سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 26 ارديبهشت 1401
    16 شوال 1443
      Monday 16 May 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویسید تا زنده بمانید،هرکه نوشت پادشاه میشود.احمدی زاده (ملحق)

        دوشنبه ۲۶ ارديبهشت

        قمارِ خدا

        شعری از

        مهدي حسنلو

        از دفتر .... ؟ نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ ۳ روز پیش شماره ثبت ۱۰۹۹۷۲
          بازدید : ۶۲۴   |    نظرات : ۱۲۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مهدي حسنلو

         
        برف سنگینی می بارد، مانده اند
        مسافران، همین ابتدای جاده
        و نگاه می کند کسی همیشه از آن بالا
        از پشت هزاران پنجره ی قلعه 
        که  نشسته روی شانه ی کوه ها 
        و سرش گرم است همیشه میان ابرها! 
         
        سال هاست ندیدم بیدی به خواب این باد بیاید! 
        ایوب ،مجنون هم به گرد پایت نمی رسد 
        در این شعر. 
         بیچاره من !خودم پیراهن پاییز را 
         روی کولم، رد می کنم از زمستان! 
        «ها» می کنم گرم می کنم
         دوباره به تنش برگ  می کنم 
         شب را با دستهای خودم روی تخت  می برم
        از  آیات آسمانی ات ستاره  می چینم
        برای گریه هایش
        با آیات شیطانی ات ماه را  پایین می آورم
        برای خندهایش! 
         
        پیغام فرستاده... :
        (به ماه بگو دیگر تمامش  کند
         این جزر و مد لعنتی اش را! 
         ما نه کشتی تفریحی داریم نه خانه ساحلی ! 
         اما لجم بگو اگر که گُر بگیرد! 
         تو را چون خائنی در میانه ی میدان به دار می آویزم! 
        و دیگر دوستانت را که موج، موج، از دریاها
         عازم طوافت می شوند  به پایشان  گودالی عمیق می بندم!) 
        هر صبح خودم راهی جاده می شوم 
        برای آوردن روز به خانه! 
        از شهرهای دور که پشت کوه هاست
        و گاه پیش آمده تا برگردم شب آغاز شده! 
        چه باید بکنم؟ 
        نردبام را آرام می گیرم میروم پشت بام 
        راستی چرا نمی پرم؟ !  فقط  تکه ای از  آسمان  بی صدا  می کَنم
         و پایین می آورم درون خانه
         پرهای گنجشک  را با تکه ی رهایی آشنا می کنم
         و نگاه بی قرارش را هم با آبی 
          وقتی که میله ها بافتند قفس را     
           افسوس، آزادی را به درها نیآموختند!                     
         زنان کودکیم هنوز که هنوز هست 
         چشمه را با ناله می برند 
        سطل سطل سر ظرفها و رخت ها  
         سطل سطل به اندیشه بیمار پدران بزرگم
        با گریه می برند.... 
        با اینکه جوابی نمی شنوم 
        باز هم به همسایه ها سلام می کنم 
         حتی حالشان را می پرسم! 
        گفتن ندارد برای سگهای محل 
        با دستهای خودم برای شان لقمه می گیرم! 
        گاه پیش آمده روز را
        مانده ام پیش پنجره، احساس تنهایی نکند
         مثل امروز که شبیه روزهای دیگر نیست! 
         گویا، بادِ مجنون  بیدِ سکوت از دست افتاده و
        دلش شکسته! زوزه کشان می وزد
         چون گله ی گرگی در مَهی سپید
         که گلو می درند از شکوفه های فربه ی جنگل 
          آوار می کنند شهر را 
        و خانه های دو سمت رود را که  قلعه را به آغوش دارند
         
        _در هیچ کجای اریبهشت قاعدتن ننوشته :
        هشدار به خطر ریزش بهمن نزدیک می شوید! 
         
        چگونه از درخت وخاطره 
         چگونه از خانه و خنده‌  بگویم
        وقتی کسی به خانه.... اصلن خانه نیست!  
         
         دلیل حضورت در این شعر چیست ایوب؟ 
        صبوری بس است جان زنان و کودکان بی گناهت! 
        تو که میدانی این قلعه از آن کیست، به نام کیست
        چرا نمی گویی؟ 
        ۲۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۲ روز پیش
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و پر معنی است
        مبین مشکلات جامعه
        دستمریزاد خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲ روز پیش
        سلام
        استاد عزیز
        خیلی خوش آمدید
        و خوشحالم از حضورتان خندانک
        ارسال پاسخ
        محمدکریمی (پویا)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه

        🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        ۲۲ ساعت پیش
        سلام به همگی
        و مهدی جان حسنلو خندانک

        یچاره من!خودم پیراهن پاییز را 
         روی کولم، رد می کنم از زمستان! 
        «ها» می کنم گرم می کنم
         دوباره به تنش برگ  می کنم 

        تقابل پاییز و زمستان:
        بیچاره من یا بیچاره ما، این (من) میتواند نشانگر توده ی مردم باشد که باغ بی برگی یا برگریزان و دلمردگی را به امید رویش سبز بهار و تولدی دیگر تحمل میکنند... اما در این میان زمستان و سرمای استخوان سوزی قرار دارد که نیازمند گرماست.(عصر یخبندان) شاعرِ دلسوز برگهای ریخته را جمع میکند تا شاخه های خشک را از عریانی نجات دهد. به دوش کشیدن غمی که دل شاعر را به درد آورده، سنگین است. بشخصه وظیفه ی خود میداند تا برای نجات و رهایی مردم از این زمستان سرد کاری کند. تلنگر جالبی میزند و خود را مسئول پیراهن یا (درد مشترک) میداند...ای کاش همه ی ما اینگونه دغدغه مند رفتار کنیم.
        سالهاست ندیدم بیدی به خواب این باد بیاید (واج آرایی)
        مجنون و ایوب= بید مجنون و صبر، رابطه ی (عشق و صبوری) را نشان میدهد.
        زمستان و برف نماد فضای تاریک و دلهره‌ آور سیاسی و اجتماعی میتواند باشد. فضایی که شاعر سعی دارد آن را با قلم بیدارکننده‌ ی خود به بهار، فصل تجدید رنگ‌ِ زندگی، وصل کند.

