سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 15 تير 1401
    8 ذو الحجة 1443
      Wednesday 6 Jul 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

        چهارشنبه ۱۵ تير

        قصه عشق

        شعری از

        علیرضا شفیعی

        از دفتر دفتراول نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۴ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۰۹:۰۷ شماره ثبت ۱۰۹۴۵۷
          بازدید : ۲۴۶   |    نظرات : ۱۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر علیرضا شفیعی

        گفتم عجب  شبی  بود ، گفتی دگر تمام است
        گفتم عجب تبی بود گفتی که این چه دام است
        گفتم که گیسوانت ،  افشان چو موج  دریا
        گفتی که بر سواحل اکنون چه وقت گام است
        گفتم کمان ابروت ، بر قلب من  نشان رفت
        گفتی که تیر دیده ، از بهر خاص و عام است
        گفتم ز تیر چشمت ، زخمی گران  بر آمد
        گفتی که نوشدارو، در رفع  آن به جام است
        گفتم که جز نگاهت ، کامی دگر نخواهم
        گفتی بیا بیندیش ، حالا چه وقت کام است
        گفتم که دل نپاید ، بر بندهای این عشق
        گفتی که جسم وجانت دربند من چه رام است
        گفتم که نام شیرین ،  بر عشق خود نهادم
        گفتی درین میانه ، فرهاد من چه نام است
        گفتم به یاد عشقت ، هر روز من چو رویا
        گفتی که این مسائل در فکر من به شام است
        گفتم که بدگمانم ، گاهی به عشق و رویا
        گفتی که این معما ، با یاد من تمام است
        ۶
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        دوشنبه ۵ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۱۹:۳۱
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و دلنشین بود
        جسارتا موزون بنظر نمی رسد
        مثلا مصرع پنجم خندانک
        علیرضا شفیعی
        علیرضا شفیعی
        دوشنبه ۵ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۲۰:۵۳
        درود برشما
        و سپاس از بذل توجه جنابعالی،
        حتما بازنگری میکنم بلکه عیوب به حداقل برسد. خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سید هادی محمدی
        دوشنبه ۵ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۲۳:۰۶
        سپاس خدای را که فرصتی دوباره داد تا بنویسم
        شعری پیش رو داریم از جناب علیرضا شفیعی که چند سطری در خصوص آن خواهم نوشت

        اولا به سایت وزین شعر ناب خوش آمدید

        در ثانی مطالبی را راجع به غزلتان عرض کنم

        🔵
        در بیت

        گفتم عجب شبی بود ، گفتی که شب تمام استَ
        گفتم عجب تبی بود، گفتی که این چه دام است

        در مصرع دوم چه ارتباطی ما بین تب و دام وجود دارد جز اینکه جبر قافیه شما را به این ورطه کشانده است؟
        ضعف تالیف در این مصرع مشهود است چرا که خواننده بعد از اشاره به تب منتظر چیز دیگری است و دام و تله اصلا در وادی تب نیستند

        🔵 در بیت

        گفتم زتیر چشمت ، زخمی گران برآمد
        گفتی که نوشدارو، از بهر تو به جام است

        اشاره ی مکرر در بیت ماقبل این بیت به تیر چشمان یار
        باز تکرار مکررات است و حرف تازه ای برای گفتن ندارد

        🔵

        در بیت

        گفتم به یاد عشقت هرروزمن چو رویاست
        گفتی که این مسائل در فکر من به شام است

        باز جبر قافیه باعث شده ضعف تالیفی عمیق بر پیکره ی شعر وارد شود در فکر من به شام است یعنی چه

        یکی از ایرادهای عمده ی این غزل
        دوزبانی و دوگانگی است چرا که گاه کلمات به سمت لغات قدیمی و گاه به سمت لغات امروزی در رفت و آمدند

        استفاده ی بی جا از برخی صنایع ادبی باعث کدر شدن غزل شده است،

        باید بدانیم شعر، تنها کلمات موزون نوشتن نیست و کلمات را در ریسمان عروض کنار هم قرار دادن شعر نمیسازد به نظر من و بیشتر کارشناسان حوزه ی ادبیات فارسی
        هر جا که شاعر، دنیا را طور دیگری دید و روایت کرد، شعر گفته است. مابقی حرف های شعر، فقط حرف است
        اما باید بدانیم که فقط وزن دادن به حرف (و داستان)، متن ما را به شعر تبدیل نمی کند؛ بلکه فقط متن ما را منظوم می کند

        در این غزل با پدیده ای به اسم توتولوژیک هم مواجه هستیم

        مثل مصرع اول
        گفتم عجب شبی بود ، گفتی که شب تمام استَ

        توتولوژیک یعنی گفتن حرفی و جمله ای که کاملا مشهود است
        مانند او از گرسنگی گرسنه است
        و امثالهم که به قول کلام استاد
        از کرامات شیخ ما این است شیره را خورد و گفت شیرین است

