سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 8 بهمن 1400
    25 جمادى الثانية 1443
      Friday 28 Jan 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        جمعه ۸ بهمن

        شبی در خواب دیدم

        شعری از

        علیرضا عالمی

        از دفتر خط سوّم نوع شعر موج نو

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۲۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۵۶ شماره ثبت ۱۰۲۹۸۸
          بازدید : ۴۹   |    نظرات : ۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        شبی در خواب دیدم
         
        شبی در خواب دیدم 
        مردان زن شده اند
        و زنان مرد
        مردان در شهر
        با چادر های سیاه 
        میگشتند
        انگار دنیا دگرگون شده بود
        و مردان آبستن بودند
        و گاهی نیز برای زنان 
        ناز میکردند
        خواب عجیبی بود
        تمام دارایی 
        مردان به حجاب شان بود
        و حق آنان کمتر از زنان
        با خود گفتم 
        مگر فرقیست میان زن و مرد
        چنین فرقی بود در 
        خلقت
        در خواب من زنان حاکم
        بودند
        و مردان زیر دست
        و خانه نشین
        گاهی نیز میدیدم 
        یک زن کهن سال 
        چند مرد را به عقد خود در می آورد
        و دیگران نیز میگفتند 
        که این رسم ماست
        حتی چند سیقه هم 
        حلال است
        گاه نیز بخاطر 
        گمانی بد 
        مورد ضرب و شتم 
        همسر خود 
        یا زنان فامیل قرار میگرفت
        گاهی نیز زیر همین
        ضرب و شتم ها کشته میشد 
        گاهی هم  
         مورد 
        آزار زنان
        چشم چران شهر 
        و گاه کالا برای 
        مشتری
        گاه نیز 
        برای نان
        تن فروشی میکردند
        با خودم گفتم 
        کاش من دگر
        مَرد نبودم
        در این شهر 
        ارزش 
        مرد بودن
        چند است؟ 
        بیدار شدم
        گفتم
        این چه خوابی بود
        حقیقت جامعه
        پشت جهالتی
         بی پایان
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        محمد باقر انصاری دزفولی
        دوشنبه ۲۹ شهريور ۱۴۰۰ ۰۹:۰۳
        سلام بزرگوار
        طبعتان جوشا
        هزاران درودتان باد
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0