سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 11 آذر 1400
  • شهادت ميرزا كوچك خان جنگلي، 1300 هـ ش
28 ربيع الثاني 1443
    Thursday 2 Dec 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      پنجشنبه ۱۱ آذر

      دلربا

      شعری از

      علیرضا جورعشوری

      از دفتر 🥀 نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰ ۱۸:۴۹ شماره ثبت ۱۰۴۰۶۶
        بازدید : ۲۸۴   |    نظرات : ۲۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر علیرضا جورعشوری

      صنمی به باغ دیدم که رخش چو ماهِ تابان
      همه گرد او چو موری بزدند حلقه بر خوان
      عجبا بدین لطافت که به دیده ام ندیدم
      که روا نبود دیدن گلِ باغ را شتابان 
      بگذشتم از کنارش همه  بوی او شنیدم
      به چپ و به راست رفتم قدمی طریق مستان
      صنما صفا بدادی تو به بوسِتان و گلشن
      که حضور تو سراسر همه رحمتی است برجان
      چو بیامدی به بستان برکت به جوش آمد
      تو به أَرض پا نهادی و سَماء داد باران
      خنک آن دمی که آیی تو به کلبه خرابم
      که به نور دلربایت همه جا کنی فروزان
      علی رضا ج.عشوری
       
      ۸
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      شنبه ۱ آبان ۱۴۰۰ ۰۸:۵۲
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و دلنشین بود
      موفق باشید خندانک
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام استاد استکی بزرگوار❤
      ارسال پاسخ
      سیاوش آزاد
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام بیت سما مرا به یاد آیه شریفه در قصه نوح انداخت البته در اثر شما فرود معشوق برابر با نزول ماء است و در شریفه مساوی با قطع ماء که آن ماء ، ماء برکت است و این ماء ، ماء نقمت قطع و وصل هریک به جای خویش نکو چنانچه در شریفه ای آمده است وَلَو أَنَّ أَهلَ القُرىٰ آمَنوا وَاتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَيهِم بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالأَرضِ وَلٰكِن كَذَّبوا فَأَخَذناهُم بِما كانوا يَكسِبونَ
      اما در مورد اثر بنظر میرسدشما آن شاهد هرجایی را پرده نشین میخواهید چون با آنکه در بوستان است و میتوانید در محضرش باشید اورا در کلبه طالبید احسنت گذر از رحمت عام به رحمت خاص دیگر جلواتی که همگانیست مکفی نیست و جلوه ای را طالبید که مختص شما باشد البته این خودخواهی عارفانه مسبوق به سابقه در ادبیات است چنانچه مرحوم مولانا روحی له الفدا بزرگترین شاعر هستی در غزلی که کلش را می آورم نام معشوق را هم نمی آورد و قمر می خواندش
      آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم
      ور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم

      آمده‌ام چو عقل و جان از همه دیده‌ها نهان
      تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم

      آمده‌ام که ره زنم بر سر گنج شه زنم
      آمده‌ام که زر برم زر نبرم خبر برم

      گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن
      گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم

      اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
      اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم

      آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می کند
      پیش گشادتیر او وای اگر سپر برم

      گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود
      تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برم

      آنک ز تاب روی او نور صفا به دل کشد
      و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم

      در هوس خیال او همچو خیال گشته‌ام
      وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم

      این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من
      گفت بخور نمی‌خوری پیش کسی دگر برم
      مطلب بعد در مورد آیه شریفه در وبسایتی نکاتی یافتم که عینا می آورم فقط اگر میسرست اثر را از سایت برندارید که این نکات برای دوستان قابل استفاده باشد
      وَ قيلَ يا أَرْضُ ابْلَعي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعي وَ غيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ
      23 صنعت ادبی در آیه 44 سوره هود

      قرآن، سرشار از صنايع ادبى است و شگفت اين است كه گاهى در يك آيه، چندين صنعت ادبى گرد آمده است.

      در آيه 44 سوره هود، حدود بيست صنعت ادبى جمع شده با اينكه خود آيه حدود بيست واژه دارد.

      «وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ».

