سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 1 بهمن 1400
    18 جمادى الثانية 1443
      Friday 21 Jan 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        جمعه ۱ بهمن

        زندگی

        شعری از

        گلاله ناصری

        از دفتر همه ی آنچه دارم نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰ ۰۸:۰۳ شماره ثبت ۱۰۵۱۹۱
          بازدید : ۴۸۹   |    نظرات : ۵۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر گلاله ناصری
        آخرین اشعار ناب گلاله ناصری

        به درختان سلام می کنم
        با زبان زن
        که زبان زندگی ست
        و رازی در گوش گل ها می گویم
        که از نسیم پنهانش می کنند
        و شادمانی ام را
        چون آش پشت پا
        بین همه تقسیم میکنم
        موهایم همبازی شوخ بادند و
        رایحه ی رزهای روسری ام؛
        ارمغانی برای دلتنگی های تو
         
        آه دلتنگی های تو
        همان سفیر اشک های من اند
        که لابه لای هزاره ها
        در هند حرمان و ریاض رنج،
        بر جاده های بی مقصد باریده ام
         
        پنهان نمی کنم،
        تو آمدی و آسمان بی ستاره
        میزبان ناخوانده ترین شعر کهکشان است
        بیا باور کنیم
        پرواز حقیقی ترین رویای این لحظه است
         
         
         
        تقدیم به
        الثیای بی دیوار که قصیده ی قمریان را جان بخشید
        او که جمله جان است و جلوه ی زیبایی پروردگار
        ۹
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۴:۳۸
        درود بانو
        تقدیمی بسیار زیبا و دلنشین بود
        مبارک صاحیان اثر باشد
        موفق باشید خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۵:۵۴
        خندانک
        ارسال پاسخ
        گلاله ناصری
        گلاله ناصری
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۰:۰۷
        درود جناب استکی خندانک
        سپاسگزار حضورتان هستم.
        سلامت و برقرار باشید در پناه حق خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۵۴
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۰۲:۵۳

        سلام بانوی ارجمند خندانک

        زیباسرودید و هنرپرور

        امیدوارم همیشه زندگانی ها در سلامتی باشد و
        صلح و عزّت و دلشادی های روزافزون خندانک خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۰۳:۰۱
        خندانک
        ارسال پاسخ
        گلاله ناصری
        گلاله ناصری
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۰:۰۸
        درود مهربانوی گرانقدر خندانک
        قدر دان حضورتان هستم.
        سپاس از دعای زیبایتان
        سلامت باشید و برقرار در پناه حق خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۵۴
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۵:۲۲
        سلام و عرض عشق و کمی دلتنگی

        استاد عزیز سیاوش آزاد ، شما سومین نفری هستید که قلم نوشتاری تان را مطبوع و مطلوب و فاخر می دانم ( سلمان . گلاله . شما ) و البته بحث شعر جداست . قلم شاعر این صفحه فارغ از نسبتی که با هم داریم ، برایم عزیز است و البته حساب شعر متاسفانه از زندگی جداست . حتا اگر نام شعر را زندگی بگذاریم .
        این چند خط را نوشتم که در مورد سوال جناب آزاد بحثی داشته باشیم و اگر توفیقی شد ، دیگر دوستان نیز ورود کنند

        هند حرمان
        ریاض رنج

        هرکدام از این عبارات یک اضافه ی تشبیهی هستند ، که اگرچه به قول سیاوش دوس داشتنی ، ثقیل می نمایند ( لا اقل در بافت شعر پررنگ تر به نظر می آیند ) اما گشودن رموز آن می تواند به جاهای خوبی ختم شود :

        آجر جدایی

        این هم یک اضافه ی تشبیهی است . اما بین آجر و دیوار ، هیچ تناسبی نیست . حالا یک گام به جلو می رویم :

        دیوار جدایی

        خوب حالا تناسب مفهومی لازم شکل گرفت . اما آیا نمی توان تناسب آوایی هم برقرار نمود ؟؟


        جدار جدایی

        این الان خوب شد . مگر نه ؟؟

        پس توجه داشته باشید دوستان عزیز ، که ساخت ترکیب یک هنر است در شعر . و اگر ترکیب ما دارای تناسب معنا باشد ، یک گام جلوتریم و اگر در آوا نیز این تناسب خلق شود ، دیگر کار تکمیل است :

        سمنگان سرنوشت
        جالوت جدایی
        و ....


