پنجشنبه ۲۰ آذر
مرتکب گناه
ارسال شده توسط منوچهر فتیان پور (راد) در تاریخ : ۲ هفته پیش
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۳ | نظرات : ۱
|
|
دیروز در منزل عمو رجب بودم که می گفت دلم گرفته نمی دونم ازکجا شروع کنم دارم می ترکم یادم هست هفته گذشته صبح جمعه ساعت 11 بیدارشدم خانمم گفت نهار آماده است می خوری برات بکشم گفتم نه می خوام یه لیوان چای بخورم بعد از ده دقیقه رفتم که نهار بخورم خانمم گفت برو بشین الان برات می کشم داشتم غذا می خوردم که به ذهنم رسید که باید داستان کوتاه بنویسم شایدهم بتوانم در کنارش ترانه ای به سرایم که به سبک خوانندگان کوچه بازاری بخوانم یادم اومد به آن ترانه دختر ناز کوچولو که هر که اون را گوش می داد بدون اختیار اشک می ریخت حالا دختری که در ناز نعمت پرودمش بقول معروف در پشم و شیشه بزرگ کردم قصد ادامه تحصیل در خارج کشور داره چرا که ذهن بچه های ما را اساتید دو تابیعیتی پُر کردند ومی خواهند قشر تحصیل کرده را به آن ور مرزها هدایت کنند واز تخصص آنها به نفع خود استفاده ببرن یعنی طوری بچه های ما را منحرف کردند که یا باید ادامه تحصیل را در خارج بگذراند واگر نشه برن افسردگی خواهند گرفت و مریض روی دستان شما می افتند والا این خودیکی از بزرگترین آسیب های اجتماعی و فرهنگی و نیز اقتصادی ست که تا الان در حال رشد است و ضربه به کشور می زنند و کسی دلسوز این قشر باسواد نیست بنوعی فرار مغزها می نامند کسی هست بگوید مگر ما چه گناهی مرتکب شده ایم که پس از سال ها زخمت و تلاش برای رفاه بچه هامون باید با دوری فرزندان مون مواجه بشیم
|
ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :

|

|

|

|

|
این پست با شماره ۱۶۰۹۴ در تاریخ ۲ هفته پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
درودها⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