      يعنى: «و گفته شد: زمين، آبت را در كام گير، و آسمان اين ابر آب‏ريز را بر كن، ته‏مانده‏هاى آب، فروكش شد، فرمان پايان يافت و گفته شد: جامعه‏ ستم‏پيشه دور باد».

      ليكن آنچه اينجا آمده با تغييرات اساسى و شرح ويژه از حقير است. اين آيه را برخى اوج اعجاز ادبى قرآن مى‏دانند. شاعرى گفته:

      در بيان و در فصاحت كى بود يكسان سخن‏
      گرچه گوينده بود چون جاحظ و چون اصمعى‏
      در كلام ايزد بيچون كه وحى منزلست‏
      كى بود تبت يدا مانند يا ارض ابلعى‏

      در اين آيه شريفه كه ماجراى فرجام يافتن طوفان نوح را بازگو مى‏كند بيست و سه صنعت ادبى تبلور يافته است.

      1- استعاره در «يا أرض ابلعي» بدين‏گونه كه «ارض» به حيوان بلعنده تشبيه شده است، و بلعيدن كه از ويژگيهاى حيوان است براى ارض آورده شده است و در «يا سماء اقلعي» نيز استعاره بالكنايه به كار رفته است چون «قلع» به معناى بركندن است. اينجا به آسمان، فرمان داده شده كه اين پرده آب‏ريز (ابر) را بركند.

      2- در آيه مباركه، صنعت طباق هست طباق، آوردن دو واژه است به گونه‏اى كه آن دو واژه با هم مخالف يا متضاد باشد مانند شعر سعدى:

      بخنديد و بگريست مرد خداى‏
      عجب مانند سنگين‏دل تيره‏راى‏

      در دو واژه «بخنديد» و «بگريست» صنعت طباق به كار رفته است.

      3- مجاز حذف در «يا سماء أقلعى» كه يا «مطر السماء» بوده است.

      4- اشاره، معانى بسيار را رمزگونه بيان كردنست، در جمله «غيض الماء» يعنى ته‏مانده‏ها فروكش شد، صنعت اشاره است و حكايت از چند معنا مى‏كند:

      1- باران پايان يافته.

      2- زمين، آب آبگاه‏ها را فرو بلعيده.

      3- ته‏مانده‏ها نيز فرو رفته چون بدون پايان يافتن باران و بدون بلعيده شدن آبهاى سرشار، فرو رفتن ته‏مانده‏ها معنا ندارد.

      5- موازنه در «ابلعى» و «اقلعى» اين دو واژه، كاملا هموزن است.

      6- جناس لاحق بين واژه «ابلعى» و «اقلعى» اين دو واژه در همه چيز همگون است تنها در يك حرف با هم تفاوت دارد و اين همگونى را جناس لاحق مى‏گويند مانند شعر حافظ:

      عكس روى تو چو در آينه جام افتاد
      عارف از خنده مى در طمع خام افتاد

      كه بين «جام» و «خام» جناس است.

      7- تسهيم يا ارصاد. اين صنعت بدين معناست كه در كلام، واژه‏هايى را به كار گيريم كه فرجام و پايان سخن نمايانده شود در آيه مذكور نيز آغازش بر فرجامش دلالت مى‏كند.

      8- تقسيم. يكى از اقسامش نشان دادن همه ابعاد چيزى است.

      در آيه شريفه، همه ابعاد پايان يافتن آب، يعنى بارش آسمانى، رويش زمينى و آميزش آبها با هم بيان شده است. «يا أَرْضُ ابْلَعِي» آبهاى سرشار را «يا سماء اقلعي» ريزش باران را، و «غيض الماء» ته‏نشين شدن و فرو رفتن آبهاى راكد را بيان مى‏كند.

      9- تمثيل. از هلاك كفرپيشگان با جمله «قضى الامر» تعبير شده كه دور از معناى موضوع براى هلاك است و تمثيل مى‏باشد.

      10- ارداف. آوردن واژه‏اى است به جاى واژه ديگر به انگيزه نشان دادن لطيفه يا نكته‏اى. در آيه شريفه به جاى واژه «جلست على الجودى» «بر كوه جودى (آرارات) نشست» واژه «إستوت» آورده شده است يعنى كشتى بر كوه، مستقر و استوار شد و به سويى گرايش نداشت.

