سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 1 آبان 1400
  • روز آمار و برنامه ريزي
  • شهادت مظلومانة آيت الله حاج سيد مصطفي خميني، 1356 هـ ش
18 ربيع الأول 1443
    Saturday 23 Oct 2021

      بیشترین مخاطب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      شنبه ۱ آبان

      سرود سرخ

      شعری از

      مهرداد مانا

      از دفتر شعر مانا نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۳ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۴۷ شماره ثبت ۱۰۲۲۹۹
        بازدید : ۱۸۷۶   |    نظرات : ۲۵۷

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر مهرداد مانا

      ویتنام بود یا پنجشیر ؟؟
      سینه هایش هنوز بوی بلوط می داد
      دو نارنجک برای انفجار تاریخ !!
      گفت : آهسته تر بر برف کانی مانگا قدم بگذار :
      آتش پرومته هنوز هم قاچاق است

      جنگ بود
      و شعله ی خشم در شعرم زبانه می کشید
      گفت هنوز لبهای ام در حلبچه
      سوختبار شعر شوهرم ...
         و
             صفیر
                    خمپاره
                               آمد ......
       
      جنگ‌ بود 
      و مادران روی دامن دختران دم بخت
      طرح مین گلدار می کاشتند
      گفتند برای پیشانی ماه
      دیروز دو کامیون پونز
      از قم و قندهار رسیده است .
      موسم بی رمق روزه بود
      و سربند آن دختر ایزدی
      سفره ی افطار کرکسان شریعت ... 
      آه 
      شما که تن های تان 
      تُردِ تمناست 
      چگونه کنار آتش نمی رقصید ؟
      من هنوز هم از خدای خشمگین ملاعمر 
      طلبکار لبهای لطیف آن زنم
      که از نژاد نحیف نیلوفران بود 
      و روزی ماه در برکه ی سبز چشمهای اش
      چون بید می لرزید .....

      جنگ بود
      و مناجات خواجه را صدای تکفیر توپ ها
      هاشور می زد 
      در کوچه های هراسان هرات
      و بیخ گوش بامیان
      مراقبه ی بودای بیچاره را
      فتوای ملاعبدالوحشت (!)
      می شکست ..
      آه جنگ بود و ما نفله شده گان انفال
      بر گورهای دسته جمعی
      شعر " شیرکو " می خواندیم
      تلوزیون از خجالت
      سر در کانالی فرو برده بود :
      '' کوبیدن یک راکت به کرامت کابل
      انفجار بمبی در باور بغداد !! ''
       
      پشت خاکریزی منتظر بودیم
      رنگ پریده ی صورتش در قاب شب
      کامل شده بود 
      گفتم : صربها عادت دارند از چاه گلوی زنها
      دلو دست شان را پُرخون کنند 
      نمی ترسی؟؟؟
      باد ، بی بوسه از گندمزار گیسش گذشت 
      و نگاه منجمدش انگار
      چوب خشکی شد
      پیش از کشف آتش !!

      ......
      جنگ بود و دو قوی بی قرار ،
      عبور قوای بی قوت "هوشی مینه" را
      از آب نظاره می کردند
      و جنازه ی جوانکی قندیل بسته بود
      پای کاجی در کریمه 
      گفتم : تو از این همه رایحه ی آز انگیز
      فقط بوی باروت را باور کرده ای ؟؟
      گفت : هیییسسسسس
      سنگ سرباز اسد بود انگار 
      سکوت مرموز فرات را شکست...
      آهسته گفتم :
      می دانی آتش بس
      از جنگ‌ 
      به کشتن کودکان حریص تر است ؟
      پرچم های صلح بسیاری دیدم
      در دیاله و دیرالزور
      که از فتح بکارت دوشیزگان 
      خونین بود ...
      و یک شب اینقدر خون از خیالم چکید
      که در گوش گنبدی فیروزه گفتم :
      عمامه ات را بالاتر ببر مُفتی شاعرکش!!
      من زبان سرخ شهیدانم ،
      و هر هزاره ، هفتاد بار 
      شعرهایم را
      با چشم بسته و پای زنجیر
      میان مزارهای بی نام گردانده اند .

      جنگ بود ،
      و صدای مرگ از بیرون می آمد
      و دو کفتار در دو سوی دجله
      سر جنازه ی زندگی نزاع می کردند 
      مرگ‌ ، زندگی را مات کرده بود
      مرگ چون کرمی ، زندگی را سوراخ می کرد
      و زندگی زنی پابه ماه بود
      در میخانه های بی عار عدن 
      که مرگ را عق می زد و بالا می آورد ..
      جنگ بود و سایه های سرگردان اریتره
      جیب شان خالی بود
      سفره و اجاقشان خالی 
      اما خشابهای شان ....
      پشت آخرین خاکریز رسیده بودیم
      و باید نقشه ی جغرافیا را از چشم تاریخ پنهان می کردم
      کلاغها به آرزوی اجساد نوک می زدند
      و او همچنان نگاهش روی صورتم ماسیده بود
      ابروهای وحشی اش را مرتب کردم :
      خانم خوبی باش نفسم
      و پس از من ،
      منت ریسمان ها را نکشی برای هر نفس
      گفت : من که هزار دریا گریسته ام و هنوز
      چشمه ی اشکم از مشک ابوذر ، خیس تر است 
      راستی
      تو هوای نارنج شیراز نکرده ای ؟؟
      گفتم : این شعر روزی در خانه تو را خواهد کوفت
      حتا اگر از زنانگی ات ،
      تنها پیراهنی مانده باشد
      برای پرچم یک مرد
      و زهدانی برای زاییدن درد
      تو اینهمه باریدی بر  واژه زار سوخته
      حالا نوبت این شعر است
      که برای غریبی ات گریه کند
      چرا که میان دفترهای ام غریب بودی
      میان آوازها 
      میان فصل ها .. 
      و نمی دانستیم تقدیر
      برزگر پیری ست
      که زمستان دانه ای نخواهد کاشت
      تو غریب بودی و وطنت را گم کرده بودی
      میان بازوان من
      آری ... این شعر آمده
      تا برای تو گریه کند که آبستن هزار ابری !!

      شعر را همانجا
      که زانویش را بغل کرده و می گریست ،
      رها کردم
      گفت : دلم برای وطنم تنگ است 
      دستم به درون یقه اش خزید 
      جنگ ، نارنج ها را نارنجک کرده بود 
      گفتم : چگونه ضامن اینها را بکشم؟
      تا تاریخ را روی سرشان آوار کنم
      گفت :
      وضو از گریه ام بگیر و لبهای ام را ببوس !!
      .
      .
      .
      .
      .
       
                     دکتر ملحفه را کنار زد :
                     تن مانا و گلاله
                      هنوز پر از 
                      ترکش ترانه بود  ....
       
       

      کرمانشاه سوم شهریور ۱۴۰۰
       
      به 
      هادی محمدی و ایمان اسماعیلی ... دو سیب رسیده‌ بر شاخه ی معرفت 💙💙💙
      ۳۲
      اشتراک گذاری این شعر
      ۹۵ شاعر این شعر را خوانده اند

      محسن ابراهیمی ( غریب )

      ،

      مهرداد مانا

      ،

      مهرداد عزیزیان بی تخلص

      ،

      بهرام معینی (داریان)

      ،

      محمد جواد عطاالهی

      ،

      خدیجه وفایی راد ( غریبه)

      ،

      مهدی محمدی

      ،

      سحر غزانی

      ،

      آرزو عباسی ( پاییزه)

      ،

      قربانعلی فتحی (تختی)

      ،

      عباسعلی استکی(چشمه)

      ،

      رضا حمیدی راد(احسان)

      ،

      مسعود آزادبخت

      ،

      هادی محمدی

      ،

      فروغ فرشیدفر

      ،

      سارا رحیمی

      ،

      مرتضی سماواتی

      ،

      حسین مراغه

      ،

      مریم کاسیانی

      ،

      رحیم نیکوفر ( آیمان )

      ،

      فاطمه افکن پور

      ،

      رضا رضوی تخلص (دود)

      ،

      مجتبی شفیعی (شاهرخ)

      ،

      حسین قائدی

      ،

      حمید غرب

      ،

      سیروس میرزاوند

      ،

      محمد امیری

      ،

      محمد علی سلیمانی مقدم

      ،

      حنانه الادا

      ،

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)

      ،

      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

      ،

      محمد رضا خوشرو

      ،

      معصومه خدابنده

      ،

      محمد علی رضاپور

      ،

      موسی ظهوری آرام(آرام)

      ،

      محمد خوش بین

      ،

      احمدی زاده(ملحق)

      ،

      لیلا گمار (مأنوس شده با قلم)

      ،

      برهنه در بارانِ دره ی کومایی

      ،

      طاهر معین

      ،

      سعید اکبری فرامندی (مسکین)

      ،

      بهمن چرخ باز

      ،

      سحر موسوی

      ،

      ایمان اسماعیلی (راجی)

      ،

      هانا آزاد

      ،

      امیرحسین مقدم

      ،

      مولود سادات عمارتی

      ،

      افروز ابراهیمی

      ،

      منوچهربابایی

      ،

      محمد حسین اخباری

      ،

      فاطمه سلطانی

      ،

      سعید ساعدی

      ،

      مینا فتحی (آفاق)

      ،

      محمدرضا باباپور

      ،

      گلاله ناصری

      ،

      اصغر ناظمی

      ،

      محمد جواد مولوی

      ،

      دانیال فریادی

      ،

      عليرضا حكيم

      ،

      فرهاد شریف

      ،

      ادریس علیزاده

      ،

      ابوالحسن خرقانی(جوانمرد)

      ،

      مجید آبسالان

      ،

      سارا پیروتی (رها)

      ،

      تاراناصری راد (خاطره)

      ،

      مدیر ویراستاری

      ،

      مسعود میناآباد مسعود م

      ،

      عظیمه ایرانپور

      ،

      طوبی آهنگران

      ،

      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

      ،

      نسرین حسینی

      ،

      اميرحسين علاميان(اعتراض)

      ،

      مجید قلیچ خانی

      ،

      آرمین پرهیزکار

      ،

      سيد هادی حسینی(هادی)

      ،

      مجید خوش خلق سیما

      ،

      حمید فیروزآباد

      ،

      تخلص(بانوی بهار)

      ،

      اختر مراد

      ،

      سینا سجودی

      ،

      تینایحیایی (کتایون)

      ،

      محمدرضا کریم پورآذر

      ،

      بهروز ابراهیمیان

      ،

      سیاوش آزاد

      ،

      عیسی کیانی با تخلص عینک

      ،

      آذر مهتدی

      ،

      منوچهر فتیان پور (راد)

      ،

      سید علی کهنگی (واسع)

      ،

      عرشیا خوشرو

      ،

      محمدکریمی (پویا)

