سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 6 آذر 1400
    22 ربيع الثاني 1443
      Saturday 27 Nov 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        شنبه ۶ آذر

        .............

        شعری از

        علیرضا جورعشوری

        از دفتر 🥀 نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ ۲ روز پیش شماره ثبت ۱۰۵۰۴۲
          بازدید : ۱۱۸   |    نظرات : ۲۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر علیرضا جورعشوری

        دیده به ره نهاده ام تا گذری ز دیده ام
        دل به کمین دیده و در قفسی تپیده ام
        بار فراق تو کشم به شانه امیدو وصل
        خبر دهدتْ زمانه از قامتِ قد خمیده ام
        در نظر رقیب ها مرغک پر شکسته ای
        قسمت ما اگر شدی مگو که من پریده ام
        بلبلِ بوسِتان نیَم تا که شوم خرابِ گل
        زان همه بی وفاییش جانِ به لب رسیده ام
        دوُر سفر کنی زمن تا که بگردمت به دوْر؟
        چرخ و فلک شدم چنین رنج سفر کشیده ام
        دل بگذاشت عشق تو ، هرآنکه خواهی زآن تو
        من به امید زندگی عشقِ به خود گزیده ام 
        علی رضاج.عشوری
         
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        دیروز
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و دلنشین بود
        دستمریزاد خندانک
        علیرضا جورعشوری
        سلام استاد بزرگوار.⚘🙏🏻سپاس از حضور گرمتان⚘🙏🏻
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        ۲ روز پیش
        سلام بر عزیز دل
        مدتی رفتی و من در انتظار روی تو
        بانو دلکش رحمت الله علیها اثری دارند که بسیار دوست دارم آن افتخار موسیقی این اثر را در انتهای یکی از فیلم ها که دران نقش آفرینی نمودند خواندند و دخترشان با آن نوای ملکوتی بصر خویش را بازیافتند سپاس فراوان که مرا به یاد آن اسطوره ی دلها انداختید
        متن اثر استاد دلکش

        آمدم آمدم که سر آید انتظار تو
        آمدی آمدی که بمیرم در کنار تو

        می دانستم در این خلوت به امیدم بنشستی شده ای بی تاب
        آری، دارم شوق رویت چه بخوابم چه نباشد خواب
        به عهد خود پابندم من ز عشق تو خرسندم من
        به دامنت سر بگذارم جور زمان گر بگذراد
        بیم رقیب گر برخیزد جور زمان گر بگذراد
        با تو سرخوشم

        جانم ز وصالت خرسند است
        بختم ز وفایت بیدار است
        بر لب به نگاهت لبخند است
        قلبم ز محبت سر شار است

        گل با رویت به چشمم خار است
        جز این دل شکسته گو چه دارم من
        تا بیفشانم زیر پای تو

