سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 27 ارديبهشت 1401
  • روز ارتباطات و روابط عمومي
17 شوال 1443
    Tuesday 17 May 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویسید تا زنده بمانید،هرکه نوشت پادشاه میشود.احمدی زاده (ملحق)

      سه شنبه ۲۷ ارديبهشت

      مناجات نامه !

      شعری از

      سلمان مولایی

      از دفتر دیوانگی های من و محبوب نوع شعر ترکیبی

      ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰ ۱۴:۲۰ شماره ثبت ۱۰۶۳۸۳
        بازدید : ۲۳۶۵   |    نظرات : ۸۶

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر سلمان مولایی

      دیگر از آسمان نمی بارد 
      هیچ باران نا به هنگامی 
      بوی خورشید می دهد جنگل
      بوی خشک و خسیس ناکامی 

      مردمان حریص همسایه 
      ابرها را چلانده اند انگار
      سهم ما استخوان بی ماهی
      گربه را خورد مرغ ماهی خوار 

      مردم ما دل خوشی دارند 
      دست ها شان به سمت اقیانوس 
      تورها را به میخ آویزان 
      توی تخت اند و در پی طاووس 

      در خیالات شان گهی لپ لپ ...
      پشت بر زین اشتری رهوار 
      خواب باران و دانه می بینند 
      بیل های نجیب شان بی کار 

      نطق من تازه داشت وا می شد 
      که سروشی نهیب زد : هُش دار 
      اصلاً این حرف ها تو را سَنَنَه ؟ 
      شاعر واژه های ناهموار ! 

      برو و اقتدا به سعدی کن 
      [ اندرون  از طعام خالی دار ]
      مال دنیا شبیه مردار است 
      جیفه ها را به کرکسان بسپار 

      ناگهان روح خواجه عبدالله 
      در تن من حلول فرمودند 
      دست شستم از این همه طامات
      شاعر بی خطر شدم یک چند ...

      متحول شدم به یک باره 
      دست بردم به ضامن خودکار 
      در صف انتظار بود انگار 
      پر شد از خون آبی اش دیوار : 

      « ما ؛ زمین خورده ی تو بودیمُ
      کشته و مرده ی تو بودیمُ
      از گلوهای مان غزل می ریخت 
      طوطی گرده ی تو بودیمُ
      تو همان صخره ی تنومندُ
      موج سَر خورده ی تو بودیمُ
      فاتح مطلق جزیره ی گنج
      رنجِ نابرده ی تو بودیمُ
      استواری شبیه کوه یخ 
      پای سُر خورده ی تو بودیمُ
      صبح پر خنده ی بهارانی 
      شب افسرده ی تو بودیمُ
      بِهِ خوش طعم اصفهانی تو 
      گل پژمرده ی تو بودیمُ
      چکمه ی سرخ نادر افشار 
      فرش پا خورده ی تو بودیمُ
      جلد گالینگور لغت نامه 
      برگ تا خورده ی تو بودیمُ
      تو پوکر باز تا ابد پیروز 
      بازی برده ی تو بودیمُ
      سینه ی تو شبیه آرنولدُ
      دست رد خورده ی تو بودیمُ
      استکان پر از شرابی تو 
      ما قسم خورده ی تو بودیمُ
      تو خطاپوش غالب شعرا  
      قالب پرده ی تو بودیم ُ 
      .
      .
      .
      نعره ای زد سروش فوق الذکر 
      ( تا رسیدم به بیت پایانی ) : 
      جان محبوبه ات ، کمی آرام 
      تا نلرزیده عرش ربّانی 
      دست بردار از مناجات ات
      بی خیالَ تحول آنی 
      نه ، تو آدم نمی شوی هرگز 
      جان به جان ات کنند سلمانی ...

      ۵ تیرماه ۱۳۹۷
       
      ۱۹
      اشتراک گذاری این شعر
      ۷۳ شاعر این شعر را خوانده اند

      سینا سجودی

      ،

      مجیدنیکی سبکبار

      ،

      اصغر ناظمی

      ،

      حمید غرب

      ،

      مهدي حسنلو

      ،

      طوبی آهنگران

      ،

      نیاز ناطق

      ،

      مریم کاسیانی

      ،

      م امین

      ،

      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

      ،

      امید کیانی (امید)

      ،

      محمد رضا خوشرو

      ،

      منیژه قشقایی

      ،

      ژکا گرجاسی

      ،

      رضا سعادت نژاد

      ،

      مجتبی رهایی(رها)

      ،

      محمد جواد عطاالهی

      ،

      آرمان پرناک

      ،

      مجید آبسالان

      ،

      شرین شایان

      ،

      سيد هادی حسینی(هادی)

      ،

      شادی بلکامه

      ،

      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)

      ،

      محمد فاضلی نژاد

      ،

      محمد امیری

      ،

      سعید بیانلو (پرواز آرزوها)

      ،

      محمد قنبرپور(مازیار)

      ،

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)