      ،

      مهدي حسنلو

      ،

      سمیرا عاشوری

      ،

      فاطمه گودرزی

      ،

      مسیح علیپور

      ،

      فاطمه بهرامی

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      جمعه ۵ شهريور ۱۴۰۰ ۱۰:۰۰
      درود جناب مانا
      تقدیمی بسیار زیبا و شایسته بود
      مبارک صاحبان اثر باشد
      از نیل تا فرات صهیونیست
      هنوز تشنه هزاران خون منعقد نشده است
      خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۵۶
      سلام ...‌ این کلبه را با خورشید حضورتان منور نموده اید
      چندین بار به علت اشتباهات تایپی این شعر برگشت خورد و مجددا ارسال گشت و اکنون فرصتی شد که به محبت دوستان پاسخ بگویم خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۰۹
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۴
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۸
      سلا و درود بر جناب استکی عزیز
      سپاس که هستید و سپاس که با حضور گرمتان شعر مانای برادرم را مانا میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۳۳
      خندانک
      ارسال پاسخ
      تاراناصری راد (خاطره)
      تاراناصری راد (خاطره)
      شنبه ۲۰ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۱۸
      خندانک خندانک
      خندانک
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۰۹
      بسیار زیباست و پرمحتوا خندانک


      درود خندانک


      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۴۰
      سلام خاله جان
      ممنونم از حضور بیش از حد قشنگت
      و راستی بخش هایی از این شعر را جهت شرکت در چالش ادبی که برگزار کردید توی صفحه تون نوشتم . اما اونجا شرط ماناییمو نگفتم . دفعه قبل هم گفتم بشرطی شرکت می کنم که فقط خوانده شوند و در تراز رقابت قرار نگیرد . زیرا اگر پاداشی در کار باشد متعلق به جوانان است و آنها هستند که باید مورد تفقد والتفات قرار بگیرند ...
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۴
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۸
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۳۳
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۲۵
      سلام مانای عزیز
      شعرت رو خوندم مثل همیشه بسیار زیبا و تاثیر گذار بود . خواستم در این مطلب به چند موضوع اشاره کنم :

      \" جنگ بود و ما نفله شدگان انفال
      بر گورهای دسته جمعی
      شعر شیرکو می خواندیم \"


      در مورد شاعر پرآوازه یعنی شیرکو بیکس خودتان مطالعه کنید . اما انفال نام عملیاتی بود که رژیم بعث عراق براي کشتار دسته جمعـی کوردهـا اسـتفاده کرد . و از جنایات جنگی صدام به شمار می رفت .



      \" جنگ بود و دو قوی بی قرار
      عبور قوای بی قوت هوشی مینه را
      از آب نظاره می کردند \"

      مسئله دیگه جنگ ویتام بود که در شعر اشاره کردی . جنگ ویتنام  با درگیری بین کمونیست‌های ویتنام شمالی به رهبری هوشی مینه سیتی و دولت ویتنام جنوبی آغاز شد. در میانه‌ی دهه‌ی ۱۹۵۰ میلادی، ویتنام شمالی توسط کشورهای کمونیستی مانند جمهوری خلق چین و اتحاد جماهیر شوروی حمایت می‌شد.
      ویتنام جنوبی نیز حمایت کشورهای ضد کمونیست و عمدتا ایالات متحده آمریکا را داشت. سرانجام پس از بیست سال جنگ در ویتنام، ایالات متحده آمریکا شکست خورد. طی این شکست نه تنها کمونیست‌ها توانستند کشور ویتنام را از آمریکا بازپس بگیرند، بلکه ایالات متحده که پس از جنگ جهانی دومدر جهان بسیار مورد احترام بود، وجهه‌اش را از دست داد.




      جنگ بود
      و مناجات خواجه را صدای تکفیر توپ ها
      هاشور می زد
      در کوچه های هراسان هرات
      و بیخ گوش بامیان
      مراقبه ی بودای بیچاره را
      فتوای ملا عبدالوحشت می شکست

      و اما فارغ از اشارات تلخی که به سایه ی وحشت طالبان داشتی که در واژه ی (ملا عبدالوحشت) به شکلی واقعی منتقل نمودی باید بگویم مجسمه‌های بودا در بامیان اشاره ایست به تندیسهای بزرگی که در دل کوه در استان بامیان افغانستان ساخته شده بودند . بنای ایستادهٔ این مجسمه‌های تاریخی در کناره‌های صخره‌ای هنگام رواج آیین بودایی در افغانستان در درهٔ بامیان کنده کاری شده بودند. توضیحات زیاده اما بنظرم برای درک شعر همین اندازه کافیه که اصل مطلب دست مخاطب شعر بیاد و اینکه طالبان در دوره اول حکومتشان این مجسمه ها را منفجر کردند .


      جنگ بود
      و سایه های سرگردان اریتره
      جیبشان خالی بود
      سفره و اجاقشان خالی
      اما خشابهای شان ..



      و اما مهم ترش کشور اریتره هست

      اریتره از شمال و باختر با سودان و از جنوب با اتیوپی و از جنوب خاوری با جیبوتی مرز مشترک دارد و از خاور به دریای سرخ می رسد که خط ساحلی اریتره با دریای سرخ بیش از ۹۰۰ کیلومتر است.
      نام اریتره از واژه‌ای یونانی به معنای «سرزمین سرخ» گرفته شده‌است . شورشیان اریتره تحت عنوان ارتش آزادیبخش اریتره ، سالهاست که با دولت مرکزی برای استقلال می جنگند .

      تصاویر و هدف و اندیشه ی شعرت مثل همیشه زیبا بود و لذت بردم🙋‍♀️


      منبع : نت
      مریم کاسیانی
      مریم کاسیانی
      جمعه ۵ شهريور ۱۴۰۰ ۱۴:۰۸
      سحر عزیز خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۵۸
      نوه ی نازنین ام
      دلخوشیهای زندگی اگر به نیک بنگریم کم نیستند .. حتا در فضای مجازی که شاید به زحمت بتوان اعتمادی و اعتباری برایش قائل شد ، باز هم تلاش آدمی در جستجوی مطلوب و دلخواه بی ثمر نخواهد ماند . و تو با همه ی مهر و لطف و خوبی ات ، گواه صدق این ادعای مانایی خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۱۰
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محسن ابراهیمی ( غریب )
      محسن ابراهیمی ( غریب )
      دوشنبه ۸ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۷
      عالی بود دستتان درد نکند خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۵
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۹
      لذت بردم از حضورت سحر!
      در تعریف و تمجید و وصف تو فقط میتونم بگم
      ادامه بده راهت روشنه و من چقد هربار از تو میاموزم زیبا جان خندانک
      ارسال پاسخ
      تاراناصری راد (خاطره)
      تاراناصری راد (خاطره)
      شنبه ۲۰ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۱۹
      خندانک خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      مسعود میناآباد مسعود م
      دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۰۰:۳۱
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۱۲:۱۹

      ای عشق همه بهانه از توست
      من خامشم این ترانه از توست
      من انده خویش را ندانم
      این گریه ی بی بهانه از توست

      سلام و عرض ادب و احترام خندانک

      از شعری بنویسم که زانویش را بغل کرده و می گرید؟ یا شاعری که از هزاره های دور چشم در نگاهی منجمد دوخته و قهرمان تمام جنگ های تاریخ می شود؟
      یا شاید از غربت زنی که هزار دریا گریسته است و هنوز هم آبستن هزار ابر است؟

      شعر می گرید و گریستن پاسخی است به درک رنج، یا پاسخی به مهر، یا از سر همدردی است. اما مختص انسان است نه شعر!
      انسان؟! راستی انسان کدام است؟ او که در حلبچه نفس کودکان را به مرگ مسموم می کند؟ یا آنکه بخت دختران را مین می گذارد و سربندشان را دلیل سلاخی کردنشان؟
      آیا انسان همان است که فاجعه ی انفال را رقم می زند یا کابل و بغداد را ویران می کند؟
      یا آنکه شوق خنده ی کودکان بوسنی را به قهقرا می برد؟
      یا... شاید همان است که در ویتنام تجارت خون و اسلحه می کند؟! در حلب و حمص هم همین انسان بود که جنازه ی آلان کوردی را مسافر آب های دریا کرد؟

      زبان سرخ شهیدان که شعرهایش را هر هزاره با چشم بسته و پای زنجیر میان مزارها گردانده اند چه می خواهد بگوید؟
      آن مزارهای بی نام کجای انسانیت ایستاده اند؟
      نویدانه ها و خونزستان ها تکلیفشان با چه کسی است؟
      زندگی باید هم مرگ را عق بزند و بالا بیاورد!!
      و آخرین خاکریز و کلاغ هایی که به آرزوی اجساد نوک میزنند...

      سرودی سرخ برای انفجار تاریخ لازم است تا واژه ی انسان از نو جوانه بزند.
      شاید، انسان همین شعر است که دارد گریه می کند!
      ..
      شعر را می توان در دو خط بررسی کرد . در واقع شاعر دو تصویر را بر یک بوم نقاشی کرده است . نقاشی اول جنگ است و نقاشی دوم عشق.
      شاعر در هر سکانس از شعر یکی از جنگهای تاریخ معاصر را به شکلی غم انگیز و از نگاهی متفاوت به تصویر می کشد . و همزمان دست زنی در دست اوست که در سفری مکانی _ زمانی از خاکریزهای همه ی جنگها در همه ی زمانها در حال عبور هستند . تمام شعر در واقع نگاهی ست به جنگ و عشق که در هم تنیده اند .
      و از همه زیباتر گریستن شعر است برای زن . آنهم زنی که پیش از این پای شعر مانا گریه ها کرده است .

      سپاس و عرض پوزش از حضور اساتید ارجمند.
      آرزومند شادی مردم سرزمینم خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۱۳:۱۵
      دستکم‌از وقتی تو از شرق زندگیم طلوع کردی ، همیشه خود را مردی خوشبخت حس کردم . چرا که نهایت همه جستجوها رسیدن به عشق است و من در این جستجوی طولانی به تو رسیدم که خود عشقی و خود آرامش
      یک روز با خودم فکر کردم گلاله زیبا نیست . و گفتن این حرف ممکن است تخفیف او باشد
      گلاله زیبا نیست . بلکه خود زیبایی ست
      خاطره نیست بلکه تاریخ است

      به قول مانا :

      تاریخ مصور و منقوش مردی
      از اقلیم عشق ....


      چقدر خوب شد آمدی . و این صفحه بی حضور تو نه محتوا دارد نه معنا و نه معنویت ...‌
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۱۰
      و چه خرسندم که بانی و دلیل تمام شعرهای مانا را در تک به تک شعرهایش مبینم
      و لذت میبرم از نامت..که چون نامت لطیفی .. و زبان همانگونه که مانا هم قاصر است از نجابتت چشمانت
      قاصر است از بیان مهرو محبتت خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۱۳
      سارا جانم، امید که ذره ای از آنچه وصف کردی، در خود بیابم. هر چه هست لطف بی شائبه ی مانا و دوستانِ جانم است...
      برقرار باشی عزیزم به مهر و عشق و لبخند خندانک
      تاراناصری راد (خاطره)
      تاراناصری راد (خاطره)
      شنبه ۲۰ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۲۰
      خندانک خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      شنبه ۲۰ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۵۲
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م
      مسعود میناآباد مسعود م
      دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۰۰:۳۱
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      تاراناصری راد (خاطره)
      شنبه ۲۰ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۱۷
      به نام خدا ........

