سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

يکشنبه 2 ارديبهشت 1403
  • تأسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، 1358 هـ ش
  • سالروز اعلام انقلاب فرهنگي، 1359 هـ ش
  • روز زمين پاك
13 شوال 1445
    Sunday 21 Apr 2024
      به سکوی پرتاب شهرت و افتخار ،نجابت و اقتدار ... سایت ادبی شعرناب خوش آمدید مقدمتان گلباران🌹🌹

      يکشنبه ۲ ارديبهشت

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      الهام چگنی شاعر لرستانی
      ارسال شده توسط

      لیلا طیبی (رها)

      در تاریخ : چهارشنبه ۷ تير ۱۴۰۲ ۱۷:۱۶
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۵۹ | نظرات : ۰

      بانو الهام چگنی (جودکی) شاعر لرستانی، زاده‌ی سال ۱۳۵۷ خورشیدی، در دورود است، که سال‌هاست به اهواز مهاجرت کرده است.
      نخستین مجموعه شعرش با عنوان "گاهی حواست نیست" توسط انتشارات مهر و دل منتشر شده است. 
      در کتاب "عطرهای گمشده" نیز تعدادی از اشعار ایشان گنجانده شده است.

      ▪نمونه‌ی شعر:
      (۱)
      با تو، پرنده‌ای 
      که زبان باران را
      یک پنجره در من ترجمه کرد.
      که صبح 
      - دیگر با من آشتی نمی‌کند...!!!
      پرده کشیدم 
      تا خاک گلدان را عوض کنم.
      ... و عکس غبار گرفته‌ام را 
      -- از قاب!
      که شور نزند چشم‌هایم از بی‌طلوعی...
      نگاه می‌برم
      -- به ایوان رو به عریانی فصل 
      مشتی واژه می‌پاشم از دفتر ذهن 
      برای پرنده‌ی با تو 
      شاید!
      -- ترنم شاعر در مرا 
      که فراموش صبح و آفتاب آمده‌ست،
      به ترجمه با آبی چشم‌هایت بنشیند...

      (۲)
      حال دلم کفاف می‌کند تا گم شود فلسفه‌ها 
      من با موهای مشکی تراوش‌های ذهنم 
      خوشه می‌چیند نگاهم 
      حاشیه می‌سازی انگار 
      به وضوح می‌شود دید 
      نقاشی مردمک چشمانت را 
      تو...
      قد می‌کشی در نفس‌هایم 
      آن‌قدر که سرازیر می‌شوی 
      از چشمانم.

      (۳)
      با تو تازیانه خورده‌ام
      بی تو تازیانه خورده‌ام
      از تو تازیانه خورده‌ام 
      نان!
      ای شقاوت بی‌پایان!
      ای آن همه صمیمی به خواب‌ها 
      و این همه گریزپای در بیداری 
      غیابت نهایت رسوایی 
      من بی‌قرار لحظه‌های وصل تو 
      هرگز نبوده‌ام 
                     اما بگذار 
                     تا فریاد برکشم 
                     که بی‌تو این صدا نیز
                     هرگز نبوده است.

      (۴)
      هر بار ورق می‌خورد 
      شعرهایم به تو می‌رسد 
      اما 
      خسته‌تر از آنی 
      که روی شانه‌هایت الهام شوم 
      توبه شکستن را عادت دارم 
      مثل قول‌های مردانه‌ات 
      روزی چند بار 
      دلم چشمانت را شور می‌زند 
      شاید شعری نمک‌گیرت کند.

      (۵)
      تمام رخ می‌نگرم
      از پشت پنجره
      به تصویر رویای بلورینم 
      می‌بینم تو را
      با شالی رنگین‌کمانی 
      رد‌ می‌شوی بی‌اعتنا 
      و‌ من نظاره‌گر دور شدن
      روح از تنم 
      می‌نگرم 
      تو را در هم شکسته 
      من ماندم و سکوت و، ویرانی.

      (۶)
      شب،
      از درون‌ من رد می‌شود 
      و به خواب زمستانی 
      فرو می‌رود. 
       
      گردآوری و نگارش:
      #لیلا_طیبی (رها)

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۳۵۹۵ در تاریخ چهارشنبه ۷ تير ۱۴۰۲ ۱۷:۱۶ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0