      ،

      شین بانو

      ،

      مهدیس رحمانی

      ،

      سلمان مولایی

      ،

      مهدی محمدی

      ،

      نفیسه کلهری نفس

      ،

      محمد حسین اخباری

      ،

      فاطمه ابیضی (فاطمه حقیقت دوست)

      ،

      برین بهار

      ،

      محسن ابراهیمی ( غریب )

      ،

      عليرضا حكيم

      ،

      ناهید مشرقی

      ،

      عباسعلی استکی(چشمه)

      ،

      محمد علي واشقاني ( باران )

      ،

      ندا عبدحق

      ،

      قربانعلی فتحی (تختی)

      ،

      هادی محمدی

      ،

      یلدا جاوید

      ،

      علی حقیری ( اَلیَسَع)

      ،

      حسین مراغه

      ،

      فرنگیس رزمی نژاد/فری/

      ،

      عرشیا خوشرو

      ،

      سیدیحیی حسینی

      ،

      مسیح علیپور

      ،

      مهدي شريفي

      ،

      آرمین علیمحمدی

      ،

      مسعود آزادبخت

      ،

      علی احمدی( م امین)

      ،

      امین رشیدی

      ،

      سارا خوش روش

      ،

      احسان کریمیان علی آبادی

      ،

      علی تفکری (صابر)

      ،

      سودابه حسن پور(کرشمه)

      ،

      سیاوش آزاد

      ،

      مسعود معادی

      ،

      غلامرضا شیبانی

      ،

      جویا مجیدی

      ،

      تکتم حسین زاده

      ،

      سامره حاجیان(مهربانی)

      ،

      ملکبانوی سیب

      ،

      امیررضا خانلاری (وکیل الشعرا)

      ،

      علی سهامی

      ،

      آذر مهتدی

      ،

      ابوالحسن انصاری (الف رها)

      ،

      علی اکبرامیدی

      ،

      بتول رجائی علیشاهدانی(صنم)

      نقدها و نظرات
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۱۳:۱۸
      به نام او که سرایش آموخت!

      درودها جناب مولایی ارجمند!

      شعر جاری مانند دیگر اشعارتان، قاموسی است از واژگان و اصطلاحات ادبی و آرایه‌های سخن؛ همراه با مفاهیمی ژرف که بی‌شک واکاوی تمام آن، به ساعت‌ها اندیشه و نوشتن نیاز است.

      به طور کلی، به زعم کمترین، شاعر با دایره‌ی واژگانی گسترده، توان تخیّل بالا، احساس و اندیشه‌ای گیرا و پویا در ترکیب‌‌آفرینی‌های بدیع و نیز با کاربرد تمثیل و دیگر آرایه‌های ادبی و چاشنی طنز، فضای جامعه‌ای حزن‌آمیز را به تصویر کشانده است، که مردمانش هم گویا در خواب بی‌خبری هستند و بی‌هیچ تلاشی، رویای بنبه دانه در سر می‌پرورانند. شاعر ما می‌خواهد این شرایط را به هم بریزد؛ امّا به دلایلی که خود می‌گوید، متحوّل شده، شاعری بی‌خطر می‌‌گردد؛ (امّا از آنجا کبریت بی‌خطر هم خطرآفرین است،) دگرگونی رندانه‌ی شاعر ما هم به وجهی است که برای شرایط موجود خطرآفرین است‌.


      با توجّه به این‌که هدف از نقد، آموختن و آموزش است، و با توجّه به این‌که‌ بسیاری از مخاطبین مجازی، برای آموختن نقدها را می‌خوانند، کمترین با توجّه به زمان اندکی که دارم و باید به کارهای متعدّد فرهنگی و نوشتاری برسم، فقط چهار مصراع نخستین را که در حکم براعت استهلال این شعر پرمحتواست، اندکی از دیدگاهِ کاربرد آرایه‌های ادبی واکاوی می‌کنم و از آنجا که زکات علم نشر آن است، مابقی را به دیگر دوستانی که واقعا توانایی واکاوی آرایه‌های ادبی را دارند، وامی‌گذارم:



      _جنگل: استعاره‌ی مصرحه‌ است از سرزمینی محصور ستم.

      _باران: نماد آزادی و طراوت. (به قول فریدون مشیری: من نمی‌گویم در این عالم/ گرم پو، تابنده، هستی‌بخش چو خورشید باش/ تا توانی/ پاک، روشن/ مثل باران/ مثل مروارید باش!)

      _ (بوی خورشید): حس‌ آمیزی (و از دیدگاهی استعاره‌ی مکنیه)

      _ (بوی خشک و خیس): حس آمیزی.

      _ (آسمان)، (خورشید)، (باران) و (نمی‌بارد): مراعات نظیر.

      _ (باران) و (نمی‌بارد): اشتقاق.

      _ (جنگل)، (باران) و (نمی‌بارد): مراعات نظیر.