        بسنده میکنم تا این حد
        امید که شاهد آثار پربارتری از این شاعر باشیم

        ایام عزت مستدام

        سید هادی محمدی

        🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷





        آرمین پرهیزکار
        آرمین پرهیزکار
        سه شنبه ۶ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۰۰:۰۹
        درود استاد محمدی عزیز و شاعر گرانقدر🌺🌺
        ارسال پاسخ
        علیرضا شفیعی
        علیرضا شفیعی
        چهارشنبه ۷ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۱۵:۴۳
        با درود به جناب محمدی و سپاس از توجه عمیق ایشان.
        از پروفایل شما مشخص می‌شود که در شعر و ادبیات صاحب نظر هستید بنا براین بسیار خوشحال میشوم که از دانش جنابعالی و دیگر اساتید سایت بهره مند گردم ‌.
        درخصوص شعر مورد نظر چند نکته را لازم است عنوان کنم.
        _ بخش‌هایی از شعر ویرایش گردیده و مطالب زیر بر همین اساس میباشد.
        _ دربیت (ویرایش شده)
        گفتم عجب شبی بود گفتی دگر تمام است
        گفتم عجب تبی بود گفتی که این چه دام است
        راوی درمصرع اول از شبی که با معشوقه اش سپری کرده تعریف می‌کند ولی او با بی میلی از تمام شدن آن شب سخن می گوید.
        در مصرع دوم سخن را به تب که نشانه گرمی وصال است می‌کشاند که باز مخاطب این سخن را دامی برای خود می پندارد.
        در بیت(ویرایش شده)
        گفتم ز تیر چشمت زخمی گران بر آمد
        گفتی که نوشدارو در رفع آن به جام است
        نیز معشوق مداوای حال خراب عاشق را به جام شراب حواله میدهد
        ضمن اینکه در بیت قبلی
        گفتم کمان ابروت بر قلب من نشان رفت
        گفتی که تیر دیده از بهر خاص و عام است
        معشوق به عاشق می‌گوید که تو برای من خاص نیستی و این جلوه گری ها برای خاص و عام است
        در بیت
        گفتم به یاد عشقت هر روز من چو رویا
        گفتی که این مسائل در فکر من به شام است
        عاشق از رویاپردازی روزانه خود می گوید و معشوق که در واقع شاهد بازاری است از دلبری تصنعی شبانه خود سخن می‌راند.
        پیام شعر بسیار کوتاه است و اجبارا از ابیات توصیفی استفاده شده است .
        امیدوارم از دانش اساتید این سایت وزین بهره مند گردم. خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد فاضلی نژاد
        دوشنبه ۵ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۰۹:۱۲
        گفتم که جز نگاهت ، کامی دگر نخواهم
        گفتی مگو عزیزم حالا چه وقت کام است
        بسیار زیبا خندانک
        درود به شما جناب شفیعی
        علیرضا شفیعی
        علیرضا شفیعی
        دوشنبه ۵ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۱۰:۱۰
        درود برشما شاعر بزرگوار
        سپاسگزارم. خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سارا خوش روش
        دوشنبه ۵ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۰۹:۴۳
        درود بر شما جناب شفیعی بزرگوار
        بسیار زیبا و دلنشین بود،پیروز و سربلند باشید خندانک
        علیرضا شفیعی
        دوشنبه ۵ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۱۰:۱۳
        درود بسیاربر بانو خوش روش
        سپاسگزارم. خندانک خندانک خندانک
        محمد باقر انصاری دزفولی
        دوشنبه ۵ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۱۱:۵۳
        سلام
        زیباو
        دلنشین
        قلمتون سبز
        پایدارواستوارباشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        علیرضا شفیعی
        دوشنبه ۵ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۱۲:۳۸
        درود بر شما جناب انصاری بزرگوار
        سپاسگزارم. خندانک خندانک خندانک
        عليرضا حكيم
        دوشنبه ۵ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۲۳:۵۶
        خندانک خندانک خندانک
        علیرضا شفیعی
        علیرضا شفیعی
        سه شنبه ۶ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۲۲:۱۲
        درود برشما خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        آرمین پرهیزکار
        سه شنبه ۶ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۰۰:۱۰
        درود بر شما جناب شفیعی
        👏🏼👏🏼👏🏼🌺🌺
        علیرضا شفیعی
        علیرضا شفیعی
        سه شنبه ۶ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۲۲:۱۴
        درود بر شما
        پاینده باشید جناب پرهیزکار خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه
        سه شنبه ۶ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۲۳:۲۵
        درود بزرگوار
        با توجه به نقد استاد محمدی
        بنده نوعی دیگر میبینم
        مثلا مصرع اول «گفتم عجب شبی بود گفتا که شب تمام است»
        ابتدا باید به زمینه تولد شعر نگاه کرد
        شاعر از تاریکیو و واضح نبودن یا روشن نبودن عشقی یاد میکند
        که در مقابل میگوید دیگر تمام شد اون تاری و کدرها
        یا تبی که از گرمای همان عشق و رنجش که در مقابل با تایید وگرفتاریش را می رساند
        البته خیلی مختصر گفتم
        منکه از نظر مضمون و گزینش کلمات با تکرار و تاکیدی مصرعها لذت بردم
        اما یقینا همچون نوشته های خود من ضعفها و ایراداتی دارد که صدرصد بهتر خواهید کرد
        موفق باشید ⁦👏🏼⁩⁦👏🏼⁩🌺🌺🌺🌺💐
        علیرضا شفیعی
        علیرضا شفیعی
        چهارشنبه ۷ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۰۰:۴۰
        درود برشما جناب سلیمی
        دقیقا با جنابعالی در خصوص وجود ایرادات و لزوم سیر تکاملی موافقم .
        در قالب شعر ممکن است احیانا به بی نقصی رسید ولی در محتوای شعر هرگز کامل مطلق وجود ندارد و بطور نامحدود قابل تکامل می باشد.
        سپاس از توجه تان خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        چهارشنبه ۷ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۰۲:۲۹
        🌹🌹🌹💐
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0