        شب را با دستهای خودم روی تخت  می برم
        از  آیات آسمانی ات ستاره  می چینم
        برای گریه هایش
        با آیات شیطانی ات ماه را  پایین می آورم
        برای خندهایش! 
        پیغام فرستاده... :
        به ماه بگو دیگر تمامش  کند
        این جزر و مد لعنتی اش را! 
        ما نه کشتی تفریحی داریم نه خانه ساحلی ! 
        اما لجم بگو اگر که گُر بگیرد! 
        تو را چون خائنی در میانه ی میدان به دار می آویزم! 
        و دیگر دوستانت را که موج، موج، از دریاها
        عازم طوافت می شوند  به پایشان  گودالی عمیق می بندم!

        باز هم تقابل های دوگانه و ترکیب سازی:
        شب با سکوت و سیاهی بی‌ پایان و روز با روشنایی نور، صدا و حرکت، حیات و زندگی انسان را به دو بخش تقسیم کرده‌اند. هر آن چیزی که روز به نمایش میگذارد، در سیاهی شب پنهان شده و با رمز و راز همراه میگردد. شاعرِ مطالبه گر شب را به زیر کشیده و به تخت می آورد تا با کورسوی امید، روز و شبی که به یکدیگر پیوند خوردند را به حقیقت روشنایی برساند. (تقابل خنده و گریه و چیدن ستاره، ابهام خوبی دارد)
        آیات آسمانی= گریه
        آیات شیطانی= خنده
        میتوان گفت رئالیسم جادویی تاحدودی در این شعر نقش دارد. البته از جنبه ی تضاد و پارادوکس نیز قابل بحث میباشد که بماند.
        شب نماد ظلم و تاریکی و ماه مظهر فروغ و زیبایی در شب است و اگر نبود شبهای زمین بسیار تاریک و مخوف میشد. شب که کارش مشخص است اما تکلیف روز چیست! اصلا این روز کجاست؟! شاعر بدون آنکه اشاره کند مفهوم (گرگ و میش) و (امید و ناامیدی) را به ذهن من مخاطب میرساند.
        ای ماه تمامش کن، ما رفاه و آسایش نداریم و صبرمان
        سر آمده است. شاعر انعکاس تصویر ماه در دریا و بازی امواج را به مخاطب نشان میدهد.
        دوستانت، موج موج، از دریا، طواف (کنایه و ایهام)
        اگر کارد به استخوانم برسد از سر لج، روز و شب را به آتش میکشم. اعدام ماه میتواند پایان کار زمین باشد(سقوط در گودالی ژرف)
        نیروی گرانشی بین ماه و زمین در مدار باعث حرکت اقیانوس ها و ایجاد (جزر و مد) میشود. بالا آمدن سطح آب باعث کاهش سرعت چرخشی زمین شده و به عبارتی حرکت آن کندتر میشود و نیروی گریز از مرکزی بر ماه اعمال میگردد. پس برای جبران این تغییر، ماه شروع به چرخیدن در یک مدار بزرگتر میکند.
        (شاعر بسیار مفهومی و فلسفی رفتار کرده است.
        از زمستان و برف تا شب و ماه: من این را رمانتیسم سیاه سفید و رادیکالیسم ادبی میدانم)
        در نبود ماه جزر و مد اقیانوسها سه برابر شده و ارتفاعشان نیز تغییر میکند. خورشید هم بر روی جزر و مد تاثیر دارد اما اثر آن با ماه قابل مقایسه نیست. کشش گرانشی این قمر باعث برآمدگی آب در بخشهای استوایی زمین میشود اما اگر این نیروی کششی وجود نداشته باشد آب اقیانوسها به سمت قطبها رفته و یخهای قطب آب میشوند که این موضوع موجب برهم زدن تعادل دمایی زمین و (تغییرات شدید) آب و هوایی میشود.
        ناگفته نماند در میانه شعر قرینگی و موازنه معنایی قابل توجهی وجود دارد که مفهوم دور و نزدیک را میرساند.
        سمبولیسم و تنوع عناصر تصویرساز که اغلب حسی اند و با عناصر طبیعی ساخته شده بسیار خوب در دل شعر قرار گرفته اند. دغدغه ی اجتماعی و اعتراض، طبیعت گرایی و تخیل آزاد و سیالِ شاعر مشهود است. اما درکنار زیبایی‌ های خیال‌ انگیز این اثر، رعایت دو نکته میتوانست منجر به خلق اثری موفق‌تر شود. یک: رعایت ایجاز و حذف برخی از عناصر بیکار و حشویات در شعر. دو: توجه بیشتر به برخی از ظرایف تصاویر انتزاعی شعر که اگر رعایت شود نشانگر نگاه دقیق و عمیق شاعر به محیط پیرامون است. در جاهایی حضور نابهنگام برخی کلمات که احتمالن شاعر فکر کرده به کیفیت ادبی متن می افزاید باعث ایجاد پارازیت در روال منطقی شعر شده است. اگر شاعر خود را در جایگاه مخاطب یا منتقد قرار دهد به راحتی متوجه اینگونه مسائل میشود و میتواند با کمی ویرایش، حذف و یا جایگزینی به هارمونی و سلامت زبان شعرش کمک کند.
        به عنوان مثال اگر این دو سطر را اینگونه مینوشتی خوانش بهتر و روانتری داشت:
        به ماه بگو تمام کند
        این جزر و مد لعنتی را... لعنتی اش را
        یا: تمامش کند... لعنتی را

        هر صبح خودم راهی جاده می شوم 
        برای آوردن روز به خانه! 
        (اصطلاح رزق و روزی آوردن، کسب و کار، تلاش انسان برای امرار معاش از صبح تا شب)
        از شهرهای دور که پشت کوه هاست
        و گاه پیش آمده تا برگردم شب آغاز شده! 
        چه باید بکنم؟ 
        نردبام را آرام می گیرم میروم پشت بام 
        راستی چرا نمی پرم؟ !  فقط  تکه ای از  آسمان  بی صدا  می کَنم
         و پایین می آورم درون خانه
         پرهای گنجشک  را با تکه ی رهایی آشنا می کنم
         و نگاه بی قرارش را هم با آبی 
         وقتی که میله ها بافتند قفس را     
         افسوس، آزادی را به درها نیآموختند!     
         