      باید به شاعر این شعر تبریک گفت به‌خاطر سرودن شعری چنین زیبا، شکوهمند، و دغدغه‌مند که محصول دردهای زمانه‌ای است که در آن به سر می‌بریم.
      نمی‌توانم بگویم سرودنِ شعر با موضوع جنگ، آن هم در روزگاری که جنگی در جریان است، کار سختی است، چراکه شاعر هرچه به فضا (زمان و مکان) درگیری و جنگ نزدیک باشد، عواطف و احساساتش بیشتر و عمیق‌تر درگیر می‌شود و انگیزۀ قوی‌تری برای نوشتن دارد، از سویی دیگر امّا می‌توانم به‌جرئت بگویم که سرودنِ شعر خوب با موضوع جنگ، در روزگارِ جنگی، بسیار دشوار است، چراکه همان درگیریِ عمیقِ عواطف و احساسات شاعر، تا حد زیادی می‌تواند اختیار شعر را به دست بگیرد و شاعر را در پیِ خود بکشاند و شاعر عملاً دربرابر احساسات خود خلع سلاح بشود و زمام اختیار شعرش را یکباره رها کند و به عواطفش بسپارد؛ اتفاقی که البته در این شعر، خیلی کم افتاده و به‌نظرم می‌رسد تنها یکجا شعر در مسیر نثر و بازگوییِ ساده و تعریف خاطره و ماجرا افتاده است. این بخشِ مدنظر، از 《 جنگ بود و دو قوی بیقرار، 》 تا 《سنگ سرباز اسد بود انگار. سکوت مرموز فرات را شکست... 》 و به‌نظر می‌رسد بلند بودنِ شعر، عاملِ مؤثر در یکدست‌ نشدنِ تمامیِ اجزاء شعر، و گریزِ بخشی از آن، از ساختار شعر باشد.
      و البته باید پذیرفت که همان بخشِ منثورِ قصه‌وارِ شعر هم در ادامۀ خود، بلافاصله ماهیتِ شاعرانۀ خود را باز می‌یابد و پس از سطرِ «پرچم‌های صلح بسیاری دیدم در دیاله و دیرالزور» به‌سرعت به مسیر شعر بازمی‌گردد : پرچم های بسیاری دیده ام در دیاله و دیرالزور ...


      نکته‌ای که شاید بد نباشد به آن اشاره کنم نیز این است که شعرهای عاطفه‌محوری که پیوندی عمیق و اصیل با عواطف و احساسات دارند، اساساً نیازی به کاربرد اداتِ انتقال‌دهندۀ احساسات مانند «آه» ندارند و پیشنهادم به شاعر، صرفه‌جویی در کاربرد اداتی از این‌گونه است.
      برای شاعر آرزوی توفیق روزافزون می‌کنم و تبریک می‌گویم به او به‌خاطر این ذوق سرشار، این عاطفۀ دغدغه‌مند، و این قدرت و توانایی در انتقال عاطفه و اندیشه‌اش به مخاطب.
      و این شعر را از نمونه‌های خوبِ یکی از تعریف‌های شعر اندیشمند می‌دانم، آنجاکه می‌گویند: «شعر معادلِ عاطفیِ اندیشه، در زبانی آراسته و پیراسته و آهنگین است».



      منتقد : لیلا کردبچه
      شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر



      سلام . به علت کار شاقی که برایم پیش آمده توان و زمان حضور در سایت را از دست داده ام و برایم فعلا مقدور نیست فعال باشم . اما اتفاقی این نقد خانم کردبچه را در مورد شعر مانا با کمی خلاصه نویسی اینجا گذاشتم که جنبه ی یادگیری دارد .

      اما برای گلاله ام که ماه آسمان شعر ماناست ،سروده ای دارم که امیدوارم مقبول طبع نیکویش قرار بگیرد و همه هم می دانیم گلاله و مانا دو قوی جداناپذیر برکه ی زندگی اند . کسی آنها را نمی تواند جدا از هم تصور کند :




      در این قایم موشک عقل واحساس
      هنوز جای خودم را پیدا نکردم
      شور و شیدایی حقم بود
      ولی بذر بغض و سکوت
      بر گلویم پاشیدند !!

      خودم را اگر روزی پیدا کنم
      _ به همه ی خورشیدها قسم _
      تفاوتش را خواهم پرسید
      و با شلیک سوال
      به رگبارش خواهم بست
      و دستش را
      از آستین تقدیر بیرون خواهم کشید
      و با کشیده ای
      به خودش خواهم آورد
      تا شاید باورش شد
      هنوز نفس می کشد
      چرا که یاسها و گیلاسها نیز نفس می کشند
      و میتواند همان زن پا به ماه باشد
      که باردار بابونه و بلوط است
      زنی که رویاهایش بافته اند ..

      گل برای همتون خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      شنبه ۲۰ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۱
      راستشو بخوای دخترخاله ، این شعر با اینکه کلاس بالاتری نسبت به خیلی از سروده های دیگرم داشت و در فضاهای دیگر هم واکنش های بسیاری برانگیخت ، اما در این سایت برخلاف تصورم به آن شکلی که باید و شاید مورد التفات قرار نگرفت و با اینکه خود زمانهای بسیاری به کارهای دوستانم اختصاص میدم ( هرچند جدیدا حتا جواب نقدها را هم نمی نویسند ) اما دستکم در این شعر دوستان را مطابق دلخواهم ندیدم . و این است افرادی خارج از این سایت به " سرود سرخ " توجه کردند . و به واکاوی آن پرداختند .
      باری از شما تشکر می کنم برغم مشغولیت های زیاد قبول زحمت فرمودید و این صفحه را رهین محبت خالصانه ی خود نمودید
      حضورتان گل باران
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      يکشنبه ۲۱ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۴
      سلام تارای عزیزم، خواهر گلم
      سپاس بابت زحمتی که بر خود هموار نمودی و با وجود دغدغه های بسیار ، چون همیشه ما را از محبت خواهرانه و خالصانه ات بهره مند ساختی خندانک

      اما نمی دانم با چه زبانی شوق بی اندازه ای که خواندن شعرت در من پدید اورد را بازگو کنم... خندانک
      این شعر در من یادآور شعری شد که از دوران کودکی تا به امروز با آن زیسته ام و هر بار نیز برایم تازگی داشته و دارد. از عباس یمینی شریف:

      من به دنبال خودم می گردم
      به گمانم که کمی گم شده ام
      شاید از خانه که بیرون رفتم
      وارد خانه ی مردم شده ام
      دوستانم نگرانند همه
      زودتر باید پیدا بشوم
      شاید آن روز که تنها بودم
      شاعری، آمده، دزدیده مرا
      یک نفر اما دیروز غروب
      ناگهان توی هوا دیده مرا
      دیشب از غصه، دو ساعت مُردم
      بعد هم گریه کنان خوابیدم
      توی خوابم که کمی زیبا بود،
      توی یک باغ خودم را دیدم
      گشته ام بس که به دنبال خودم
      خسته ام حال خرابی دارم
      هرکه پیدا بکند زود مرا
      مژدگانی حسابی دارم

      امید که شور و شیدایی همواره سهم روح لطیفت باشد و بذرهای بغض و سکوت در معجزه ی نگاه مهربان ات، باغ های سرسبز نشاط را به ثمر نشانند، سرشار از ترانه ی یاس ها و نفس گیلاس ها خندانک
      گاهی باید دست جستجو را رها کرد و آنچه هست را محکم در آغوش کشید. گاهی خیلی چیزها یافتنی یا شناختنی نیستند تنها پذیرفتنی اند.
      سپاس ها بابت حس خوبی که از خود به یادگار گذاشتی خندانک
      برقرار باشی خواهر عزیزم خندانک

      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      مسعود میناآباد مسعود م
      دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۰۰:۳۲
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام به دوستان و شاعران گرامي
      همچنين رفيق ماناي عزيزم