      _ عبارت کنایی: (بوی خورشید می‌دهد جنگل):
      کنایه از بودنِ خورشید است و ایهامی است با تضاد معنایی:
      ۱_ خورشید نماد روشنایی و مهر و گرماست؛ قاعدتا چیز خوبی است.
      ۲_ (هرچند یکی از فاکتورهای اصلی برای رشد گیاهان، نور و خورشید است)؛ امّا در اینجا شاید بودن خورشید در جنگل نشانه‌ی این است که دیگر طراوتِ باران نیست.

      _ \\\\"بوی خورشید می‌دهد جنگل/ بوی خشک و خیس ناکامی:
      پارادوکس. (آخر خورشید نماد روشنایی و مهر است و نباید ناکامی بیاورد.)

      _ (خشک و خیس): واج‌آرایی (تکرار واج *خ*) و نیز تضاد.


      بی‌شک با اندیشه‌ی بیشتر، حتّی در همین چهار مصراع، باز هم می‌توان مفاهیم اندیشمندانه و نیز آرایه‌های سخن را یافت.


      سپاس از بودنتان و اشعار ژرفی که به اشتراک می‌گذارید و وقت ارزشمندی که صرف می‌کنید و نقدهای آموزش‌ دهنده و پرمحتوا؛ با کلامی امیدبخش، ذیل اشعار کاربران سایت می‌نویسید.

      تراوش احساس و اندیشه‌تان همواره جاری باد!
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۴:۱۸
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۵:۵۸
      سلام

      و

      همواره و مادام تمام فکر و تلاش ام این بوده است که این صفحه جایی برای آموختن باشد و کلاسی برای ادراک و بی گمان لطف حق متعال مدد نموده است که این چنین اساتید بزرگوار با گشودن دریچه ای سبز به سمت هوای خوب فهم مرا در رسیدن به این آرزو یاری می کنند و امید که این اتفاق فرخنده همیشگی باشد و مستمر و بزرگترین سپاس ها و بیشترین امتنان های من بی تردید در برابر این لطف ذره ای ست در برابر آفتاب ...
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۶:۳۹
      هزاران درود و سپاس خندانک

      آنقدر شعر جاری جذاب است که از وقتی به اشتراک گذاشته‌اید، نه تنها آن را در کانال خصوصیِ نقدهایم کپی کرده‌ام تا انشالله در مقالات ادبیِ آینده‌‌‌‌ام از شواهد آن استفاده کنم، بلکه تا الان که دارم این پیام را می‌نویسم، هر دفعه وقت کرده، وارد سایت شده‌ام، صفحه‌ی شما را هم بازنموده و به تکرار خوانده‌ام. خندانک خندانک
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰ ۱۵:۲۷
      سلام

      خداوند جلیل از لب خورشید
      حیان. به جان رمین داد

      از گلشن کوثر. غزت
      به دودمان. امین. داد

      در بوستان. احمدی

      طوبی به دوازده شاخه. قد کشید

      بوی گلان. از دامن ریحان

      به مشام. سوسن نسرین داد

      روز میلاد مهین بانوی دو عالم مبارک

      و هم چنین روز مادر مبارک
      روز مادر عزیزم هم مبارک
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۴:۲۶
      خندانک
      درودبرشمااستادعزیز خندانک
      بسیار عالی بود خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۶:۰۰
      سلام

      و

      سپاس های بی اندازه از این قلم که هم در هنگام سرودن و هم در نقد و نظر حضورش آرامشی عمیق به همراه دارد...
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      طوبی آهنگران
      چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰ ۱۹:۲۲
      🌹🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰ ۰۸:۴۴
      درود استاد عزیز
      بسیار زیبا و شورانگیز بود
      دلنشین و مبین مشکلات جامعه
      دستمریزاد
      موفق باشید خندانک
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      يکشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰ ۲۱:۲۰
      سلام


      و


      سپاس ها ی بی شمار حضرت استاد ...
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰ ۱۴:۰۴
      درود
      میلاد با سعادت جده سادات
      ام ایبها
      حضرت فاطمه زهرا
      بر شما مبارک باد خندانک
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      يکشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰ ۲۱:۲۱
      سلام

      و

      شاد باشد بر شما نیز
      و
      شادمان باشید همواره ...
      ارسال پاسخ
      محمد قنبرپور(مازیار)
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۳:۲۹
      سلام بر اهالی شعر ناب
      و سلمانِ سلیم