        وقتی اندیشه قدرت پرواز ندارد و روح و جسم آدمی اسیر است، درها قفل میمانند و کلیدها پنهان! به راستی آزادی در قفس که اسمش رهایی نیست... آفرین مهدی جان.
        (اندیشیدن فرایندی درونی و رمزی است که منجر به یک قلمرو شناختی میگردد و نظام شناختی شخص متفکر را تغییر میدهد.
        شـاعر برای انتقال پیامهای شعر، با توجه به اندیشه و توانایی خود از واژگانی استفاده کرده که هم معنایی مفید و هم قدرت القا و تصویرسازی بـالایی دارند.)
        مثال: شب، گنجشک، رهایی، خانه، قفس و میله، آزادی و...

        زنان کودکیم هنوز که هنوز هست 
        چشمه را با ناله می برند 
        سطل سطل سر ظرفها و رخت ها  
        سطل سطل به اندیشه بیمار پدران بزرگم
        با گریه می برند.... 
        اندیشه بیمار پدران بزرگ(جهل و نادانی) که مشخص است و نیازی به توضیح ندارد. دلسوزی شاعر برای (جامعه زنان) و ظلمی که به آنان میرود نیز ارزشمند است و شاعر این معنا مفهوم را با (چشمه و ناله) و (سطل سطل گریه) نشان داده است.
        قمار خدا با شیطان:
        نام شعر بسیار جالب است و رابطه ی خوبی با صبر ایوب دارد.
        بنظرم میتواند نشانگر صبر انسان یا از زاویه ای دیگر صبر همه ی ما باشد. وجدانن مردم نجیب و صبوری داریم!

        در آخر با ذکر چند نکته گفته هایم را تمام میکنم:
        توجه به تنوع لحن و چندصدایی در شعر، همچنین ساختار و قواعد زبانی و رعایت ایجاز و پرهیز از اطناب میتواند به قدرت قلم و شاعرانگی هرچه بیشتر مهدی جان کمک کند. انصافن لایه های زیرین شعر بسیار تاویل پذیر است و کشف و شهود خوبی دارد.
        درباره ی قمار خدا بیشتر از اینها میشود حرف زد.اما من فقط بخشهایی از شعر را با برداشت شخصی خود تحلیل و تفسیر کردم تا لذت کشف برای دیگر مخاطبان از دست نرود.
        مهدی جان عزیزم با شعرت ارتباط خوبی برقرار کردم
        قلمت سبز، موفق باشی خندانک 👍
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲۱ ساعت پیش
        سلام
        امیر حسین عزیز
        بی نهایت ممنون میدونم چقدر کار وزحمت برده
        واقعا آفرین هر آنچه میشد را گفتی
        ٱنهم به این شیوایی و رسایی
        می آموزم ازت
        بودنت نعمتی ، ومن قدردان این دانش و وجود نازنینم خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲۱ ساعت پیش

        امیر جان انصافا نقد کردنت خیلی خوب خودش یه کلاس درسی
        واقعا دمت گرم داداش خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        سلام رفیق مهدی خوش قلب خندانک خندانک
        اختیار داری داداش، لابلای این گرفتاری ها و روزمرگی ها وقت گذاشتن برای دوستان زحمت نیست و رحمت است.
        من ممنونم از تو که هستی در کنار ما و با قلم بیدار و دغدغه مندت چنین شعرهای پرمعنایی را به اشتراک میگذاری خندانک
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        لطف داری مهدی جان🙏
        از خوبان هستی خندانک
        علی احمدی( امین)
        علی احمدی( امین)
        ۱۲ ساعت پیش
        درود امیرحسین جان
        نقد بسیار عالی و جامعی بود.
        یاد میگیریم از محضر نازنینت
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        زنده باشی و سلامت علی جان ممنونم خندانک 🙏
        شاهین زراعتی رضایی
        ۲ روز پیش
        درود جناب حسنلو عزیز خندانک
        زیبا و پرمغز برای توده مردم خندانک
        و این بند برایم جالب تر بود:
        _در هیچ کجای اریبهشت قاعدتن ننوشته :هشدار خطر ریزش به بهمن نزدیک می شوید! خندانک
        قلمتان سبز خندانک خندانک خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه
        🌹🌹🌹🌹💐💐
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲ روز پیش
        سلام جناب زراعتی
        ممنون از حضورتان و لطفتون
        چرا جالب برا توده مردم
        اتفاقا حرفم به همه مردم بود
        اگه ورود می کردید حتما یه حرفهایی بود که بشه راجبش صحبت کرد
        تقدیم نگاه مهربونت خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه

        🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        شاهین زراعتی رضایی
        درود مجدد خندانک
        فکر کنم تعبیر «توده مردم» که به کار بردم کامل برداشت نشد.
        منظور این است که مطالب شما فقط برای تعداد کمی از افراد در محفل دوستان نوشته نشده است بلکه همه ایرانیان از اقشار مختلف می توانند با آن ارتباط بگیرند و فهمش کنند.
        من وجود این خصیصه در اشعار یک شاعر (و یک روشنفکر مصلح) را نشانگر توانمندی آن شاعر می دانم. خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲۳ ساعت پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲۳ ساعت پیش
        سلام جناب رضایی
        ممنون از لطفتان
        همه اینا بر می گرده به سبک قلم نویسنده اش
        خیلی آگاهانه نیست فرمایش شما متین
        اتفاقا من دقیق فهمیدم کدوم بخش از شعر مدنظر شماست
        البته من بشخصه خواص عوام اعتقادی ندارم
        مسئله روشن فکر هم داستانش مشخص من که نه ولی کاش روشن فکرهای جامعه حواسشون بیشتر به جامعه باشه
        ارسال پاسخ
        شاهین زراعتی رضایی
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        شاهزاده خانوم
        ۲ روز پیش
        درود 🌹
        واای چقدر زیبا کلمات رو بهم پیوند داده بودید..
        بید به باد.. جزرومد به ماه، شب روی تخت و و و..
        عالی بود 👌 عالی 👏
        مدل نوشتنی بود که آرزوشو دارم بنگارم خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲ روز پیش
        سلام
        شما بخدا شاهزاده ای باور کن
        کاش من هم یه تخلصی داشتم حیف
        شاید هم تخلصتون نیست حتمن شاهزادید
        ممنونم از دقت نظرتون. از نگاه مثبتتون به شعر.
        تقدیمت خندانک
        ارسال پاسخ
        شاهزاده خانوم
        شاهزاده خانوم
        ۲ روز پیش
        🙈🙈 شما پادشاه باشید که هستید.. من چون در به کمال رسیدن نقص دارم شاهزاده شدم.. وگرنه ملکه بودم خندانک