      جنگ به عنوان موضوعی که زندگی خلق ها را به هر شكل درگیر كرده و ميكند
      سوژه ی خوبيه برای نوشتن شعر و... البته اين به اين منظور نيست كه جنگ چيز خوبيه و بخواهم تاييدش كنم خير چون فرصت های متعددي فراهم ميشود ازين جهت ژانر مهمي به شمار مياد.
      اغلب شعر جنگ به سه دسته ی زمانی تقسیم ميشود:
      پیش از آغاز جنگ، شعر با موازات جنگ و پسا جنگ.
      شاعران زمانی که هنوز خبری از جنگ نیست با ادراك و زاويه ديد وسيعي كه دارند
      ميتوانند موضع خود را مشخص كرده يا وقايع احتمالي را پيش بيني كنند.
      البته گاهي جنگ دروني است و خانگي و شاعر با توجه به مسائل درحال وقوع به اوضاع سياسي كشور يا جهان نقب ميزند.
      دسته اي با موازات جنگ پيش رفته و مسائل را كه بيشتر احساسي است با توجه به ميزان و حجم خبر جنگ روي كاغذ مياورند و گاه براي پايان دادن به جنگ مينويسند.
      نوع سوم هم كه با اتمام جنگ شروع به نوشتن ميكنند، اتفاقات را دسته بندي كرده و صفر تا صد
      را شرح ميدهند، كه البته بهتر است بجاي توصيف گزارشات، ميزان دريافته خودشان از اين موضوع را بشناسند و سعي كنند از دل بالا و پايين هاي جنگ شعر بيرون بكشند و يا حرفي تازه بزنند چيزي فراتر از مكررات و واقعيت موجود، باتوجه به اينكه اين روزها سرعت اطلاعات و اخبار بالا رفته و صفحات مجازي بيشمارند خوب طبيعيه كار سختتر است، پس چه خوب كه شعر خلق شده باشد و زاويه ديدي متنوع و بكر به مخاطب ارائه شود.
      نوع سوم را ميشود گفت كه كامل و جامع تر است
      ( البته بستگي داره كه به مقوله ي جنگ چطوري نگاه ميكنيم)
      در هر سه دسته رویکرد ها در هر زمان اغلب راديكال است، ولي لازم به ذكر است كه بگويم رويكرده حمايتي هم كم نبوده!
      به نظرم نه انزجار و كوبيدنه افراطي و نه ستايش كه جنبه ي ايدئولوژيكي دارد درست است
      چون در هر صورت به مفهوم واقعي شعر ضربه ميخورد، چون قرار نيست مانيفست سياسي باشد يا ثنانامه
      كار شعر چيز ديگريست، و جنگ به هر شكل در ذات خود تلخي هايي دارد. اگر مفهوم و كاركرد شعر زمانه را بشناسيم قطعا ميتوان گليم مان را از آب درآوربم.
      اين نوع رفتار و عقيده شاعران يا نويسندگان با جنگ در همه جاي دنيا و نه فقط در كشور ما اين گونه بوده و هست.
      حال با اين تفاسير ميشود فهميد كه (شعر خوب مانا) جزو كدام دسته است، كارهاي راديكالي مانا و زاويه ي ديد شاعرانه كه بيشتر با چاشني (درون مايه) عاشقانه همراه است مخاطب را كنجكاو كرده و هميشه تركيبات قابل توجهي دارد كه اين براي مخاطب كشش ايجاد ميكند.
      شناخت خوب او از تاريخ و كتابهاي بسياري كه خوانده به مانا اين امكان را ميدهد كه روي آن مانور دهد، \" هميشه استعاره ها و تركيباتي كه كدگذاري ميكند، قفل گشايي آن لذت بخش است\" اين از ويژگي هاي شعر ماناست، مثل ناقه ي ناقلا كه قبلا بود، الانم كه كركسان شريعت وامثالهم...
      البته به شرطي كه معما و چيستان نشود و اقناعي صورت نگيرد، يا حداقل كمتر صورت بگيرد.
      من در اين شعر رگه هايي از رئال جادويي ميبينم و ميتوانم بگويم كه سبك مانا كمي عوض شده و تصاويرش يه جاهايي واقعا خوووبه و شعر امروزه، مانا دوربينش را روي دست گرفته
      و هركجاي دنيا كه اتفاقي شبيه مقوله ي جنگ يا مانور ايدئولوژي بوده را تصوير برداري يا فيلمبرداري كرده، شرق و غرب بالا و پايين را به تاريخ جنگ و جغرافياي آن و به روزترين مسائل سياسي،فرهنگي، اجتماعي حتي اقتصادي پيوند داده است. به ويژه من بند سوم و پنجم را به شدت ميپسندم و قدرت قلم و وسيع بودن دايره واژگان بخوبي مشهوده.
      شعر جنگ شعر صلح و شعر ضد جنگ به شرطي كه شاعران را به ورطه ي تكرار ژانر نرساند كه معمولا ميرساند ميتواند فرصت خوبي براي نوشتن باشد، بخصوص با توجه به منطقه ي جنگ خيز خاور ميانه، شاعران ميتوانند صدها شعر جنگ بنويسند اما توصيه ميكنم به اندازه و مفيد در اين زمينه كار كنيد.
      قلمت سبز رفيق يا حق خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      امیرحسین عزیز ، ممنونت هستم
      بحث جالبی را پیش کشیدی و نکات خوبی را برشمردی که مغفول مانده بود . راستش به عنوان یکی از پرمخاطب ترین شاعران سایت هرگز نمی توانم ادعا کنم شعرم جامع الاطراف و بی نقص است . و یا از کسی تاثیر نپذیرفتم . اتفاقا در اوایل کار بسیار از شاملو و صالحی و بعدها از ناظم حکمت و نزار قبانی و شیرکوبیکس متاثر شدم و شعرم را معمولا بعد از سرودن یکی دوبار بازخوانی و بازبینی می کنم و کلماتی را ممکن است پس و پیش یا حذف و اضافه کنم . آنچه به دیده ی خطاپوش خواندی ، شرح داستان شاعر و زنی ست که از خاکریز جنگهای مختلف قرن اخیر عبور کرده و عشق و جنگ را به موازات هم در شعر پیش می برند . در حالیکه نارنج ( استعاره از سینه ی زن ) خود نارنجک شده از ترانه که باید در جایی منفجر شوند تا جنگ پایان بگیرد و همین کار هم انجام می شود
      به هر روی سپاسگذارم و ای کاش زمانی و مکانی بهتر از این اوضاع نصیب ما می شد که دوستانی در مدیریت و حکومت کشور پیدا شوند که هنر را گرامی دارند . نه آنکه فقط هوای نوکران بی هنر خود را داشته باشند .
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      حدود ۱ ماه پیش
      درود برشما خندانک
      چون همیشه آموختم از کلامت امیر حسین عزیز
      سپاس بابت زحمتی که بر خود هموار نمودی خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      حدود ۱ ماه پیش
      به نام خدا.


      شعر شاعر مهرداد مانا قبل از آنکه خوانده شود،باید وحتما معنی یک سری واژه ها را بدانیم.تا دل انگیزی این شعر دو چندان باشد.

      کانی مانگا....منطقه ای در کردستان ایران است....سرچشمه
      پرومته....یکی از تیتان ها و پسر خدای آتش بوده
      حلبچه....یکی از شهرهای استان حلبچه کردستان عراق ملاعمر....رهبر طالبان افغانستان
      هرات....شهری در افغانستان
      انفال....موهبت های منقول و غیر منقول
      شیرکوه....شاعر معاصر کرد،که از سوی انجمن قلم سوئد برنده جایزه کورت توخولسکی شد
      صرب....از مردم اسلاو جنوبی هستند
      هوشی مینه....رهبر حزب کمونیست ویتنام
      اسد....سیاست مدار سوری
      دیاله و دیرالزور....منطقه ای در عراق .منطقه ای در سوریه
      فرات....رود فرات
      عدن....شهر جنوبی یمن
      اریتره....کشوری واقع در شرق آفریقا
      نارنج شیراز....سوغات زمستانی شیراز
      مشک ابوذر....ابوذر در جنگ تبوک از مدينه خارج شد واز لشکر بسیار عقب افتاد .و سپاه را پیدا نکرد.بعداز چندین روز خود را به سپاه رسانيد. پیامبر با دیدن او دستور دادند برای ابوذر آب بياورند. وقتی براش آب آوردند متوجه شدند که ابوذر آب دارد ولی از تشنگی بی‌حال است.گفتند ابوذر تو که آب داشتی، چرا نخوردی؟ابوذر گفت: پدر و مادرم به فدای پیامبر. آب را برای پیامبر نگه داشته بودم.
      زهدان....اندامی در بدن جنس ماده که جنین در آن به وجود می آید.



      سرود سرخ. خندانک



      ویتنام بود یا پنجشیر؟
      سينه هایش هنوز بوی بلوط میداد
      دو نارنجک برای انفجار تاریخ!
      گفت: آهسته تر بر برف کانی مانگا قدم بگذار
      آتش پرومته هنوز هم قاچاق است
      خندانک خندانک
      آتش خشم در کدام شهرهاست ویتنام یا پنجشیر در اینجا به میوه بلوط که خود کُردها آن را عروس جنگل های مریوان می‌دانند اشاره شده‌ و چرا دو نارنجک تشبیه شاعر با بوی بلوط به عروس رسیده و با دو نارنجک اشاره به سینه های عروس دارد که منظور شاعر شیردادن این نوعروس به نسل بعدی و فرزندانش است.که آهسته تر بر سردی و برف این شهر کانی مانگا قدم بگذار که آتش پسر خدای آتش هنوز خاموش نشده و برافروخته است.
      کلمه مانگا به زیرکی در اینجا اشاره شده که در زبان ژاپنی این کلمه به معنای رمان گرافیکی و روایت داستان گرافیکی می‌باشد و شاعر در ابتدای شعر با بین کلمه مانگا دو هدف را با یک تیر زده هدف اول شهر کانی مانگا هدف دوم کلمه مانگا که شروع روایت داستان می‌باشد.


      جنگ بود و شعله خشم در شعرم زبانه می‌کشید. گفت هنوز لبهای ام در حلبچه سوخت بار شعر شوهرم و سفیر خمپاره آمده
      خندانک خندانک

      شروع شعر شاعر با جنگ و شعله های زبانه کشیده در شعر شروع و اشارات مستقیم به حلبچه که یکی از شهرهای کردستان عراق است می‌باشد. شوهر را سفیر خمپاره نامیده تا با ابرقهرمانش شاعری کند


      جنگ بود و مادران روی دامن دختران دم بخت طرح مین گلدار می کاشتند.گفتند برای پیشانی ماه دیروز دو کامیون پونز از قم و قندهار رسیده است.موسم بی رمق روزه بود و سربند آن دختر ایزدی سفره افطار کرکسان شریعت آه شما که تنهایتان ترد تمناست
      خندانک خندانک

      در گیر و دار جنگ بود و مادران برای دختران دم بخت بجای آماده سازی و تهیه جهیزیه سرود مین‌های جنگی را در گوششان روایت می‌کردند و گلدوزی روی دامن دختران را مین می‌دوختند
      از شهر های مختلف دو کامیون ....پونز....سرباز
      وارد شهر شد . نسیم بی‌جانی می‌وزید و وبرایشان از دختران پاک آماده بود
      که آمده بودند ازشریعت شان دفاع کنند.
      آه جگر سوز
      شما که جوانید.

      چگونه کنار آتش نمی‌ رقصید من هنوز هم از خدای خشمگین ملا عمر طلبکار لب های لطیف آن زنم که از نژاد نحیف نیلوفران بود و روزی ماه در برکه ی سبز چشم های اش چون بید می لرزید
      خندانک خندانک

      که این دختران جوان که وقت رقصیدن اشان کنار آتش بود و من هنوز هم در حسرت بوسیدن لب های لطیف آن زنم که صورتی به لطافت نیلوفران داشت و ماه به سبزی چشمانش حسرت می خورد



      جنگ بود و مناجات خواجه را صدای تکفیر توپ ها هاشور می‌زد در کوچه های هراسان هرات و بیخ گوش باميان مراقبه ی بودای بیچاره را فتوای ملاعبدالوحشت می شکست آه جنگ بود و ما نفله شدگان انفال بر گورهای دسته جمعی شعر شیرکو می خواندیم تلویزیون از خجالت سر در کانالی فرو برده بود کوبیدن یک راکت به کرامت کابل انفجار بمبی در باور بغداد
      خندانک خندانک


      جنگ بود و در حال نماز خواندن بودکه ناگهان انفجار توپ ها نمازش را برهم ریخت در کوچه های هراسان هرات افغانستان در بیخ گوش پشت بام نشینان بیچاره که از فتوای پسر وحشت بر خود می پیچید آه در این جنگ فقط ما نفله شدیم مایی که موهبت منقول و غیر منقول خدای بودیم. ما نفله شدیم با گورهای دسته جمعی که باید برما شعرهای شاعر شیرکو خوانده شود .راکتی به دکل کانال تلویزین زد و کانال های تلویزیون از بین رفت .رفت و ارتباط تلویزیون قطع شد.با انفجار بمبی از طرف بغداد.