      مثل همیشه شعر باشکوه و مقتدر شروع شد مخاطبِ شعر در ابتدا متوجه سلمان نیست بلکه حواسش به شعر است و حس و ذهن مخاطب با آنچه سلمان می‌گوید همراه و درگیر است، معضلی اجتماعی در لایه های طنز گاهی تلخ و گاهی شیرین اما کم کم متوجه حضورش در شعر می‌شود متوجه صدای گام هایش در کلمات در قافیه ها در ترکیباتش و کم کم حضور سلمان پر رنگ می شود و تلاش او برای گفتن از همان ابتدا روشن است برای رسیدن به خود و این شگرد سلمان است. ورود به صنایع ادبی شعر و واکاوی تک تک لحظات و انات شعر چگالی گسترده تری می‌طلبد که نه من سواد نوشتن تمامی آن را دارم نه حاجتی به بیان است وقتی شعری اینگونه خودش عیان به همه چیز است خلاصه بیش از هر چیزی مصلح بودن سلمان به خشاب بسیار بسیار بلند و پر و پیمان واژگان و ذهنی خلاق و تصویر ساز که یکی آرزوی هایم داشتن این موهبت بوده و هست.
      چهارپاره را بارها خواندم لذت بردم دوستش داشتم بخش دوم هم به تنهایی زیبا و پر شور و باشکوه بود فقط جسارتا با ترکیب آن با چهار پاره ات موافق نبودم بخشی که در ساختاری دیگر خودنمایی می‌کند، البته این یک سلیقه است میدانم بنده یک از هزارم هم نیستم پس مهم نیست و همه دوستان را به خوانش این شگفت انگیزت دعوت میکنم به :
      _بازی های کلامی /هش دار /نا به هنگام /
      _تلمیحات بدون کلیشه
      _ترکیبات بدیع و زیبا
      _یکدستی زبان

      _ودر نهایت بازهم اشاره به محبوب بی بدیل، راستی یک مقاله ای دارم آماده میکنم با عنوان :((معشوقه سرایی در شعر معاصر؛ ترفند یا حقیقت؟ )) دوست دارم توهم جزو آن دست حقایقی باشی که مرا در تکمیلش یاری کنی.
      بارها خواندم و خواهم خواند وقتم خیلی کم است واجب بود که پابوس شعرت بیایم و خوشحالم
      خلاصه اینکه عالی عالی عالی عالی بود سلمان سلیم

      یاحق🌿🌿
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۴:۱۸
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۶:۰۶
      سلام

      و

      رفیق نازنین ام

      آرزو دارم که هماره زمانی وسیع و توانی گسترده داشته باشی برای حضور در سایت چرا که نه تنها به زعم من بلکه به نظر بیشتر دوستان حضور مازیار سبب پویایی و جنب و جوش در این محفل می باشد.
      دیگر آن که مازیار جان برای روشن تر شدن فلسفه ی پاره دوم شعر به گمان ام دقت بیشتر در اسم اثر می‌تواند زاه گشا باشد.
      ارسال پاسخ
      هادی محمدی
      پنجشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۰ ۱۱:۴۹
      سپاس خدای را که فرصتی دوباره داد تا بنویسم

      شعری پیش رو داریم از سلمان سلیم رفیق عزیزم

      درخصوص رویکرد شعر که تلفیقی است از سه گانه ی سنتی و آدوانگارد و پسا مدرن، رگه هایی از سه ظلع مثلث در این شعر دیده میشود. دگرگونی های بنیادین اجتماعی و فرهنگی در مضامین شعر غالب است گرچه به زعم من ترکیب این اضلاع شاید به لحاظ ساختار درست نباشد ولی سلمان با چیره دستی توانسته است از لابلای بندها دردی عمیق و فلسفه محور بیرون کشد.
      اگر من جای سلمان بودم چهارپاره را ادامه میدادم ولی آگاهم هنگام نگاشت این شعر سلمان از خود بی خود شده و چون اشعار سلمان جوششی است پس خرده گرفتن خطاست
      به لحاظ ساختاری استفاده ی مکرر مراعات النظیر ها، استعاره ها، ترکیب های عالی، جناس ها، تضادها، از شاخصه ی این شعر به شمار می رود و خلق تصاویر نزدیک به ذهن و روان و تصاویر من است که این برایم دلچسب تر شده است.
      در نظر من این شعر به اصطکاک با اصول و قواعد شعر انجامیده و محتوا و شیوه ی بیان، آن را با چالش رو به رو ساخته است.
      جسارت شاعر در سرودن و قرار گرفتن در محتوا و فرمی که دلش میخواهد فریاد بزند قابل توجه است كسی كه چنين مضامينی در ذهن پرورده باشد، قطعاً توان آزاد ساختن ظرفيت‌های بيشتر و تازه‌تری در شعر را می توان از او منتظر بود.
      شعر مفهومی اجتماعی را با نمادین‌ترین و استعاری‌ترین شکل ارائه می‌دهد تشخیص ابزاری است که سلمان با آن توانسته با تور و خودکار و بیل و.... به جنگ ابیات برود.
      اشارات پارادوکسیکال در شاکله ی شعر گرچه واضح نیست اما شنوده را به سمت ویرانی و سپس آبادی می برد

      صنایعی مانند اعنات، ابداع، براعت استهلال که حرف اولیه را در قالب گلایه عنوان می‌دارد و از مردم زمانه می نالد و بعد در قالبی دیگر نتیجه میگیرد شعر را از مبهم انگاری به ورطه ی اجتماعی میکشد.
      تجاهل العارف در رگه های مدرنیسم شعر، شاعر را مالیخولیایی محض نشان میدهد اما ختم شعر به عشق و جان محبوب نشان از ذکاوت شاعر و برنامه ریزی او برای شعر دارد
      به کاربردن تلمیح از سعدی و خواجه عبدالله انصاری در شعر مخاطب را به جریان شناختی سنتی مخلوط با آوانگارد سوق میدهد.