        تخلص داشتن یا تخلص نداشتن چه اهمیت دارد؟
        مهم تراوشات تفکر و قلب شماست که بی نظیر است.. خندانک
        مهدي حسنلو
        خندانک
        شما لطف دارید
        محمدکریمی (پویا)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه

        🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        ۲ روز پیش
        عرض ادب خدمت جناب حسنلوی گرامی
        سپیدتان را خواندم و زیبا بود
        مجدد برای خواندن نقدها و تفسیرهای دوستان باز خواهم گشت
        موفق باشید 🌺🌺🙏
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲ روز پیش
        سلام
        مهرداد نازنینم
        خیلی خوش آمدید
        ممنونم از حضورتان
        تقدیم به شما خندانک
        ارسال پاسخ
        محمدکریمی (پویا)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه

        🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        علی احمدی( امین)
        ۲ روز پیش
        وقتی که میله ها بافتند قفس را
        افسوس، آزادی را به درها نیآموختند!

        سلام بر جناب حسنلوی عزیز
        چقدر تصویر داشت این شعر! بید، مجنون و باد از جمله مفاهیم مرتبطی بودند که به زیبایی بوم شعر رو نقاشی می‌کردند.
        لذت بردم از سپید زیباتون خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲ روز پیش
        سلام
        علی جان
        راستش بعد ارسال اگه اشتباه نکنم بیست بار ویرایش کردم
        بازم جای کار داری یه جاهایی از شعر بیرون زده
        خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه
        🌹🌹🌹🌹💐💐
        ارسال پاسخ
        محمدکریمی (پویا)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه

        🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        شیما جریده (شین بانو)
        ۲ روز پیش
        درود ها جناب حسنلوی عزیز
        چقدر خوب بود این سپید
        چه تعابیر بکری بکار بردید
        خودِ شعر لبریز شده از تفکر و زیبایی
        نظرات شعرتان ،حتما خواندنی خواهند بود 🤍🤍👏👏
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲ روز پیش
        سلام بانوی مهربان ودوست داشتنی
        خیلی خوش آمدید
        امیدوارم همانگونه باشه که فرمودید
        حتما اگه استقبال بشه خوشحال میشم
        ولی معمول ورود نمی کنند به همچین شعر هایی
        خوندن شما کلی بهم انرژی میده
        تقدیم به شما عزیزم خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه
        🌹🌹🌹🌹💐💐
        ارسال پاسخ
        محمدکریمی (پویا)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد قنبرپور(مازیار)
        ۲ روز پیش
        سلام مهدی جان جای سپید های خوب در سایت خالیه خوبه که بازم نوشتی زیباست خیلی دوست دارم بیشتر از شعرت بگم خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲ روز پیش
        سلام
        مازیار عزیزم
        خیلی خوش آمدی
        حتما وقت کردی بنویسم خیلی دوست دارم نظرت بدونم. منتظرم
        تقدیم به شما خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه
        🌹🌹🌹🌹💐💐
        ارسال پاسخ
        محمدکریمی (پویا)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه
        ۲ روز پیش
        درود و احترام استاد حسنلو
        زیبا قلم زدید برادر
        از خواندش لذت بردم
        زنده باشیدو شاد
        🌹🌹🌹🌹🌹
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲ روز پیش
        سلام
        جناب سلیمی
        خیلی خوش آمدید
        برادرم
        شما لطف دارید
        تقدیم به شما خندانک
        ارسال پاسخ
        محمدکریمی (پویا)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه
        ۲ روز پیش
        جناب حسنلو
        از ایات اسمانی ات
        با ایات شیطانی ات
        ایات شیطانی چیست
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲ روز پیش
        سلام مجدد
        اگه اجازه بدی این قسمت از شعر بزاریم اگه قسمتم شد
        چند روز دیگه راجبش بحث کنیم
        البته شما می تونید نظرات و برداشت
        کامل هر آنچه نیاز دریغ نکن و بنویس
        حتما برام راهگشاست خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه
        عرض ارادت جناب حسنلو
        معذرت اگر جسارتی کردم من
        حقیقتا دوست داشتم از این جمله منظورتان را درک کنم
        چون واقعا ندانستم
        وگرنه نوشته شما بسیار زیبا و عالیست
        🌹🌹🌹🌹🌹
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲۳ ساعت پیش
        سلام
        روح الله عزیزم این جا
        صفحه تو این چه حرفی حتما برات می نویسم
        نوشته من که واقعا تعریفی نداره این نگاه زیبا نگر شماست که زیبا میبینه توضیح حتما میدم
        خوب آیات شیطانی
        و آیات آسمانی اگه خواستی برات بازش میکنم ونظرم راجب بهش میگم و خوشحالم میشم نظر خودتم بدونم خندانک
        ارسال پاسخ
        سارا خوش روش
        ۲ روز پیش
        درود و عرض احترام جناب حسنلو
        سپید زیبایتان را بسیار دوست داشتم و واقعا از خواندنش لذت بردم،پاینده و ماندگار باشید خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲ روز پیش
        سلام
        بانو خوش روش
        ممنونم از حضورتان
        شما محبت دارید ممنون که مورد توجهتون بود
        تقدیم به شما خندانک
        ارسال پاسخ
        محمدکریمی (پویا)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        ۲ روز پیش
        درود مهدی جان برادر عزیزم
        قلمت سبز موفق باشی خندانک خندانک
        برمیگردم و چندخطی مینویسم
        محمدکریمی (پویا)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲۳ ساعت پیش
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲۳ ساعت پیش
        سلام امیر حسین عزیز
        خیلی خوش آمدید
        وخوشحالم کردید
        و خوشحال‌تر که فرمودید
        براش بنویسید و می دونید این برام عزیز و منتظرم
        ارسال پاسخ
        نیاز ناطق
        دیروز
        درود جناب حسنلو
        ویرایش خوبی انجام دادید و بیشتر هم روش کار بشه بهتر است
        و شگردهای خوبی دارد سپیدتان
        به هرحال زیبایی های شعرتان گویای حرفهای متمدنی دارد
        تقدیمتان⚘
        مهدي حسنلو
        سلام
        خانم دکتر خوش اومدین
        آره ویرایش وعجله این شعر را
        باز اونجور که دوست داشتم نکرد
        مشکلات اجازه تمرکز نمیده
        گاهی یه اشتباهاتی می کنم
        چی بگم ممنونم از نظرت که دریغ نمی کنی خندانک