        حالا دوباره به ترکیبهای نامبرده سر بزنیم

        هند حرمان
        ریاض رنج

        واج آرایی آنها مشخص است . اما آیا هند می تواند میزبان و مام حرمان باشد ؟
        بله چون هند همیشه ..... ( خودتان پر کنید ، یک لحظه هنگ کردم)
        و ریاض علاوه بر اینکه جغرافیای خشن نجد و ربع الخالی را به ذهن متبادر می کند ، خود به معنای رنج است .

        اما دلیل دیگر زیبایی این ترکیبها ، تلمیح نهفته در آن است :
        وقتی آدم و حوا از بهشت اخراج شدند
        آدم به عربستان هبوط کرد
        حوا به هند .
        حالا شعر را از زبان حوا بخوانید . با این توضیح که حوا از دنده ی چپ آدم به وجود آمد ( البته بحث نمادین است ) پس عشق آدم به حوا از عشق به خویشتن سرچشمه می گیرد . و عشق حوا به آدم ، عشق به وطن
        وطن انسان عزیز است . هرگز وطن تان را تنها نگذارید .

        در مورد دیگر ویژگیهای شعر ( لهجه ی فروغی ان / طبیعی بودن و زنانه بودن آن / سایر صور خیال / و .... ) هم زمانی برایم نمانده . وگرنه حرف بسیار دارم .


        مانا

        سیاوش آزاد
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۲۱:۳۸
        سلام بسیار تشکر از تشریحی که فرمودید البته ریاض که به برکت دلارات نفطی آبادست چه آبادی در فضای مجاز آمده «الریاض جمع روضه و أرض المکان و أروض أی کثرة روضه» بمعنای: گلزار و باغ که آن را گلستان نیز گویند و بستان مخفف بوستان است و آن جایی را گویند که بوی گل و ریاحین در آنجا بسیار باشد. جایی که آب باران جمع شود و پس از آن گل‌های رنگارنگ و خوشبو بروید
        هند حرمان هم که تشریح نکردید
        مرا هم جزء مفاخر ثلاثه دانستید گرچه نیستم و حق داند نیستم
        ولکن
        خواهان تو ام مانا در قلب منی مانا
        خواهم که فقط در شعر باشی تو ممحض تا
        گردد همه ی جانم گرد رخ تو جانا
        این سه بیتی را پذیرا باش و پندم را نیوشا
        ارسال پاسخ
        گلاله ناصری
        گلاله ناصری
        پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰ ۱۰:۱۴
        سلام و عرض ادب و احترام خدمت مانای بزرگوار و عزیز خندانک
        سپاس از لطف همیشگی و نگاه زیبایت.
        بی شک اگر مانا نبود، این شعر هم نبود.
        و چه سعادت وصف ناشدنی که همچنان می آموزم از کلام و دانشی که بی توقع بذل میکنی.
        از خداوند سلامتی و برقراری ات را خواهانم خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰ ۰۶:۱۱
        سلام .... راستی ....

        راستی نگفتم که در این شعر به جای \" کتمان \" از \" پنهان \" استفاده می کردی ، روانتر می شد و اندکی سکته نمی انداخت


        و نگفتم که \" تو آمدی \" باید به \" کهشان شد \" ختم شود . زیرا جنس \" کهکشان است \" با \" آمدی \" تناسب ندارد


        و نگفتم \" میان همه تقسیم می کنم \" آهنگ بهتری از \" بین همه \" دارد . و شاعر اگر همیشه در پی رفع سکته های خوانشی شعر باشد ، زیباتر است .

        و نگفتم که در شعر سپید هم به اقتضای مقطع کلام ، اگر فاصله و پرده ای بین جملات باشد و شعر به دو بند یا بیشتر تقسیم شود ، سزاوارتر است . در اینجا \" موهایم همبازی ...‌\" و \" تو آمدی \" هرکدام آغاز یک بند هستند . و شعر را می توان سه قسمت نمود . این کار به نمای نوشتاری شعر ، شکل مناسب می دهد و میان بندها فراغتی ایجاد می کند که به خواننده ی شعر فرصت و قوت بیشتری برای درک و التذاذ سروده می دهد .


