سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 27 ارديبهشت 1401
  • روز ارتباطات و روابط عمومي
17 شوال 1443
    Tuesday 17 May 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویسید تا زنده بمانید،هرکه نوشت پادشاه میشود.احمدی زاده (ملحق)

      سه شنبه ۲۷ ارديبهشت

      م.ا.د.ر

      شعری از

      علیرضا جورعشوری

      از دفتر 🌺 نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰ ۰۹:۵۵ شماره ثبت ۱۰۶۸۲۶
        بازدید : ۳۲۳   |    نظرات : ۲۷

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر علیرضا جورعشوری
      آخرین اشعار ناب علیرضا جورعشوری

      آن که بی منت کند طبخ و کشد رنج ولد
      تکیه گاه همسر خویش است در اوج کَبَد
      آن که سلطان غمش گفتند عیّاران دهر 
      بهترین مخلوق یزدان کریم است و صمد
      هم پرستاری کند فرزند و غمخوارش بود
      هم معلم  باشد و درس  فداکاری  دهد
      هم بشر از گفتن وصفش زبانش الکن است
      هم ملایک جملگی در مدح  او عاجز  شود
      گر بوَد هر خانه ای روشن ز تسبیح و دعا
      پس بدانستیم کان نور از  لبانِ او  رسد
      ای که عاشق پیشه ای محتاج معشوقی و بس
      کیست آن عشقی که در سوزست وخون دل خورد
      مادراست و مادر است و مادر است و مادر است
      حق نگه دار تو باشد مادرا ، باری مدد...
      علی رضاج.ع
       
      ۱۰
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      سیاوش آزاد
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۱۹:۵۹
      سلام محضر حبیبنا الشریف و خلیلنا العفیف سرور معظم و رفیق مکرم جناب مستطاب علیرضا جورعشوری بی جور مرد صبوری اطال الله عمره الشریف

      جناب استاد سعدی قدس سره فرمودند
      یکی از صاحبدلان سر به جیب مراقبت فرو برده بود و در بحر مکاشفت مستغرق شده. حالی که از این معامله باز آمد یکی از دوستان گفت: از این بستان که بودی ما را چه تحفه کرامت کردی؟ گفت: به خاطر داشتم که چون به درخت گل رسم دامنی پر کنم هدیه اصحاب را، چون برسیدم بوی گلم چنان مست کرد که دامنم از دست برفت.
      ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز
      کآن سوخته را جان شد و آواز نیامد
      این مدعیان در طلبش بی خبرانند
      کآن را که خبر شد خبری باز نیامد

      ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
      وز هر چه گفته‌اند و شنیدیم و خوانده‌ایم
      مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر
      ما همچنان در اوّل وصف تو مانده‌ایم

      بله در اول وصف مانده ایم به راستی آن حقیقت چیست که خلایق رفتند و آمدند گفتند و نگفتند و هنوز حقیقش دست نخورده بل دست نیافتنی است بزرگترین نعمت به ما همینست که هستی هست و چه شکوهمند است به هستی اندیشیدن بل احساس و ادراک وجودی هستی و جالبست هرآنچه از هستی در صدر و ساقه هستی ظلی قرار می گیرد او نیست و البته جز او نیست بگذرم

      تاملاتی ذیل اثر شریف

      1-مقصود از طبخ آشپزیست اگر آری فروکاست مقام مادر نیست طبخ مرتبط با جسمست آنکه روح میپرورد مگر آنکه طبخ را معنوی بگیریم

      2-بهترین مخلوق را به حقیقت نتوان مادر دانست

      3-دو صفت آمده کریم و صمد کریم را توان مرتبط دانست ولکن ارتباط صمد با بهترینی مادر چیست؟ آیا استغنای وجودی حق موجب لطف مادر آفرینی شده است لم یلد ولم یولد او خود مادر ندارد و سلسله مادرآفرینی را ختم باید بران که صمد است و بی نیاز از مادر

