سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 1 مرداد 1400
    15 ذو الحجة 1442
    • ولادت حضرت امام علي النقي الهادي عليه‌السلام، 212 هـ ق
    Friday 23 Jul 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال رسمی شعرناب

      شعر یعنی جنینی در حال رشد و شعور.احمدی زاده(ملحق)

      جمعه ۱ مرداد

      دلهره هایِ بیمارگونه یِ ساعت هشت

      شعری از

      هانا آزاد

      از دفتر شعرناب نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۱۰۰۰۲۶
        بازدید : ۳۵۹   |    نظرات : ۳۵

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر هانا آزاد

      ماه می پوشاند چهره اش را
      آنگاه تن خود را می کوبد
      بر این بستر هزار ساله یِ منجمد
       
      کاملیا ، گریان و مردد
      می خشکد؛
      در میان انگشتانم
      و داوودی ها، پاهایم را می خراشند
      مردم
      با چشمانی طوسی
      به کنجی می خزند
      و سکوت می بلعد این سرسرا را
      که آرام بخوابی
       
      توبه می هراسد
      از معبد نیلگون من
      گریزانم از تمام رنگ هایِ خنثی
      و به سکون ، مبتلا
      «کبودی» به نرمی
      جدا می کند دست هایِ  ملحفه ای اش را
      از پلک هایِ دردمندِ محکوم به جنبیدن
      و من می مانم و ابدیتی سپید
      آنقدر می نگرم که خود منظره ای می شوم
      به عصمت پرسفونه
      برای تماشا و مردنی شور انگیز
       
      «دیگر آواز نخواهم خواند»
      آرزویی می شود
      در قیامت رز های سیاه
      بر می خیزد و می پیچد در خود
      کم رنگ می شود و تیره
      دور میشود
      و بسیار نزدیک
      آنچنان که قلبم را می فشارد،
      دیوانه سان می شکافدش
      و روح بی دفاعم را ،
      در آغوش می کشد ؛ بُرّنده و پروانه وار
      تا شاید
      گسسته شود
      بند تنفّسِ گرمِ نابجایت
      - گرچه نمی شود -
      و هر دومان
      خوب می شناسیم
      دلایل مِشکینِ خود فریفته را
       
