مریم حیدرزاده
مریم حیدرزاده شاعر و ترانهسرای معروف ایرانی درسال 1356 در تهران به دنیا آمد. پدر او ارتشی و مادرش کارمند بود. اودرهمین شهر بزرگ شده، به دانشگاه رفته ودرنهایت نخستین شعرهایش را سرود.
نابینایی
مریم حیدرزاده از سنین بسیار پایین با مشکل چشم و بینایی مواجه شد. نخست چشمان او بارها عمل شده و تحت درمان قرارگرفت . اما درنهایت بینایی خود را بطورکامل ازدست داد . وی خود میگوید : مشکل چشم من آب مروارید بود. از یک و نیم سالگی تا سه و نیم سالگی حدود سه بار چشمهایم جراحی شد.
با اینکه به یک چشم پزشک پروفسور مراجعه کردیم اما درعمل جراحی ، اعصاب پشت چشمم هم قطع شد تا ارتباط شبکیه با مغز از بین برود و من بینایی ام را از دست بدهم .
روزهای بینایی ام را به یاد دارم
وقتی بچه بودم می دیدم . این را دقیق به یاد دارم . حتی یاد دارم که پلنگ صورتی را با عینک ذره بینی میدیدم و آنرا بخوبی بیاددارم. ازتصاویردیگری که به ذهن دارم یکی هم رنگ قرمز دسته گل عروسی خاله ام است. پس رنگها درذهن من تعریف دارند. درحقیقت مشکل چشم من جزآب مروارید چیزی نبود. اما داستان حسرت نقاشی به جایی دوربرمیگردد. به روزهای سه سال ونیمی ام؛ که یکی ازدوستان پدرم برای من ازکیش یک بسته آبرنگ هدیه آورده بود. آن موقع خیلی ذوق وشوق داشتم که آبرنگ را بازکنم و با آن نقاشی کنم. اما آن عمل جراحی…
بعدازعمل جراحی حسرت نقاشی بامن ماند؛ قد کشید؛ بزرگ شد.هیچ چیزی هم آن جای خالی را پرنکرد. آن حسرت همیشه همراهم بود و همیشه هم از این حسرت می گفتم تا این که هشت سال پیش استادی بهم گفت که بجای اینکه مدام از حسرت نقاشی بگویی ، شروع کن و نقاشی بکش ! و چنین شد که آن کودک سه ساله بعد از چند سال حسرت ، بالاخره بسته ی آبرنگش را به دست گرفت…
تحصیلات
بعد ازبه پایان بردن تحصیلات اولیه ، وی وارد دانشگاه شده و دررشته ی حقوق تحصیل کرد.
خود میگوید : کلاس پنجم ابتدایی که بودم دوست داشتم پزشک بشوم ولی در دوره ی دبیرستان تصمیمم عوض شد. در دانشگاه
رشته حقوق خواندم ولی رشته ام را اصلا دوست ندارم .
اولین فعالیتهای هنری
شروع کار حرفه ای من درسال 75 با یک برنامه ی تلویزیونی بنام " با طراوت " به کارگردانی آقای کاشانی بود که خیلی به ایشان سلام میرسانم و تشکر میکنم چون برای من زحمات زیادی کشیدند.
اجرای بخش عربی این برنامه با من بود بعد اولین کتابم بنام " پروانه ات خواهم ماند " در اردیبهشت 77 منتشر کردم. سال 78 کتاب مال تمام من, سال 79 تقصیرمن نبود, سال 80 مجموعه نامه های عاشقانه , سال81 با تویا هیچ کس, سال 82 دیگرمیذارمت کنار, سال 83 مجموعه نثراین نامه هایی که پاره کردی و پاییز83 کتاب اون یکی رو جز من .
همکاری با خوانندگان بزرگ
بعد از انتشار چندین کار از وی ، کم کم همکاری او با خوانندگان مطرح کشور شکل گرفت. یکی از این همکاریها که بسیار شنیده شد، موزیک نفرین از
محسن چاووشی است.
الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرش
بيای ببينی که همه حلقه زدن دور و برش
الهی روز وصال طوفان شه از سمت شمال
هيچی از اون روز نمونه به جز گلای پرپرش
قسم می خوردی با منی قسم می خوردی به خدا
خدا الهی بزنه توو کمرت توو کمرت
من اهل نفرين نبودم چه برسه که تو باشی
بياد الهی خبرت بياد الهی خبرت
عمرت الهی کم نشه اما پر از غصه باشه
زجرائی که به من دادی خوب بکشی تا اخرش
الهی که يه روز خوش از تو گلوت پايين نره
رسوای عالمت کنن اون چشمای دربه درت
می خوام بدونم قد من عاشقته دوستت داره
اين که رها کردی منو می ارزه به درد سرش
هر چی بدی کردی به من الهی اون با تو کنه
ببینی ديگری به جات رفته شده همسفرش
الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرش
بيای ببينی که همه حلقه زدن دور و برش
ممنوعالکاری
متاسفانه هشت سال، ناعادلانه من را حذف کردند، رشته دانشگاهی من حقوق قضایی بوده است وبا وجود اصطلاح همه در برابر قانون یکسان هستند، در آن دوره همه دربرابرقانون یکسان نبودند و آن ایرادهایی که به من گرفتند را می توانستند به خیلی های دیگر بگیرند.
به من گفتند شما با خواننده های خارج از کشور کار کردید . خیلی ها با خواننده هایی که ازنظر دوستان مطرودتر بودند کارکردند و اسامی شان در تیتراژهای سریالهای ماه رمضانی تلویزیونی نوشته شد . اگر همه دربرابرقانون یکسان هستند باید آن اتفاقی که برای من افتاد برای دیگران هم می افتاد .
دیگر فعالیتهای هنری
وی پس ازسالها دوری ، با انتشار آلبومی ازدکلمه هایش و برگزاری نمایشگاهی از نقاشیهایش به فضای هنری ایران بازگشت . ایشان خود گفته اند : ایده هایم در نقاشی ایده هایی کاملا ذهنی هستند . در حقیقت میتوانم بگویم که در نقاشیهایم حس اشعارم را ترسیم میکنم…
من اولین دختر پس از انقلاب بودم که با مجوز و قانونی توانستم این کار را انجام بدهم . آن زمان دکلمه زیاد مرسوم نبود ، درست است که آلبومهای استاد شاملو را با آهنگسازی زنده یاد بابک بیات داشتیم اما کمتر به زبان محاوره و مردم ترانه بصورت دکلمه اجرا میشد و اگر اشتباه نکنم هر اتفاقی هم که بوجود آمد پس از آن بود، شاید هم آدمهای آن دوره نسبت به الآن با احساس تر بودند . به نظرم همانند یک پازل تمامی این موارد در کنار هم قرار گرفت تا این آثار شنیده شود.
آروزی همکاری با علیرضا عصار
هر کس صدایش قشنگتر باشد و با اشعار من ارتباط برقرار کند من با او همکاری میکنم ولی خواننده ای که خیلی محبوب من است و بیشتر از همه در کارکردن با ایشان راحت تر هستم آقای عصار است, چون به صدایشان علاقه مند هستم ولی تا به حال پیش نیامده با هم همکاری کنیم شاید بدلیل متقاوت بودن سبک خواندنشان باشه و شعرهایی که انتخاب میکند با شعرهای من فرق میکند, ولی خب خودشان می دانند که من صدایشان را خیلی دوست دارم و حتما هم نباید که شعرهای من را بخوانند.
دیگر همکاریهای مریم حیدرزاده با خوانندگان مطرح
خوانندگانی مانند:ابی، مهستی، لیلا فروهر، داریوش، هنگامه، شادمهر، فرزاد فرزین، محسن ابراهیمزاده کامران و هومن، شهاب تیام ،حامد هاکان از اشعار حیدرزاده در آثار خود بهره بردهاند.
