سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 17 بهمن 1401
    16 رجب 1444
      Monday 6 Feb 2023

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

        دوشنبه ۱۷ بهمن

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        امیرم عاشق
        ارسال شده توسط

        امیرمهدی پسنده

        در تاریخ : جمعه ۱۱ آذر ۱۴۰۱ ۱۵:۰۹
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۹ | نظرات : ۰

        روز های اول که تو را دیدم نمیدانم چرا اصلا از تو خوشم نمی آمد بار ها خواستم با تو ارتباط بگیرم ولی انگاری هیچ جوره از تو خوشم نمی آمد ....
         
        سبزه رخ کم جیغ بزن تو دوبلر نیستی 
        خودت را ز بازی دور کن تو بازیگر نیستی 
        این همه خودت را با دگران گرم گرفتی 
        تو از اهل درستی و خرد هوشان نیستی 
         
        ...... اولین روز که گروه زدم نمی دانم چی شد که تو را راه دادم داخل گروه اشتباه کردم ( نمیدانم ) رفته رفته داشتی مرا از خودم دور میکردی من تو را ز حاشیه پنداشتم و گفتم بدرد من نمی خوری ،
         
        امیر هواست را جمع ‌کن که دلبر عاشق نیست 
        تیغ در مسیر هدف پاره میکند حلقه ای معرفت را 
        این دختر ز همه گرم پنداشت و برای تو تنها نیست 
        خودت را گم نکنی در میانه چشمانی که دروغ می گوید 
        این نگاه ؛ نگاه یک آدمی که می خواهد زندگی کند نیست 
         
        ‌...... عاشقت شدم .....دقیقا همان روزی که داخل تاکسی سرت را گذاشتی رو قلبم نفهمیدم چی شد نفهمیدم ناخونم را گرفتی هوش از سرم رفت ....
         
        آتش در دلم انداختی تمام هواسم رفت 
        مات شدم عاشقی تمام مرا در خود گرفت 
        تنم لرزید فشارم به بالا و به بالا رفت 
        مرا دگر آن آدم قبل نمیبینی آن امیر دگر رفت 
        زین پس هرکجا تو را میبینم دیده دلم رفت 
        چه بگویم چه گویم اصلا عاشق شدم رفت 
         
        ........ مدتی با تو بودم بعد از آن راضم را به تو گفتم و تو مرا پس زدی و ز من دور شدی هرچند میدانستی صداقت عشق من کامل هست رفتی و من یک سال ازت خبر نداشتم و هنوزم عاشق بودم و هستم.
         
        مجنونم بیا باری دگر لیلی که شب بی تو روز نمی شود 
        ستاره چشمک نمیزند دگر آسمان زیبا دیده نمی شود 
        تلخی ز من حاکم می شود و دگر هوش بر من پنهاه نمی شود 
        هرکس دیده تو را بگفت دیوانه گشته ام و بر تو حس ترحم قابل نمی شود 
         
         
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۲۷۹۰ در تاریخ جمعه ۱۱ آذر ۱۴۰۱ ۱۵:۰۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0