سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

دوشنبه ۱۸ خرداد

پست های وبلاگ

شعرناب
خولیو سزار گالان شاعر اسپانیایی
ارسال شده توسط

لیلا طیبی (صحرا)

در تاریخ : يکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳ ۰۳:۵۸
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۰۷ | نظرات : ۰

آقای "خولیو سزار گالان" شاعر اسپانیایی، که استاد دانشگاه ادبیات است، زاده‌ی کاسرس در اسپانیا است. 
ایشان دارای مدرک دکترا در علوم تربیتی و مدرس مدعو در دانشگاه‌های اسپانیا و سخنران همایش‌های مختلف است.
او در حال حاضر به عنوان استاد در دانشگاه اکسترمادورا مشغول به کار است.
از او چندین مجموعه شعر منتشر و اشعارش به چند زبان ترجمه شده است.
خولیو همچنین نمایشنامه‌هایی را هم برای نمایش صحنه در اسپانیا نوشته است.

◇ نمونه‌ی شعر:
(۱)
[عصر دو زیست]
هرگز چنین نوری ندیده بودیم
هنوز تابستان نشده بود
با این‌همه دانه‌های کوچک نمک
اهرامی سفید ساخته بودند
و شعله نقره فام سپیده دمان
عصر دو زیست
متشکل از نور درخشان و کف بر افروخته بود.
ما تیغه‌های نمک خیره بودیم
سحر را درو کردیم و
آتش را عصر دوزیست درخشان
وام گرفتیم و کف و کف بیشتر
اکنون روی جاده‌های این جزیره قدم می‌زنم
بین دسته گل‌های عشاق و تاج گل‌های برای مردگان
انگار مثل اسکیت باز ماهری سر می‌خورم
و با کشش خورشید و باران ملایم تابستان
وارد نور می‌شوم
همان کششی که بیمارستان‌ها را خالی می‌کند
و خاطره مراد ماه و گل‌های ریحان
که از انگشتانت می‌رویند
را به یادمان می‌آورد.
حالا جزر و مد ما را به اکنون می‌برد
و رنگ سفید را
در آغوش امید تکثیر می‌کند.
می‌خواهم تو را زیر این آسمان تماشا کنم
آسمانی که ما را بی‌حرکت و خیره می‌کند
مثل زمانی که اولین بار تو را دیدم
و ما خود را به باد سپردیم
مد دریا ما را به اکنون می‌برد
و ای کاش می‌توانستم
ساکت زیر آفتاب دراز بکشیم
انگار همیشه در بهشت
بوده‌ایم.
 
گردآوری و نگارش:
#لیلا_طیبی

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۵۲۱۴ در تاریخ يکشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۳ ۰۳:۵۸ در سایت شعر ناب ثبت گردید
۲ شاعر این مطلب را خوانده اند

الیاس امیرحسنی

،

نیره صدری

نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

شاهزاده خانوم

در مبل فرو رفتی ااا در مبل لرزیدی ااا در مبل عرق کردی ااا پنهانی بر گوشه ی تقویم نوشتم ااا نهنگی که در ساحل تقلا می کند ااا برای دیدن هیچ کس نیامده است
طاهره حسین زاده (کوهواره)

تنگ نظرهای طمع پیشه باز بر سر مردم آوار می شوند جنگ و جدالِ بیخودی در ره است موجب خسارت بسیار می شوند ااا سلاملار اولسون استاد فخوری گرانقدر زنده باشید دور از گزند اغیار مردم آزار در سایه سار امن الهی سلامت و سرافراز بمانید
رحیم فخوری

رنگ رخسار زنان سپیدتراز کفن مرگ چشمهای ترسازشیشه پنجره دنبال راه گریز می گردد بچه نیز این آتش بازی را دوست ندارنددیوارها بدنبال عصای زیر بغل آدم بزرگها دهانشان می جنبد نه برای خوردن ذ کر ودعا تنها پناه ادمهای بی دفاعبله امشب تبریزیان لحظه های پر اضطراب شب را به حرام چشمان بیدارشان می کنند ودرنفرین بازیگران سریال جنگ نفت
طاهره حسین زاده (کوهواره)

دوباره جنگ دوباره حضور بمب اتم ااا دوباره آینه های شکسته ی مردم ااا پدافند تبریز و صداهای انفجار
محمد حسنی

در آن هنگام که گدایی می میرد هیچ ستاره ی دنباله داری نیست ولی در مرگ شاهزاده گان تمامی آسمانها نور افشانی می کنند
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0