه ۲۰ شهريور ۱۴۰۱ ۱۶:۴۸
      درود بر شما
      قلمتان پر توان و سبز
      🌹
      امیر وحدتی        یگانه
      امیر وحدتی یگانه
      سه شنبه ۲۹ شهريور ۱۴۰۱ ۲۲:۵۳
      درودها سرکار خانم خدابنده.
      خوش آمدید.
      سپاسگزارم.
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      ناهید افسری نژاد (رها)
      جمعه ۸ مهر ۱۴۰۱ ۰۸:۰۷
      درود فراوان استاد ارجمند
      سروده ای بسیار زیبا و روان از قلمتان خواندم .قلمتان سبز خندانک
      امیر وحدتی        یگانه
      امیر وحدتی یگانه
      جمعه ۱۵ مهر ۱۴۰۱ ۱۰:۱۶
      درودها مهربانوی ادیب. سپاسگزار مهرتان
      هستم. می آموزم از محضر اساتید گرانقدری
      چون سرکار خانم.
      عزت زیاد و دست حق بهمراه.
      🌱🍎🍎🍎🌱
      ارسال پاسخ
      محمد گلی ایوری
      چهارشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۱ ۱۰:۲۲
      هزاران درود بر شما جناب استاد وحدتی گرامی
      سروده ای بسیار موزون و دلنشین بود
      و با محتوایی عالی
      سلامت باشید و سرافراز
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0