      ایام عزت مستدام

      سید هادی محمدی



      خندانک خندانک خندانک خندانک
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      يکشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰ ۲۱:۲۰
      سلام

      و

      اگر چه بسی با تأخیر جواب گوی مهربانی های ات هستم ولی می دانم و می دانی که بودن ات احساسی پر از آرامش و امینت و آگاهی می آفریند که دل شاعر را گرم می دارد به ایستادن و از دیگر سوی این که تا بدین حد فهمیده می شود شاعر و شعرش ، نعمتی عجیب پر ارج است و گران بها که بی گمان این فهم از معرفت چونان تویی حاصل می شود ...
      ارسال پاسخ
      علی سهامی
      يکشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۰ ۲۱:۱۸
      این شعر نشان می دهد که بی گمان سلمان شاعری توانمند است شکل و ساختار بیرونی شعر در آغاز و فرجام چهار پاره است و در میانه اش غزل ( چهارپاره غزل ) وزن شعر بحر خفیف ( فاعلاتن مفاعلن فع لن ) است که شاعر با احاطه بر زبان امروزین و خلق تصاویر تازه در حالتی مکاشفه وار در میانه ی شعر به روایت تقابلی بین " ما " و " تو" می پردازد یعنی ضمیر جمع " ما" در تقابل با یک " تو" ، یک "تو" با عظمت و بزرگوار !........... که پایان روایت به بیرون آمدن از حالت رویا و مکاشفه شاعرانه دوباره به قالب چهار پاره بازمی گردد....و امّا بعد .... دربیت ( ناگهان روح خواجه عبداله / در تن من حلول فرمودند) از نظر دستوری ترکیب " حلول فرمودند " برای من اندکی ثقیل و دیر هضم بود! ( روح... حلول فرمودند!!! علاوه بر همنشینی نامتعارف دستوری "حلول" در کنار " فرمودند" ....نهادش در بیت سر در گم است ...... به هر روی سخن را با بیتی بداهه با همان وزن، در مورد آن یک بیت، به فرجام می رسانم " برگ بارید و باد سر در گم / در گزاره نهاد سر درگم "
      مجیدنیکی سبکبار
      يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۰۸:۱۳
      سلام و عرض ادب. با استادی تمام، دلی پر سخن و البته سبکی خاص. بسیار آموختنی بود.
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۱۸:۵۱
      خندانک
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۴:۱۸
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۶:۱۰
      سلام

      و

      حضرت دوست در این چند وقتی که چشم ام به زیارت جمال قلم تان گشوده شده است شما را بیشتر با نقد و نظر های مفصل و پر از آگاهی شناخته ام و امید که در این صفحه نیز به روال معمول تان بر سر شعر و شاعرش منت گذاشته ، ، خوشه چینی را از ایشان دریغ ننمایید.
      ارسال پاسخ
      اصغر ناظمی
      يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۰۹:۲۶
      سلام
      وعرض ادب
      براستاد گرامی خندانک خندانک خندانک
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۱۸:۵۱
      خندانک
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۴:۱۸
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۶:۱۴
      سلام

      و

      به راستی شرم سار م در برابرتان چرا که چندی ست توفیق نگاشتن نقد و نظر بر اشعار پر ابهت و شکوهمندتان را نداشته ام ولی شما همواره با قلم مهربان تان رنک خورشید به این صفحه می زنید.
      ارسال پاسخ
      حمید غرب
      يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۰۹:۵۱
      درود بر استاد مولایی عزیز

      دیگر از آسمان نمی بارد
      هیچ باران نا به هنگامی
      بوی خورشید می دهد جنگل
      بوی خشک و خسیس ناکامی

      مردمان حریص همسایه
      ابرها را چلانده اند انگار
      سهم ما استخوان بی ماهی
      گربه را خورد مرغ ماهی خوار

      مردم ما دل خوشی دارند
      دست ها شان به سمت اقیانوس
      تورها را به میخ آویزان
      توی تخت اند و در پی طاووس

      در خیالات شان گهی لپ لپ ...
      پشت بر زین اشتری رهوار
      خواب باران و دانه می بینند
      بیل های نجیب شان بی کار

      نطق من تازه داشت وا می شد
      که سروشی نهیب زد : هُش دار
      اصلاً این حرف ها تو را سَنَنَه ؟
      شاعر واژه های ناهموار !

      برو و اقتدا به سعدی کن
      [ اندرون از طعام خالی دار ]
      مال دنیا شبیه مردار است
      جیفه ها را به کرکسان بسپار

      ناگهان روح خواجه عبدالله
      در تن من حلول فرمودند
      دست شستم از این همه طامات
      شاعر بی خطر شدم یک چند ...