        اما از السیا _ همسر اثیری مجید و مادر دخترش _ نوشتی . سوالات بسیاری مطرح است
        می گویند شعیب عصایی داشت که باید منجی قوم بنی اسراییل آن را در خاک می کاشت تا شکوفه دهد . وقتی این کرامت از موسا سر زد . فهمیدند او همان است که منتظرش بودند .
        نیز وقتی داوود را می خواستند به جنگ جالوت بفرستند ، دیدند پس از سالها ، زره موسا که به تن همه زار می زد ، اندازه اش شد . و همان شد نشانه ی رسالتش
        و جوشیدن دوباره ی خون از پیراهن یحیا ، علامت آمدن احمد بود .

        و السیا ...
        چهارسال پیش در سرمای منجیل‌ سروده ای نوشتم که مو بر تن مجید سیخ کرد . من آن زمان گفتم زنی که بوی بستر مجید بدهد و با او بیامیزد ، به این شعر هم واکنش نشان خواهد داد. بر زنان عرضه کنید ، اگر کسی با آن همذات پنداری کرد یعنی همان السیا است . که چه بسا زن موعود آمده و رفته باشد و ما درک نکردیم ( یا مانند مانا لایقش نبودیم ) و یا هنوز باید چشم به راه طلوع بود و منتظر بر آستان خاوران :

        طرح لب های تو مونالیزا
        بر بوم تقدیر بوسه هایم نبود
        وگرنه چنین پیراهن پرهیز
        به قامت تمنایم
        زار نمی زد
        چقدر شانه ی تو را با گریه های خود
        آشنا یافتم !!!

        پیاله ی حسرت لبانم را پر نکردی نازنین
        به شهدی که در دهانت بود
        و مهلت این خواب به کوتاهی شباب شبنم شد ...

        حالا تو نیستی و من مردمان مو بور بی شماری می شناسم
        که حاجت و هوس خویش را
        از مزار شیشه ای تو می خواهند
        اما روزی هم از میان شعر هایت
        و از میان مردگان و بردگانت
        که برای بلعیدن تنت دهان باز کرده اند
        برخواهی خواست
        و کلون کلبه مرا خواهی کوفت
        تق تق ...تق
        تویی برنادت؟
        سراغت را از هر کلیسا و کنیسه کوری گرفتم
        _ این سالیان بی شمار _
        گفتند او دیوانه ای بود
        که می گفت جامه ی تو بپوشانیدم
        به دیدار مادر مقدس می روم!!!
        مجالش ندادیم
        گفتیم تیغ سکوت بیاورید
        بر این گلوی جیغ بزنید
        دیدیم با چشمانش سرود مسیحا سر می دهد
        مسلولش کردیم و گفتیم
        قدیسه ای بود که قدر آب را می دانست
        و از راز مزامیر باخبر بود!!

        آه برنادت تو مومیایی شدی
        به سردابه های سرود مانا
        و من هنوز از بی خورشیدی
        به کبریت کرم این و آن دل بسته ام ...

        آه برنادت تو سردت نیست
        بیا بنشین
        برایت فنجانی چای بریزم


        قم دی ۹۶



        خدا نگهدار همه ی دوستان
        گلاله ناصری
        گلاله ناصری
        پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰ ۱۰:۲۴
        و چقدر مشتاق بودم که نقاط ضعف شعر را گوشزد نمایی.
        چون همیشه چراغ راهم خواهد بود.

        اما افلاطون می گوید: عشق یافتنی است نه بافتنی. نمی توان آن را در کمند الفاظ در کشید چنانکه نسیم بهاری را به فخ و دام نتوان صید کرد بل تنها می توان آن را صید کرد.

        اما السیا یا حقیقت موعود، به گمانم نه آمدنی ست نه رفتنی... حقیقتی است که هست.