      پشت خاکریزی منتظر بودیم رنگ پریده صورتش در قاب شب کامل شده بود.گفتم:صرب ها عادت دارند از چاه گلوی زنها دل و دستشان را پر خون کنند.نمی ترسی؟باد ،بی بوسه از گندم زار گیسش گذشت و نگاه منجمد انگار چوب خشکی بود پیش از کشف آتش
      خندانک خندانک

      ما منتظر در پشت خاکریز بودیم با انفجار انجام شده رنگ پريده صورتش در زیر نور ماه شب کامل شده بود .گفتم اینها از صرب ها بدتر اند مانند صرب ها سر می‌برند و گردن می برند .نمی ترسی ؟باد در موهایش می پیچید و نگاهش یخ زده بود انگار ترسیده



      جنگ بود و دو قوی بی قرار عبور قوای بی قوت هوشی مینه را از آب نظاره می کردند و جنازه جوانکی قندیل بسته بود پای کاجی در کریمه گفتم: تو از این همه رایحه‌ آز انگیز فقط بوی باروت را باور کردی گفت: هییییسسسسسس سنگ سرباز اسد بود انگار سکوت مرموز فرات را شکست. آهسته گفتم: می‌دانی آتش بس از جنگ به کشتن کودکان حریص تر است پرچم های صلح بسیاری دیدم در دیاله و دیرالزور که از فتح بکارت دوشیزگان خونين بود..و یک شب اینقدر خون از خيالم چکید که در گوش گنبدی فیروزه گفتم: عمامه ات را بالاتر ببر مفتی شاعر کش !! من زبان سرخ شهیدانم و هر هزاره ،هفتاد بار شعرهایم را با چشم بسته و پای زنجیر میان مزار های بی نام گردانده اند.
      خندانک خندانک

      جنگ ادامه داشت و دو کشور قور که از هر سو بر ماتاخته بودند عبور نیروهای ما را از آب نظاره گر بودند قوایی که مثل قوای رهبر حزب کمونیست ویتنام بی رمق بود ... جنازه جوانی یخ زده در زیر درخت کاجی دیده می‌شد گفت تو از بین این همه بوی خوش که مورد نیاز است تنها بوی جنگ رو باور داری ....جنگ طلب هستی جواب دادم آیا میدانی آتش بس برای ما و کودکان مان بد تر و اشتباه تر است در زندگی صلح کردن های بسیاری را دیده ام در شهر های دیاله و دیرالزور که بعد از فتح کردن شهر و صلح کردن به دوشیزگان و دختران رحم نکردند و به آنها تجاوز کردند و یک شب اینقدر خون ریختند و خون دیدم که در گوش خودم زمزمه کردم کلاهت را بالاتر ببر ای بی سرو پای شاعرکش من از زبان شهیدان می گویم و هزاران سال هفتاد ها بار این شعرها را با چشم بسته و پای بسته در میان مزار شهیدان گمنام چرخانده ام



      جنگ بود و صدای مرگ از بیرون می آمد و دو کفتار در دو سوی دجله سر جنازه زندگی نزاع می کردند مرگ، زندگی را مات کرده بود مرگ چون کرمی زندگی را سوراخ می کرد و زندگی زنی پا به ماه بود در ميخانه های بی عار عدن که مرگ را عق می‌زد و بالا می آورد .جنگ بود و سايه های سرگردان اریتره جیب شان خالی بود سفره و اجاقشان خالی اما خشاب ها یشان ...پشت آخرین خاکریز رسیده بودم و باید نقشه جغرافیا را از چشم تاریخ پنهان می کردم کلاغ ها به آرزوی اجساد نوک می زدند و او همچنان نگاهش روی صورتم ماسیده بود ابرو های وحشی اش را مرتب کردم :خانم خوبی باش نفسم و پس از من منت ریسمان ها رو نکشی برای هر نفس گفت: من که هزار دریا گریسته ام و هنوز چشمه اشکم از مشک ابوذر، خیس تر است
      خندانک خندانک


      و در جنگ بودیم همه جا پر از مرده بود دو قدرت و دو جنگ طلب در دو طرف رود دجله بودند و باهم می جنگیدند و زندگی را از بین می بردند. کشته ها در همه طرف دیده می شدند .آتش مرگ مثل کرمی به جان زندگی افتاده بود آن زندگی زنی بود که باردار بود در کافه های بی بندو بار شهر های جنوب لبنان می رقصید. و باید مرگ را عق زد و بالا آورد جنگ بود بر سایه مردمان آفریقا که با جیب خالی بر سر سفره هایشان نانی نبود اما قدرت ها خشاب هایشان را پر کرده بودند برای جنگیدن با این قشر های ضعیف
      ما به پشت آخرین خاکریز رسیده بودیم و باید با نقشه جلو می رفتیم و پنهانی حمله می کردیم کلاغ ها به اجساد که هر کدام از این اجساد آرزوهایشان بر باد رفته بود ،نوک می زدند. و همچنان نگاه عشقم به نگاه‌ من دوخته شده بود .ابروان پریشانش را مرتب کردم خانم خوبی باش عزیزم و بعد از من برای زندگی منت کسی را نکش.
      گفت: من که مانند یک دریا اشک ریختم و هنوز گريه هایم خشک نشده و مانند مشک ابوذر این اشک ها را برای تو می ریزم



      راستی تو هوای نارنج شیراز نکرده ای ؟ گفتم: این شعر روزی در خانه تو را خواهد کوفت حتی اگر از زنانگی ات ،تنها پیراهنی مانده باشد برای پرچم یک مرد و زندانی برای زاییدن درد تو اينهمه باریدن بر واژه زار سوخته حالا نوبت این شعر است که برای غريبی ات گريه کند چرا که میان دفترهای غریب بودی میان آوازها میان فصل ها و نمی دانستم تقدیر برزگر پیری ست که زمستان دانه‌ ای نخواهد کاشت تو غریب بودی و وطنت را گم کرده بودی میان بازوان من آری...این شعر آمده تا برای تو گريه کند که آبستن هزار ابری !!شعر را همان‌جا که زانویش را بغل کرده و می گریست
      خندانک خندانک


      راستی توگفتی دلت نارنج شیراز که سوغات زمستانی شیراز است نمی خواهد
      من گفتم این شعر من یک روز به تو ثابت می شود حتی اگر از زنانگی ات یک پیراهن به جا مانده باشد و این حیثیت و ناموس برای یک مرد کافیست و اندامی که برای به وجود آوردن جنین باقی مانده باشد .تو اين همه درد کشیدی حالا نوبت من است که با این شعر برای غریبی و بی کسی ات گریه کنم چرا که در دفتر شعر من غریب بودی در میان ساز ها و ماه ها و نمی دانستم تقدیر مان مانند کشاورز پیری است که در زمستان دانه نمی کارد .ای غریب من وطنت میان بازوان من است و تو را به آغوش می گیرم .بله این شعر را سرودم تا برای تو گریه کنم که زاییده شده هزاران ابر باران زایی و مثل ابر باران زا گریه می کنی. این شعر را نیمه کاره رها کردم و تو زانو هایت را بغل کرده بودی و میگریستی.



      گفت: دلم برای وطنم تنگ است دستم به درون یقه اش خزید جنگ نارنج ها رو نارنجک کرده بود گفتم: چگونه ضامن اینها را بکشم تا تاریخ را روی سرشان آوار کنم گفت: وضو از گریه ام بگیر و لب هایم را ببوس.............
      خندانک خندانک


      گفتی دلم برای شهر و وطنم تنگ است دستم به درون یقه اش رفت جنگ و خون سینه اش را سفت کرده بود .گفتم: چگونه اين سينه ها را نرم کنم تا تاریخ را روی سرشان خراب کنم گفت: با گریه ام وضو بگیر و برایم بمان و با من باش



      در کمال احترام.


      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک

      موفق و مؤید باشید.
      خندانک
      خندانک


      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام
      اول لازمست دستت را به گرمی بفشارم برای زحمتی که بر خود هموار نمودی .البته در دوجای از شعر منظورم با منظور شما برابر نبود .یکی انفال که نام عملیات ارتش صدام بر ضد کوردها بود و دوم قو که نام پرنده ای ست مثل مرغابی
      اما برایم بسیار جالب بود طرح برخی نکات مستتر و بالقوه که کشف کرده بودی و خود بنده هم از آن بی خبر بودم ( مثل کانی مانگا ) و در کنار موفقیت های دیگری که این شعر کسب کرد ، این هم برایم پر از هیجان و غرور بود .
      بهرحال خدا را شاکرم برای چنین دوستانی که بهتر از آب روان و زیباتر از برگ بلوطند .
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک سلام و درود .
      عجب پس نام عملیات ارتش صدام انفال بود .
      بسیار خب ذهنم به همه طرف رفت غیر از نام عملیات
      خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۶:۳۸
      سلام و عرض ادب خدمت جناب مانا
      🌺🙏
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۰۹:۰۰
      مهرداد عزیز .... گاهی هم البته در عالم دوستی می توان به کشف خود رسید . و شناخت شما مرا به شناخت خویشتن نزدیک کرد . سپاس از بودنت خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۱۰
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۵
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۱۰
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      بهرام معینی (داریان)
      پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۰۲
      درود های فراوان وارادتی بی پایان جناب مانای عزیز استاد وادیب فرزانه وگرانقدر
      همیشه پر بار وپر محتوا قلم میزنید
      شکوه قلمتان ماندگار
      ایام بکام
      زندگیتان هماره پر فروغ
      در پناه حق
      🌷🌷🌷
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۰۹:۰۲
      چه چیز از این نعمت والاتر و بالاتر که در برودت بی کسی ، خویشانی یافته ام همه از پرتو ستاره افروزانتر ؟؟
      و اینک دایی ام : نعمتی رسیده از آسمان خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۱۰
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۵
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۱۰
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد جواد عطاالهی
      پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۲۷
      سلام مانای گرامی
      دستمریزاد
      در پناه حق
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۰۹:۰۵
      چه خوب است که این فضا ، مجالی شد برای دیدار آنها که در کتب اخلاق به فضیلت و پاکی و فروتنی معرفی می شوند و نام شان اسوه ی خصال نیک خواهد شد .‌ محمدجواد دوست داشتنی ، تردیدی ندارم که تو از آن جمعیت اندکی خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۱۰
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۵
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۱۰
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      خدیجه وفایی راد ( غریبه)
      پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۹:۱۰
      درود خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۰۹:۰۹
      این پروفایل معصوم و کودک ، خود بخشی از شناسنامه ی همین شعر ماناست ، چرا که کودکان بی گناهترین آسیب دیدگان جنگند ، حال که در تشکیل آن هم هرگز نقشی نداشتند . سپاس بسیار از حضورتان خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۱۰
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۵
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۱۱
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۱۱
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۳۸
      درودهای بی‌کران خندانک خندانک

      تقدیمی‌تون مبارک هر دو عزیز بزرگوار باشه
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      استاد والااندیش و گرانقدرم جناب سیدهادی محمدی خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      و
      برادر فهیم و ادیبم جناب ایمان اسماعیلی
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۳:۱۳
      سلام و درود فراوان ... از اینکه اهل نسیان نیستی خوشحالم
      و آمدنت را به فال خجسته می گیرم
      این صفحه بی حضور دوستان ویرانه ای بیش نیست خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۱۰
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۶
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۱۲
      درود بر زیباترین ارزوی دنیاااااااااا
      چه خوبه ک هستی شاعر جان...شعرت ، خودت، حضورت
      همه شون حس خوبی میدن بهم..چون خودت میدونی ک چقد دوست دارم..و باید اعتراف کنم خیلی دلم برات تنگ شده خندانک
      هرکجایی حال دلت کوک مهربانو خندانک
      یادت نره قوی برووو جلوو چون من ایمان دارم بهت خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۳۴
      خندانک
      ارسال پاسخ
      تاراناصری راد (خاطره)
      تاراناصری راد (خاطره)
      يکشنبه ۲۱ شهريور ۱۴۰۰ ۱۰:۱۰
      خندانک خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۵۳
      سلام ودرود فراوان
      بسبار عالی خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۳:۱۵
      تشکر می کنم از مرد بسیاردان و ظریف سایت که مانا را قابل دانستند و در صفحه اش خطی تحریر نمودند خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۱۰
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۶
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۱۲
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود آزادبخت
      پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۱۵
      سلام و احترام مانای عزیز
      بسیار عالی و دغدغه مند
      حس خاصی دارد قلمت وقتی از درد می گوید
      درود برتو
      خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۳:۱۶
      ممنونم مسعودجان
      همچنین حضور سبز شما نیز مکمل همان حس خاص است . و این البته نعمت و فرصتی ست که بسیار قدرش را می دانم خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۱۰
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۶
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۱۲
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      هادی محمدی
      پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۲۰
      درود بر مهرداد عزیزم