        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمدکریمی (پویا)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه

        🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        مریم کاسیانی
        دیروز
        درود بر شما جناب حسنلو ارجمند
        بسیار عالی و ناب بود
        بیشتر از آثار دیگرتان دوست داشتم
        از خواندنش لذت بردم
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        مهدي حسنلو
        سلام
        خانم کاسیانی
        خیلی خوش آمدید
        و ممنونم از حضورتان
        و اینکه مورد توجه بوده براتون
        واقعا خوشحال شدم
        تقدیمت خندانک
        ارسال پاسخ
        محمدکریمی (پویا)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه

        🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        محمدکریمی (پویا)
        دیروز
        درود واحترام مهدی جان
        شاعر سپیدهای چند لایه
        شعرزیبایت را چندبار خواندم واز قلم زیبانویست آموختم
        سپاس رفیق نازنین خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        سلامذ
        محمد عزیزم
        خیلی دوست دارم نظرت راحت‌تر حست
        نسبت به شعر برام بگی
        واسم مهم نقدش کن هر قدر هم منفی باشه مطمئن باشم ازت استقبال می کنم خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه

        🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        محمدحسن پورصالحی
        دیروز
        سلام خدمت شما بزرگوار
        واقعا تصویرسازی بسیار فوق العاده ای داشت
        بسیار عالی بود 🌺🌺
        مهدي حسنلو
        سلام
        جناب پور صالحی
        واقعا خوشحال شدم از آشناییت

        خیلی خوش آمدی
        و ممنون از لطفتان دوست بزرگ وارم
        تقدیم به شما خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه
        🌹🌹🌹🌹🌹🙏🙏
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        عزیزم خودت گلی تو
        ممنون برا گل بارون
        به نظرت دنیاهامون چقدر شبیه یا دور از هم
        مسعود آزادبخت
        دیروز
        سلام و احترام جناب حسنلوی ادیب
        زیبا بود
        درودتان
        خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        سلام
        مسعود عزیز خیلی خوش آمدی
        ولی از نوشته کوتاه مشخص خیلی
        با اندیشه ای که پشت شعر
        کلا زاویه داری ولی چه خوب بود از یه جایی
        به دور از رَسوم رایج نظرات هم بشنویم
        البته بیشتر شوخی بود
        همیشه توقع نوشتن زیاد داشتن هم خوب نیست شاید مثال مسعود جان یا هر دوستی مار گرفتاری داشته باشند و با همه اینا
        همین که نوشتی برام دنیایی ارزش داره
        باور کن نمی نوشتی هم همین بود آقا دوستت دارم دنبال دلیل نباش گشتم نبود نگرد نیست خندانک
        تقدیمت خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود آزادبخت
        سلام مجدد مهدی جان عزیز
        نه ،بخاطر مساله پیش امده و لطف دوستی بود که بنده را متهم به پرگویی کرد،
        لذا برمیگردم به همان روال سابق و فقط کوتاه میگویم و بیشتر لذت می برم
        چند روز پیش هم شعرت را برای استاد و برادرم خواندم
        تحسینتان کرد و حتی جویای نامتان بود
        مرا ببخشید دوست عزیز
        برقرار باشید

        روح اله سلیمی ناحیه

        🌹🌹🌹🌹🌹
        مهدي حسنلو
        مسعود جان
        بخدا خیلی خوشحال شدم جدی برادر و دوستش... واقعن خوشحالم کردی
        اتفاقن آره با مسائل پیش آمده بهت حق میده اما اینجا صفحه خودت اونی هم که شما را با این دانشت که من یکی واقعن استفاده میبرم... بی انصافی کرده نا مردی
        به دل نگیر خیلی آقای ممنونم ازت خندانک خندانک
        روح اله سلیمی ناحیه
        جناب ازادبخت عزیز حالا چون یکی کم لطفی کردند نسبت شما گناه ما چی بوده که از دانش و اگاهی شما بی نصیب شویم
        انسانهای اگاه و شایسته وظایفی دارند در قبال دیگران
        عین گناع است اگر اینگونه رفتار کنید استاد ازاد بخت
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۱۷ ساعت پیش
        خندانک
        مهدیس رحمانی
        دیروز
        بیچاره من !خودم پیراهن پاییز را
        روی کولم، رد می کنم از زمستان!
        «ها» می کنم گرم می کنم
        دوباره به تنش برگ می کنم
        شب را با دستهای خودم روی تخت می برم
        از آیات آسمانی ات ستاره می چینم
        برای گریه هایش
        با آیات شیطانی ات ماه را پایین می آورم
        برای خندهایش!
        خندانک خندانک
        سلام و عرض ادب جناب حسنلوی بزرگوار خندانک
        عالی بود مثل همیشه👌 خندانک
        مانا قلم زرنشان شما خندانک خندانک
        روح اله سلیمی ناحیه

        🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        سلام بانو مهدیس
        خیلی خوش آمدید
        و خوشحالم کردید
        با آوردن بخشی از شعر
        که نشون دهنده احساست به شعرت
        واقعن لذت بردم
        سپاس گذارم خواهر خوبم خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۸ ساعت پیش
        سلام جناب سلیمی
        استاد ممنونم بخاطر گلباران. صفحه
        شما خودتون گل هستین
        ممنونم قسمت بشه من هم بتونم در
        کنارتون میزبان خوبی بذشم خندانک خندانک
        شبنم حکیم هاشمی
        دیروز
        چه چالب و زیبا خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        سلام بانو هاشمی
        زیبا نگاه مهربان شماست بی اغراق
        ممنونم از تون که تشریف آوردید برا خوندن..
        تقدیم بشما خواهر مهربانم خندانک
        ارسال پاسخ
        شبنم حکیم هاشمی
        دیروز
        چه جالب و زیبا... خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        سلام بانو هاشمی
        زیبا نگاه مهربان شماست بی اغراق
        ممنونم از تون که تشریف آوردید برا خوندن..
        تقدیم بشما خواهر مهربانم خندانک
        ارسال پاسخ
        علی احمدی (حادثه)
        دیروز
        احسنت استاد و دوست عزیزم جدا زیبا بود زیباااا خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        سلام
        علی جان خیلی خوشحال شدم
        اینکه دوباره می بینمت
        ممنونم از لطفتان
        زیبا نگاه مهربان تو عزیزم ❤️
        ارسال پاسخ
        محمودرضا رافعی (رافع)
        دیروز
        توی این بازار ؟
        سبزه میدان و بازار صراف ها یا کم دارند یا خالی است آقا !
        سکه کمیاب شده
        در خرانه ی سپیدت ، شمش ها ردیف چیده ای جناب حسنلوی گرامی خندانک خندانک
        درودها خندانک
        مهدي حسنلو
        سلام
        جناب رافعی.
        خیلی خوش آمدید
        بردار گلم شما لطف دارید
        ممنونم از لطفتان
        در پناه حق خندانک
        ارسال پاسخ
        فرشید نکونام(چویل)
        دیروز
        چگونه از درخت وخاطره 