      متحول شدم به یک باره
      دست بردم به ضامن خودکار
      در صف انتظار بود انگار
      پر شد از خون آبی اش دیوار

      ترکیبی بسیار زیبا که تمایز دوبخش آغازین و پایانی کاملا مشهود است و این حقیر بخش آغازین را از باب اعتراض ، عمیق تر و وسیع تر یافتم و به گمانم طراحی آنها در دو اپیزود متفاوت زمانی صورت گرفته

      همینطور تشبیهات باورنکردنی در جای جای اثر ، کمک به قوام مفهوم و زیبایی کار داشته است

      دستمریزاد استاد
      آموختم در حد وسع عقل خویش

      کلامتان ماندگار و توفیقتان بسیار
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۱۸:۵۲
      خندانک
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۴:۱۹
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۶:۱۸
      سلام

      و

      چه زیبا و دیدنی ست حضوری که چه در هنگام سرودن چه در زمان نقد و نظر آموختنی های فراوان برای همگان در خود نهان و عیان دارد و ابن جاست که باید گفت :
      از دست و زبان که بر آید
      کز عهده ی شکرش به در آید ؟
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۱۰:۴۳
      سلام.
      و
      ادب جناب مولایی بزرگوار

      شما شعر بسیار زیبا و ستودنی. سروده اید

      همه از زوق و سلیقه ای سر شار از محبت مردمت

      باشد که شما آن قلم. ستوده. گان. مردم باشید

      و قلمی مانده گار

      درود بر شما
      وقتی می فهمید که امروز. حس فریاد دارد
      و
      دلها. آماده. شنیدن. سخنی نو
      و
      صدای درختان را می رسانید

      و دیوار اسالت را کوته می بینید

      و
      با گلهای. له. شده. هم. سخن. می شوید

      هوا را برای همه استشمام. می کنی

      و آب را با خنکی. و دل خوا. همه گان لمس می کنید
      و
      تمام موجودات. را شب زنده دار می دانید

      و
      ستاره گان را نگبا نان. زمین

      می فهمید تاری کی وجود ندارد
      همه جا روشن است

      همه تاریکی ها از ما به وجود می آید
      بس کنم
      د
      درود برشما
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۱۸:۵۲
      خندانک
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۴:۱۹
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۶:۲۳
      سلام

      و

      نه تنها با نوشته های پر از مهر و سبز خویش دوستان را به سوی کمال ترغیب می نمایید بلکه با درج بداهه های دلنشین خویش ارمغانی شایان بر جای می گذارید سزاوار ستایش ...
      ارسال پاسخ
      نیاز ناطق
      يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۱۱:۲۴
      درود ها
      قلم زدید در سال ۱۳۹۷
      تا رسیدم به بیت پایانی
      عالی بود
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۱۸:۵۲
      خندانک
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۴:۱۹
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۶:۲۷
      سلام

      و

      چه خوب است و خوش که سرانجام این شعر با نگاه و قلم دوستان،نیک افتاده است و این کیفیت را امتنانی تمام لازم است و در خور ...
      ارسال پاسخ
      مریم کاسیانی
      يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۱۱:۴۵
      درود بر شما جناب مولایی ارجمند،شاعر شعرهای شگفت انگیز
      فوق العاده زیبا بود با تلمیحاتی که به بهترین شکل در شعر ظهور کرده بودند و آشنایی زدایی که کاملا مشهود بود
      لذّت بردم از جرعه جرعه ی این جام سکرآور

      باشید و بدرخشید همیشه
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک

      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۱۸:۵۲
      خندانک
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۴:۱۹
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۶:۳۴
      سلام

      و

      اگر بگویم از عبارت پر از لطف شاعر شعرهای شگفت انگیز مسرور و شادمان نشدم بی گمان حرف ناراستی ست اما در ازای این حال و حس خوب مسوولیت و تعهدی سنگین تر از پیش بر دوش قلم خویش اخساس می کنم و دست بر دعا و ذهن بر تلاش داشته ام که از پس این ها به بهترین شکل بر آیم ...
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۱۳:۳۵
      🌸🌸🌸🌸🌸🌸
      🌸🌸🌸🌸🌸
      🌸🌸🌸🌸
      🌸🌸🌸🌸
      🌸🌸🌸
      🌸🌸
      🌸
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۱۸:۵۲
      خندانک
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۴:۱۹
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۶:۳۵
      .
      .
      خندانک خندانک خندانک
      .
      .
      .
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۱۷:۲۴
      سلام و درود بر شما.
      شعر جالبی بود.
      و بله از یک کلمه ی آذری هم در شعر بهره بردید.
      و شعر بر پایه های جدی و طنز شعری خوش قریحه ای بود


      بیت برگزیده ی من


      نطق من تازه داشت وا می شد
      که سروشی نهیب زد : هُش دار
      اصلاً این حرف ها تو را سَنَنَه ؟
      شاعر واژه های ناهموار !