ترانههای معروف خانم مریم حیدرزاده
ترانه معروف از خدا خواسته
به من نگاه کن واسه یه لحظه نگاهت به صدتا آسمون می ارزه
من از خدامه بکشم نازتو تا بشنوم یه لحظه آوازتو
من از خدامه پیش تو بمونم جواب حرفاتو خودم بخونم
من از خدامه بمونم دیوونه ات سر بزارم رو شهر امن شونه ت
من از خدامه بمونی کنارم من که بجز تو کسیو ندارم
من از خدامه که نباشی دوری فقط دلم میخواد بگی چجوری
من از خدامه که یه روز دعامون بره تو آسمون پیش خدامون
به عشق اینکه بعد اون همه درد خدا یه بار نگاهیم به ما کرد
ترانه معروف وقتی من رفتم
هیچ کی از رفتن من غصه نخورد هیچ کی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت بغض هیچ آدمی فریاد نشد
وقتی رفتم کسی غصه ش نگرفت وقتی رفتم کسی بدرقه ام نکرد
دل من می خواست تلافی بکنه پس چشه هیچکسی عاشقم نکرد
وقتی رفتم نه که بارون نگرفت هوا صافو خیلی ام آفتابی بود
اگه شب میرفتم خورشید نبود آسمون خوب می دونم مهتابی بود
دم رفتن کسی گفت سفربخیر که واسم غریبو ناشناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من همه آرزوها شو باخته بود
چهره هیچکسی پژمرده نبود گلا اما همه پژمرده بودن
کسایی که واسشون مهم بودم همه شاید یه جوری مرده بودن
ترانه وعده ما لب دریا ، اجرا شده توسط داریوش اقبالی
عصر ما عصر فریبه عصر اسمای غریبه
عصر پژمردن گلدون چترای سیاه تو بارون
شهر ما سرش شلوغه وعده هاش همه دروغه
آسموناش پر دوده قلب عاشقاش كبوده
كاش تو قحطی شقایق بشینیم تووی یه قایق
بزنیم دلو به دریا من و تو تنهای تنها
خونه هامون پر نرده پشت هر پنجره پرده
قفسا پر پرنده لبای بدون خنده
چشما خونه ی سؤاله مهربون شدن محاله
نه برای عشق میلی نه كسی به فكر لیلی
كاش تو قحطیِ شقایق بشینیم توی یه قایق
بزنیم دلو به دریا من و تو تنهای تنها
اون قده میریم كه ساحل از من و تو بشه غافل
قایقو با هم میرونیم اونجا تا ابد میمونیم
جایی كه نه آسمونش نه صدای مردمونش
نه غمش نه جنب و جوشش نه گلای گل فروشش
مگه فرشته هم بده ، اجرا شده توسط ابی
میگن دست های پاک تو، مهمون دستای دیگه ست
میگن نگات پیش منه، اما دلت جای دیگه ست
میگن دروغ بوده که تو، تا آخرش مال منی
چشمای رنگ عسلت، دنبال چشمای دیگه ست
آدم می تونه بد باشه، مگه فرشته هم بده
آخه مگه فرشته هم، رسم شکستن بلده
با شب و مهتاب شنید، این روزها خلوت می کنی
میگن تو خواب و رویاهات، خورشید رو دعوت می کنی
چرا دستای عاشقت، رنگ تابستون نمی شه
وقتی که نیستم اون چشات، خونه بارون نمی شه
غزل خون ، اجرا شده توسط محسن چاووشی
عاشق و مجنونت شدم نخونده مهمونت شدم
کلی پریشونت شدم اما بازم نیومدی
قهوه ی فنجونت شدم شمع تو شمعدونت شدم
خاک تو گلدونت شدم اما بازم نیومدی
همیشه ممنونت شدم من نی چوپونت شدم
آب تو بیابونت شدم اما بازم نیومدی
شعرای ارزونت شدم عمری غزل خونت شدم
تسلیم قانونت شدم اما بازم نیومدی
دنا و هامونت شدم نزدیکتر از جونت شدم
رگت شدم خونت شدم اما بازم نیومدی
خادم و دربونت شدم اسیر زندونت شدم
گلاب کاشونت شدم اما بازم نیومدی
یه جوری مدیونت شدم سنگ خیابونت شدم
ترانه اعتراف ، از فرزاد فرزین
تو که چشمای قشنگت خونه ی صدتا ستاره ست تو که لبخند طلاییت واسه من عمر دوبارست
بدجوری دیوونتم من ، فکر نکن این اعترافه همیشه نبودن تو کرده این دلو کلافه
بدجوری بهم میریزه منو گاهی اتفاقی تو اگه نباشی از من نمیمونه چیزی باقی
بدجوری دیوونتم من تشنم تشنه ی بارون چقدر از دریا ما دوریم بی گناهیم هر دوتامون
من که آسمون نبودم اما عشق تو یه ماهه سرزنش نکن دلم رو به خدا اون بی گناهه
برداشتی آزاد از مقاله ی roozaneh.net
بهمن بیدقی 1404/11/8