         چگونه از خانه و خنده‌  بگویم

        وقتی کسی به خانه.... اصلن خانه نیست!  

        زیبا و گویا خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        سلام. جناب نکونام
        خیلی خوش آمدید

        امیدوارم به زودی این خانه
        به صاحبانش برگرده
        تقدیم به شما خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو (مریخ)
        دیروز
        درود بر شما مهدی خانِ عزیز.
        موفق و مؤید باشید .
        خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲۳ ساعت پیش
        سلام
        محمد رضای عزیز
        جناب خوشرو
        خیلی خوش آمدی خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۷ ساعت پیش
        جناب خش رو
        مهندس عزیز دوست داشتم از نکته نظرات یاد بگیرم اون هم با ایجاز کامل نوشتی خندانک
        ارسال پاسخ
        محمدکدخدایی(عرفان)
        ۲۳ ساعت پیش
        با سلام گرامی دوست عزیزم
        بلند معنا سروده ای خواندیم زیبا
        قلمتان همواره پر بار و مستدام باد
        بامید استمرار تعامل بیشتر
        زیبا بمانید
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲۰ ساعت پیش
        سلام
        جناب کدخدایی خیلی خوش آمدید
        ممنونم از حضورتان و
        لطفتان
        حقیر هم متقابلن خوشحال میشوم از تعامل بیشتر خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        ۲۳ ساعت پیش
        سلام مهدی جانم

        قطع به یقین تو را یکی از باسوادان سایت می‌دانم

        و قطعا اشتباه نمیکنم

        سپیدت زیبا بود ، پر بود از تعابیر و تصاویر و جفت و جورهای بکر

        اما چند نکته که قطعا می دانم هم با عجله ارسال کردی و هم تمرکز نداشتی چرا که همه ی این نکات را که عرض خواهم کرد
        می دانی

        🔵 برخی حشوها در شعرت وجود دارد به عنوان مثال یک نمونه عرض میکنم باقی را خودت اصلاح کن

        گفتن ندارد برای سگهای محل
        با دستهای خودم برای شان لقمه می گیرم
        بعد از حذف حشوها

        ⬇️

        ( برای سگ های محل لقمه می گیرم)

        🔵 شعرت آنقدر طویل است که گاهی انسجام عمودی را
        از دست میدهد و شبیه کلاژی سردرگم است شاخصه ی اصلی شعر موجز بودن آن است

        🔵 یکی از راه های یافتن گشتار هایی که به ژرف ساخت های یک اثر ادبی اعمال می شود تا ما با روساختی ادبی مواجه شویم پی گیری نحوه‌ی ویرایش آن هاست. شما در این اثر فقط توصیف کردید و آن قدر این توصیف در هم گره خورده که طمطراق خود را از دست داده است


        ایام عزت مستدام

        #سید_هادی_محمدی

        🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲۲ ساعت پیش
        سلام
        آقا هادی عزیزم
        ممنونم از حضورتان
        که برام واقعن ارزشمند
        و نظراتی که فرمودی در ابتدای پیامت
        همه از سر لطف و محبتت بوده وهست
        من هم شاگردی ام که از شما دوستان عزیز یادم می گیرم
        در مورد حشو سگهای محل فقط یه نکته این گفتن ندارد (به عامیانه اش پز دادن ندارد، اونهم خودم با همین دستام لقمه میگیرمیه جور خودش راوی بالاتر می بینه البته حتما نتونستم که این ضعف بچشم میاد).
        در مورد طولانی بودن کاملن حق باتو عزیزم البته نظر من هم همین.
        در مورد آخری فکر کنم کاملن درست فرمودید
        اونقدر این کار بعد ارسال ویرایش شد کلن اثر شکل درستش به نوعی اولیه اش از دست داد
        کا ملن میشد بهتر بشه
        انشاالله در کاری بعدی سعی ام میکنم
        تا انشالله مورد پسن واقع بشه

        برا مواردی که ذکر کردی بی نهایت ازت ممنونم
        تقدیم به شما رفیق دوست داشتنی خندانک

