يکشنبه ۲۱ تير
در غربت تهران گمت کردم
ارسال شده توسط طاهره وثوق در تاریخ : چهارشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۴ ۰۳:۰۷
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۱۰ | نظرات : ۰
|
|
حس میکنم در غربت تهران گمت کردم
مابین عابرهای سرگردان گمت کردم
ای نوش داروی تمام دردهای من
مشکل به دست آوردم و آسان گمت کردم
مانند بیتی ناب در شعری خیال انگیز
در لابه لای دفتر و دیوان گمت کردم
دست تو چتر ایمن من بود و ناغافل
یک روز زیر شُرشُرِ باران گمت کردم
از پیله بیرون آمدی در فصل یخبندان
پروانهی از شاخه آويزان گمت کردم
ای حسن یوسف! عطر زنبق! بوی اویشن
با من چه کردی؟ من که در ایوان گمت کردم
گفتم کنار تو به مقصد میرسم اما
در نیمهی این راه بی پایان گمت کردم
هرگوشه میگردم، تورا اما نمیبینم
حس میکنم در غربت تهران گمت کردم
|
ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :

|

|

|

|

|
این پست با شماره ۱۵۸۱۸ در تاریخ چهارشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۴ ۰۳:۰۷ در سایت شعر ناب ثبت گردید