سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 6 بهمن 1400
    23 جمادى الثانية 1443
      Wednesday 26 Jan 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        چهارشنبه ۶ بهمن

        سپيد

        شعری از

        ميثم اميري

        از دفتر شعرناب نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۴۲ شماره ثبت ۱۰۱۸۳۴
          بازدید : ۱۱۷   |    نظرات : ۱۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر ميثم اميري
        آخرین اشعار ناب ميثم اميري

        باور كني يا نه در مجالِ تو زخم ها سر باز ميشوند
        و زيرت ميكنند تا به استخوان برسد درد از پيشاني
        درد از درد
        درد به تمام سلول ها
        سلول هاي زنداني در محاصره يك ويروس
        ويروسِ محاصره در سلولِ زندان
        استتار كرده در سايه
        استعمار شده در تنهاييِ تو
        كلمات بلعيده ميشود در سر 
        سر بلعيده ميشود در تنهايي
        ميخواهي از خودت براي خودت به كجا فرار كني؟
        توكيو دوست داري؟
        كه من از عدم به تو فرار كرده ام
        و نميفهمي
        روي پا ايستادن براي كدام دست ها؟
        (چانه نشسته بر زانو
        زار ميزنم با زور
        خانه شكسته شد بانو
        باوركني يا نه)
        هيچ سرباز جنگنده اي به سزاي اعمالش نميرسد
        از كجا سِرايت كنم به تو ؟
        با دست هايم
        از مهره به مهره ام جا به جا بشوم
        به دست بوسِ پيشاني بروَم از آبرو
        لب باز كنم از تو
        از انجماد به گرماي تبخير
        صبح بخير بگويم شب را
        كه از من باقي نماند روز ها
        درد رخنه ميكند زيرِ پوست
        و صبح با تنهايي چمدانش را ميبندد.
         
        نور از درون به انفجار ختم ميشود
        تو حرف هايت را بريز بيرون
        جانم خانه و كاشانه كجا بود؟
        كاش شانه هايت را براي ديدنم بلند تر ميكردي
        تر ميكردي از سر غم چشم را
        ترك ميكردي اعتيادِ منفصلِ شك را به ايمانم
        درك ميكردي
        درك ميكردي تَرَك جراحت قلب را.
         
        با اين كه رابطه تاريكِ تاريك است اما
        انگشتانم به سر پناهت از حجوم درد ، هجوم ميبرند
        از همان دست كه به گودي كمر ختم ميشود
        لب باز ميكنم از تو
        تبخير ميشوم حرف هاي پاشيده از گلو را
        ميبيني؟
        سكوت از هنجار دلت ناهنجار ميشود
        و پيشاني چين ميخورد از درد
        چين ميخورد از كره اي به كُراتِ ديگرِ مغزم !
        من تو را غنيمت داده ام به جنگ
        باور كني يا نه
        من زخم سر بازم
         
        ميثم اميري
         
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۰ ۰۹:۵۳
        درود بزرگوار
        به شعر ناب خوش آمدید
        موفق باشید خندانک
        ميثم اميري
        ميثم اميري
        جمعه ۲۲ مرداد ۱۴۰۰ ۰۳:۱۲
        ممنون از شما
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۰ ۰۶:۴۸
        باور کنی یا نه
        من زخم سربازم خندانک

        سلام و درود بر شما
        کاش کوتاه می سرود ید خندانک
        ميثم اميري
        ميثم اميري
        جمعه ۲۲ مرداد ۱۴۰۰ ۰۳:۱۲
        چرا كوتاه؟
        ارسال پاسخ
        خدیجه وفایی راد ( غریبه)
        پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۰ ۱۶:۴۳
        درود بر شما
        به زیبایی قلم زده‌اید خندانک
        مانا باشید خندانک
        ميثم اميري
        ميثم اميري
        جمعه ۲۲ مرداد ۱۴۰۰ ۰۳:۱۲
        ممنون از شما🌹
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۰ ۲۱:۱۴
        سلام شعر تون بعضی جاهاش خوبه بعضی جاهاشم حروف اضافه زیاد داره بزرگوار
        و صبح با تنهایی چمدانش را میبندد ......عالیه
        ...
        میخواهی از خودت برای خودت به کجافرار کنی....بسیار ضعیف است

        ...
        موفق باشید دوست عزیزم
        در پناه حق
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        هادی محمدی
        پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۱۴
        درود بر شما

        آرزو عباسی ( پاییزه)
        پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۰ ۲۲:۵۰
        درود بر شما ادیب بزرگوار خندانک
        امیر حسینی
        جمعه ۲۲ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۵۰
        سلام جناب بسیار زیبا بود خندانک خندانک
        محمد باقر انصاری دزفولی
        جمعه ۲۲ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۱۱
        بداهه ای تقدیم استاد
        ای جان ما شاعر ما
        شیرین بیان از حال ما
        خوش امدی در شعرناب
        با این دل پراز صفا
        خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0