      4-پرستاری بیشتر مرتبط با جسم و معلمی مرتبط با روح احسنت

      5-چندین هم پشت سر هم آیا زیبایی آفرین است؟

      6-ملائک جمع است ولی فعل مفرد آمده است

      7-چرا تسبیح و دعا سر افتراق این دو و سر ذکر این دو و نه مثلا تحمید و دعا چیست؟

      8-عشق واقعی را مشخص نمودن احسنت ولکن سوالی پیش می آید عشق راستین کدامست مادر فرزند را دوست دارد چون فرزند خودش است پس او به وجودی که متعلق به خودش است محبت دارد حال مسئله را بالاتر بریم عشق به حق عزوجل آیا عشق به خود و من برتر نیست؟ پس باز من در کارست؟ عشق بی من کدامست؟ عشق حق به حق عشق من به من است؟

      9-پاسخ سوال را خود در مادرست... داده اید ولکن مسئله آیا مخاطب خود به پاسخ پرسد بهتر نیست؟

      10-باری مدد و کلا مصرع آخر مناسب است؟ نوعی قافیه اندیشی و وزن پرکنی نیست؟ اگر اثر به مصرع مادرست ختم میشد بنظر از استحکام بیشتری برخوردار بود بعد از آن تکرارها حال اضافه نمودن مطلبی در حالیکه مخاطب دران تکرارها باید غرق تامل شود لازمست؟

      11-به جز بیت خانه ای روشن در بقیه ابیات صور خیال چندان در کار نیست

      12- زبان اثر کهن است از نظر برخی نقدست ولی من کهن دوستم
      ختم شد به دوازده و امید که ایاممان هرچه سریعتر ختم شود به دوازدهمین امام هستی ارواحنا لتراب مقدمه الفدا
      سیاوش آزاد
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۲۰:۰۱
      بسم الله الرحمن الرحیم
      سلام محضر حبیبنا الشریف و خلیلنا العفیف سرور معظم و رفیق مکرم جناب مستطاب علیرضا جورعشوری بی جور مرد صبوری اطال الله عمره الشریف

      جناب استاد سعدی قدس سره فرمودند
      یکی از صاحبدلان سر به جیب مراقبت فرو برده بود و در بحر مکاشفت مستغرق شده. حالی که از این معامله باز آمد یکی از دوستان گفت: از این بستان که بودی ما را چه تحفه کرامت کردی؟ گفت: به خاطر داشتم که چون به درخت گل رسم دامنی پر کنم هدیه اصحاب را، چون برسیدم بوی گلم چنان مست کرد که دامنم از دست برفت.
      ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز
      کآن سوخته را جان شد و آواز نیامد
      این مدعیان در طلبش بی خبرانند
      کآن را که خبر شد خبری باز نیامد

      ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
      وز هر چه گفته‌اند و شنیدیم و خوانده‌ایم
      مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر
      ما همچنان در اوّل وصف تو مانده‌ایم

      بله در اول وصف مانده ایم به راستی آن حقیقت چیست که خلایق رفتند و آمدند گفتند و نگفتند و هنوز حقیقتش دست نخورده بل دست نیافتنی است بزرگترین نعمت به ما همینست که هستی هست و چه شکوهمند است به هستی اندیشیدن بل احساس و ادراک وجودی هستی و جالبست هرآنچه از هستی در صدر و ساقه هستی ظلی قرار می گیرد او نیست و البته جز او نیست بگذرم

      تاملاتی ذیل اثر شریف

      1-مقصود از طبخ آشپزیست اگر آری فروکاست مقام مادر نیست طبخ مرتبط با جسمست آنکه روح میپرورد مگر آنکه طبخ را معنوی بگیریم