        ای آرزوی جانم من نمی خواهم جز وفای تو جز وفای تو
        علیرضا جورعشوری
        سلام و عرض ارادت سپاس از حضور گرم همیشگی تان⚘⚘⚘
        ارسال پاسخ
        فاطمه گودرزی
        دیروز
        درود بر شما
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        علیرضا جورعشوری
        درود و سپاس فراوان⚘⚘⚘
        ارسال پاسخ
        علیرضا جورعشوری
        درود و سپاس فراوان⚘⚘⚘
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        دیروز
        عرض ادب خدمت جناب جور عشوری گرامی 🌺
        علیرضا جورعشوری
        سلام و عرض ارادت سپاس از حضورگرمتان🙏🏻⚘⚘
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        دیروز
        درودها.
        جناب عشوری.قبلا ها اثری از شما خوانده بودم به روز بود.
        جسارتاًنوع این اثر مانند شعری که از شما دیده بودم نیست حال و هوای اشعار قدیمی و کهن دارد
        مانند .
        رنج سفر کشیده ام
        این گونه گویش ها برای زمانهای بسیار قدیمی میباشد
        که مسافران برای رسیدن به مقصدی سه ماه یا بیشتر در راه بودند .
        در کل منظورم بر این است در شعر های امروزی از این جمله ها استفاده نمی‌شود کما اینکه سفر ها بسیار لذت بخش هم شده و انواع مسافر مداریها در راه انجام می‌شود.
        یا ...قامت قد خمیده ام
        که نشانه کار های سخت در قدیم بوده
        که شاعران از این جمله بندی‌ها استفاده می‌کردند.
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        همراه با وزن
        فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
        که در جاهای مختلف تغییر کرده
        فکر میکنم البته.
        خندانک
        درودها دوست من موفق و موید باشید .
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        علیرضا جورعشوری
        سلام و عرض ادب خدمت جناب خوشرو. بله درست میفرمایید⚘⚘⚘ وزن شعر هم مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن هست که در برخی ابیات همانطور که فرمودید تغییر کرده منتها این تغییر متناسب با اختیارات شاعریست و اختلالی در وزن وآهنگ ایجاد نمیکند. سپاس از حضورگرمتان🙏🏻
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        دیروز
        درود درست می فرمایید.
        من یک مصرع را پیدا کردم که شد
        فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
        که مابقی را به علت وقت گیر بودن پیدا نکردم
        به نظرم سبکتان را تغییر داده اید بیشتر به غزل های کهن روی آوردید.
        در هر صورت موفق باشید.
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        علیرضا جورعشوری
        علیرضا جورعشوری
        ۲۲ ساعت پیش
        درود و عرض ادب⚘ اختیارات شاعری در این سروده حقیر بنابه نوع وزن کاملا وجود دارد و شاید این امری طبیعی باشد.
        مثلا در بیت دوم اگر تقطیع هجایی صورت گیرد متوجه اختیار وزنی میشویم مثلا اختیار وزنی قلب یا جابه جایی یک هجای بلند و کوتاه
        با ر ف را
        _ U U _
        خ بر د هد
        U _ U _
        یا مثلا دو هجای کوتاه کنار هم تبدیل به هجای بلند یا بخاطر ضمه روی صامت یک هجای کوتاه در مقابل بلند تبدیل به هجای بلند میشود و سایر اختیارات وزنی در علم عروض. نمونه اش در بیت آخر .
        وزن فعلاتن فعلاتن طبق بررسی ام مشاهده نکردم.
        راجع به کهن بودن هم نقد درست و به جایی است. سپاس از حضورگرمتان⚘🙏🏻
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        ۲۱ ساعت پیش
        سلام بر عزیزم
        ظاهرا برخی اختیارات امروز کاربرد ندارد ولی چون فضای شعر کهنست استفاده از آنها طبق نگاه کهن ایرادی ندارد اما ما کهن میسراییم برای مخاطب امروز و اگر مخاطب با اختیاری مانوس نیست استفاده از آن اختیار محل تاملست البته من به صورت کلی میگویم و کار به اختیاری که درین شعر استفاده فرمودید ندارم
        راجع به قافیه سابق بحثی با دوستان ذیل اثر ضحاک جناب رضا رضوی (دود) داشتیم البته حقیر به نتیجه نرسیدم خوشحال میشوم راهنمایی بفرمایید
        اما راجع به خود اثر نکاتی عرض کنم
        1-تلفظ دهدت ثقیل است
        2-بی وفایی اثر را عاشقانه می کند چون چنین لفظی را خطاب به حق نمی توان بیان کرد اما اگر اثر هم عاشقانه باشد و هم عارفانه تا مخاطب هرکدام را دوست داشت انتخاب کند زیباتر است
        3-چرخ و فلک چون امروزیست در غزل کهن چه میکند
        4-چرا امروزه باید کهن سرود و اگر سرودیم خالص باید کهن باشد یا مخلوطی از کهن و نو ولی درین حالت برزخی فکر کنم نه کهن دوستان همراهی خواهند کرد چون آنها جنس خالص را دوست دارند و نه نو گراها چون اندک بوی کهن آنها را می آزارد پس مخاطب آثار مخلوط کیست؟ مگر آنکه قلیلی مخلوط خواه باشند از طرفی دیگر به کل کهن سرایی را رها کنیم عملا گسست فرهنگی با میراث غنی کهن پدید می آید خلاصه چه باید کرد
        علیرضا جورعشوری
        علیرضا جورعشوری
        ۲۰ ساعت پیش
        سلام و عرض ادب خدمت دوست عزیزم.⚘⚘⚘
        نکات ارزنده ای بود.سپاس⚘🙏🏻
        اگر "دهدت" در جریان و فضای آهنگین شعر خوانده شود از ثقالت کاسته خواهد شد.
        از طرفی "ت" را اوردم تا صاف و مستقیم به شخصی که مدنظرم هست برسد. به عبارتی مثلا خواستم دلیل قدخمیدگی را خصوصی کنم.
        واژه "چرخ فلک" که امروزی نیست. مثلا جناب رودکی شاعرپارسی گوی سده چهار هجری فرمودند:
        چرخ فلک هرگز پیدا نکرد
        چون تو یکی سفلهٔ دون و ژکور