      11- تعليل. نشان دادن انگيزه چيزى است. انگيزه‏گويى سخن را دلپذيرتر و استوارتر مى‏كند. در آيه شريفه، انگيزه استقرار كامل كشتى بيان شده است، كه آن «غيض الماء» است.

      12- احتراس يا تكميل. ابهام و ايهام‏زدايى است. در آيه شريفه، اين توهم نابه‏جا به گمان مى‏آيد كه عذاب، فراگير بوده و گستردگى آب، شايستگان را نيز فراگرفته است. لكن جمله‏ «بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ»* اين توهم را مى‏زدايد و

      مى‏رساند كه عذاب، تنها ستم‏پيشگان را فرا گرفته و آب آنان را فرو برده است.

      13- اعتراض. آوردن يك جمله يا چند جمله است (جمله‏اى كه محل خاص اعرابى نداشته باشد) در روند كلام به انگيزه‏اى غير از رفع ابهام. مانند شعر حافظ:

      بجز آن نرگس مستانه كه (چشمش مرساد)
      زير اين طارم فيروزه كسى خوش ننشست‏

      جمله «چشمش مرساد» جمله اعتراض است براى نيايش آمده نه براى رفع توهم. در آيه شريفه، نيز سه جمله «غيض الماء» و «قضى الامر» و «استوت على الجودي» معترضه است، و نكته‏اش اين است كه بفهماند فروكش شدن آب و فرجام يافتن حادثه و استقرار كشتى در فاصله دو فرمان «قيل يا سماء» و «قيل بعدا» انجام پذيرفته است.

      14- تهذيب. تركيب خوش‏آهنگ و نيكوى واژه‏هاست. در آيه نيز اين وصف نمودار است.

      15- ائتلاف اللفظ و المعنى. (همگونى واژه‏ها با محتوا) اين صنعت، رعايت هماهنگى بين واژه‏ها و معناست يعنى اگر معنا فخيم است واژه‏ها نيز فخيم باشد. اگر معنا روان است، واژه‏ها نيز روان باشد. اگر معنا غريب و دور از دسترس است، واژه‏ها نيز آن‏گونه باشد. به مثال در آيه 286 بقره از كارهاى شايسته به «كسب» ثلاثى مجرد تعبير شده است و از كارهاى ناشايست و خطرزا به «اكتساب» ثلاثى مزيد كه نشانى از تكلّف و رنجش دارد.

      باز در آيه 37 سوره فاطر، به جاى «يصرخون» «يصطرخون» آمده است، تا ژرفمندى و دردناكى فرياد آنان را نشان دهد، در آيه مذكور نيز اين ائتلاف، كاملا رعايت شده است به گونه‏اى كه به جاى هيچ واژه‏اى نمى‏توان واژه ديگر آورد.

      (فعلهاى مجهول هم بسيار نكته‏آموز است).

      16- ايجاز. كوتاهى لفظ و گستردگى محتواست. اين آيه، در حدود بيست واژه بيشتر ندارد ولى همين واژه‏ها تبلوريست از امر، نهى، ندا، تمثيل، سعادت، شقاوت، و حكايتى كه اگر گسترده گفته مى‏شد قلم به خستگى مى‏افتاد.

      17- حسن النسق يكى از معانيش اينست كه چند جمله معطوف با ترتيب طبيعى و هماهنگ آورده شود به گونه‏اى كه اگر عطف، قطع شود جمله‏ها پابرجا باشد در اين آيه، سخن از فروكش شدن آب آغاز مى‏شود تا با همين شيوه با نفرين بر تبه‏كاران پايان مى‏يابد.

      18- حسن البيان. شيوايى شيوه بيان است، در آيه شريفه، اين شيوايى چشمگير است.

      19- كنايه در آيه شريفه به فاعل «قضى» و «غيض» و به قائل «قيل يا أرض» و «قيل بعدا» تصريح نشده است.

      20- تعريض. در اين آيه شريفه با جمله‏ «بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ»* به همه ظلم پيشگان، گوشه زده است كه آنان نيز در مسير هلاكند.