      اولا تشکر میکنم که به یادم بودی و خوشحالم کردی

      ثانیا شعرت را چندین بار خواندم

      به لحاظ محتوایی تلخ بود و زیبا و دردی عمیق در لایه های

      شعر جلوه می‌کرد

      به لحاظ ساختار پر بود از تصاویر بکر، استعاره ها، مراعات النظیر ها، تشبیه ها و صنایع بکر که چنان در هم تنیده شده
      که گویا از اول چنین ساختاری بوده و کم کم نوشته نشده

      تبریک به این شعر و نوشته ی زیبایت


      خندانک
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۳:۲۱
      سلام هادی عزیز
      ممنونم از بودنت .. و اگرچه بسیار نوشته ام اما نیک معلوم است حق دوستان و معاشران مجلس ادب بیشتر از این هاست . شما همیشه برای ارزشمند و خواستنی بوده اید و می دانم بسیاری اوقات که به جبر معیشت و روزمرگی ، توفیق حضور در صفحه ات را نداشتم ، به خلق مهربانت بخشیده ای ... امیدوارم تقدیم این سوغات به شما و ایمان عزیز ، بخش کوچکی از مهربانی تان را جبران کرده باشد
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۱۰
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۶
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۱۴
      هادی عزیز
      ذکر خیرت را بارها شنیدم مجالی برای خدمت رسیدن نبود تا امشب! و خرسندم که شعر مانا دلیلی شد تا بتوانم مهر و محبتتون رو رو شعر برادرم ببینم و بانی این شد تا وام دار محبتتون باشم..
      سپاس که هستید وشعر مانای برادرم را مانا میکنید
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۳۴
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      مسعود میناآباد مسعود م
      دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۰۰:۳۲
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا رحیمی
      جمعه ۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۰:۰۹
      درودتان جناب مانای بزرگوار
      بسیار عالی ست وزیبا
      وپراز اندوه
      تقدیمی زیباتون مبارک دواستاد ارجمند
      شادی وآرامش همپای زندگیتان خندانک
      خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۱۷
      سپاس از تو سارای عزیز
      همیشه می آیی و از مهرت سرشارم می کنی . باشد که این گرانمایه محبت را جبران کنم خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۱۰
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۷
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۱۴
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۳۴
      خندانک
      مریم کاسیانی
      جمعه ۵ شهريور ۱۴۰۰ ۱۴:۱۱
      درود بر شما
      زیباست و ارزشمند
      تقدیمی زیبای تان مبارک شاعران نامبرده ،نام شان مانا
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۱۹
      اگر به مانا بگویند نام یکی از کاربران خوش قلب و قدرشناس و رئوف سایت را ببر ، شاید شما جزو نخستین نام هایی باشید که بخاطر خواهم آورد . ممنون و متشکر و مدیون محبتتان هستم خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۱۰
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مریم کاسیانی
      مریم کاسیانی
      دوشنبه ۸ شهريور ۱۴۰۰ ۱۶:۴۷
      باسلامی نو خندانک
      خیلی ممنون که همیشه با لطف و حسن نظر بر کامنت من پاسخ میگذارید خندانک
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۷
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۶
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۶
      منو میگییییااااااااااااااااااااا خندانک
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۱۵
      سلام بر بانوی کاسیانی..
      کاسیانی در حمایتی
      کاسیانی در اینستا
      کاسیانی در سایت...کاسیانی در همه جا خندانک خندانک
      سپاس که هستید و سپاس کشعر مانای برادرم را مانا میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      حمید غرب
      شنبه ۶ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۳۰
      درود بر تو و قلم از درد و غصه جوشان

      بخشی از این شعر را در نقد سروده جناب عزیزیان دیدم و کاملش را اینجا خواندم و چقدر عینی و ملموس و با استفاده از همه زیباییهای تشبیهات بکر ، تصویر سازی کرده ای و تجمیعی بر همه زخمهای حاصل از جنگ ، در گوشه گوشه دنیا ، به دست داده ای

      بهتر از این نمیشود

      قلمت روان و کلامت بی خزان
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۲۱
      در واقع انچه فرمایش کردید محصول زاویه ی دید و منش خطاپوش شماست وگرنه قلم مانا آنهمه نیست ، اما چگونه این حجم از مهربانی را جبران کنم که از حضورتان این صفحه به شکوفه و شبنم نشسته است ؟ خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۱۰
      خندانک
      ارسال پاسخ
      حمید غرب
      حمید غرب
      سه شنبه ۹ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۰۸
      قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری
      شکسته نفسی شاید برازنده تو نباشد ولی فروتنی به هنری که صاحب آنی ، یکی از والاترین خصائل است و از این باب تبریکم را بپذیر
      خندانک خندانک خندانک
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۷
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۵
      جنگ هرجا باشد جنگ است و عامل ویرانی!
      اما مانا جنگ را هم چو شکوفه ای بهاری زیبا و لطیف میکند! و قابل درک!
      سپاس که هستیو سپاس که برادرم را میخوانید خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۱۵
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۳۴
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      مسعود میناآباد مسعود م
      دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۰۰:۳۳
      خندانک خندانک خندانک
      رضا رضوی تخلص (دود)
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۵۱
      سلام و درود جناب مانای عزیز
      زیبا و پر محتوا
      شاد باشید و سلامت
      خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۲۲
      جناب رضوی عزیز ، آمدنتان بلاشک مسرت بخش است . و امیدوارم میزبان خوبی برای نگاه مهربانتان باشم خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۱۰
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۷
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۵
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۱۵
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۳:۲۴
      خندانک
      درودمانا خندانک
      بسیارزیبابود خندانک خندانک خندانک
      مبارک دوستان عزیزمون باشه خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۱۶
      در مهربانی ات هرگز شک نکردم و امیدوارم دیگر کاربران نیز به این مهم پی ببرند ... متشکرم که آمدید و با آمدنتان این صفحه تازه تر شد خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۰۹
      خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۴
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۸
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۳۳
      خندانک
      ارسال پاسخ
      تاراناصری راد (خاطره)
      تاراناصری راد (خاطره)
      شنبه ۲۰ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۱۹
      خندانک خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۴۸
      سلام
      جالب بود .جناب مانا.

      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک

      و زیبا بود.
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      دوشنبه ۸ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۱۸
      محمدرضای عزیز
      حضورت مثل همیشه خنک و خرم بود
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۷
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۴
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۱۵
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۳۴
      خندانک
      ارسال پاسخ
      معصومه خدابنده
      يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۳۱
      سلام ودرود بر شما استاد گرامی
      قلمتان همیشه نویسا و سبز
      بسیار پر محتوا
      🌹🌹
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      دوشنبه ۸ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۱۸
      سپاسگذارم ... راستی در اینستا هم شما را زیارت کردم
      با همین پروفایل خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۷
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۴
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۱۵
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      معصومه خدابنده
      معصومه خدابنده
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۱۳:۱۱
      سلام وارادت استاد بزرگوار
      بله در اینستا هستم و از خوش شانسی بنده ست و باعث افتخار
      ان شاالله فعالیت هایتان را در آنجا زیاد کنید
      🙇🙇
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۳۴
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محسن ابراهیمی ( غریب )
      دوشنبه ۸ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۳۰
      مهرداد عزیز خندانک خندانک
      استفاده کردیم برادر خندانک
      دمت گرم خندانک
      همیشه باشی و بسرایی خندانک
      لایک ۱۴ هم ازمن به یادگار خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      دوشنبه ۸ شهريور ۱۴۰۰ ۰۹:۱۹
      یادگاریتان را بر دیده ی منت می گذارم
      دم خودت هم گرم و دستت مریزاد خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۷
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۴
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۱۵
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۳۴
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد علی رضاپور
      دوشنبه ۸ شهريور ۱۴۰۰ ۱۱:۳۴
      سلام و درود
      مانا باشید خندانک
      به امید پیروزی جبهه ی پنجشیر خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      دوشنبه ۸ شهريور ۱۴۰۰ ۱۲:۰۴
      سپاس فراوان ... هم از آرزویتان و هم از حضورتان
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۷
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد خوش بین
      دوشنبه ۸ شهريور ۱۴۰۰ ۱۴:۱۳
      سلام و درود
      خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      دوشنبه ۸ شهريور ۱۴۰۰ ۱۴:۳۳
      ممنونم جنااب خوش بین
      خوش آمدید خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۷
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد علی رضاپور
      دوشنبه ۸ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۵۴
      سلام و درود
      دوباره جناب مانای عزیز خندانک
      داداش! در گسترش مکتب ادبی نورگرایی
      مددکار باش لطفاً خندانک
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۸
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۴
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد علی رضاپور
      دوشنبه ۸ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۵۴
      سلام و درود
      فرهیخته ی گرامی
      لطفاً با سرایش در مکتب ادبی نورگرایی،
      به گسترش این مکتب ارزشمند بومی،
      مددکار باشید!
      مکتب ادبی نورگرایی در همه ی قالب های شعری بطور عام و در شعر پیشرو بطور خاص می تواند به کار برود. منظور ما از شعر پیشرو، گونه هایی است همچون سه گانی، سروش، شعر سبز یا چندآهنگ و شعر تک.
      تقدیم شما بزرگوار:


      مکتب ادبی نورگرایی
      شعر پیشرو
      گونه ی سه گلشن

      (آغاز گر:)
      "ای ستم ها! شما نمی مانید
      بیش کم ها! شما نمی مانید"

      (پیکره:)
      می رَوید و ترانه می آید
      نور ایمان به خانه می آید

      می رَوید و غزل نمی خندید
      گلشن خوش بهانه می آید

      ای کلانشهر قهر با گل سیب
      -که اسیری به تازیانه ی باد-
      چیستی پس تو؟!
      رونوشتی میلیونی از قوطی کبریت؟!

      آی مهواره ی کلاغ سرشت!
      - که در آسمان هم هستی -
      چیستی پس تو؟! زاده ی ابلیس؟!

      آی خیل ماشین ها!
      های اسبان آسیاب فریب!
      در بیابان شهر دایره ای
      آسیب - آسیب
      تا کدامین کمال می رانید؟!

      گرچه خیلی زیاد هم باشید
      آی بسیار های کم مقدار!
      بعد از این، آن یگانه می آید

      گفته خورشید پشت ابر به کوه
      در سپیده دم تغزل شان:
      صدهزاران ترانه می آید

      در حقیقت، فسانه ها، حق اند
      همه اسطوره می شویم به عشق
      - اگر اهلش باشیم -
      در حقیقت، فسانه می آید

      (پایانبخش:)
      "من دلم روشن است‌‌؛ می بینید."