        گفتند او دیوانه ای بود
        که می گفت جامه ی تو بپوشانیدم
        به دیدار مادر مقدس می روم!!!
        مجالش ندادیم
        گفتیم تیغ سکوت بیاورید
        بر این گلوی جیغ بزنید
        دیدیم با چشمانش سرود مسیحا سر می دهد
        مسلولش کردیم و گفتیم
        قدیسه ای بود که قدر آب را می دانست
        و از راز مزامیر باخبر بود!
        ارسال پاسخ
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۰۷:۳۴
        درود خدمت خواهر ادیب و فهیم خودم،چه تحفه ی گران بهایی و چه ذوقی که در من است،سپاسگذارم و الثیا هم بی شک از این بابت بر خود خواهد بالید،در فرصت مناسب برای واکاوی این اثر خدمت خواهم رسید. خندانک
        گلاله ناصری
        گلاله ناصری
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۲۶
        درود بر امتداد لبخند خدا خندانک
        برگ سبزی ست تحفه ی درویش ؛ که نه در خورِ زیبایی شما و الثیای عزیزم است و نه بیانگر میزان ارادتم به بانوی شعر هایت. چه برادرم و الثیایش بیش از این ها را لایق اند و ارادت حقیر نیز بیش از آن است که در سطرهای شعری بشود جا داد.
        اما بضاعت همین است و امید دارم الثیای عزیزم وشما به دیده ی اغماض بپذیرید. خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۵۴
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود آزادبخت
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۰۹:۰۸
        سلام و احترامی فراوان بر گلاله ی‌مانا
        سروده ای زیبا و پر احساس ،با افق پرداختی متفاوت از قلم توانمندتان
        مبارک الثیای عزیز باشد
        خندانک خندانک خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۱۳
        سپاس آقا مسعود خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        گلاله ناصری
        گلاله ناصری
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۲۷
        درود جناب آزاد بخت خندانک
        حضورتان مایه مباهات است.
        برقرار باشید و سلامت در پناه حق خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۵۴
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سارا رحیمی
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۱:۴۶
        درودها بانو
        بسیار زیبا بود
        ماندگار قلمتان
        خندانک خندانک خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۱۳
        خندانک
        ارسال پاسخ
        گلاله ناصری
        گلاله ناصری
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۲۹
        درود مهربانوی عزیزم خندانک خندانک
        قرابت ما نه در تکلفات جامعه که در قلب های صبورمان است خندانک
        پاینده باشید و نیز سلام دارم خدمت دختر عزیزتان خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۵۵
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        بهرام معینی (داریان)
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۲:۰۷
        درود های فراوان جناب سر کار خانم ناصری استاد فاضل و گرانقدر
        بسیار شیوا وموزون ودلنشین و سر شار از احساس وزیبایی
        قلمتان مانا
        مسرور ومستدام
        در پناه حق
        ایام بکام
        🌷🌷🌷
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۱۳
        خندانک
        ارسال پاسخ
        گلاله ناصری
        گلاله ناصری
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۳۴
        درود استاد ارجمندم
        مایه سعادت است حضور ناب شما در صفحه ی حقیر
        برقرار باشید و سلامت در پناه حق خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۵۵
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        فاطمه گودرزی
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۲:۲۳
        سلام بر بانو گلاله
        اگر چه اولین بار است از شما شعری میخوانم اما
        خوب میفهمم که چه حس عمیق و استاد گونه ای بر ذهن این اثر خوابیده
        درود بر شما روح بلندتان خندانک
        تبریک به الیثایی که نمیشناسمش خندانک خندانک خندانک
        گلاله ناصری
        گلاله ناصری
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۴۱
        سلام فاطمه بانوی عزیزم خندانک
        سپاس از حسن نظر و توجه بزرگوارانه شما.
        شاگردی هستم در محضر بزررگان و می آموزم از حضورشان.