      21- انسجام. واژه‏ها روان و آبشارگونه است و بدون هيچ لكنتى بر زبان جارى مى‏شود.

      22- تمكين. جايگزين شدن شايسته فاصله آيه است.

      23- ابداع. از گرد آمدن چند صنعت، صنعت ديگرى پديد مى‏آيد به نام «ابداع» كه در آيه شريفه پديد آمده است. اينك نگاه شما را مى‏سپارم به آيه ديگرى كه سرشار از اعجازهاى ادبى است.



      منبع : اعجاز در قرآن كريم ) حسن عرفان ) صفحه 87
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام و وقت بخیر
      نکات بلاغی ارزنده ای بود.خسته نباشید👏👏💐💐
      ارسال پاسخ
      سیاوش آزاد
      جمعه ۳۰ مهر ۱۴۰۰ ۲۳:۰۲
      سلام ابیات ارتباط خوبی دارد سوالات و نکاتی دارم
      سوالات یک دلیل کهن سرایی تان چیست؟ دو کتاب صور خیال استاد کدکنی را چگونه یافتید؟
      نکاتی که به ذهنم رسید
      حذفیات
      صنمی را ، تابان بود ، همه جا را
      تغییر آهنگ کلمه به ضرورت وزن
      برکت ، سماء در مورد سما که نمیدانم درست است چون درین نحو کلمات همزه خوانده نمیشود مگر آنکه مصوتی اضافه شود
      کلبه ی هم بدون ی نوشته اید تمام.
      علیرضا جورعشوری
      شنبه ۱ آبان ۱۴۰۰ ۰۸:۳۰
      سلام و عرض ارادت.
      دلیل خاصی ندارد به اشعار به اصطلاح کهن علاقه دارم.
      کتاب استاد کدکنی را هم متاسفانه مطالعه نکردم.
      بله...حذفیات هم که به نظرمن خواه و ناخواه در زبان محاوره حتی وجود دارد در شعر و آثار ادبی که جای خود دارد.
      همزه در کلمه سماء جزء اصل كلمه هست البته منقلب.و در اين شعر حقير نقش خودش را ايفا كرده.بله سما هم مينوسند اما به ضرورت وزن و دلايل ديگر میتوان به هردو صورت نوشت.تشکر از حضور گرمتان
      فاطمه گودرزی
      شنبه ۱ آبان ۱۴۰۰ ۱۰:۱۵
      درود بر شما
      سروده زیبایی بود
      خندانک خندانک خندانک
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      حدود ۱ ماه پیش
      سپاس گزارم از وقتی که گذاشتید
      💐💐💐
      ارسال پاسخ
      علیرضا مرادی( مراد )
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام ها جناب جورعشوری ادیب و شاعر گرامی
      جورچین کلمات شما زیبا و شیوا بود
      روزگارتان به خوشی و سعادت
      در سایه پروردگار مهربان
      خندانک
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام جناب مرادی بزرگوار
      شرمنده میفرمایید و به مهر خواندید💐💐💐
      ارسال پاسخ
      محمد باقر انصاری دزفولی
      حدود ۱ ماه پیش
      زیبا
      وبردل نشست
      هزاران درودتان باد
      شاعر بزرگوار
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      حدود ۱ ماه پیش
      سپاس از حضورگرمتان استاد🌹🌹🌹
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک
      درودبرشما خندانک
      بسیارزیبا بود خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      محمد رضا خوشرو
      حدود ۱ ماه پیش
      ولادت رسول مهربانی 🌹
      روز اخلاق و مهرورزی
      ولادت امام صادق(ع)
      بر شما شاعر بزرگوار و خانواده گرامی تان مبارک
      🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام و عرض ارادت
      برشما شاعر گرامی و خانواده محترمتان نیز مبارک باد....💐💐💐💐💐
      ارسال پاسخ
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بر شما جناب عشوری عزیز
      غزل زیبایی بود ، خسته نباشید 👏👏🌺🌺
      از آنجا که خوشبختانه از اعضای صبور و هوشمند سایت محترم هستید ،گفتم نکته ای هم خدمتتان عرض کنم و احتمال فراوان میدهم خودتان نیز بهتر از من به این امر واقفید🙏
      در سه قافیه ایراد " ایطای خفی" وجود دارد
      بنده مینویسم " ایراد " ولی خودم آنرا به شروطی ایراد نمیدانم و خود بنده ی منتقد هم در برخی غزلها در قافیه " ایطای خفی" داشته ام.
      یکی از آن شروط زیبایی محصول است که غزل شما داشت
      فقط خواستم بگویم ، که اگر ۱ درصد از آن بی اطلاع بوده اید ، آگاه شوید 👏👏👏🌺🌺
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      حدود ۱ ماه پیش
      و چرا گفتم در ۳ قافیه در صورتی که در ۴ قافیه " ان" الحاقیست؟
      چون ۱ بارش را مجازید استفاده کنید 🌺🙏🌺
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام جناب عزیزیان بزرگوار و ادیب توانمند سایت...
      نقد و از همه مهم تر نکته بسیار زیبایی را متذکر شدید.
      ایطا هم از عیوب قافیه مخصوصا شعر کلاسیک هست که میتوان بر اثر کثرت استعمال برخی از آن ها را به عنوان یک کلمه و قافیه پذیرفت.
      حتی در اشعار شاعران بزرگ هم علاوه بر ایطای خفی ایطای جلی وجود دارد مثلا نمونه ای از شعر جناب سعدی رحمة الله علیه :