      مکتب ادبی نورگرایی
      در نورگرایی، جامعه ی پسامدرن امروز در کنار جنبه های مثبت سنت و با نگاهی معنوی و امیدوارانه و در عین حال، واقعی (و البته با آرایه پردازی های جهان ادب و هنر) به تصویر کشیده می شود.
      اصول توحیدی، خانواده، میهن، اخلاق،
      جلوه های طبیعت، جلوه های مثبت، سازنده و غیر خرافی سنت، نوستالژی با تأکید بر پاسداری از ارزش های کهن و بازسازی آنها بصورت پیشرو و هماهنگ با دنیای امروز (بجای افسوس خوردن های بی فایده) و مواردی از این قبیل، مفاهیم مکتب نورگرایی را تشکیل می دهند و همه ی آنها - با شدت و ضعف هایشان - جلوه هایی بهره مند از نور خداوند یکتا دانسته می شوند
      (الله نور السموات و الارض).

      سه گلشن:
      گونه ای آمیخته از شعر سنتی و نو،
      با سه بخش آغازگر، پیکره و پایانبخش
      (که گاهی بخش نخست یا پایانی آن حذف می شود)
      با انعطاف پذیری زیاد در هریک از این سه بخش و در قافیه و وزن و....
      سه گلشن، همانند سه گانی، سروش،
      شعرسبز یا چندآهنگ و شعر تک،
      گونه ای از شعر پیشرو است.
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      دوشنبه ۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۳۶
      سلام
      ممنونم از حضورتان جناب رضاپور
      اما دقیقا متوجه نشدم که باید چکار کنم؟
      من همیشه از اینکه عضو مکتب یا مذهبی باشم ، پرهیز کرده ام و هیچوقت هیچ ایدیولوژی نداشته ام . هرگز گرد دین نگشتم و به فلسفه های غربی و شرقی و مکاتب رایج در چهارگوشه ی جهان همیشه بی اعتنا بودم . آزاداندیشی ام را دوست دارم و از اینکه هرگز یونیفرمی بر تن فکرم نداشتم خوشحالم
      در شعر نیز همینگونه ام ، از این کابینه سازی هایی که بعنوان شعر حجم و شعر پریسکه و ... دورم
      و عمرا بتوانم برای شعر گفتن قالب و محتوایی انتخاب کنم . شعر خودش سراغم می اید و من هم زمانی که جملات نطفه بسته در ذهنم‌را پیاده می کنم ، تجربه هایم را دخالت می دهم چندساعت بعد از سرایش هم معمولا شعر را ویرایش می کنم و گاه نظر برخی دوستان را می پرسم .
      بنابراین دست خودم نیست که بخواهم شعرم را به سمت خاصی سوق دهم و ایکاش می توانستم
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۸
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۴
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۳۵
      خندانک
      ارسال پاسخ
       برهنه در بارانِ دره ی کومایی
      سه شنبه ۹ شهريور ۱۴۰۰ ۰۰:۵۰
      درود
      کسانی بیش تر موفق شده اند که کمتر تعریف شنیده اند.
      به طور کلی،نظرات را دیدم درباره ی سروده ات؛همین طوری "کشکی" نظر داده اند اما عظمت شعر تو را ندانسته اند.
      آدم ها بیش از آن که درک شوند،تنها ستایش شده اند

      سروده هایت والاست

      سربلند باشی
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      سه شنبه ۹ شهريور ۱۴۰۰ ۱۵:۵۰
      سلام دوست عزیز ، هربار که به زیارت گلاله ام می روم از کنار دره ی کومایی و دو راهی موچش هم‌ رد میشم و یاد شما و نیکمردی ات می افتم خندانک
      سپاس که آمدید ونوشتید . در مورد دوستان ، البته به علت اوج گیری کرونا و استرس شروع سال تحصیلی و دیگر گرفتاریهای معمول شهریور ، حضور کاربران کمتر شده است . و مثلا همین صفحه هنوز دو سوم از دوستان آنرا ندیده اند . وگرنه قطعا بازار نقد و بررسی این شعر طولانی هم شلوغ میشد . باری قانعیم و صبور و هرچه پیش آید را مرحمتی از بالا می دانیم
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۸
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۳
      و تعریف از هریک از ستایش چیزی است که در خور فهم انان میاید!
      یکی گل میدهند
      و یکی چون شما نام عظمت بر شعر برادرم میگذارید!
      سپاس که هستید و سپاس که گرما میدهید به تن شعر برادر خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۳۵
      خندانک
      ارسال پاسخ
      حسین مراغه
      سه شنبه ۹ شهريور ۱۴۰۰ ۱۳:۱۲
      درود بر شما مهرداد جان
      زیبا و دلنشین سرودید
      درود بر شما
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      سه شنبه ۹ شهريور ۱۴۰۰ ۱۵:۵۲
      سلام حسین عزیز ، راستی عفوم کن که هنوز موفق به تماس نشدم ، انشالله امروز بتوانم با شما حرف بزنم .
      خوش آمدید به این صفحه و سبز نمودید این محفل را خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۸
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر موسوی
      سه شنبه ۹ شهريور ۱۴۰۰ ۱۳:۳۹
      درودتان خندانک

      بسیار لذت بردم ،شاعرانگی هایتان مستدام خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      سه شنبه ۹ شهريور ۱۴۰۰ ۱۵:۵۳
      سحر عزیز ، خوش آمدید
      و هوای تازه آوردید ... در پناه مهر الهی باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۸
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۲
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      ایمان اسماعیلی (راجی)
      سه شنبه ۹ شهريور ۱۴۰۰ ۱۴:۰۲
      درود بر مانای عزیز خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      سه شنبه ۹ شهريور ۱۴۰۰ ۱۵:۵۳
      سلام‌ایمان جان
      انشالله فرصت کنی و کامل بخوانی خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۸
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      ایمان اسماعیلی (راجی)
      سه شنبه ۹ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۲۲
      سلام مجدد مانا جان
      در اینستا بخش هایی از این اثر دلبرانه ات رو خوانده بودم
      فدای محبتت بشم
      بنده که قابل مهرنوازی نیستم ولی هادی جان صد البته چنین است که گفتید
      و اگر من سیب رسیده به شاخه ی معرفت باشم، یقین بدان که درختش تویی
      ارادتمندتم خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۰ شهريور ۱۴۰۰ ۱۱:۵۷
      سلام
      به معرفت و مهربانی ات مومن بودم همیشه
      و خوشحالم اگر مقبول طبع نازنینت افتاده خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۸
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۲
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۳۵
      خندانک
      ارسال پاسخ
      امیرحسین مقدم
      چهارشنبه ۱۰ شهريور ۱۴۰۰ ۰۱:۴۴
      درود .
      خوش می سرایی .
      زین بیش بسرای آنسان که دوست تر داری
      فقط آنسان که « تو » دوست تر داری
      بدرود خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۰ شهريور ۱۴۰۰ ۱۱:۵۷
      سلام بزرگوار
      به زودی به صفحه تان خواهم آمد
      انشالله با دست پر خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۸
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۱
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      و دوستت دارم یک خنجر است
      یا میدرد
      یا مرهم است!
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۳۵
      خندانک
      فروغ فرشیدفر
      چهارشنبه ۱۰ شهريور ۱۴۰۰ ۰۲:۱۶
      درود بر جناب مانای توانا🌹
      " و نمی دانستیم تقدیر
      برزگر پیری ست
      که زمستان دانه ای نخواهد کاشت"

      بسیار زیبا وهمچون بقیه ی اشعارتان چند لایه و مانایی!
      چه ماهرانه جنگ وننگ و عشق را به هم آمیخته بودید...
      قلمتان ماندنی.
      🙏🌹🙏🌹🙏🌹🙏🌹
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۰ شهريور ۱۴۰۰ ۱۱:۵۸
      سلام فروغ خانم
      ممنونم که سر زدید . مهرتان ماندگار خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۸
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۱
      در حقیقت تک به تک شعرهای مانا چندین لایه دارند!
      این ماییم که باید بدانیم از کدامین جهت میتوانیم تفسیرش کنیم! خندانک
      سپاس که هستی و سپاس که با لطف این شعر برادرم را منور کردی خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۳۵
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      مسعود میناآباد مسعود م
      دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۰۰:۳۴
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      منوچهربابایی
      جمعه ۱۲ شهريور ۱۴۰۰ ۰۰:۲۲
      سلام استاد و برادر بزرگترم مهرداد جان
      همیشه دست پر و دلخوش از صفحه ات میروم
      کلاس درستان راسپاس

      پشت این شعر
      عشق
      جاری ترین حسی ست
      که جریان دارد


      خوشم ده وی به دل و گیان خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      جمعه ۱۲ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۰۳
      سلام منوچهر عزیز
      خوشحالم که خشنود هستی و رضایت دوستان صله ای نیکوست خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۹
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۰
      و مانا استاد تک به تک ماست خندانک
      سپاس منوچهر عزیز که شعرهای مانا را باحضور دوستانه و خالصانه ات مانا میکنی خندانک
      همکلاسی خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۳۵
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد حسین اخباری
      يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۱:۰۸
      با هزاران درود
      بسیار زیبا ست و لبریز از تلمیحات استادانه و بکر
      آثار زیبایتان همچون نام تا مانا باد
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۲:۱۹
      خوش آمدید استاد
      به صفحه ای که متعلق به خودتان است
      فهم و شوق شما ستودنی ست خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۹
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۵۹
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      فاطمه سلطانی
      يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۰۴
      عشق گلاله و مانا ماندنی ست، بمانید به عشق ..
      گویی
      میان دست های گلاله
      شعرهایت خوابیده اند
      که سیب را از قامتش می چینی و بخواب میروی
      بیا و کلید ماه را به دستهایش بده ...این درخت باز جوانه
      میزند
      در اندوه فرصت هایی که گم شدند...💐💐💐
      درود ،بر جناب مانای توانمند ....👏👏🌺🌺🌺🌺
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۳۱
      مرا
      با
      اندوهم
      تنها نگذار
      شیشه ی شوق مانا هم شکستنی ست
      مثل بلور بغض گلاله ......




      ممنونم فاطمه ی عزیز و مهربان
      هر دوی ما کامنت پر از مهرت را قدر می دانیم

      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۹
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۵۹
      و همانا عشق یکبار زاده میشود!
      و یکبار ستودنی و ماندنی است!
      شکی در عشق مانا و گلاله نیست و چه خرسندم که بیت به بیت ستایش مانا به عشقش شعری میشود و در ذهن تک به تک ما شکوفه میدهد خندانک
      ارسال پاسخ
      مینا فتحی (آفاق)
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۰:۴۴
      وضو از گریه ام بگیر و لبهای ام را ببوس !!

