سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

يکشنبه ۲۱ تير

پست های وبلاگ

شعرناب
در غربت تهران گمت کردم
ارسال شده توسط

طاهره وثوق

در تاریخ : چهارشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۴ ۰۳:۰۷
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۱۰ | نظرات : ۰

حس می‌کنم در غربت تهران گمت کردم
مابین عابرهای سرگردان گمت کردم
ای نوش داروی تمام دردهای من
مشکل به دست آوردم و آسان گمت کردم
مانند بیتی ناب در شعری خیال انگیز
در لابه لای دفتر و دیوان گمت کردم
دست تو چتر ایمن من بود و ناغافل
یک روز زیر شُرشُرِ باران گمت کردم
از پیله بیرون آمدی در فصل یخبندان
پروانه‌ی از شاخه آويزان گمت کردم
ای حسن یوسف! عطر زنبق! بوی اویشن
با من چه کردی؟ من که در ایوان گمت کردم
گفتم کنار تو به مقصد می‌رسم اما
در نیمه‌ی این راه بی پایان گمت کردم
هرگوشه میگردم، تورا اما نمی‌بینم
حس میکنم در غربت تهران گمت کردم
 

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۵۸۱۸ در تاریخ چهارشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۴ ۰۳:۰۷ در سایت شعر ناب ثبت گردید

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

رضااشرفی فشی

میهمان غریب جمله این زندگانیم ااااا ویرگولی به زندگانی تو میهمانیم ااااا جز غصه هیچ یافت نشوددر غمار تو ااااا من خود غمار غصه این زندگانیم
ثریا امانیان

تمام زندگی را جمله کردم به جز غصه چیزی پیدا نکردم
سید موسوی (نوریان)

ه اا مثل آن فرشی که صد بار از کمر تا خورده است اا قامت َم با زخم سنگین َش به تبنا خورده است اا آن که غم میخورد مرا گل های باغم را شکست اا ساقه ام از پیچک دل خنجر از پا خورده است اا وصل اگر چون گل نماند هست دریا را شگفت اا تشنگی ام را ب ب خشای شورِ دریا خورده است
میکائیل نجفی(سراب )

تا وقتی هستیم م یازاریم خویش که این دیر رنج است و چون مرارت به سرحد رساند عمر را و آنگاه که لوح عمل به کنکاش برآیند گر نیک باشد که به عاقبت خیر رهایی یابیم و گر بد را جایگاه بخشیدیم که به عاقبت شر دچار شویم پس این چند صبا را ذخیره آخرت خواهیم که اندوه پایان کار ما نباشد اا بداهه
محمد رضا خوشرو (مریخ)

درود ااا توصیه ای به میهمانان صندلی داغ ااا اشعاری که در مشاعره مینویسم را بخوانید ااا آنکه شمشیر ستم بر سر ما آخته است ااا خود گمان کرده که برده است ولی باخته است
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0