      2-بهترین مخلوق را به حقیقت نتوان مادر دانست

      3-دو صفت آمده کریم و صمد کریم را توان مرتبط دانست ولکن ارتباط صمد با بهترینی مادر چیست؟ آیا استغنای وجودی حق موجب لطف مادر آفرینی شده است لم یلد ولم یولد او خود مادر ندارد و سلسله مادرآفرینی را ختم باید بران که صمد است و بی نیاز از مادر

      4-پرستاری بیشتر مرتبط با جسم و معلمی مرتبط با روح احسنت

      5-چندین هم پشت سر هم آیا زیبایی آفرین است؟

      6-ملائک جمع است ولی فعل مفرد آمده است

      7-چرا تسبیح و دعا سر افتراق این دو و سر ذکر این دو و نه مثلا تحمید و دعا چیست؟

      8-عشق واقعی را مشخص نمودن احسنت ولکن سوالی پیش می آید عشق راستین کدامست مادر فرزند را دوست دارد چون فرزند خودش است پس او به وجودی که متعلق به خودش است محبت دارد حال مسئله را بالاتر بریم عشق به حق عزوجل آیا عشق به خود و من برتر نیست؟ پس باز من در کارست؟ عشق بی من کدامست؟ عشق حق به حق عشق من به من است؟

      9-پاسخ سوال را خود در مادرست... داده اید ولکن مسئله آیا مخاطب خود به پاسخ برسد بهتر نیست؟

      10-باری مدد و کلا مصرع آخر مناسب است؟ نوعی قافیه اندیشی و وزن پرکنی نیست؟ اگر اثر به مصرع مادرست ختم میشد بنظر از استحکام بیشتری برخوردار بود بعد از آن تکرارها حال اضافه نمودن مطلبی در حالیکه مخاطب دران تکرارها باید غرق تامل شود لازمست؟

      11-به جز بیت خانه ای روشن در بقیه ابیات صور خیال چندان در کار نیست

      12- زبان اثر کهن است از نظر برخی نقدست ولی من کهن دوستم
      ختم شد به دوازده و امید که ایاممان هرچه سریعتر ختم شود به دوازدهمین امام هستی ارواحنا لتراب مقدمه الفدا
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۲۱:۲۳
      سلام خدمت دوست و همراه همیشگی جناب آزاد عزیز🌹🌹
      سپاس از وقتی که گذاشتید برای نقد و بررسی...

      راجع به مورد ۶ باید عرض کنم که همانطور که خودتان اذعان داشتید زبان اثر کهن است (البته نه مطلقا ولی غالبا) در اثر کهن نیز فاعل میتواند جمع باشد به نوعی اسم جمع و فعل آن نیز به صورت مفرد بیاید مثالی خدمت تان میزنم ؛ لشکر آمد. در اینجا لشکر یک جمع واحد است وبرایش فعل مفرد آمده و صحیح است.
      مثالی از سروده فردوسی کبیر ؛
      یکی لشکر از نزد افراسیاب
      همی رفت برسان کشتی بر آب
      در اینجا هم ملایک یک جمع واحدی است که برایش جواز فعل مفرد گرفتم. این راهم اضافه کنم که شاعر برای ایجاد زیبایی و قافیه اغلب مجبور به ساختار شکنی است چون هدف انتقال احساس و آفرینش زیبایی است.

      راجع به مورد ۱۰ هم مدد خواستن از مادراست که نزد خداوند مقام بلندی دارد. هدف تمامی شعرای شعر وزن پرکنی و قافیه سازی است اما در جای درست باید این خلاء پر گردد که به عقیده من در این بیت به درستی استفاده شده. البته با احترام به نقد و نظر شما دوست عزیز...

