سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

زیباتر از این نیست در عالم(بسم الله الرحمن الرحیم)به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید.فکری احمدی زاده(ملحق)مدیر موسس سایت ادبی شعرناب

پنجشنبه ۲۰ آذر

پست های وبلاگ

شعرناب
فریده ابلاغیان
ارسال شده توسط

لیلا طیبی

در تاریخ : ۹ روز پیش
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۶ | نظرات : ۱

فریده ابلاغیان
بانوی زنده‌یاد "فریده (معصومه) ابلاغیان"، شاعر، نویسنده و مترجم، نقاش، آموزگار، ژورنالیست، مربی رقص و از فعالان سیاسی- اجتماعی، لرستانی، زاده‌ی سال ۱۳۳۱ خورشیدی، در بروجرد بود. 
وی با پایان تحصیلات ابتدایی و متوسطه، در رشته‌ی تربیت معلم ادامه تحصیل داد و لیسانس ادبیات فارسی گرفت، و معلم شد، ولی متاسفانه در سال‌های گذر "انقلاب فرهنگی"، او را از کارش اخراج کردند.
وی در ایران با گروه‌های چپ فعالیت سیاسی می‌کرد که گوشه‌هایی از آن را در رمان «سوی روشن ماه» شرح داده است. او در سال ۱۹۸۳ از ایران به صورت مخفیانه خارج شد و به سوئد رفت و در آنجا به عنوان آموزگار زبان فارسی و سپس آموزگار سوئدی در مدارس سوئد مشغول به کار شد.
وی در روز چهارشنبه سیزدهم دسامبر ۲۰۲۳ میلادی - ۲۳ آذر ۱۴۰۲ خورشیدی، مدت زمان کوتاهی پس از تشخیص تومور مغزی، در استکهلم ما را و جهان ما را واگذاشت و رفت.
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
◇ کتاب‌شناسی:
● تألیف:
حمومک مورچه داره - ره آورد - حق با کی بود - خدایان خانه ما (شعر) - سمفونی خواب و لباس عروس - عشق ممنوع مادرهایمان - کلیدهای گمشده - سوی روشن ماه - لبخند چشمان تاریک.
● ترجمه:
خرسی که خرس نبود - اسکار خانه می‌خورد - صحنه سیرک در اختیار شماست - آن سوی رودخانه - یک روز خوب - سامپو لپ کوچولو - خداحافظ رونه! - اُریان، عقابی که از ارتفاع می‌ترسد.
─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
◇ نمونه‌ی شعر:
(۱)
من به زبانی
ساده می‌زیم
و به زبانی
ساده می‌اندیشم
و با زبانی ساده
می‌نویسم
تا در پیچیدگی واژه‌ها خود را گم نکنم.
(۲)
رفتم
تا برسم به جایگاه کوچکم
نگاهم خیره به دهانی که تنها گفت
بنشین!.
(۳)
در منزل اجبار
پشتم از بار بی‌خویشتنی بشکند.
(۴)
نمی‌شود
اما چشم‌ها را بست
و میان این همه دست‌های بسته
یک آغوش باز نیافت.
(۵)
من با تو گمم
ای گم کرده‌ی من
از کدامین افق
سر خواهی زد؟
(۶)
بوی تو
بوی شب است
بوی یک خاطره است
مثل خاک نم‌دار
بویی از گذشته.
(۷)
به سرزمین خون و مرگ می‌روم
و شعری از فلسطین می‌خوانم
و دختری که گفت: 
ـ آن دم که مادرم
با گلوله‌ی سرباز اسرائیلی مرگ را در آغوش می‌گرفت
قلبش را میان دست‌هایش جای داد
تا زخم برندارد.
(۸)
و به پستان‌هامان
هسته‌ی درد آلود
دست زنیم
شرم کنیم
و همه‌ی دنیا را همه‌ی کوچه‌یمان فرض کنیم!.
(۹)
شب رفته است
روز رفته است
جویبار رفته است
من مانده‌ام با خاطری آبستن
و هنوز نزاییده‌ام.
(۱۰)
کودکی‌ام
بر آن بام
و لب آن باغچه
و کنار آن حوض
بی‌من مانده است
و بچه‌های همسایه‌ها
که در کوچه‌های کودکی من
کودکی خویش را می‌سازند
با انباری از دلهره‌ها
کوهی از انفجارها و اعتراض‌ها.
(۱۱)
هان! به نرمی گذر کن
مبادا که خراشیده شود
رد پاهای نگاهم به در و دیوارش.

 
گردآوری و نگارش:
#لیلا_طیبی

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۶۱۱۴ در تاریخ ۹ روز پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0