        ارسال پاسخ
        محمد قنبرپور(مازیار)
        ۲۲ ساعت پیش
        سلام مهدی جان در مورد ‌شعر میخواستم مطلبی بنویسم و آماده هم کرده بودم اما هر چه گشتم شعرت را پیدا نکردم گویا رفته بود برای ویرایش و شعر جدید کمی تغییر فرمت داده شده و بهتر شده خوش ساخت تر هست و چقدر کلماتت را دوست دارم تعابیر و تشبیهات و استعاره ها عالی و زیباست و امیر حسین و هادی هم نظراتشان جالب بود و حرف بیشتری نمی‌ماند جز اینکه بگویم از بودنت خوشحالم خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲۱ ساعت پیش
        سلام مازیار عزیزم
        عذر خواهی می کنم عجله های بی موردم مجبور به ویرایش دوباره ام کرد
        یه 24 ساعت طول کشید دوباره بالا بیاد
        در مورد کار ممنونم نظر لطفتان هست
        بله هادی امیر حسین زحمت کشیدن و دوباره تشکر می کنم ازشون
        و از شما هم واقعا ممنونم کلی زحمت نوشتن کشیتید حیف شده واقعا شرمنده ام
        انشالله کارهای بعدیت بعدیم
        بازم ممنونم مازیار عزیزم
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲۱ ساعت پیش
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمدکریمی (پویا)
        ۲۱ ساعت پیش
        سلام مجدد داداش گلم به روی چشم افتخاری است حاضرشدن پای آثار خاص وبکر شماعزیز در حد وسعم در روزهای آتی نظر خودم راخواهم نوشت البته نمیشود نقدنامید خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲۱ ساعت پیش
        سلام محمد عزیزم
        چرا من هم مثل خودت برداشته‌ام
        از شعر میارم پای کار. جدا از این
        دوشت دارم نظر خود تورا بدونم
        حالا اینم نشد کارهای بعدی. فدای تو خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود آزادبخت
        ۲۱ ساعت پیش
        سلام و احترام مجدد مهدی جان حسنلو
        مطالعه چه بر سر شعر می آورد؟
        اگر بگویم مهدی جان برای این شعر در زمان سرایش ۵ دقیقه هم وقت صرف نکرده اند شاید باعث تعجب شود
        اما
        بنظر حقیر اگر مهدی کاغذ و قلمی در جیبشان نداشت نمیتوانست این شعر را بسراید ،مساله ای است که شاید خود به آن واقف باشد
        اما مگر می شود شعری با این انسجام و مفهوم واژه ها ،سرشار از تصویر بدین گونه طولانی سروده شود
        پاسخ تمام این ابهامات و نظریه ها بر می گردد به مطالعه
        ،مطالعه هایی که در طول سالها تلاش باعث ایجاد یک (کتابخانه ) در ذهن شاعر شده است ،
        تنها کار مهدی جان همراه شدن با ترکیب های و مفهوم این شعر بوده است (چرا که خود واژه ها شروع به حرکت نموده اند و شاعر نیز با آن ها همگام شده است.
        بنابر این اگر مهدی جان بپرسند مفهومتان از شعر چیست شاید پاسخی سطحی و برداشتی شخصی ارائه نمایند ،اما اگر فرصت دهند به مخاطبان میتوانند برداشت های جالب و متفاوتی داشته باشند ،ایجاد چند مفهومی در شعر استعدادی است که در مهدی شکوفا شده است.
        و نیز ادامه دادن این روش و سیاق باعث می شود کتابخانه مهدی نماد،ترکیب و تصاویر بکری خلق و تعریف کند
        پ ن: اگر استعدادی ذاتی نیز باشد با تمرین و ممارست شکوفا می شود ،این تمرین در ادبیات چیزی نیست جز مطالعه
        البته اشعاری که بدین گونه سروده می شوند دارای ایراداتی نیز هست و شاید ویرایش آن برای خود شاعر سخت و حوصله بر باشد ،چون او همراه با واژه ها حرکت کرده است.
        با تقدیم احترام
        خندانک خندانک خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲۰ ساعت پیش
        سلام
        مسعود عزیز جناب آزاد بخت
        جوانتر که بود نمیدونم کجا خوندم ولی از یه بزرگواری بوده که تو ذهنم مونده
        اگه می خواهید شعر بگید وشاعر خوبی باشید بخونید تا می تونید در هر زمینه ای
        اتفاقا با خوندنم متوجه علاقه و حرص و ولع سیری ناپذیرم به خوندن شدم...
        اما مسله ای که عجیب بود برام حدستون بود
        در مورد نوشتن. آره حق باشماست اکثر شعرهام
        شاید در همین زمان ده یا 15 دقیقه یا
        همون زمان که فرمودید البته کارهام که خوب از نظر خودم همین تایم میشه.
        .....
        و نکته آخرم در تایید صحبت‌های شما
        ویرایش چند باره است به نوعی بی‌رحمانه اگه بشه یا بتونیم نتیجه کار را فوق العاده می کنه
        ممنون هستم مسعود عزیز در این سر شلوغی گرفتاری برام نوشتی برام دنیایی ارزش دار
        برادر خوبم خندانک شبت بخیر باشه
        همیشه ایام به شادی و سلامتی خندانک
        ارسال پاسخ
        رضا سعادت نژاد
        ۲۰ ساعت پیش
        سلام جناب حسنلوی عزیز
        خواندم و لذت بردم و اموختم در صفحه مبارکتان
        زیبا و مورد پسند بود به به
        زنده و سلامت باشید خندانک
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۲۰ ساعت پیش
        سلام
        آقا رضا ی عزیزم
        خیلی خوش آمدید
        ممنونم از لطفتان
        در پناه حق خندانک
        ارسال پاسخ
        علی احمدی( امین)
        ۱۲ ساعت پیش
        صد سلام مهدی جان حسنلو
        برگشتم، چندباره خوندم و هنوز فرصت نکردم نقد امیرحسین جان رو بخونم اما:
        الان درک کردم این سپید چقدر زیباست. واقعا لذت بردم از قدرت قلمتون.
        برداشت اولیه‌ی من خیلی سطحی و ارزان بود.
        درود، باز هم این سپید زیبا رو میخونم
        خندانک خندانک
        علی احمدی( امین)
        علی احمدی( امین)
        ۱۲ ساعت پیش
        هر چند متوجه نشدم منظور از قلعه چیه و نماد چه چیزی هست
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۱۱ ساعت پیش
        سلام
        علی جان برادر گلم خیلی خوشحالم. که دوباره آمدی وخواندنی
        بعد از نقد امیر متوجه یه بعد دوم یا سوم شعر شدی یا قبلش خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۱۱ ساعت پیش
        علی بنظرم
        همانطور که برا سرودن
        شاعر احتیاج به تخیل داره
        خیلی زیاد
        مخاطب هم با یه تخیل نیاز داره دوست داشتی یه بحثی می کنم خندانک
        علی احمدی( امین)
        علی احمدی( امین)
        ۸ ساعت پیش
        متوجه‌ام که قلعه نقش اساسی در شعر دارد:

        "و نگاه می کند کسی همیشه از آن بالا
        از پشت هزاران پنجره ی قلعه
        که نشسته روی شانه ی کوه ها
        و سرش گرم است همیشه میان ابرها! "
        ...
        "گویا، بادِ مجنون بیدِ سکوت از دست افتاده و
        دلش شکسته! زوزه کشان می وزد
        چون گله ی گرگی در مَهی سپید
        که گلو می درند از شکوفه های فربه ی جنگل
        آوار می کنند شهر را
        و خانه های دو سمت رود را که قلعه را به آغوش دارند"
        ...
        " دلیل حضورت در این شعر چیست ایوب؟
        صبوری بس است جان زنان و کودکان بی گناهت!
        تو که میدانی این قلعه از آن کیست، به نام کیست
        چرا نمی گویی؟ "