      در من این هست که صبرم ز نکورویان نیست

      از گل و لاله گزیرست و ز گلرویان نیست

      دل گم کرده در این شهر نه من می‌جویم

      هیچ کس نیست که مطلوب مرا جویان نیست

      آن پری زاده مه پاره که دلبند منست

      کس ندانم که به جان در طلبش پویان نیست

      ساربانا خبر از دوست بیاور که مرا

      خبر از دشمن و اندیشه بدگویان نیست

      مرد باید که جفا بیند و منت دارد

      نه بنالد که مرا طاقت بدخویان نیست

      عیب سعدی مکن ای خواجه اگر آدمیی

      کآدمی نیست که میلش به پری رویان نیست
      ارسال پاسخ
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      حدود ۱ ماه پیش
      یک نکته ای هم وجود دارد و میتوان به آن اشاره نمود اینست که مثلا در سروده حقیر دو کلمه شتابان و مستان الف و نون الحاقی است اما از آن جایی که الف و نون در شتابان حالت را میرساند و در مستان جمع است میتوان آن را قافیه محسوب کرد.💐💐💐🙏🏻🙏🏻🙏🏻
      ارسال پاسخ
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      👏👏🌺🌺
      فرشیده کیهانی (سکوت)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود، غزلی زیبا سرودید، موفق باشید خندانک خندانک
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام
      به مهرخواندید.تشکر💐💐💐
      ارسال پاسخ
      سعید صادقی (بیدل)
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام بزرگوار
      بسیار زیبا بود
      درود فراوان بر شما و قلمتان خندانک
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام بزرگواری از خودتان است💐💐
      سپاس از وقتی که گذاشتید💐💐💐
      ارسال پاسخ
      سیاوش آزاد
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام به دنبال اثری هستم که مانند کاری که جناب عرفان کردند مطالب بلاغی قرآن کریم را تشریح کرده باشد در اینترنت کتاب جناب عرفان را نیافتم نمیدانم منابعی سراغ دارید معرفی کنید بخصوص اگر در اینترنت باشد
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام و عرض ارادت
      کتاب آرایه های بلاغی قرآن کریم مؤلف دکتر فاضل سامرائي ولی نمیدانم نسخه پی دی افش در اینترنت موجودست یانه
      ارسال پاسخ
      سیاوش آزاد
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام متشکر نه نیافتم خودم خیلی برایم مطلب جناب عرفان جالب بود اثر شما را که خواندم به یاد آن آیه افتادم جستجویی در اینترنت کردم به آن مطلب جناب عرفان برخوردم متشکر شما باعث شدید بیشتر به عظمت قرآن پی ببرم
      علیرضا جورعشوری
      علیرضا جورعشوری
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام.زنده باشید
      درپناه حق💐💐💐
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0