سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 28 آبان 1398
    23 ربيع الأول 1441
      Tuesday 19 Nov 2019
        مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

        سه شنبه ۲۸ آبان

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        عمو زنجیر باف
        ارسال شده توسط

        سارا شیخ محمدی(سیندخت)

        در تاریخ : دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۸ ۱۳:۱۸
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۱ | نظرات : ۲

        دیوونه کیه؟
        عاقل کیه؟
        جونور کامل کیه؟
        واسطه نیار، به عزتت خمارم
        حوصله‌ی هیچ کسی رو ندارم
        کفر نمی‌گم، سوال دارم
        یک تریلی محال دارم
        تازه داره حالیم می‌شه چی‌کاره‌ام
        می‌چرخم و می‌چرخونم ٬ سیاره‌ام
        تازه دیدم حرف حسابت منم
        طلای نابت منم
        تازه دیدم که دل دارم، بستمش
        راه دیدم نرفته بود، رفتمش
        جوونه‌ی نشکفته رو٬ رستمش
        ویروس که بود حالیش نبود هستمش
        جواب زنده بودنم مرگ نبود؛ جون شما بود؟
        مردن من مردن یک برگ نبود؛ تو رو به خدا بود؟
        اون همه افسانه و افسون ولش؟
        این دل پر خون ولش؟
        دلهره‌ی گم کردن گُدار مارون ولش؟
        تماشای پرنده‌ها بالای کارون ولش؟
        خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش؟
        دیوونه کیه؟
        عاقل کیه؟
        جونور کامل کیه؟
        گفتی بیا زندگی خیلی زیباست؛ دویدم
        چشم فرستادی برام تا ببینم؛ که دیدم
        پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه؟
        کنار این جوب روون معناش چیه؟
        این همه راز، این همه رمز
        این همه سر و اسرار معماست؟
        آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟ نه والله!
        مات و پریشونم کنی که چی بشه؟ نه بالله!
        پریشونت نبودم؟
        من،
        حیرونت نبودم؟
        تازه داشتم می‌فهمیدم که فهم من چقدر کمه
        اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه
        گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه
        انجیر می‌خواد دنیا بیاد، آهن و فسفرش کمه
        چشمای من آهن انجیر شدن
        حلقه‌ای از حلقه‌ی زنجیر شدن
        عمو زنجیر باف زنجیرتو بنازم
        چشم من و انجیرتو بنازم
        دیوونه کیه؟
        عاقل کیه؟
        جونور کامل کیه؟
         
        # زنده یاد حسین پناهی
         
         
        خوانش همین شعر توسط
        آقای محسن چاووشی🌻
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۹۴۹۴ در تاریخ دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۸ ۱۳:۱۸ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        م فریاد(محمدرضا زارع)
        دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۸ ۱۳:۳۶
        خندانک
        سارا شیخ محمدی(سیندخت)
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        تازه ترین نقدها

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0