      سایر موارد نقد و تحلیلی شخصی است و مخاطبان برداشت های مختلفی دارند لذا جهت رفع اطاله به نظر خود مخاطب واگذار میشود.
      سپاسی دوباره از نقد پر بارتان🌹

      ارسال پاسخ
      فرهاد احمدیان
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۰۸:۳۷
      سلام و عرض ادب خدمت جناب جورعشوری غزلی دلنشین قلم زدید درود فراوان بر شما
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۱۰:۵۳
      سلام و ارادت فراوان🌹🌹سپاس از حضورپرمهرتان
      ارسال پاسخ
      مجیدنیکی سبکبار
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۰۹:۰۹
      سلام و درود فراوان و شعر بسیار زیبا و استادانه ای سروده اید
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۱۰:۵۵
      سلام و ارادت فراوان🌹🌹سپاس از محبت تان
      ارسال پاسخ
      مجیدنیکی سبکبار
      مجیدنیکی سبکبار
      سه شنبه ۵ بهمن ۱۴۰۰ ۰۲:۲۵
      موفق باشید
      علیرضا مرادی( مراد )
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۰۹:۱۹
      سلام و درود
      سروده زیبا و دلنشینی است
      برقرار باشید استاد عزیز و بزرگوار
      خندانک خندانک خندانک
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۱۰:۵۶
      سلام و عرض ارادت 🌹🌹به مهرخواندید بزرگوار
      ارسال پاسخ
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۰۹:۲۰
      درود بر شما
      خداوند مادر گرامیتان را حفظ کند 🌺🙏🌺
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۱۰:۵۷
      سلام خدمت جناب عزیزان بزرگوار🌹🌹سپاس از مهرتان
      ارسال پاسخ
      ژکا گرجاسی
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۱۱:۴۱
      درود جناب جورعشوری
      قلمتون فوق العاده است
      قدرش و بدونید خندانک
      بمانید به مهر و بسرایید از شادی ها و عشق
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۱۱:۵۸
      سلام، ارادتمندم🌹🌹سپاس از لطف و محبت تان
      ارسال پاسخ
      محمد باقر انصاری دزفولی
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۱۷:۳۶
      سلام بزرگوار
      دلچسب و زیبابود
      قلمتان نویسا
      در پناه حق
      درود درود
      خندانک خندانک خندانک
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۱۸:۵۷
      سلام جناب انصاری بزرگوار
      به مهر خواندید و سپاس از حضورتان🌹🌹
      ارسال پاسخ
      آرمین پرهیزکار
      سه شنبه ۵ بهمن ۱۴۰۰ ۰۱:۰۹
      درود بر شما
      مادر عشق است و عشق مادر خندانک خندانک خندانک
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      سه شنبه ۵ بهمن ۱۴۰۰ ۰۷:۱۸
      درود دوست گرانمهر🌹🌹
      حقا که همینطور است👏🏻👏🏻
      ارسال پاسخ
      محمد خسروی فرد
      سه شنبه ۵ بهمن ۱۴۰۰ ۲۲:۵۹
      خندانک خندانک خندانک
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      چهارشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۰ ۰۸:۲۷
      سپاسگزارم🌹🌹
      ارسال پاسخ
      محمد علی رضاپور
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۰۶:۴۵
      حق نگهدار تو باشد خندانک خندانک خندانک
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      جمعه ۶ اسفند ۱۴۰۰ ۱۶:۳۰
      درود فراوان🌹🌹🌹
      ارسال پاسخ
      محمد علی رضاپور
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۰۷:۰۰
      حق، نگهدار تو باشد خندانک
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      جمعه ۶ اسفند ۱۴۰۰ ۱۶:۳۱
      ⚘⚘⚘
      ارسال پاسخ
      محمد علی رضاپور
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۰۷:۰۰
      سلام و درود
      بزرگوار!

      دعوتید به کارگاه شعر اجتماعی(در راه پیشرفت ایران)
      لطفاً به قسمت مطالب نشر شده در بالای سایت نگاه بیاندازید!
      (کارگاه شعر اجتماعی- در راه پیشرفت ایران)
      با عکس آفتاب و کوه و گل

      سپاس
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      جمعه ۶ اسفند ۱۴۰۰ ۱۶:۳۲
      🙏🏻🌺
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0