        و الثیا حقیقتی هست که دیوارها را نمی شناسد. در قلب منزل می گزیند و نفس مسیحایی اش واژه زار های سوخته را جان بخشیده.
        بانویی که از زنانگی مهر و عشق را به میراث برده و لبخندش طروات جاودانه بهار است...
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۵۵
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۱۳
        خندانک
        طوبی آهنگران
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۴۹
        سلام
        بانو
        ارمغان. برای دلتنگی های تو
        آه دلتنگی تو
        همان سفیر اشکهای من اند
        که لابه لای هاره ها
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۵:۵۴
        خندانک
        ارسال پاسخ
        گلاله ناصری
        گلاله ناصری
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۰:۰۹
        درود برشما مهربانوی عزیز خندانک
        سپاس از حضورتان خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۵۵
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تخلص(بانوی بهار)
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۶:۱۳
        بسیار زیبا خواندم از قلمتان خندانک خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۸:۳۳
        خندانک
        ارسال پاسخ
        گلاله ناصری
        گلاله ناصری
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۰:۱۰
        درود برشما خندانک
        سپاس از حضور پر مهرتان خندانک
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۲۲:۰۱
        سلام چقدر آثار سپیدی که روان باشند را دوست دارم و تا الان یکی این اثر و دیگری اثر قبلی مانا بود که روان بود و مخیل بعضا سپیدها را به صورت هزارتویی رسم میکنند که اگر موفق به حل معمایش هم بشویم شاید در انتها جز هیچ چیزی دستمان را نگیرد
        در اثر شما فقط این خط ثقیل بود
        در هند حرمان و ریاض رنج
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۰۳:۰۱
        خندانک
        ارسال پاسخ
        گلاله ناصری
        گلاله ناصری
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۰:۳۲
        درود بر شما جناب آزاد گرامی خندانک
        خوشحالم و مایه مباهات است که نوشتارم مقبول نظرتان افتاده.

        راجع به هزارتویی سپیدها، البته گاها شاعرانی نوپا سعی در ایجاد امری بدیع بدین گونه دارند.
        اما سپیدسراهایی که استادانه تمام معنای مورد نظر را به وضوح بیان نمی کنند و توانایی آن را دارند که تخیل و کنکاش مخاطب را نیز با خود همراه کنند، و همزمان شعریت اثر را بدون گرفتاری در تعقیدات لفظی و معنوی حفظ کنند به راستی که آثارشان ارزش چندین و چند باره خواندن را دارد. چه در این کنکاش درک ذوق و قریحه ی شاعری که خلق می کند و همچنین گسترده تر شدن افق دید مخاطب خالی از لطف نیست. به عنوان نمونه حقیر خود از خواندن اشعار جناب قلیچ خانی و مانا همواره دیدگاهی تازه تر و عمیق تر نسبت به شعر و حتی مسایل مختلف زندگی یافته ام.
        و البته چندی پیش مطلبی خوانده بودم در باب سهل ممتنع که در آثار شاعران بلند مرتبه ای چون قیصر امین پور به وضوح قابل درک است. اینگونه نوشتن هم البته قابل توجه است.
        سپاس از حضور ارزشمندتان
        برقرار و سلامت باشید در پناه حق خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۵۶
        شما به بنده لطف دارید بزرگوار
        و البته شعر من و گلاله از هم جدا نیستند
        همانطور که خودمان جدا نیستیم خندانک
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۰۵:۰۶
        درود بر شما خندانک خندانک خندانک
        بی نهایت زیبا و دلنشین با تصویر سازی عالی خندانک خندانک خندانک
        دست مریزاد خندانک خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۰۸:۵۵
        خندانک
        ارسال پاسخ
        گلاله ناصری
        گلاله ناصری
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۰:۳۴
        درود جناب ابراهیمی گرانقدر خندانک
        سپاس از حضور پرمهر شما خندانک
        برقرار باشید و سلامت در پناه حق خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۳:۵۶
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        اصغر ناظمی
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۹:۰۶
        سلام
        وعرض ادب
        شعر زیباییست خندانک خندانک
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۹:۴۵
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        گلاله ناصری
        گلاله ناصری
        پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰ ۱۰:۲۶
        درود و عرض ادب و احترام خندانک
        سپاس از حضور ارزشمندتان استاد عزیز خندانک
        برقرار و سلامت باشید در پناه حق خندانک
        ارسال پاسخ
        ابراهیم کشاورزپور
        ۲ هفته پیش
        ، ✳️
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0