        واژه‌ی قلعه به طرز زیبایی در ابتدا، میانه و انتهای اثر تکرار شده. این باعث شده تا تاثیرگذاری مهمی داشته باشد و به مخاطب بفهماند که سری در این توالی نهفته است.
        در ابتدا، اشاره شده که قلعه در آسمانهاست. با توجه به این نکته و اینکه ایوب پیامبر هم از دیگر کاراکترهای شعر است، به نظرم قلعه اشاره به عرش خدا دارد و منظور از کسی که پشت پنجره‌ی قلعه ایستاده،
        خداست.
        هر چند یک چیزی مبهم باقی می‌ماند: چرا قلعه؟ قلعه و مترادف‌هایش( دژ، بارو و...) حالت دفاعی دارند و بحثشان از مسند و کاخ جداست. خدا چرا باید در قلعه باشد؟ از چه چیزی دفاع میکند؟
        بند سوم هم به خدا و عرش اشاره دارد:
        صبوری بس است...
        یعنی فرمانبرداری و صبر در برابر خواسته‌های خدا بس است. منظور شاید این باشد که حضرت ایوب باید راه دیگری را در پیش بگیرد و خانواده‌اش را قربانی نکند. اصلا اسم شعر "قمار خدا" به همین موضوع دوراهی حضرت ایوب اشاره دارد: که صبر کند، قربانی کند یا خیر.
        هر چند باز هم ماجرا برایم روشن نیست. اینکه حضرت ایوب بداند قلعه کجاست و از آن کیست چه فرقی به حالش دارد و اگر عرش خداست، چرا باید قلعه باشد و...
        ذهن من همین قدر قد میده :)
        تفسیرهای دیگری هم بودند اما درست به نظر نمی‌رسیدند
        مهدي حسنلو
        ۷ ساعت پیش
        سلام علی جان کاش همین کمی بسط میدادی در پنجره سبز میزاشتی دیگر دوستان هم اگر دوست داشتند در بحث شرکت می کردند
        شعر پست مدرن شاید جدا از مرگ مؤلف نمی توان تصور کرد
        حالا چه ربطی به بحث ما داره عرض می کنم من هم بعنوان مخاطب دوم واقعا نظر می‌دهم کاش بعد خودن نقد امیر برداشت‌های خوت مخصوصا حول محور.... یه بحث جدی شکلی می گفتذ
        با تشکر امیر عزیز خندانک خندانک
        علی احمدی( امین)
        علی احمدی( امین)
        ۷ ساعت پیش
        سلام مجدد
        بله نقد امیرحسین جان ر وخوندم و با محور شعر آشنایی دارم. شعر اینقدر از تعابیر و مفاهیم زیبا پر شده که هر گوشه‌ای از شعر رو میشه گرفت و دربارش گپ زد. خندانک
        ارسال پاسخ
        علی احمدی( امین)
        علی احمدی( امین)
        ۷ ساعت پیش
        پنجره‌ی سبز البته برای بزرگترهای سایت هست و من جسارت نمیکنم خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        ۷ ساعت پیش
        ببین هر کس با اعتقادات خودش به قلعه
        و شخص پشت پنجره نگاه می کنه برا همین گفتم حتما می ارزه برا شب ردیف کن خندانک
        علی احمدی( امین)
        علی احمدی( امین)
        ۷ ساعت پیش
        من که نهایتا دوازده پلکام سنگین میشن خندانک
        ولی چشم خاطر روی گل شما شب هستم. شعر حرف‌ها برای گفتن دارد
        ارسال پاسخ
        مهدي حسنلو
        مهدي حسنلو
        ۶ ساعت پیش
        بقول جناب محلق
        بنویس تا زنده بمانی خندانک
        م فریاد(محمدرضا زارع)
        ۶ ساعت پیش
        درود آقای حسنلو خندانک
        خرسندم از خوندن این شعر تفکربرانگیز و نه تحمیل کننده و شعاری خندانک
        هربار خواستم چیزی زیر این شعر بنویسم دیدم
        وقت بس تنگ است و دریایی سخن
        مانده بر لب، ساغر فریاد را
        این بود که ترجیح دادم شعری رو تقدیمتون کنم:

        خداوندا!
        تو را می بخشم اما
        خودت را جای من بگذار!
        اگر تو جای من بودی آیا می توانستی
        خدایی بی خیالِ غصه هایت را ببخشی؟
        اگر تو جای من بودی و عمری پاک می ماندی
        و سهمت از سگان کوچه و بازار کمتر بود
        آیا می توانستی خدایت را ببخشی؟
        خداوندا!
        تو یکتایی که یکتایی
        چه سودی دارد این یکتایی تو
        به حال و روز آن مَردی
        که شب تا صبح می پیچد به خود از درد تنهایی
        چه سودی دارد این یکتایی تو
        به حالِ کودکان ِ کار
        خداوندا! تو را می بخشم اما
        بیا و لحظه ای خود را
        به جای مادری بگذار
        که طفلش مانده در اعماق آوار
        خداوندا!
        تو بینایی که بینایی
        چه سودی دارد این بینایی تو
        به حال و روز آن کوری
        که روزش مثل شب تار است
        چه سودی دارد این بینایی تو
        به حال و روز آن دختر
        که با صدها هزاران آرزو بر دل
        تمام عمر بیمار است
        خداوندا!
        تو بیداری که بیداری
        چه سودی دارد این بیداری تو
        به حال و روز آن قومی که خفته ست
        چه سودی دارد این بیداری تو
        به حال و روز دلهایی که آشفته ست
        خداوندا!
        زمین آکنده از ظلم است و تو انگار
        دنیا را رها کردی
        تو که می بینی و پیوسته بیداری
        مگر غیر از خدایی تو چه کار دیگری داری؟
        خداوندا!
        تو را می بخشم اما
        بگو آیا
        خودت را می توانی تو ببخشی؟
        (م. فریاد)

        امیدوارم با شما در به اندیشه وا داشتن ذهنهای درگیر شبه علمهای سنگین و موروثی همراهی کرده باشم خندانک

        سپاس بخاطر شعر پربارتون خندانک
        آفتاب اندیشه تون تابان خندانک
        سراب ش ن
        ۱ ساعت پیش
        عرض ادب به اهالی شعرناب.. خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0