      نوار از هم گسسته یِ یک فیلم
      و ماه به جایِ خود باز می گردد
      هیاهو ، چون کودکیم
      زاده می شود و می دود
      مرگ، بی فکرانه هل می دهد مرا
      و قامت لاله گونم ، بی هیچ تقلایی
      واژگون می شود
      که آرام بخوابی...
      ۱۰
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بانو
      بسیار زیبا و جالب بود
      موفق باشید خندانک
      هانا آزاد
      هانا آزاد
      حدود ۱ ماه پیش
      🌹🌹
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود
      میلاد هشتمین اختر آسمان امامت آقا على بن موسى الرضا ، ماواى دل‏شکستگان و تکیه‏گاه درماندگان
      بر دلدادگان بارگاه و حریمش مبارک باد خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      هانا آزاد
      حدود ۱ ماه پیش
      دوستان عزیز بابت لاین های موجود در زیر بعضی جملات پوزش می طلبم 🙏 متأسفانه قادر به برطرف کردن این ایراد در قسمت ویرایش نبودم ...
      سارا رحیمی
      حدود ۱ ماه پیش
      دردد بر شما بانو هانای عزیز خندانک
      پیروز باشید وموفق بانوی نازنین
      نویسا وماندگار قلمتان خندانک
      خندانک
      هانا آزاد
      حدود ۱ ماه پیش
      بسیار ممنون از شما🌹🌹🌹
      محمد مهدی بخارائی
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بیکران به شما خانم آزاد بزرگوار و گرانقدر و ارجمند خندانک
      زیبا قلمی را رقصانده اید خندانک
      ابتدا باید تصویر را گفت که نوعی سورآلیسم است و کاملاً این موج نو را نشان می دهد . آشوب امواج مغزی ، انفجاری آبی در بستری سیاه و سفيد که در زندانی زرد ، حبس شده است. آشوب آبی ، همرنگ امواج طوفانی دریا ، و زندانی زرد که همان دوری و جدایی است در هر کسی در هر موقعیتی ، و در بسیاری از فرهنگ ها. شاید با مفاهیمی که از رنگ ها ارائه می کنید ، کاملاً هماهنگ نیست اما این معنای معمول برای این رنگها است.
      با ماه و انجماد آغاز کرده اید که در یک زمینه قرار دارد ؛ شب و دوری از خورشید و سرما. تنها کلمه ای که رنگ دیگری دارد ،
      " آرام " است که وقتی به دست می آید که ذهنی نباشد و تبدیل به آشوب آبی شده باشد خندانک
      در این نوشتار زیبا نیز گفتارِ ملموسِ دیگری از رنگ ها ارائه
      داده اید . در انتها ، نوار از هم گسسته این فیلم را می گویید
      که با ساعت هشت ، همخوانی زمانی دارد. ساعت هشت شب ( که با بازگشت ماه به جايگاه خود ، هماهنگ تر است تا هشت صبح).
      آشوبی از دلهره ، که ابدیتی سپید است این تماشا و فنا.
      سپید است ولی قیامت رزهای سیاه است که دیوانه سان حمله ور
      می شود. صنعت تضاد را در این قسمت ، بسیار عالی ارائه دادید.
      شما هستید که استادید ولی به نظر من ، بر روی این زیباترین قسمت از شعر ، بهتر بود بیشتر جولان دهید. مثلا :
      بر می خیزد و می پیچد در خود
      کم رنگ می شود و تیره
      رقیق و غلیظ
      آبی و پر از آب ( اشاره به عکس )
      سیراب و تشنه
      دریای عطش و آتش
      بسیار دور و بعید
      محتمل و نزدیک
      و بسيار نزدیک
      ...
      درود بیکران بر شما خندانک
      هانا آزاد
      هانا آزاد
      حدود ۱ ماه پیش
      درود متقابل بر شما استاد گرانقدر و ارزشمند 🌹🌹🌹🌹
      بسیار ممنون از زمانی که به پای این شعر گذاشتید و سپاس گزارم بابت توضیحات مفید ، زیبا و پر بارتون ...:))))🙏🙏🙏

      در رابطه با توضیح آخرتون
      چشم حتما از سری های بعدی در نگاشتن چنین جملاتی ، دقت و حوصله ی بیشتری صرف خواهم کرد 🌹🌹🌹🌹
      ارسال پاسخ
      مجتبی شهنی
      حدود ۱ ماه پیش
      درود فراوان بر بانو آزاد بزرگوار
      بسیار
      زیبا
      بود خندانک
      هانا آزاد
      هانا آزاد
      حدود ۱ ماه پیش
      🙏🌹🌹🌹🙏
      ارسال پاسخ
      سحر موسوی
      حدود ۱ ماه پیش
      درودها بانوی عزیز
      بسیار زیبا بود
      آفرینتان باد
      هانا آزاد
      هانا آزاد
      حدود ۱ ماه پیش
      درود متقابل و‌ سپاس از شما 🌹🌹🌹
      ارسال پاسخ
      بهنود کیمیائی
      حدود ۱ ماه پیش
      درودها




      ⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘
      هانا آزاد
      هانا آزاد
      حدود ۱ ماه پیش
      🌹🌹🌹🙏
      ارسال پاسخ
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بر نوجوان هنرمند🌺👏
      هانا آزاد
      هانا آزاد
      حدود ۱ ماه پیش
      ممنون از لطف شما 🌹🙏🙏
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود برشما
      بسیار عالی خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      هانا آزاد
      هانا آزاد
      حدود ۱ ماه پیش
      لطف دارید 🌹🙏🌹🙏
      ارسال پاسخ
      پریسا مصلح
      حدود ۱ ماه پیش
      درود برشما خندانک
      هانا آزاد
      هانا آزاد
      حدود ۱ ماه پیش
      🌹🌹
      ارسال پاسخ
      سجاد جم
      سجاد جم
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد جواد عطاالهی
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام و درود
      زیبا سرودید
      خندانک خندانک خندانک
      هانا آزاد
      هانا آزاد
      حدود ۱ ماه پیش
      🙏🌹🙏🌹
      ارسال پاسخ
      سجاد جم
      سجاد جم
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محسن ابراهیمی ( غریب )
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بر شما خندانک خندانک
      هانا آزاد
      هانا آزاد
      حدود ۱ ماه پیش
      🌹🌹
      ارسال پاسخ
      محمد علی رضاپور
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام
      آزاد از غم های کوچک ناشاد باشید
      سجاد جم
      سجاد جم
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد علی رضاپور
      حدود ۱ ماه پیش
      بسم الله الرحمن الرحیم
      سلام و درود
      فرهیخته ی گرانقدر،
      لطفاً در صورتی که شعر پیشرو و مکتب ادبی نورگرایی را، می پسندید و آن را شایان گسترش می دانید،
      با سرایش و نگارش در آن و یا هرطور که شایسته می دانید، در پربارتر شدن این شیوه و مکتب بومی ارجمند، مددکار باشید!
      (توضيحات و نمونه های بیش تر در نوشته ها و سروده های بنده، قابل جستجوست)
      نمونه هایی از شعر پیشرو در مکتب نورگرایی

      1. در گونه ی سه گانی:

      پشت آسمانخراش های انتهای شهر/
      آنچه دلگشای هر سواره و پیاده ای ست/
      کشتزار باصفای ساده ای ست.//


      2. در گونه ی سروش:


      والقرآن الحکیم/
      بارش نور از هوای کریم/
      پای رستاق و قلب پایتخت، مقیم/
      در گلاب شهود.//

      3- در گونه ی سه گلشن:

      “آیینِ مهر از گلشن آموزیم!

      جان را بیافروزیم!”

      باید بپرسی حال شیدای غزل ها را

      باید بدانی در مسائل، راه حل ها را

      بی عشق ماندن، کار این دل های نازک نیست

      زیرک نمی پرسد دوباره مُستدل ها را

      با چتربازان، دوست دارم هم سفر باشم

      تا بنگرم با چشم عاشق هم غزل ها را

      تالاب ها از رقص باران، عکس می گیرند

      نیلوفر آبی، غزلپرداز

      در خاطر من ثبت رسمی کن محل ها را

      بوسیدن چشمان عاشق، رسم خوبی بود

      خود جمع می کرد از قبیله، مُبتذل ها را

      این برج ها، معراجِ نادانیِّ فرعون اند

      آخر! کلانشهرِ گُسَل! بشنو مَثَل ها را

      “وقتی بَدَل ها را به دل، آرایه می سازی

      عکس العمل ها را چرا محکوم می سازی؟!

      حیف است اگر شعرِ تماشا را نپردازی.”

      محمدعلی_رضاپور(مهدی)
      پریسا صمدی
      ۲ هفته پیش
      درود برشما دوست عزیر🌹
      هانا آزاد
      هانا آزاد
      ۲ هفته پیش
      🌹🌹🌹
      ارسال پاسخ
      سجاد جم
      سجاد جم
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سجاد جم
      ۲ هفته پیش
      بسیار زیباست
      هانا آزاد
      هانا آزاد
      ۲ هفته پیش
      سپاس گزارم🙏🌹🌹
      ارسال پاسخ
      مسعود آزادبخت
      ۲ هفته پیش
      بسیار زیبا و پر احساس بود خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      آخرین نقدهای شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0