      و خوش ذوق بودن در شعر شاعر را شاد می‌کند.
      و شعر شاد شاعر باعث خورسندی خواننده می‌گردد.
      درودها.


      خندانک
      خندانک
      خندانک
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۱۸:۵۲
      خندانک
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۴:۱۹
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۶:۳۸
      سلام

      و

      شادمانی و حال خوب کیفیتی ست که اگر چه این روزها در حکم کیمیا ست ولی آرزو دارم ابن حال در این شعرخانه مدام باشد و مستدام ...
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۱۸:۱۱
      سلام و عرض ادب بسیار زیبا .بسیارزیبا
      حقیقت رو عرض کنم هرچه به پایان نزدیک شدم
      لبخند پررنگ تر شد خندانک خندانک 😁😇
      وهر مناجاتی زیباست
      که آمده ایم خود را عشق را بشناسیم و امتدادیابیم
      تا بی نهایت ...
      حتی در بدترین احوال و نارضایتی ها و آشفتگی هایمان
      البته خودم رو عرض می کنم

      شاد باشید هماره جناب عالی محبوبه ی امیری عزیز
      دوستان عزیزشاعر و همه ی مردم زمین

      بسرایید به مهر و نور تا همیشه خندانک
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۴:۱۹
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۶:۴۲
      سلام

      و

      سپاسی بی پایان که چون همیشه ی حضور گرم تان به یمن قدوم قلم خویش و نیز ذکر نام محبوب بی دلیل این صفحه را مطلع مهتاب کرده است و چشم و دل شاعر را روشن و روشن تر ...
      ارسال پاسخ
      محمد جواد عطاالهی
      يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۲۱:۳۵
      از گلوهای مان غزل می ریخت
      طوطی گرده ی تو بودیمُ...

      سلام
      هر اثر والا سرچشمه ایی والا دارد و غیر از این نیست.
      واقعا نمی دانم چه بگویم و تنها ممنونم از بودن و سرودنتان
      در پناه حق محفوظ باشید
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      .
      .
      .
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۴:۱۹
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۶:۴۷
      سلام

      و

      رفیق جوان و شاعر مسلم و محض ؛
      اگر سخن از والا بودن است شکی نیست که بزرگ ترین دلیل آن بودن دوستانی چون تو و دیگر عزیزان است که این سربلندی ، ره آورد سبز خضر نگاه تان است ...
      ارسال پاسخ
      م امین
      يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۲۲:۵۲
      گفتنی‌ها را بزرگان گفتند و به هر حال نقد و تحلیل این اثر والا در توان بنده نیست
      تنها می‌توانم بگویم که از خوانش این اثر بسیار لذت بردم. این کلمه‌ها فقط زیر سایه‌ی بزرگواری چون شما گرد هم می‌آیند خندانک
      قلم‌تان مانا و نویسا خندانک خندانک
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۴:۲۰
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۶:۵۰
      سلام

      و

      خوش آمدید و خوشی آوردید به یمن آمدن تان تا به آن اندازه که از توان امتنان خارج است درست به قاعده ی وسعت قلمرو ی لطف بی کران تان ...
      ارسال پاسخ
      مهدی بدری ماشمیانی(دلسوز)
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۰۱:۳۸
      سلام جناب مولایی
      قبلا هم خدمت شما عرض شده
      بود که عرش ربانی با لپ لپ و...
      نمیلرزد
      غیر از این زیبا بود و استادانه
      موفق باشید خندانک
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۴:۲۰
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۶:۵۶
      سلام

      و

      عرش ربانی که من می شناسم و دریافته ام دل نازک تر از این حرف هاست که حتی به آه دل دلسپرده ای یا به لبخند رضایت کودکی ، می لرزد و جهانی را می لرزاند و درست از همین روی است در چینش و گزینش واژه ها وسواس دارم که مبادا به آهی گرفتار آیند و حتماً به لبخندی نایل شوند ...
      ارسال پاسخ
      محمد فاضلی نژاد
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۰۲:۱۲
      سلام و درود و خداقوت به استاد عزیز و گرامی جناب مولایی
      از هنرمندی شما و قلم توانمندتان همین بس که مخاطب با میل و هیجان تا انتهای شعر را دنبال می‌کند و در نهایت حرفی برای گفتن ندارد جز این که:
      جان به جان ات کنند سلمانی ...
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۴:۲۰
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۶:۵۸
      سلام

      و

      هنر از ظرافت طبع و دقت نظر مخاطب است که در این صفحه پدید آمده است و گر نه این شاعر خود این همه نیست ...
      ارسال پاسخ
      مهدیس رحمانی
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۵:۱۷
      درود و عرض ادب استاد
      قلمتان سبز خندانک خندانک
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      دوشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۰ ۱۶:۵۹
      سلام