        یا فردوسی بزرگ
        ز چرخ فلک بر سرت باد سرد
        نیارد گذشتن بروز نبرد.
        اما من چرخ و فلک آوردم تا ذهن به طور ملموس تری به حرکت دورانی اش معطوف شود. بنابراین حقیر اولین بار از این واژه در شعر کهن استفاده نکردم.

        اینکه شما فرمودید مخلوط خواه و خالص امثالهم باید توجه کنیم که
        اشعار بر آمده از ذوق انسان هاست قطعا مخاطب شعر هم دارای ذوقی است که آن را میخواند حال ممکن است به ذوق و مزاجش خوش آید و یا ممکن است مطابق طبع اش نباشد.
        شعر حقیر هم برآمده از ذوق نحیف من است.
        ممکن است مخاطب ارتباط برقرار کند یا نکند. که در این صورت نمیتوان گفت اشکال از شعر یا طبع مخاطب هست. و این به معنی این نیست که شعر بی اشکال است خیر، لکن ذوق ما متفاوت و متنوع است.
        سپاس🙏🏻⚘


        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        سیاوش آزاد
        ۲۰ ساعت پیش
        چرخ + کسره+ فلک فرق می کند با چرخ و فلک که در پارکهاست
        بحث بعد درینست که شعر برای مخاطب سروده میشود یا شاعر فارغ از نگاه مخاطب ذوقش هرچه کشید خود میسراید و خود میخواند در حالت اول اشعار کهن طالب چندانی ندارد و اگر مخلوط باشد نمیدانم وضع بهتر میشود یا بدتر به هرحال اگر میخواهید چهره ای شاخص در ادبیات شوید گویا باید از کهنیات دست بکشید مگر آنکه تضحیه کنید چون حفظ مواریث و تراث ادبی هم امریست لازم
        علیرضا جورعشوری
        علیرضا جورعشوری
        ۱۹ ساعت پیش
        سلام مجدد جناب آزاد ⚘
        چرخِ فلک یا چرخ و فلک هردو اشاره به حرکت و دوران و به گردش بودن را دارند و برایم مهم حرکت و دورانی بودنش هست که بکل میچرخد و میچرخد حالا جایش مهم نیست چه در پارک باشد چه فضا و سیارگان و...
        هرزگاهی شعر میگویم در صفحه ام به یادگار میگذارم
        هیچ گونه ادعایی در این حوزه ندارم و نخواهم داشت. و اثرم در این حوزه معطوف به اشعار به اصطلاح کهن یا کلاسیک یا هرنام دیگری که باشد صرفا بخاطر علاقه هست.
        آرمین پرهیزکار
        ۲۱ ساعت پیش
        درود بر شما دوست گرانمهر جناب عشوری عزیز
        دلکش و زیبا سرودید احسنت خندانک خندانک
        علیرضا جورعشوری
        علیرضا جورعشوری
        ۲۰ ساعت پیش
        سلام عرض ارادت خدمت دوست گرانمایه.⚘⚘ به مهر خواندید و سپاس از حضوزتان⚘🙏🏻
        ارسال پاسخ
        محمد خسروی فرد
        ۱۹ ساعت پیش
        درود بر شما
        دلنشین و زیباست
        خندانک خندانک خندانک
        علیرضا جورعشوری
        علیرضا جورعشوری
        ۱۹ ساعت پیش
        سلام و سپاس از حضورتان جناب خسروی فرد. ⚘⚘⚘🙏🏻
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0