سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 10 تير 1401
  • روز صنعت و معدن
3 ذو الحجة 1443
    Friday 1 Jul 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

      جمعه ۱۰ تير

      نیش

      شعری از

      آرمان پرناک

      از دفتر امید نوع شعر چهار پاره

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۱۱۰۵۷۶
        بازدید : ۴۳۸   |    نظرات : ۵۵

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر آرمان پرناک

      یاهو
       
      لبِ فنجانِ فالِ من فیلی
      بر بدن قهوه زد، سپس ماسید
      مانده ام بین خواب و بیداری
      پلک هایم! چقدر خوشحالید!!
       
      اِ  !!... چرا روزنامه ام خونی ست؟
      پای اخبارِ آن چرا زخمی ست؟
      این کلاغی که روبه رویم هست
      ظاهراً نیش خورده ی افعی ست
       
      چه خبر؟ ...« قارقار می ریزد
      بمب ... خفّاش و مار می ریزد
      گنج ها رفته اند، آتش بس
      بمب ... هر لحظه غ...ا...ر می ریزد »
       
      در سرم قارقار می چرخد
      مسلخی در تمام تن برپاست
      حالِ سربازِ روی مین دارم
      که خبردار می شود باباست
       
      دخمه را اشتباه می گردم
      یک نساکش جنازه ام را برد
      حالِ روحم هوای سم دارد
      بادِ سرگیجه، مغزِ روحم خورد
       
      نیشِ خونینِ گرگ ... استفراغ
      بّره خوابیده لای استفراغ
      هر وجب در هزارپیچِ زمان
      سبزه روییده پای استفراغ
       
      سرِ هر کوچه هاله ای از نور
      انتها تنگ و باز تاریکست
      دختری رو به راه می رقصد
      شک ندارم دوباره تاکتیکست
       
      سایه افتاد روی مجرایش
      رود از ابرِ پاره می ترسد
      گوش کن! در هوای بیکاری
      هر سری سینه خیز می لغزد
       
      « کاش میشد »، چه جمله ی لختی
      کاش یکبار گرمِ « !! yes » بودم
      کاش میشد بهار کف می کرد
      تا ابد در حبابِ حس بودم ...
       
      (+
      آخ! یادم نرفته آن شب را
      یک نفر گفت: عاشقی؟...رفت و
      عاشقم شد...دوباره آمد ...گفت:
      کافه تعطیل شد عمو پاشو!
      -)
       
       
      آرمان پرناک
      ۲۱
      اشتراک گذاری این شعر

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0