      و

      سپاس های بی حد و مرز نثار قدوم قلم تان ...
      ارسال پاسخ
      محمد حسین اخباری
      سه شنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰ ۱۰:۲۹
      با هزاران سلام
      بسیار بسیار عالی است ناب در اوج
      عمرتان بلندای آفتاب و اشعار نابتان
      " زمزمه ی نیمه شب مستان باد "
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      يکشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰ ۲۱:۲۳
      سلام

      و

      حضرت استاد مسلم و مهربان
      بی هیچ تعریف و تعارفی که نه شما را بدان نیاز است و نه مرا از قلم بر می آید باید بگویم تان که دیدن نام و نشان شما در این شعر خانه آبشاری از شادی و سربلندی را در جان شاعر برپا می کند ...
      ارسال پاسخ
      محسن ابراهیمی اصل (غریب)
      سه شنبه ۲۱ دی ۱۴۰۰ ۲۲:۳۸
      درود و عرض ادب استاد مولایی خندانک
      لذت بردم از شعر و خوشحال شدم از دیدنتون خندانک خندانک خندانک
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      يکشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰ ۲۱:۲۴
      سلام

      و

      باش و بتاب خورشیدوار محسن نجیب ...
      ارسال پاسخ
      محمد علي واشقاني ( باران )
      چهارشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۰ ۱۴:۳۸
      آمدم با ورود ناقص خود
      دل به درياي دوست بسپارم
      شاعران شاعرانه مي گفتند
      دل به دامان گفتگو دادم
      ....... خندانک
      درودتان باد . خندانک خندانک
      جمع عزيزان صاحب كمال خود توفيقي است خندانک خندانک
      بسيار زيبا ، هنرمندانه و در خور تامل خندانک خندانک خندانک خندانک شاعر گرامي . خندانک خندانک

      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      يکشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰ ۲۱:۲۵
      سلام

      و

      سپاس ها و خوش آمد های بی پایان و پر و پیمان
      نثار قدوم قلم قابل تان که منت گذاشته
      این خانه را منور داشته اند ...
      ارسال پاسخ
      عرشیا خوشرو
      جمعه ۲۴ دی ۱۴۰۰ ۲۱:۰۳
      خندانک خندانک
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      يکشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰ ۲۱:۲۵
      سلام

      و

      سپاس ...
      ارسال پاسخ
      امین رشیدی
      دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰ ۱۳:۱۶
      درود ها
      بسیار زیبا جناب مولایی
      لذت بردم واقعا
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      يکشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰ ۲۱:۲۶
      سلام

      و

      واقعا باید گفت که لذت واقعی از آن شاعری ست که دوستانی این چنین سبز و مهربان دارد ...
      ارسال پاسخ
      سارا خوش روش
      چهارشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۰ ۰۸:۳۶
      درود و عرض ادب استاد بزرگوار،شعر زیبایتان دریایی از لطافت و واژگان دلنشین و پرمعناست، از خواندن این شعر حقیقتا لذت بردم،درود بر شما و قلم رقصانتان🌹🌹
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      يکشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰ ۲۱:۲۷
      سلام

      و

      دریایی هم اگر باشد بی گمان نشان از بی کرانگی لطف دوستان دارد که رنگ آبی به این سیاهی ها می زنند ...
      ارسال پاسخ
      سیاوش آزاد
      شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۰ ۰۱:۳۵
      سلام ایدکم الله بروح القدس
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      يکشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰ ۲۱:۲۸
      سلام

      و

      بیش تر و پیش تر از این ها منتظرتان بودم سیاوش شریف ...
      ارسال پاسخ
      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      يکشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۰ ۲۲:۱۷
      سلام لطف دارید
      طوبی آهنگران
      يکشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰ ۱۸:۱۶
      در واوی عشق. کسی هم سان مادر نشود

      هم رتب. و هم ردیف مادر. کسی. نشود

      حثی گل نرگس و گل یاس مریم. هم

      به خوش بویی مانند مادر نشود
      روز مادر

      و روز تواد. مادر بزگ مرد اسوه
      یعنی حسن. بن علی
      بر تمام عزیان شعر ناب مبرک
      سلمان مولایی
      سلمان مولایی
      يکشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰ ۲۱:۲۸
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      ملکبانوی سیب
      شنبه ۷ اسفند ۱۴۰۰ ۱۸:۱۱
      درود بر شما جناب سلمان مولایی
      در شعر نو دنبالتان بودم صفحه‌یتان را پیدا نکردم. خیلی خوشحالم که بعد از چند سال که از فضای شعر دور بودم، توانستم شما را پیدا کنم. شعرهای شما هر کدام شاهکاری الهام بخش است و از خواندن چندین و چند باره‌ی آن سیر نمی‌شوم.
      پاینده و پیروز باشید خندانک
      بتول رجائی علیشاهدانی(صنم)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود و عرض ادب و ارادت محضر استاد بزرگوار و ادیب گرانقدر قرن جناب مولایی گرانقدر
      شعری زیبا و قابل تامل و بینطیر خواندم
      و لذت بردم
      درود خداوند بر شما و قلم زیبا نویستان
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0