      درود عالیجناب شعر
      جناب مانای ارجمند

      اینقدر این شعر زیباست که
      واژه‌ای برای تحسیش نمی‌بابم

      مرحبا
      مرحبا خندانک خندانک خندانک

      🌺🍀🌷🌿💮🌹🌿🌻🍀
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۶:۴۹
      من نیز واژه ای برای جبران محبت شما نمی یابم ، ناچار به همان تشور و تقدیر معمولی و عرض خوشامد مکتفی می شوم
      سپاس بسیار و درود فراوان خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۹
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۵۸
      و کدامین واژه است که مانا شعرش نکند
      و اندکی در ان ندمیده و خیال بر پیکرش نکشد؟
      سپاس که هستید و میخوانید خندانک
      ارسال پاسخ
      سعید ساعدی
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۱:۲۵
      جالب بود، بسیار عالی خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۶:۴۹
      سلام
      منت گذاشته و این دلشکسته را رهین محبت خود نمودید خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۲۹
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۵۷
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      حسین مراغه
      سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۴۰۰ ۰۲:۱۹
      سلامی دوباره خدمت برادر عزیزم جناب آقا مهرداد مان
      بسیار دلنشین و دلنواز است
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۴۰۰ ۰۶:۳۰
      سلام
      ممنونم از حضورتان خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۵۷
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      بهمن چرخ باز
      سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۴۰۰ ۱۶:۳۴
      سلام و درود بر شما استاد عزیز و گرامی
      خواندم و بسیار لذت بردم
      هرکجا که هستید سلامت باشید و برقرار
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۰۰:۴۸
      سلام
      خوش آمدید و متقابلا من هم شما را دعا می کنم که پیروز و شادکام باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۰۹
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      ادریس علیزاده
      سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۵۳
      درود بر شما
      .... و اعتراف می کنم با تعداد بسیار هوادار تان که البته بیانگر شخصیت والا و مردمی که در سایه ی تلاش ستودنی بسیار زیادتان، حاصل گردیده است، خود را آنچنان تنها حس می کنم که نهایتاً باید گفت احتیاط شرط عقل است.
      افتخار بنده این است که در این مکان ادبی هنری عضوی کوچک شده ام برای آموختن و همچنان می آموزم و می آموزم از اساتیدی چون شما و دیگرانی چون شما.
      بدرود تان گویم میسپارمتان به خدای ایران. خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۰۰:۵۲
      سلام ادریس عزیز
      چندجایی کامنت های روشنت را دیدم و دل بستم به انبساط فکرت .. امید آن دارم که باز هم از شما بیاموزم و بی تردید همه ی ما وقتی به این نقطه برسیم که تعصب بی منطق عامل عقب ماندگی ست ، می شود به فردای این مملکت دل خوش نمود
      خوشحالم که هر دو در این ایده شبیه همیم . افتخاری ست برای ام ..


      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۵۶
      سپاس بابت مهرتان و لطف سرشارتان به برادر بزرگم مانا
      در اینکه مانا در قلب تک تک ما زنده است
      و شعرهایش را چو لالایی ورد زبان همه مان شده
      و در اینک چو رخش شعرهایش یکه تاز میدان است شکی نیس!
      سپاس با گرمای وجودتان قلم اورا مانا میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۰۹
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مجید آبسالان
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۰:۲۹
      درود بر شما و اندیشه واالایتان ادیب فرهیخته

      همواره پایدار و سربلند باشید

      خندانک خندانک
      خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۰:۵۲
      ممنونم از حضورتان جناب آبسالان خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۵۵
      سپاس از شما که با حضور گرمتان شعر برادرم را منور میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۰۹
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۵۴
      شما که تن هاتان
      ترد تمناست
      چگونه کنار آتش نمیریقصید؟؟؟
      یاد اهنگ کولی همایون افتادم..کولی کنارآتش...رقص شبانه ات کو؟؟
      شادی چرا رمیده؟
      آتش چرا فسرده؟؟
      ..
      در وصف شعرت چو همیشه هیچ نتوان گفت مانا جان..
      امید است روزی دانه به دانه ی شعرهایت گندم شوند در دل جوانهای ابادی.... خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۴
      سلام آبجی گلم
      از دست این خل و چل روانی اعصابم خرد بود ، اومده واتساپ منو تهدید می کنه یکساعت بعد دوباره زنگ می زنه میگه تا فلان ساعت وقت بهت میدم بگی غلط کردم !!! هرچند مرده و زنده خودشو با اربابهاش غسل تعمید دادم ولی همچنان عین مار داشتم به خودم می پیچیدم که چرا بیشتر نثارش نکردم . مرتیکه ی جاسوس . این سید ما هم بخاطر دلسوزی دست این بی سر و‌پای بی شرف را آورد توی سایت تا الان چند نفر رو تهدید کرده . فکر نمی کنه یک مو از سرم کم بشه کل روستاشو داداشام آتیش میزنن با خودش و کس و کارش
      ولی الان پیام تو رو دیدم دلم آروم گرفت
      مرسی که هستی
      ارسال پاسخ
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۱۲:۳۸
      مانای دیوانه
      پیغمبر من...ارام باش
      اینجا یک سرزیمن پر از گلاله است
      در سرزمین وی
      تهدید بی معناست خندانک
      فدات داداشی
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۱۰
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۱۱
      گلاله فدای جواهر زندگی مانا خندانک خندانک
      خدا شما خواهر و برادر و واسه هم حفظ کنه خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۳۶
      خندانک
      سارا پیروتی (رها)
      سارا پیروتی (رها)
      پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۳۴
      خدانکنه بانووووووووووو
      فدای طنین پر بهرت بگردم
      دلیل شعرهای ما..
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      شنبه ۲۰ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۵۲
      گلاله راستی این شعر رو چند سایت دیگه م فرستادم
      محمد رضا خوشرو
      يکشنبه ۲۱ شهريور ۱۴۰۰ ۲۰:۳۵
      مهرداد عزیزم .
      چند روز پیش واکاوی با بیست خط بر شعرتان نوشتم.

      ولی بزرگوار این بیست خط واکاوی برای پنج خط شما بود .
      و نتوانستم تا پایان شما را همراهی کنم .
      و پاک کردم و ثبت را نفشردم.

      چون همانگونه که می‌دانید واکاوی برای پنج خط معنا نمی‌دهد
      و
      رمق واکاوی کامل به جهت طولانی بودن شعر راهم نداشتم .
      حلال بفرمایید .
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      يکشنبه ۲۱ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۱۹
      درود بر شما جناب خوشرو
      و ای کاش منصرف نمی شدید و حسرت خواندن واکاوی تان را بر دل ما نمی گذاشتید، به یقین می شد بسیار آموخت از کلامتان
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      يکشنبه ۲۱ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۴۶
      سلام محمدجان
      چه واکاوی بفرمایید چه صرف نظر کنید ، بلاشک دوستت دارم خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      محمد رضا خوشرو
      دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۰۰:۰۶
      درود مجدد .
      عرضم به خدمت تان بیست خط نوشتم .و.یک نگاهی به ته شعر انداختم و در همان لحظه بود که منزل به دور سرم چرخید .
      می شود خواهشی داشته باشم .
      شعر بعدی کمی کوتاه تر بفرمایید .هوای خودتان را ندارید هوای انگشت من را داشته باشید ..
      بزرگوار شما پنجاه خط میفرمایید واکاویش می‌شود.صد و پنجاه خط.
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      .
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۱۱:۱۶
      به خدا دس خودم نیست گاهی شعرا طولانی میشن خندانک
      مسعود میناآباد  مسعود م
      دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۰۰:۳۰
      درود بر مانای عزیز

      باز هم شاهکاری دیگر از قلم زرینتان را نوش جان کردم
      استاد ارجمندم تندرستی و عشق و امید همراهت
      ----------------- خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۱۱:۱۴
      سلام مسعود جان
      خوش آمدی و شاهکار در واقع حضور گرم خودت می باشد خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      عظیمه ایرانپور
      دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۱۰:۲۴
      درود بر شما
      تقدیمی برازنده ای ست
      خیلی تلخ
      خیلی زیبا خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۱۱:۱۵
      سلام و عرض خوشآمد
      خوشوقت شدم از دیدارتان خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود برمانای شعروگلاله ی نجیب شعرهایش
      خوش حالم سایت ارزشمندناب را شما وبزرگان شعر همراهی می کنند و در فرصتهای کوتاه دوراز شلوغی های زندگی می توانم بخوانم و لذت ببرم و یاد بگیرم
      مانا وپیروز بمانید
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      خوشحالم کردی و سرم را فراز نمودید با حضورتان خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      نسرین حسینی
      حدود ۱ ماه پیش
      درودهابرشما مانای عزیز بسیار زیبا ولی تلخ
      این تلخی گلویم را می‌فشارد دوست دارم فریاد بزنم از این همه بی عدالتی وجنگ وخونریزی با آرزوی جهانی بدون جنگ وخونریزی خندانک
      تقدیمی ارزشمندی بود مبارک دوستان گرامی
      خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام بر بانوی خوش قریحه
      خرسند شدم از حضورتان
      ممنون و متشکرم خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      محمدرضا این جاده ی فیروزکوه نیست؟
      ارسال پاسخ
      اختر مراد
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      گلاله ناصری
      گلاله ناصری
      حدود ۱ ماه پیش
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام.با کسب اجازه از مهرداد مانا

      برمیگردم با واکاوی بر اثر این شاعر بزرگوار.
      خندانک
      خندانک
      خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      حدود ۱ ماه پیش
      بی اندازه متشکرم خندانک
      ارسال پاسخ
      عرشیا خوشرو
      ۲ هفته پیش
      درودها.
      خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      قدمتان گل باران دوست گرامی خندانک
      ارسال پاسخ
      محمدکریمی (پویا)
      ۲ هفته پیش
      درودبرمانا

      تاریخ جنگ را خواندم ازقلم هنرمندت
      ماستمدیدگان جنگ افروزانیم ونسلهای بعدازماهم خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سپاس از مهرتان .. خوش آمدید خندانک
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      ۲ هفته پیش
      درود جناب مانای گرامی
      بسیار عالی شعرتان شعر نبود حماسه تاریخ بود و جنگ ها و بی عدالتی ها و نمایش انسان در طول زندگی پر از جنگ و پر از بیدادگری هایش و اما زیبا سرودید چون همیشه پر از تامل. دوستان منتقد آگاهانه به رمزگشایی واژه های پر از محتوای شعرتان پرداختند. شعرتان سنفونی اندوهباری از حضور انسان در صحنه ی دنیا بود. انسان با دوچهره متفاوت یکی خونریز و ظالم یکی مظلوم و دادخواه.
      درودها بر شما. درودها بر دوستان منتقد که به زیبایی این اثر هنری تان را موشکافانه بررسی کردند هرچند هنوز هم حرفهای ناگفته درونش می جوشد و منتظر است تا نگاهی نو طرحی نوین دراندازد.
      موفق و مانا باشید
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      حلالزاده اید خانم مهتدی گرامی
      اتفاقا الان داشتم در برنامه ی وورد گوشی ام روی شعر و عکس شما کار می کردم . ممنونم از حضورتان خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو
      دیروز
      مهرداد جان تولدت مبارک
      خندانک 🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0